نخستین 200 خط.
و,سه,دو,یک
ملکه تازه به تاج رسیده راکسی گراهام کُشته شده
با کمربند خودش خفه شده . و قتلش هنوز نامشخصه
...میتونید ببینید که جنازشو دارن میبرن
یکی دیگه مُرد.. و این بار پتی حس انتقام جو و رقابتی داره
اخه چطور امکان داره تاج رو بش ندن
سابقه پاک نفر دوم
با مرگ راکسی .پتی صد در صد تاج رو میگیره
.و میدونستم که چه کارایی هم از دستش برمیاد
ولی خب چطور اینقدر زود همه باخبر شدن
وقتی جیغ رو شنیدم کجا بودم؟
من پشت صحنه بودم
تو اتاق ارایشیم
به بهترین دوستم پی ام میدادم
داشتم با دوست پسر جدیدم سکس چت میکردم
من کجا بودم وقتی صدای جیغ شنیدم؟
داوش.. من همونی بودم که جیغ زد
رفتم تا بهش تبریک بگم ..من
خیلی واسش خوشحال بودم
و .. اون اونجا بود
که کُلی گل رز از اینو مغزش زده بود بیرون
مثه یه کلوچه
اخه کی همچین کاری میکنه؟
میدونم وقت مناسبی واستون نیست اقای برنارد
ولی بازم باید از مگنولیا چندتا سوال بپرسم
بپرسید؟
همین حالاشم داره بهتون میگه هیچی از دو روز پیش یادش نیست
آخرین چیزی که یادت میاد چیه؟؟
...ام
با بابام دعوام شد و زدم بیرون
و کجا رفتی؟
بهتون گفتم یادم نمیاد
بنظر خیلی سه بازی میکنه فکر نمیکنی؟
نمیدونی اون نقاشی رو چجور رو دستت گذاشتی؟
چندبار بهتون بگم؟
کاملا پیداست بخاطر اینکه سرش ضربه دیده
حالا .. من ترجیح میدم این روز بد رو تموم کنیم
با کشته شدن یکی از دخترام نه دوتاش
من میخوام مگنولیا رو ببرم بیمارستان اگه مشکلی ندارید
البته جوابشو نده من سوالی نکردم
..منظورم.
من واقعا راکسی رو نمیشناختم خواهرش مگنولیا رو میشناسم
خب اونا تازه فهمیدن که خواهره همدیگه ن
مادرهای متفاوت ولی همون پدر
- کی اینو فهمیدن؟ -شاید چند هفته پیش
ببینم اصن
دعوایی .. مسیله سنگین بود بینشون؟
چطور میتونه نباشه؟
نه,منظوری نداشتم
میدونی .. فقط منظورم این بود که اونا تازه فهمیدن که خواهرن
و منم میدونم که اگه خدایی ناکرده یهو بفهمم یه خواهر دارم
که راجبش نمیدونستم
و یهو جلوم ظاهر میشد
مسیله بزرگی میشد مگه نه؟
منظورم اینه که باید مظنون های بیشتری نسب به مگنولیا باشن
کی گفت مگنولیا مظنونه؟
نگفتی؟؟
تو نفر سوم بودی الان نفر دومی
دوم بودن جایزه ای هم داره؟
یه بورسیه بزرگتر
ولی نه اونقدر بزرگ که بخوام کسی رو بکشم
میدونی رو کی میتونید این تهمت رو بزارید؟
باید اونی رو پیدا کنید که قرار تاج رو بگیره
.پتی بلادل
.رییسم ممکنه هر لحضه برسه
.البته که واسم مهم بود اگه پتی اینکارو کرده
ولی به عنوان وکلیش حق نداشتم سوال کنم
اگه قراره تو پروندش انکار ایجاد کنم
باید یه انکار خوب پیدا کنم
یه لحضه
مهم نبود که به من چقد شک دارن
من باید ارامشمو حفظ میکردم
یا ابوالقاسم فردوسی
رودی...کروز
کروز,ناموسا؟
کاراگاه کروز
! تو یه پلیسی
شما همو میشناسید؟
از این لحضه های تاریخی همجنسگراییم بود
به جز اینکه من بهتر از الن پومپو لباس میپوشم
من به جای تامپسون پروندرو بدست میگیرم
مثله اینکه زده تو کار فیلم لخت شدن و نترسیدن
بابای نانی زد تو کار این فیلمه؟ این رویای باباش بود
- نمیدونم چرا بم نگفت - کارت تمومه
چرا نمیری یه سری مدرک دیگه پیدا کنی
و درم پشتت ببند باشه؟
خانم بلادل وقتی قربانیمون مُرد شما کجا بودی؟
هر چی بیشتر سکوت ورش داره به من بیشتر شک میکنن
چیزی رو که به من گفتی بش بگو
.باید بگی
...ام من
.داشتم بالا میاوردم
حالت بد بود؟
مشتریم مشکل زیاده روی تو غذا داره
چی؟
- ندارم - اره داری
. و خیلی نگرانتم
اینو تو اتاق بنده خدا قربانیمون پیدا کردم
و همین لحضه بود که میدونستم پتی حقیقت رو میگه
مشکلی نیست اگه یکی بخورم فشار خونم خیلی پایینه خدایی
نه.. این مدارکه پلیس ها مدارک رو نمیخورن
.منو ببخشید
محض اطلاعت .من مشکل زیاده روی تو خوردن ندارم
- ..پتی - اگه هم داشتم به کسی ربطی نداره
من فقط سعی داشتم یه بهونه واست جور کنم و فهمیدم یکی خودت داری
داری چی میگی ... من بهت گفتم داشتم بالا میاوردم
به صورت کاملا غیر ارادی
نمیدونستم که داری حقیقت رو میگی تا اینکه سبد شیرینا رو دیدم
وقتی تو کریسشن رو کُشتی هر چی بود و نبود رو میخوردی
اصلا امکان نداشت راکسی رو بکُشی و اون همه شیرینی بزاری اونجا
تو فکر میکنی من کُشتمش؟
باب! تو منو میشناسی
من یه قاتلم ... نه یه قاتل :\
حرفایی که میشنوی رو میتونی بدی به مترجمون ترجمه کنه؟
.فکر کردم که منو باور داری
خودت گفتی همش سرنوشته
یه دختر مُرده اونقدرا رویایی به نظر نمیرسه
.نمیدونم
.فکرشو کن
مرگ راکسی میتونه پاپوشی باشه واسه اینکه کریسشن دور و ورا نیستش
و اگه مگنولیا نمیتونه هیچی از اون شب یادش بیاد
کلا منو از قضیه دور میکنه
.تمام چیزی که میگم
خودت گفتی تاج میتونه یه اینده وافعی واسمون باشه
...و حالا
مثله اینکه زمونه درشو واسمون باز کرده
حالا,کجا بودیم؟
داشتیم تمومش میکردیم
ببینید. شب درازی بوده
میدونم که یه دختر مُرده
ولی تنها چیزی که گیرتون میاد یه مُشت نوجوان وحشت زدن
که مادرشون انگشت رو میندازن سمت مشتری من
حتی ما هم میندازیم
اون به تاج میرسه پس ما مظنون دیگه ای نداریم
باید راحب محل زندگیش زمان واقعی قتل و اینا سوال کنیم
اینا اونقدرا هم مدرک قوی ای نیستن تا وقتی چندتا پیدا کنید
من حق مشتریم رو میفهمم شما میتونید اونو بازداشت کنید
و واسه 24 ساعت نگه ش دارید یا میتونید بزارید بره
.انتخابتونو کنید
هنوز درک نمیکنم چرا راجب سبد شیرینی بشون نگفتی
خود گفتی خوبه واسه یه بهونه
میخوای بهشون بگم که قاطی میکنی
وقتی که یکی رو میکُشی؟ دیوونه ای؟
میدونی.. تو راست میگی .. نمیدونستم ولی یه جا دیگشو بببین
یه چند تا ساعت دیگه داریم تا تاریکی تموم شه که بریم سراغ ماشین کریسشن
ما؟ تو علاقه به کارای صحنه های قتل داری
منظورت یه مظنونه؟
نه یه فرد علاقه مند کسی که خودشو با بازیای خودش یه مظنون جا میکنه
مثله نفر دوم
.کار خوبی نیس
هر شواهدی که پیدا کنن تو مظنون بنظر میای
و اگه تو مظنون در بیای چون تو کریسشن رو کشتی
..پس ماشین رو خودم تنها حلش میکنم
کاراگاهه: خوشحال شدم دیدمت حیف شد جوابمو نمیدادی حالا وقت اعترافه
...ام
..تو بهتره بری خونه .. و بهتره
.و بهتره به یک زنگ بزنی که ننها نباشی
اگه فکر میکنی که قراره جشن بگیرم اشتبباه فکر میکنی
اره.. ببین بهتره من نگرانم که استلا رز ممکن باشه زنده باشه
..اون ممکنه همون کسی باشه که راکسی رو کُشته
- دخترش راکسی رو؟ این دیوونگیه - استلارز دیوونست
من دو بار زیرش گرفتم
- مطمینی -.اره
اره کامل مطمینم زیرش کردم
- خب من دقیق ندیدمش - اوه خدایا
خدایا این کپی فیلمای ترسناکه
فیلم جمعه تاریخ 13 ام رو ندیدی؟ اون مثله جیسونه
- همون آدمست به جای دست چاقو داره؟ - نه باو اون ایکس من بود
جیسون یه پسریه با یه ماسک ترسناک و یه چاقو خیلی بزرگ
و قدرتی داره که نمیتونه زیاده مرگ رو ببینه و زنده میشه
استلارز یه تبه کار حرفه ایه
این جور تبه کارا .برمیگردن
پس تا وقتی که بدونیم استلا رز کجاست
.نمیخوام که تنها باشی
واقعا دلم نمیخواست تنها باشم پس ممنونم که اومدی
.البته
خب. حالش چطوره؟
خب بخاطر اینکه خاطره ای یادش نیست یکم داره رنج میبره
دکترا میگن میتونه بخاطر ضربه مغزی چیزی باشه
یا حتی ضربه احساسی
حتی یه عالمه الکل تو بدنش پیدا کردن
اوه باب
.من متاسفم
اره بدتر از همشون
پلیسا زنگ زدن و گقتن که مجبورن بیان اینجا
و یه سری سوال دیگه از مگنولیا کنن وقتی حالش بهتر شد
یعنی انگار قراره مغز دوتامونو بخورن
...اه
باب..اه
.فکر کنم این تقصیر منه
- منظورت چیه؟ - خب وقتی که پلیس ها ازم سوال کردن
.ممکنه بهشون گفته باشم
که رابطه مگنولیا و راکسی زیاد خوب نبود
چرا همچین کاری کردی؟
خب. عمدی نبود
من فقط... عصبی بودم و نگران و خسته بودم .. فکر هم نمیکردم
.واضح شد
من متاسفم باب
.بگو چی کار میتونم کنم
.فکر کنم به اندازه کافی کردی
No comments yet. Be the first to leave one.