نخستین 200 خط.
اوه، خدايا، بس کن. بس کن.
متأسفم.
ولي مجبور بودم.
مجبور بودم.
ميدونم توئم همچين حسي داشتي.
دلم واست تنگ شده بود.
- به محض اينکه امشب ديدمت ... - من حاملم.
- چي؟ - من حاملم.
تبريک ميگم.
واقعاً واست خوشحالم.
بهتون هشدار دادم که امکان داره اين کار سخت باشه،
و بايد ارادهمون رو قوي کنيم،
وگرنه تو انجام کارمون سست ميشيم.
ميدونم به عنوان رهبرتون جا زدم.
و حرفام چقدر واستون پوچ بنظر ميرسه.
- خواهر پنهلوپه؟ - بله، رهبر؟
ميشه بلند بشين و با خواهر و برادرتون حرف بزنين؟
اونا به تو نگاه ميکنن، اولين آدماي گرفتار شده در پاکسازي
واسه الهام اين کار.
من ... من ...
خواهش ميکنم.
مليسا ...
يکي از ما بود.
و اون ترسيده بود.
ولي الآن ديگه ترس نداره.
چون الآن آزاده.
اون زندگيش رو داد تا بقيه بتونن شفا پيدا کنن.
اين قدرت ماست.
اين موهبت ماست.
ميدونم ترسيدين.
منم ترسديم.
ولي آماده هم هستم.
امشب، ما جونمون رو ميديم
تا فردا دنيا جاي بهتري بشه.
ما دست به دست تا آزادي و عشق پيش ميريم
و براي کشورمون هر کاري ميکنيم.
ما دست به دست تا آزادي و عشق پيش ميريم
و براي کشورمون هر کاري ميکنيم.
ما دست به دست تا آزادي و عشق پيش ميريم
و براي کشورمون هر کاري ميکنيم.
ما يه خانوادهي دوست داشتني هستيم، و هميشه خواهيم بود.
اين، اين تصميم خودمونه.
هميشه به خودتون باور داشته باشين، به هدفتون باور داشته باشين.
يالا، شام آمادهاس.
- اما ما تازه درستش کرديم. - و ميخوايم توش بازي کنيم.
يالا، جدي ميگم. همچي رو جمع کنين.
داشتن همچي رو سر جاش ميذاشتن.
چرا؟ تازه دارن کاملش ميکنن.
ميدونستم.
ميهو، بايد واسه اين تونل يه سقف بذاري.
بيا حوله بيشتري بياريم. باشه؟
- باشه، من ميرم ميارم. - باشه.
ميگل، اگه ميخواي هر چهارتامون توش جا بشيم
نياز به پايهي بزرگتر داريم.
آه، من نميام اون تو.
ما بايد از اين مهندساي راه و ساختمان حمايت کنيم.
- باشه. - بيا، بذار کمکت کنم.
نميدونم چطور با اين بچهها سر و کله ميزني.
دوستون دارم.
همهتون رو خيلي دوست دارم.
گوشت مرا پاک کن، روح مرا آماده کن.
زمان تسليم شدن نزديکه. زمان ناهويدا شدن.
گوشت مرا پاک کن، روح مرا آماده کن.
زمان تسليم شدن نزديکه. زمان ناهويدا شدن.
گوشت مرا پاک کن، روح مرا آماده کن.
زمان تسليم شدن نزديکه. زمان ناهويدا شدن.
خواهر پنهلوپه؟
هيچکس به اندازهي تو وفادار نبوده.
زمان توئه که از اون در بري بيرون و تسليم بشي.
آره.
ساموئل، به سمت مقصد بعديمون برو.
تبريک ميگم، خواهر پني!
ما خيلي بهت افتخار ميکنيم.
ببين رفيق، ميدونم همه اومدن اينجا که تو رو ببينن.
ولي من عجله دارم.
سعي دارم کسي رو پيدا کنم که ممکنه امشب بميره.
آره، مُردن يا زنده بودن تنها انتخابهاي امشبه.
مشکلي نداري.
کارم با ماشين اون بيرون مياد دنبالت.
ببين رفيق، ميدونم کارت ضروريه.
ولي اينجا خيريه نيست. چي واسم داري؟
- يه ماشين دارم. - يه کار يهويي واسه يه ماشين؟
انگار خيلي دلت ميخواد ازت متنفر بشم.
- معاملهمون جور نشد، بچه جون. - اسلحهم چي؟
اون بيرون نگهاش داشتم.
من توي اتاقم بيشتر از ارتش کشور آباني
اسلحه دارم.
اگه مهربون بودم الآن دلم واست ميسوخت.
تمام زواياي قرارداد خوب پيش ميره.
همچي رو طبق قانون جلو ميبرم.
سلام منو به تمام افراد اونجا برسونيد.
قرارداد رسماً بسته شد.
- تبريک ميگم، رئيس. - تو انجامش دادي.
نه، همه به سختي کار کردن.
و از شما دوتا يه تشکر ويژه ميکنم
که امشب به اينجا اومدين.
ممنون، جين.
بايد جشن بگيريم، همم؟
فقط ديوونه بازي در نيارين.
- اما امشب، شب پاکسازيه. - دقيقاً.
خيليخب.
شايد بعداً، باشه؟
جنا، جنا، جنا.
- باهاش حرف زدي؟ - آره.
- بنظرم مشکلي نداره. - جدي؟
چيز ديگهاي نگفت؟
نه راستش. تمام مدت معدب و خوش رو بود.
- مثل ليلا بود. - آره، منم همين فکر ميکردم.
ميدوني با توجه به شرايط شوکه شدم.
خب، بنظر مياد مشکلي نداشته باشه.
اصلاً در مورد پدرش حرفي زد؟
- نه، چرا بايد بزنه؟ - نميدونم.
اون واسه يه گفتگو اونو کنار کشيد.
- يه جورايي عجيبه، نه؟ - نه، ميدوني که اخلاقش چطوريه.
فقط ميخواد بهت ترفيع بده.
پس فکر نميکني بهش گفته باشه؟
- نه. - مطمئني؟
اين کارو در حقم نميکنه.
در حق ما.
خب، وقتي قرارداد رو ببنديم حالم بهتر ميشه.
منم همينطور. چشمت به قرارداد باشه.
فردا، به تمام آرزوهامون ميرسيم.
ببخشيد؟
آقاي استانتون شما رو توي کتابخونه خواستن.
برو تو کارش، عزيزم.
ممنون.
ببخشيد، تا حالا اين دخترو نديدن؟
شرمنده خوشگل پسر. کاشکي ميتونستم کمکت کنم.
ممنون.
هي، هي، چيزي در مورد يه اتوبوس مدرسه نشنيدين؟
يه جور مراسم مذهبي.
هي، تا حالا اين دخترو نديدين؟
- پسره خيلي مصممه، اينو مطمئنم. - نه... بين. نه؟
ميدوني که اون پسر تو مسابقات ماشين سواري پيروز شده. درسته؟
واسه همهمون هزار دلار در آورد.
- اون مسابقه 71ام رو برنده شد؟ - آره.
هي، بچه جون.
خيليخب، وقتشه در مورد ماشينت حرف بزنيم.
چطور به اين چيزا دسترسي داري؟
اگه زيادي تو اين خيابونا کار کني
چندتا رفيق وفادار پيدا ميکني.
پس چرا تو رو اينجور صدا ميزنن؟
منظورم اينه که، حرفم اينه
نبايد بهت بگم پيتر که قبلاً پليس بوده؟
هي، لقب خوبيه.
تا حالا اينو نشنيدم.
اونجاست، اتوبوس مدرسه آبي. بايد خودش باشه.
چي توي اون اتوبوسه که حاضري زندگيت رو بجاش بدي؟
خواهرم.
و کي گفته که قراره جونم رو از دست بدم؟
اين مراسم مذهبي، شوخي بردار نيست، بچه جون.
مخصوصاً رهبرهاشون.
اين بچههاي درمانده جوري به اونا وابسته ميشن ...
که انگار اون خداشونه.
آره، خب، خواهر من يه آدم درمانده نيست.
نميدوني چه چيزايي کشيده.
منصفانهاس.
- تو خانواده داري؟ - آره.
پس ميدوني چرا دارم اين کارو ميکنم.
پسر برادرم رو چند سال پيش توي مراسم پاکسازي از دست دادم.
بزرگ ترين دليلم واسه باز کردن ايجا همينه.
اگه نميتونم مردم رو راضي کني که همديگه رو نکشن
حداقل ميتوني يه جاي امن بهشون بدي که در موردش فکر کنن.
اينجاس. صبرکن، داره کجا ميره؟
يه دوربين ديگه بيار.
جايي که که ميره هيچ دوربيني وجود نداره.
خب، از کجا ميدوني؟
مثل روز سنت پاتريک ميمونه.
هر سال همين برنامهاس.
خداي من، مثل نشان صلح ميمونه.
آره.
تاويس صلح ميفروشه ولي فقط مرگ تحويل ميده.
ايستگاه بعدي حدود يه مايل ديگهاس.
خواهر پنه لوپه، وقتشه.
قبل از اينکه شما رو پيدا کنم تو درد زيادي بودم.
ولي خيلي خوشحالم که شما رو پيدا کردم.
تنها چيزي که ميخوام اينه که امشب باعث افتخار شما بشم.
و اميدوارم ...
اميدوارم باعث افتخار خانوادهم هم بشم.
پنه لوپه عزيزم، پنه لوپه عزيزم اونا بهت افتخار ميکنن.
و همينطور من.
باعث افتخارمه که تو رو به خونه هدايت ميکنم.
اولين آدماي گرفتار شده در پاکسازي.
اولين آدماي گرفتار شده در پاکسازي.
شهروندان جزيرهي استاتن
به شب پاکسازي رأي بله دادن.
اگه مردم از راه قانوني و سالم
بتونن از شر خشمشون راحت بشن
ميزان جرايم پايين مياد، و اين به نفع همهي ماست.
اما قرار نيست که ما به کسي صدمه بزنيم؟
مهم نيست چقدر بهمون پول بدن.
نه، البته که اينطور نيست. شفاف بهتون نگفتم.
شما چه بيرون بريد و چه نريد پولتون رو دريافت ميکنيد.
پس تو خونه ميمونيم، هيچکاري نميکنيم
و دولت بهمون پول ميده؟
درسته. داخل خونه بمونيد، مشکلي براتون پيش نمياد.
5هزار دلار مبلغ زياديه.
- دارن چي ميگن؟ - نميدونم.
وقتي گفتي يه ماشين داري،
نميدونستم همون ماشين معروف رو داري.
No comments yet. Be the first to leave one.