هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Second Husband E39 HDTV KoreanAngels
ناشر shahlaz
@KoreanAngelsترجمه و زیر نویس شهلاز

برچسب‌ها

HDTV
hdtv
HD
تاریخ انتشار: 2021-10-09
تعداد دانلود: 9
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

چرا مادر بزرگ این کلید براش مهم بوده؟

اینها چیه؟

چقدر نازن

سون هوا کجاس؟

اوه صبح بخیر

اینهارو نگاه کن

برای سون هوا گرفتی؟

...خب

این مادر بزرگه

اون یکی سبیوک

در ضمن این آخری

که از همه زشت تره سون هواس

...چقدر تو نمکدونی

ایجوری میخوای سر ذوق بیاریش

خوش به حال زن آیندت

نمیخوای ازم تشکر کنی؟

تشکر کردن کلاً یادت رفته

همین یه بار نادیده میگیرم

فکر نکن تنها موندی

...اینهارو به عنوان

خانوادت درنظر بگیر و ازشون مراقبت کن

باشه؟

با من خوب نباش

دوباره شروع کرد

نمیخوام مُختو بزنم نگران نباش

اگه باهام خوب باشی

یهو دیدی بهت چسبیدم

...من ممکنه هر کی رو گیرم اومد

بهش بچسبم و بخوام بهم کمک کنه

گفتی من به یکی نیاز دارم که بهش تکیه کنم

من شونه امو بهت قرض میدم

بهش تکیه بده و آروم شو

اینطوری میتونی نفس بکشی

من همون یکی میشم برات

بهتره یک مدتی هیچ اقدامی نکنی

الان به نظر خطرناک میاد

باشه باهات در تماسم

حالتون خوبه؟

زخمی شدین؟

من خوبم

خیلی ممنونم

شما حالت خوبه دختر خانم؟

بله من خوبم

واقعا خدارو شکر

فکر نکنم حالتون خوب باشه

اگه بگید کجا میرین من شمارو میرسونم

نه ممنون واقعا متشکرم

چقدر قیافه ات به نظر آشنا میاد

قبلا ما همو دیدیم؟

مطمئن نیستم

باشه پس متشکرم

عزیزم چی شده؟ آسیب دیدی؟

یهویی یه موتور پشت سرم پیداش شد

- یک موتور سیکلت؟ - سوار ماشین شید ، لطفا

سوار شو

فکر کنم خانم جو این انداخته

سانگ می

...در مورد متعلقاتی که مادر بزرگ سون هوا گذاشته

متعلقات؟

کنجکاو نیستی بدونی چیه؟

آره خیلی کنجکاوم

اگه اون پیرزن یه ثروت کلون گذاشته باشه براش

...اگه یک کلید طلایی

براش گذاشته باشه چی؟

...بخاطر همین اون راهبه تا اینجا اومد

تا به سون هوا پیغام بده

من فکر کنم یه چیزی از پول مهمتر گذاشته

مهمتر از پول؟

تو این دنیا از پول چی مهمتره؟

خیلی چیزا مامان

مثلا راز تولد

اسرار زیادی که نمیشه فاش کرد

راز؟

پس این مال مادر جگیونگه

به لطف شما الان بهترم

متشکرم

لطفا مواظب باشید

ای وای

ایوای شما همون دخترخانم دیروزیه ای

ایوای سلام

برای طب سوزنی اومدین؟

آره

نکنه بخاطر من دیروز زخمی شدی؟

...خب

خیلی مهم نیست فقط کمی دستم درد داره

ایوای چقدر بد

بدجوری انگار زخمی شدین

نه اصلا فقط مچ پام پیچ خورده

اگه شما نبودی خیلی بدتر از این میشد

واقعا ممنونم

من فقط کار درستو انجام دادم

راستی ،مونده بودم چطوری اینو بهتون برگردونم

فکر کنم این از دست شما افتاده

مال شماس ..درسته؟

بله همینطوره

راستش خیلی دنبالش گشتم

نمیدونی چقدر ازت ممنونم

خوشحالم که مال شماست

- پس با اجازه - صبر کن

بیا یه فنجون چای باهم بخوریم

دیروز خیلی دلم میخواست ازت تشکر کنم

اما اینقدر گیج شده بودم که نفهمیدم چی شد

خواهش میکنم اشکالی نداره

منتظر میمونم کارت تموم بشه با هم بریم

ای وای پس باید برگردی سر کار

پس میذاریم برای یه فرصت دیگه

تا محل کار میرسونمت

- واقعا؟ - آره

متشکرم

پس تا قنادی هانوک میتونم باهاتون بیام؟

قنادی هانوک؟

شما اونجا کار میکنی؟

بله من اونجا قنادم

ایوای شیرینی پزی و اینجوری به دستت آسیب خورده

اشکالی ندارد. خیلی عمیق نیست

باشه بیا بریم

باید شکر بیشتری بهش اضافه کنیم

می تونیم به جاش کمی نمک اضافه کنیم.

درست میگی بعدش شیرین تر میشه

چرا این روزها دستبندتو دستت نمیکنی؟

چه دستبندی؟

واقعا که ناامیدم کردی

حتی یادت رفته که برات دستبند خریدم

همونی که برام قبل از عروسی گرفتی؟

خیلی ناراحتم میکنی

سر این چیزا ناراحت نشو

فکر کنم تو فرانسه موقعی که اسبابامون باز میکردیم گم شد

متشکرم ، خدا حافظ

دنبال چیزی میگردی؟

دستبند

شما قبلاً در جواهرفروشی نزدیک شیرینی پزی دائکوک کار می کردی ، درسته؟

بله حدود چهار سال پیش

احتمالا یادت میاد این مرد از این دستبند دوتا خریده باشه؟

مطمئن نیستم

شاید با این زن اومده خریده

دوتا دستبند یه جور خریده

متشکرم

تا ابد برام عزیز می مونه

آه بله یادم افتاد ، درسته

دوتایی اومدن و خانمه ازش خواست او ندستبند براش بخره

هر دو رو با هم خرید؟

البته که نه

مرده بعداً دوباره تنها اومد و یکی لنگه همونو خرید

میدونستم که با یکی دیگه هم هست

بخاطر همین یادم موند

...احتمالا

رسیدی چیزی هست که بشه ثابت کرد؟

فیش های فروش و رسید کارت اعتباری باید نگهداری شده باشه

اما من خیلی وقته کارمو ول کردم

آهان بله

ممنون بخاطراطلاعاتی که بهم دادی

در ضمن

میخوام یک دستبند لنگه همین سفارش بدم

باشه

جگیونگ و سانگ هیوک

میخوام این حقیقت فاش کنم که شما دوتا برای زندانی کردن من پاپوش درست کردین

هر مدرکی شده پیدا میکنم که شمادوتا بهای کاری که باهام کردین بپردازین

اوپا ، یه چیزی هست که باید بهت بدم بیا ببینمت

کجا بیام ببینمت؟

باید برم دیدن یه مشتری

...سون هوا

بعد از اینکه فهمید پسر مرده سعی کرد خودش بکشه

حالت خوبه؟

غذا خوردی؟

چرا غذا نخوردی؟

حتی اگه میل نداری بازم باید بخوری

رنگت پریده

...بهت زنگ زدم

چون فکر می کردم نگرانم میشی اوپا

خیلی وقته اینجوری صدام نزده بودی

اوه ببخشید

این یه عاد قدیمیه که اوپا صدات بزنم

بدون فکر از دهنم در اومد

من تو قنادی هانوک کار میکنم

تو زندان پخت یاد گرفتم

آدمها میگن چیزایی که می پزم خوشمزس

که اینطور

خدارو شکر

تو باید همینطور زندگی کنی

گرچه مادربزرگ و سبیوک دیگه کنارت نداری

لطفا شاد باش و به زندگیت ادامه بده

اگه اینکارو بکنی روزهای خوشتم میرسه

...با شنیدن این حرف

باعث میشه خنده ام بگیره

گرچه سبیوک با تو نیست

معنیش این نیست که زندگیت تموم شده

سون هوا

متاسفم

...حتی یک لحظه هم نبوده

که تو رو دوست نداشته باشم

...از بچگی

همون زمانی که خیلی فقیر بودم

...رویام این بود که

برای خودم یه ساختمون داشته باشم

درسته

ساختمون خودم

من فقط پولو بر عشق ترجیح دادم

... اگه ترکت کردم

و بهت خیانت کردم بخاطر این نبوده که دوستت ندارم

پول برای من همه چیز بود

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left