نخستین 200 خط.
!آخرین قسمت این کمپ تمرینی بانجی جامیپنگه
...به کسی فکر کنید که بیشتر از همه
میخواید بهش تبدیل شید
!و با یه فریاد بلند بپرید
!من میخوام مدال طلا ببرم
!بانجی
!بابا! دوستت دارم
!بانجی
!من میخوام توی مسابقات المپیک رقابت کنم
!کارت عالیه سون می جونگ
!عاشقتم چا گائول
!خوش بحالت، لی مو گیول
!الان بهترین وقته
!بعدی گائوله
!چیزی که بیشتر از همه میخوای رو فریاد بزن
!بانجی
!بانجی
چرا نمیپره؟- چیزی شده؟-
!گائول چیکار میکنی؟ بپر
!نمیتونم
!امکان نداره
از ارتفاع میترسه؟
نمیدونم والا
...برای پیدا کردن آدمی که میخوای بهش تبدیل شی
!باید بتونی بپری
!چیزی که میخوای رو فریاد بزن
!و بانجی- !تو میتونی-
!من هیچی نمیخوام
فکر کنم حسابی ترسیده
!نمیتونم انجامش بدم! امکان نداره
::::::::: آيــــ(قسمت دهم: واقعا چی میخوای؟)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
...باد میوزه
یکم میخوری؟ سوجی برام بسته بندی کرده
برات خوبه، چاق کننده هم نیست. امتحانش کن
واقعا خوشمزهست
مربی- بله؟-
من چرا اینجوریم؟
چی؟ بخاطر بانجی جامپینگه؟
چیزی نیست، عیبی نداره که نپری
از ارتفاق میترسیدی؟
نه
چرا هیچی نمیخوام؟
قبلا بیشتر از هرچیزی دلم میخواست مدال طلا برنده شم
الان نمیدونم اونوهم میخوام یا نه
واقعا چی میخوام؟
اکثر مردم اینجورین
فکر میکنن میدونن چی میخوان
ولی درواقع چیزیو میخوان که بقیه ازشون توقع دارن
یا طبق عادت یا اجبار یچیزیو میخوان
کسایی هم هستن که بدونن واقعا چی میخوان؟
هستن، ولی خب کمیابن
شما هم همین حسو دارین؟
البته که دارم
پس از الان شروع کن
و دنبال جوابت بگرد
حالا دیگه تنقلات بخوریم؟
چرا که نه؟
خوشمزهست
مربی- بله؟-
من و موگیول باهم قرار نمیذاریم
چی؟
فقط گفتم نکنه سر قضیه بانجی براتون سوءتفاهم پیش بیاد
...فکر کنم اون دوتا
بهترین دارو رو برای افت خودشون پیدا کردن
دارویی خاصی برای نجات از افت و نزول وجود داره؟
البته که داره، عشق
عشق و اُفت توی یه چیز مشترکن
هرکسی دچارشون شه رو توی خودشون غرق میکنن
هرچی بیشتر تلاش کنی ازش خلاص شی بیشتر غرقش میشی
و وقتی پاتو توش بذاری
نمیدونی این یه باتلاقه
وقتی فرو رفتی
فقط یه راه برای نجاتت هست
که دست کسیو که بیرون وایساده بگیری
...تا وقتی که اون دستو نگرفتی
نمیفهمی دست کیه
گائول
بله؟
الان دیگه دوباره باهمیم؟
چی؟
قبل از پریدنم گفتم عاشقتم
...اون که شوخی بود
شوخی نبود
ما دوباره باهمیم، نه؟
...خب
راستش هنوز مطمئن نیستم
...میدونی، اینروزا
...بیا مطمئن شیم اگه هنوزم شک داری
نه؟
من یه مسابقهی ارزیابی درپیش دارم
خیلی اضطراب دارم
بیا بعد از اون مسابقه بریم بیرون
چه بردی، چه باختی، اول بیا پیش من، باشه؟
چی؟
فردا میبینمت
پس... خداحافظ
خداحافظ
..خدایا
ترسوندیم
از کی اینجایی؟
از اولش
تو کمپ به توافق رسیدین؟
آشتی کردین؟
...خب
قبل از بانجی جامپینگ بهش گفتم عاشقشم
خب؟ گائول چی گفت؟
...خب
ما نمیتونیم عاشق شیم
برو سراغش
تا جیم زدنت به نفع من تموم شه
خب؟ دوباره باهاش قرار میذاری؟
نمیدونم
تو چی میدونی؟
درسته
نمیدونم این روزا چی میخوام
تو چی میخوای؟
که طلا رو ببرم
ممکنه آخرین فرصتم باشه
امسال باید یه طلای المپیک ببرم
میرم حموم
چیزی که واقعا میخوام
...آیگو
مگه فردا رو ازمون گرفتن
حتما باید نصفه شبی خسته و کوفته انجامش بدیم؟
کدوم آدم عاقلی اینوقت شب کار میکنه؟
میخواستم تنهایی باهات حرف بزنم
تنها؟
چخبره؟ باز داری ترسناک میشی
درمورد گائوله
گائول چیشده؟
یعنی نفهمیدی؟
چیو؟
!این بده
چیه؟ اتفاق بدی برای گائول افتاده؟
...من فهمیدم
ولی تو نه، اینه که بده
چیو فهمیدی؟
که گائول از تو خوشش میاد
چی؟
این چرت و پرتا چیه؟
مگه خر مغزشو گاز گرفته؟
چرا باید از یه پیرمرد خوشش بیاد؟
چه حرفا
حتما داری درمورد انتقال احساسات حرف میزنی
اگه چنین اتفاقی افتاد
سریع میام از تو بعنوان پیشکسوت راهنمایی میگیرم
اگه اینجوری شد، تو باید پرونده ی گائولو دست بگیری
باشه، ممکنه اشتباه کرده باشم
ولی حسابی حواست به گائول باشه
اگه احساساتی این وسط باشه باید یجور دیگه باهاش پیش بریم
آره درسته طبیعیه
ولی نه، اینجوری نیست احمق نباش
گائول؟
ما از وزارت مجوز داریم
قدم بعدی چیه؟
ورزش مثل سیاسته
درمورد حرکت دادن مردمه
...یه ورزشکار که دچار افت شده
که توی زندگیش کلی سختی کشیده تا به مشکلاتش غلبه کنه و پیروز شه
... و نماینده ی مجلسی که باورشون داره
و حمایتشون کرده
مردم چنین داستان هایی رو دوست دارن
بهترین راه برای انتقال احساساتشونه
اونا میخوان مبارزات و تقلاهای خودشونو تشویق کنن
اگه همش یه نفر برنده شه دیگه باحال نیست
همینطور که اگه فقط یه نفر مسئول باشه جذابیتی نداره
براتون یه داستان عالی میارم
خوبه
تجارت یکنواخت جدید برای انجمن تکواندو
،من تمام پشتیبانی لازم رو به شما خواهم داد
پس ازت میخوام که پروژه رو رهبری کنی
بله قربان- ،و در مورد این-
باید کی وان مدیریتش کنه
به آقای چا بگو که دوست دارم به زودی شام بریم بیرون
چشم، حتما بهشون میگم
وقت کردی، به پذیرش کالج سونگ مین هم یه نگاهی بنداز
همسرمم درگیرش شده، خدای من
اوه، چشم
مطمئن میشم که چیزی نگرانتون نکنه قربان
یه درجه بیارش پایین. میتونم از روی حرکاتت ببینمش هنوز
نمیتونم تحملش کنم
دیدی چیشد؟ مو کیول به گائول چشمک زد
واقعا؟ یو وون چی؟
واقعا باهم قرار میذارن یا چی؟
چقدر دیگه باید بدون مربی تمرین کنیم؟
خدا میدونه
سلام عزیزانم، چه خبرا؟
توجه
تعظیم
خوبه خوبه
خدای من، همتون خیلی خوشگلین
شرط میبندم نبودنم باعث سست شدنتون بوده
هی، جی یونگ
باید یکم جون بگیری
مطمئنا خیلی به خودت آسون گرفتی
بذار ببینم، سون آ، تو باید
تو باید روی رون هات کار کنی
گائول، چرا شبیه افسرده هایی؟
هی، مگه چندسالی نمیشه که منو میشناسی؟
همه چیز رو باهم پشت سر گذاشتیم، بیخیال
No comments yet. Be the first to leave one.