نخستین 200 خط.
*قسمت سیزدهم* شما همگی اولین تماس تلفنی
لی شین رو
که به یاد دارید؟
در مورد خارج شدن قطار از ریل بود
منظورت چیه؟
اونا که همشون زنده بودند
اگر قبل از ریست نباشه
بلکه زندگی قبل از ریست چی؟
چی؟
اگر ما رو دیده باشه ...و از سرنوشت ما
از پیش مطلع باشه چی؟
!درسته
شما
همگی
!مُردید
!جای دنج و قشنگیه
همیشه دلم میخواست بیام ببینمش
چند وقت گذشته؟
یه هفت ماهی میشه؟
تو کی هستی؟
-...تا حالا کجا بو -که چی؟
از دیدنم خوشحال نشدی؟
!مطمئنم راجع به خیلی چیزها کنجکاوید
ببین، بیا اول به حرفهاش گوش کنیم
منظورت از اینکه ما مُردیم، چی بود؟
در طی پنج ریست اول
!همگیِ شما در هر بار مُردید
اما در طی ریست ششم !من تصمیم به نجات شما گرفتم
و شما رو به ریست هفتم دعوت کردم
مگه ما برای اولین بار همدیگه رو تو کلینیک جیان ملاقات نکردیم؟
پس شما کِی و چطور جون ما رو نجات دادید؟
!از چیزی که تصورش رو میکنید، آسونتر بود
شما فقط باید در روز مرگتون !از مکانِ مرگتون دوری کنید
-زودتر تمومش کن، بیا -چشم، چشم
آقای چو به خاطر تعمیر آسانسور
نتونست به دور همی برسه
خانم سو نتونست به پارک بره چون لباسش خیس شده بود
آقای چا به جرم قمارهای متعدد بازداشت شد
شما آقای چا جونگ سوک هستید؟
دارین منو کجا میبرین؟
چه خبره؟
آقای پارک به خاطر پنچر شدن لاستیکش دیر به سر کار رسید
و خانم سو برای تحویل گل به بیرون رفت
اومدم گل تحویل بدم
!همگی شما از مرگ گریختید
با یه زنگ و یه فنجون قهوه
!جون ما رو نجات دادی
فک کردی باورمون میشه؟
سرنوشت همین حالا هم مقدر شده
!تغییر دادنش ساده است
!شما همگی اون رو تجربه کردید
!همکار مرحومت رو نجات دادی
!میتونی یکبار دیگه راه بری
نیاز به هیچ قدرت ماورای نداشتید، داشتید؟
...پس
ما چی؟
ما رو چطور نجات دادید؟
!مطمئن نیستم
چطور دوباره نجاتت دادم؟
چرا همچین میکنی؟
از ما چه کینه ای به دل داری؟
!من هیچ کینه ای از شما به دل ندارم
!فقط کلی زمان دارم
کنجکاو بودم
که چه سرنوشتی
مقدر شده
!یا تغییر پیدا کرده
به همین خاطر این آزمایش رو انجام دادم
اگر سرنوشت افرادی که همین حالا هم مُردند رو تغییر بدم
و برای ریست متفاعدشون کنم داستان به کجا ختم خواهد شد؟
حتی با فرستادن اون سبدهای گل بهتون سرنخ دادم
زندگی ما واست مثل یه شوخیه؟
-جناب بازپرس -!آرامشتو حفظ کن، بازپرس جی
!خیلی وقت نداری
میخوای این چند وقت باقی مونده رو هم به عنوان متجاوز شناخته بشی؟
!ولم کن
!گفتم ولم کن
!ولم کن
شماها کنجکاو نیستید؟
کِی، کجا و چطور قراره بمیرید؟
اگه یخورده نزاکت داشتی، بهت میگفتم
نزاکت؟
گفتی نزاکت؟
تو اصلا نزاکت سرت میشه؟
انتظار داری بیفتیم به پات و هر کاری دلت خواست، بکنیم
درست مثل حیوونی که دارن میبرنش سلّاخ خونه؟
اگه این چیزیه که دلت میخواد ببینی
!این آرزو رو با خودت به گور میبری
خواهیم دید تا آخر هم !همین اعتماد به نفس رو خواهی داشت یا نه؟
قربانی بعدی
!به مرگ مخوفی خواهد مُرد
!خیلی نترسید
من هنوز هم امیدوارم
!شما بتونید سرنوشتتون رو تغییر بدید
جناب بازپرس !قراره سرتون خیلی شلوغ بشه
!همونجا بایست !همونجا بایست
!همونجا بایست
!جناب بازپرس
!راهیم هست که در برابرش پیروز بشیم؟
یا باید از ترس به خودمون بلرزیم و آخر بمیریم
!یا برای نجات جونمون به پاش بیفتیم
در هر صورت، همه چیز به میل لی شین خواهد بود
!یه راهی هست
!حتما به راهی هست
قربانی بعدی
!به مرگ مخوفی خواهد مُرد
پیداش کردی؟
نه مهاجرت کرده، نه مُرده
پس برای چی نمیتونی پیداش کنی؟
!یه کاریش بکن دیگه
!هیونگ جو
!جی هیونگ جو
حواست کجاست؟ !داشتم صدات میزدم
یکی داره دنبالت میگرده
کی؟
خودش بود، نه؟
!همون سونبه که نجاتش دادی
واسه چی اومدی اینجا؟
!این تویی که باید به من بگی
هیچ سوالی از من نداری؟
بازپرس بخش جنایی
!شغل بس خطرناکیه
!و برای امثال تو، میتونه یک تهدید باشه
!میدونم
مطمئنم دلت میخواد یه چیزی ازم گیر بیاری !و بهم دستبند بزنی
!امیدوارم قبل مُردنت، بتونی انجامش بدی
به وضوح دارم بهت میگم
!فرد بعدی به مرگ مخوفی خواهد مُرد
دلت نمیخواد بدونی اون کیه؟
!نقشه ات صد واضحه
میخوای با چند تا حرف، که قادر به تاییدش نیستم !منو تحت کنترل خودت بگیری
!نمیزارم دیگه به اینکارت ادامه بدی
...پس
!باید بیشتر تلاش کنی
!زمان زیادی برات باقی نمونده
برای خانم سونگ به پا گذاشتم
نمیدونم چرا شماها تو کلینیک جیان جمع شدید؟
یا چرا یکی یکی دارید میمیرید؟
تنها چیزی که میدونم
!اینه که هر کاری از دست لی شین ساخته اس
!درست مثل کسی که از آینده خبردار باشه
!همه چیز رو راجع به من میدونست
میخوای بگی داشت برای ما نمایش بازی میکرد؟
احتمالا لی شین هر دستوری بهش بده، اجرا میکنه !چون نقطه ضعفش دستشه
به همون اندازه، از وقتی لی شین به کافه اومد
سر خانم سونگ هم خیلی شلوغ بوده
این دیگه چیه؟ این چیه؟
!اینجا، دقیقتر نگاه کن
مربوط به شرکت حقوقی پارک و پارک ـه
اونها بهترین و گرونترین وکلا رو در کره در اختیار دارند
میخواد برای یه محاکمه آماده شه؟
!همینه که بهش شک دارم
نتایج کی به دستمون میرسه؟
باشه، متوجه شدم خیلی ممنون
-به جونگ ته؟ -هوم، این بار حق با تو بود
بهش عفو مشروط خورده
-جلسه ارزیابی کِیه؟ -هفته بعد
خبر داشتی پارک وون جون مربوط به شرکت حقوقی پارک و پارک ـه؟
!تخصصش گرفتن عفو مشروطه
اگه پارک یه طرف ماجرا باشه !صد در صد باهاش موافقت میشه
راستی، چی شد یهویی در مورد به جونگ ته کنجکاو شدی؟
به وضوح دارم بهت میگم !فرد بعدی به مرگ مخوفی خواهد مُرد
!زمان زیادی برات باقی نمونده
!مرسی بابت پیگیری
...هی! تو...تو
اون چشه؟
!قراره به جونگ ته بزودی آزاد شه
حالا؟
بفرمایید
جناب به جونگ ته امروز قادر به ملاقات شما نیستند
یک ملاقاتی دیگه دارند
بله؟
!از دیدنم طفره میرفتی
چی شده زنگ زدی؟
چو مین هو
هنوز پیداش نکردی؟
!پیدا کردنش خیلی سخته
!پیدا کردنش حتی برای منم سخت بود
تا امروز پیداش نکرده بودی
بعد الان از این هلفدونی پیداش کردی؟
-انتظار داری باور کنم؟ -!باور میکنی بکن، نمیکنی نکن
!چیزی که مهمه حقیقته، نه؟
!چو مین هو الان تو دستای منه
اما تو این هفت ماه
!نرخ آمار درآوردن یخورده زده بالا
بازم پول میخوای؟
...تو آخه چقدر پول
...پول مولُ بیخیال
!باید یه جور دیگه کمکم کنی
...سه رین
...اونی
تو چته؟
واسه چی رفتی کلینیک جیان؟
لی شینُ دیدی؟
هوم
چرا؟ چی بهت گفت؟
!دیرتر از چیزی که انتظارشو داشتم، اومدی
!سه رین، فکر میکردم زودتر از اینها بیای
میشه فقط بهم بگید
کِی قراره بمیرم؟
No comments yet. Be the first to leave one.