نخستین 200 خط.
فانگ
کار امشب چطوره؟
بهتر و بهتر
بله، دوباره من هستم
فانگ هو
من خواننده و ستاره سینما بودم
اما در واقع من
یک ژیگولو هستم
در تجارت
همه من و پادشاه رقصنده ها می نامند
من الان نیمه بازنشسته هستم
و فقط برای سرگرمی این کار و انجام میدم
من الان یک کلوپ شبانه رو اداره میکنم
به اسم های ایکس
همسر سابق من کارگردان هست
بعد از سرمایه گذاری با من تو این کلوپ
او برای ساختن فیلم به آمریکا رفت
اما نظر یه تهیه کننده رو جلب کرد
و خیلی زود ازدواج کردن
اون احساس کرد به من ظلم کرده
بنابراین سهامش و به من هدیه داد
واسه همین
الان اینجا من رئیسم
الان دیگه آدمهای کمی من و به پادشاه رقص میشناسن
اکثر مردم فونگ صدام میکنن
متاسفم ببخشید
دارن شامپاین می پاشن
لذت شو ببر
میخوای یه چتر بیارم؟
نه ممنون
تولدت مبارک
مون کجاست؟
من برگشتم
"هر روز برات آرزو می کنم"
"عشق بازی."
"با آرزوی بهترین اوج برای تو."
"درآمد ده ها میلیون در سال."
"هر شب سود بردن."
"تولدت مبارک."
ممنون
من میخوام خونه بخرم
یه پورشه برونم
یه کیف هرمس پوست کروکودیل حمل کنم
کیم سو هیون و لی مین هو رو به عنوان دوست پسر داشته باشم
تو میتونی
موزیک و خاموش کنید
پلیس! مجوزتون و نشون بدید
همه بشینن
شناسنامه ها رو بیرون بیارید
چقدر مسخره است
چرا باید این کار و بکنن؟
چه اتفاقی
این خل و چله
چی گفتی خانم؟
پلیس ها مثل خوک هستن
به من تجاوز کن
ببخشید قربان
اون مسته
ببخشید
اونها رو نادیده بگیر
خانم دوباره بگو
منظورت چیه؟
پلیس ها مثل خوک هستن
بهم تجاوز کن
دیگه چیزی نگو
اونها رو نادیده بگیر
دوباره بگو
منظورت چیه؟
پلیسها مثل خوک هستن
بهم تجاوز کن
همه شما شنیدید که اون چی گفت
این رقص
هدیه ای از طرف فانگ هست
از مهمانی لذت ببر
تولدت مبارک
به اندازه کافی خوردی؟
نمیذارم بری
اگه از من خوشت میاد
باید شارژم کنی
تو هستی ... ؟
تو یه رقاص از آسمونهایی؟
من نقاط قوت خودم و دارم
که تو کشفش نکردی
پس ما باید خیلی طولانی بررسیش کنیم
من سوشی هستم
من دیک هستم
یادت باشه از من بپرسی
بچه ها
بزنید بریم
اونها رفتن
اوقات خوبی داشتی؟
اگه اینطوره . زودتر بریم
باید فیلم بگیریم فردا 6 صبح سر لوکیشن
خیلی زوده
من جوان و پرانرژی هستم
من سینه های بزرگی دارم و می تونم سختی ها رو تحمل کنم
تا دیر وقت نمون
من باید برم
تو روز تولدم پیش من نمیمونی؟
برو خونه سیندرلا باش با دوست پسرت باش
به استیون قول دادم
قبل ساعت 1 خونه باشم
درسته
برو پیشش
مراقب باش
خوش بگذره
بدرود
دخترا
بیایید بنوشیم تا رها شیم
خواهش میکنم خیلی نزدیکه
من خیلی منتظرم
شما تنها تاکسی اطراف هستید
لطفا
خیلی نزدیکه، شونگ وان، خیلی نزدیکه
ـ تو این ساعت پیدا کردن تاکسی خیلی سخته ـ لطفا
سمت هنگ کنگ یا کولون؟
شونگ وان، خیلی نزدیکه
با من بیا
البته . ممنون
ممنون
هنوز اسمت و نمی دونم
فقط منو فانگ صدا کن
فانگ؟
شما رئیس های ایکس هستید؟
ممنون، خداحافظ
چرا اینقدر دیر اومدی؟
من گرسنه ام
برای خودت غذا بپز
ما حتی رشته فرنگی نداریم
میتونستی بیرون غذا بخوری
من تمام پولم و تو مسابقات اسب دوانی از دست دادم
فردا عکسبرداری زود هنگام دارم
یه مقدار کرایه ماشین بذار
بیست دلار برای کرایه اتوبوس کافیه
بله . قوس بده
دور بزن
مچ به جلو
بله، خوب، حالا برگرد
یک قدم به عقب برگرد، بله
بکش
دست بالاتر
بیشتر به جلو نگاه کن
... مون
هی
ما امروز فرصت انتقام داریم
بوی الکل میدی کی رسیدی خونه؟
من جوان هستم، میتونم تحمل کنم
حدس بزن چی شده؟
دارم بازی میکنم
بزرگترین شی دیو در دنیای هنرهای رزمی
مهارت برتر، آسان برای همه سلاح ها
مهمتر از همه، من امروز با یویو مبارزه می کنم
بنابراین؟
اون جادوگر یویو
همیشه ما رو آزار میده
مثل خدمتکاراش به ما دستور میده
چون تهیه کننده اجرایی دوستش داره
امروز باید انتقام بگیرم
واسه همه ما
سینه هاش و با یه ضربه صاف میکنم
مشکل ایجاد نکن
نگران چی هستی؟
این شبکه تلویزیونی مجوز نداره
به هر حال بسته میشه
من در رده فیلم های بیمار مورد تقاضا هستم
اینقذر درام نساز
اینجوریه
در صنعت سرگرمی
تو از طریق اخبار موقعیت کسب می کنی
بذار مردم همه چیز و بدونن
تو خیلی خوب رفتار میکنی
چه زمانی میتونی جلو بری؟
درست میگم؟
مدیر، آماده است
سر جات باش سوشی
نوبت منه
من سر جام هستم
امروز زنده نخواهی ماند
آفت
هنرهای رزمی
شما خون مردان جوان را می خورد
امروز
من دنیای هنرهای رزمی شما را خلاص می کنم
من به سبک "یین گو" تسلط یافته ام.
اگر می خواهی بمیری بیا
خیلی سخت نیست
این کار رو نکن
درد می کنه
کات
حالت خوبه؟
تو به سبک "یین گو" تسلط داری
غیرقابل نفوذ در سلاح ها ، احساس درد نمی کنه
واسه چی فریاد می زنی؟
یویو ، حال شما خوبه؟
من به شما گفتم بازیگر خوب پیدا کنید با من بازی کنه
بازیگر مزخرف
بدون مهارت بازیگری
حالا هیچ کاری نمیشه کرد
بعد فیلمبرداری صحبت می کنیم، باشه؟
امروز باید به مسابقات اسب دوانی برم
No comments yet. Be the first to leave one.