نخستین 145 خط.
www . AnimeSubtitle . ir | instagram.com/animesubtitle.ir | t.me/animesubtitle
یه هلیکوپتر بفرستین تا جلوشون رو بگیره.
وقتِ حال کردن با تمیزکاریـه.
قیمه شو!
فوروتا-کون.
یهوقت پا روی خونها نذاری ها!
چـ چشم.
بمیر!
میرومو-ساما!
من حواسم به دشمنهای روبرو هست. موتسوکی، مراقبِ کنارهها باش.
باشه.
سایکو، تکون بخور!
با این سطحی که دارن، میتونن توی هر واحدی که بخوان کار کنن.
همهشون بالغ و پخته شدن.
خیلی خب، به پیشروی ادامه میدیم.
اطاعت.
باشه!
باشه!
مایلو!
شو-ساما...
سرتون سلامت باشه.
ماتسومائه، سیسیجی به طبقات پایینی نفوذ کرده.
رییسشون همون زنه است.
فهمیدم.
شو-ساما، برای شما به زودی یه هلیکوپتر روی سقف میشینه،
پس لطفا بالا منتظر باشید.
ماتسومائه،
چرا ماسکات رو نمیپوشی؟
قول میدی برگردی...
به هرقیمتی که شده؟
میتونی این قول رو به من بدی؟
میشه امروز زودتر برگردی؟
باشه.
قول دادیها.
البته.
اون قول رو...
متاسفانه نمیتونم بدم.
ماتسومائه...
شو-ساما، خواهش میکنم زنده بمونید.
زندگی و جونِ من برای شماست.
لطفا نذارید به هدر بره.
اون حرفها...
منصفانه نیست،
ماتسومائه.
بازرس ساساکی، من نگرانِ اتفاقهایی هستم که داره روی سقف میافته.
تو جلوتر برو و ببین کجاها دشمن هست.
اطاعت میشه.
فرمانده شیرازو.
دیگه با خودته.
باشه!
اوف...
نینجای سیسیجی...
کسی این بالا نیست...
شرکتی به این بزرگی...
حتی اونها هم میتونن یه شبه به آخر خط برسن.
شو-ساما، لطفا قوی و پرقدرت شید.
شما قدرتِ گذر از این جنگلِ خار رو دارید.
من به شما ایمان دارم.
شو-ساما، میدونم که این بیادبیـه،
ولی این اجازه رو میخوام که باور داشته باشم...
بنده شما رو...
مثل برادر واقعی کوچیکم، دوستتون دارم.
چه کمدیِ چرندی...
شکست
بازرس ساساکی!
رو سقف چه خبره؟
ساساکی!
هنوز کسی اینجا نیومده.
مثلا داری رحم میکنی؟
لطفا تسلیم شو.
اینطوری، میتونم از سیسیجی بخوام که تو رو به من بسپرنــــ
تسلیم شم؟
من تسلیم نمیشم!
پدرم... همهی اطرافیانم...
جونشون رو برام دادن تا من زنده بمونم.
این بدن دیگه برای من نیست.
مستر ساساکی، من تورو نمیشناسم.
وایسین!
نیروی کمکی؟
اونهارو شکار میکنیم! حواستون حسابی جمع باشه!
نمیدونم چه جونوری هستی، ولی حسابت رو...
بازرس شیموگوچی!
ا-احمقها! برگردین!
هوات رو داریم!
گفتم که فرار کنین!
مگه آرزوی مرگ دارین، دخترهای خنگول؟!
حالا که اینطوره، بهتون میگم، از هردوتون بدم میاد.
هردو مزاحمم هستین، احمقهای بی خاصیت!
برید گمشید دیگه!
راستش ما خیلی دوست داریم با تو بچرخیم، بازرس شیموگوچی.
تا داریم وقتش رو تلف میکنیم، لطفا شما برگردید.
ارتباط با واحد شیموگوچی از بین رفته.
ظاهرا نیروهای کمکی از راه رسیدن!
واحد کویینکس و تیم ایتو برید هوای تیم شیموگوچی رو داشته باشید!
اطاعت.
ولی دلم بدجوری داره شور میزنه.
فکرش رو میکردم...
خیلی قویـه.
دیگه وقتشه این بازی رو تموم کنیم.
با این وضع...
ولی، چه خاکی به سرم بریزم؟
من دیگه...
شو-ساما...
درسته...
آخرین سلاحی که برام مونده...
احساساتمـه!
سوراخ شو ببینم!
وایسین...
همه سر جاهاتون.
داره میاد!
اومنو!
نزو!
یونهبایاشی!
حالت خوبه، یونهبایاشی؟
ممنونم.
اوریه-کون!
شیرازو!
نگهش دار موتسوکی!
باشه!
سایکو!
تـ تموم شد؟
مگه میشه...
شوخیـه نه؟
تابحال ندیدم یه جونور اینطوری خودش رو ترمیمـــــ
ایتو-سان!
دندههام...
هوی، هوی... واقعا؟
یه حفره تو شیکممـه...
بـ بازرس ایههئی
اوکاموتو... کویینکهات...
ها؟
گفتم کویینکهات رو بده بیاد! زودباش!
چـ چشم!
بمیر.
زودباش مثل سگ بمیر! یالله!
سپرم... میتونه...
دووم بیاره؟
ماتسومائه!
مایلو؟!
شو-ساما رو به تو میسپرم.
آخجون!
به پایینتنهم نیاز ندارم!
بازرس ایههئی!
آخهی آخهی...
کی فکرش رو میکرد هایرو خانم شکست بخوره...
No comments yet. Be the first to leave one.