نخستین 200 خط.
آنچه گذشت
قبیلهها رو متحد میکنیم
و من همه رو به سمت افتخار رهبری میکنم
چارلز به اسکاتلند رفته
و داره ارتش جمع میکنه
چیکار میکنی برادر؟
هرکاری بتونم میکنم تا لالیبروخ و
اسکاتلند و هرچی برامون عزیزه رو حفظ کنم
باید افراد رو بیاری به کنیوسی
هرطور میخوای
دو هفته دیگه اونجا میبینمت
کالوم، دوگل با توئه؟
به صلاح قبیله بود
که برادرم توی املاک خودش بمونه
برای نجات قبیلهها و کشورمون
باید باهم متحد بشیم
بیا با سربازای لالیبروخ
بریم پیش پرنس چارلز
نمیتونم مثل یه شکستخورده پیش پرنس برم
وظیفه ماست که از کشورمون دفاع کنیم پدر
من میجنگم، حتی اگه تو نخوای
اینطور مثل احمقا به من زل نکن بیشعور برو پیش افرادت
متوجه نمیشم
در مورد پسرت که برای جکوبایتها میجنگه چی میگی؟
اون اختیار خودش رو داره
و اگه بریتانیاییها پیروز شدن اون پیمان ازم محافظت میکنه
ارائــهای از TvWorld & IranFilm
ترجمه از ایـلیـا و مهـرداد EILIA & Mehrdadss
ما با صد نفر قلعه بوفرت رو ترک کردیم
با سفر درازی پیش رو
تا به مارتا و فریزرهای لالی براخ بپیوندیم
ولی بین راه تعدادمون کمتر و کمتر میشد
خیلیها که از رفتار لرد لاوت
با خانواده و زمینهاشون ناراضی بودن ما رو ترک کردن
سایمون جوان رو فرستادیم تا متقاعدشون کنه و برگردن
و بهشون وعده بده بعد از جنگ بهشون زمین میده
این کار یه انگیزه بهشون داد تا براش بجنگن
که براش بمیرن
اگه همه چیز طبق نقشه پیش میرفت همه به پرث میرسیدیم
تا اونجا به ارتش شاهزاده ملحق بشیم
مورتا
ببخشید که جشن استقبالتون رو
یه خورده زودتر از رسیدنتون برگزار کردم
انتظار داشتم 5 روز پیش برسین اینجا
آره آره
گذشتن از کاریاریک بیشتر از چیزی که فکر میکردیم طول کشید
گذروندن گاو و گوسفندا چند روز زمان برد
فکر نمیکردم بتونی از اون حرومزاده
یه تیکه نون بگیری چه برسه به سرباز
به نظر نمیرسه زیاد به دردبخور باشن
ظاهراً لاوت بهترین افرادش رو پیش خودش نگه داشته
پس دوتایی باید حسابی روشون کار کنین
باید حواسمون بهشون باشه
نزدیک کینیوسی 30 نفرشون میخواستن جدا بشن
سایمون جوان رو فرستادیم تا برگردوندشون
اون بچه رو هم آوردین؟
آره ولی پدرش حتی دعا هم برامون نکرد
لرد لاوت بیطرف میمونه
آره اون راسو رو خوب میشناسم
- بنوشین تا گرم بشین - ممنون
آره
!بانوی من! سرورم
فرگوس، پسر جون
حالت خوبه
مورتا خوب ازت نگهداری کرده؟
نه نه نه نه وحشتناک بود
مجبورم کرد جورابش رو وصله کنم و غذاش رو براش بیارم
فقط میخواستم این بچه رو
برای زندگی توی کوهستان آماده کنم
!بچهان دیگه
میرم با زنها صحبت کنم
بهشون بگم امروز هرچقدر میتونن نون بپزن
باشه
بانو کلیر
دهنم رو با ویسکی شستم
تا یه بوس آبدار ازت بکنم
!انگوس
خوشحالم میبینم یهکم عوض شدی
خیلی وقته ندیدمت کلیر
مطمئناً همینطوره روپرت
سلام
خب، ویلی کجاست؟
چیزی شده؟
- بهشون بگو - اون جوونک
رفت و قاطی مرغا شد
با یه دختر ایرلندی
با خانواده عروس رفتن آمریکا
ما هیچوقت اسم یه خائن حرومزاده رو به زبون نمیاریم
میدونین، ازدواج برای شماها هم خیلی خوبه
به دایی عزیزت خوشامد نمیگی؟
!دوگل
آره
- خوبی پسر؟ - آره
باوجود مصیبیتی که گرفتارش بودی
بهتر از این نبودم
و بانوی بروخ توراخ
تصویری از زیبایی واقعی
بدون تو اسکاتلند لطفی نداره دوگل
پس کالوم نظرش رو عوض کرده؟
قبیله مککنزی به نهضت ملحق میشه؟
نظر کالوم مال خودشه. برای من مهم نیست
ما اومدیم که قلب و شمشیرمون رو
در اختیار هدفی باشکوه قرار بدیم
فقط شما سه نفر؟
وقتی میخواستیم توی زندان ونورث
بریم به جنگ 200 تا انگلیسی
حرفی از تعدادمون نزدی
- راستش 400 تا بودن - به نظر من که 500 تا بودن
پسرم
وقتی فهمیدم به نهضت جکوبایتها پیوستی
خیلی بهت افتخار کردم
انگار که پسر خودم برای خودش مردی شده
میدونم من و تو در گذشته اختلافاتی باهمدیگه داشتیم
ولی همیشه منتظر روزی بودم
که در کنار هم مبارزه کنیم
و الان زمانش رسیده
برای افتخار
برای اسکاتلند
پس با آغوش باز قلبتون رو پذیرا میشم
و شمشیرتون رو
همهتون رو لازم داشتیم
میتونین توی آموزش بقیه بهم کمک کنین
آره به نظر که کار سادهایه
همین که بهمون ملحق شدن ارزش خودشون رو نشون دادن
قلبشون از انگلیسیها بزرگتر و قویتره
شاید اینطور باشه ولی برای جنگ اصلاً آماده نیستن
موقع رژه برای پیوستن به ارتش شاهزاده وقت زیادی برای آموزششون داریم
نه اونا رژه بلد نیستن
راه میرن، جست و خیز میکنن
ولی چیزی از رژه بلد نیستن
باید یاد بگیرن
قبل از اینکه به ارتش شاهزاده ملحق بشن
اونا فقط چندتا رعیت و
دهقان و آهنگر هستن
بیشترشون تاحالا نجنگیدن و اسلحه به دست نگرفتن
اینجا هم زمین خوبی برای آموزش دادنشونه
...پس
تصمیم گرفتم چند وقت اینجا بمونیم
پس تصمیمتو گرفتی؟
آره
همینطوره
خوشحالم میبینم منطقی هستی دوگل
خیلیخب
یه گروه از سربازای اسکاتلندی درست میکنیم
نباید وقتو تلف کنیم
جیمز فریزر این مهارتهای نظامی رو خودش بهم یاد داد
و باور کنین
همهش رو بهتون یاد میدم
و شما همهش رو یاد میگیرین
حالا صف تشکیل بدین
دو تا
وقتی اینو شنیدین
دو تا صف
دقیقاً در کنار همدیگه
اینجا
پاهاتون رو بذارین اینجا
برین تو صف !برین تو صف
کینکید، تکون بخور دیگه
فکر کردی دشمن معطل میمونه
تا شماها صف بکشین؟
کی سلاحهای بهتری بهمون میدین؟
اول باید یاد بگیری چطوری وایستی
بعد باید یاد بگیری چطور حرکت کنی
و اگه تونستی این دو تا کار رو درست انجام بدی
یه شمشیر میذاریم تو دستت و یادت میدیم چطور انگلیسیها رو بکشی
ولی تا اون موقع، صف بکشید
داری به چی میخندی حرومزاده؟
...وقتی این صدا رو شینیدین
به سمت چپ میچرخین
به چپ چپ
!سمت چپ خودت! چه مرگته ؟
تو مغزت تاپاله هست؟
! خبردار
!توجه کنین
به چپ چپ
!یالا، حرکت
فرگوس کوچولو توپ رو بنداز
ایول فرگوس نشون بده چی بلدی
کینکید چرا انقدر تنبلی
مردک گامبو
داره میاد سرجوخه
خیلیخب
- چوب رو بده - بزن ببینم
خوبه جوری بزن که خیلی دور بشه
- باشه؟ - باشه
!مال منه
فرگوس. فرگوس
چرا ناراحت شدین بانو کلیر
فقط داشتیم بازی میکردیم
گفتم برای بانو آب بیار، نگفتم؟
...- آره ولی فقط - برام مهم نیست
باهام بیا
فاصلهتون رو حفظ کنین
یادتون باشه. اون سربازا
آموزش دیده و حرفهای هستن
بیا اینجا بیا اینجا
قداره اسکاتلندی
اگه میخواین بزنین به سرش
شونهها رو نشونه میگیرین اینجوری
حتی یه سرباز بامهارت و حرفهای نقطه ضعف خودشو داره
No comments yet. Be the first to leave one.