نخستین 200 خط.
هشت سال پیش من دادستان بودم
روی محاکمه قتلی که کشور رو بهم ریخته بود
هنگامی که هیاتمنصفه "ستاره فیلم "سووی جانسون
به جرم قتل دو نفر بی گناه تشخیص داد
من داغون شدم
"تو هرکاری میتونستی کردی ، "مایا
زندگی و همه کسانی که اونجا بودن رو ترک کردم
اما بعدش اتفاق غیرقابلتصوری افتاد
اون دوباره مرتکب قتل شد
"باید برگردی ، "مایا
این بار باید گیرش بندازیم
جسیکا ژاکت رو آورد بهم داد
مدرکی که سووی داشته کتکش میزده
حاضرم پیشنهاد 18 میلیون دلار بدم
برای اطلاعاتی که منجر به یافتن قاتل واقعی جسیکا بشه
نه ، بی خیال چیکار میکنی؟
نه ، خواهش میکنم ، میدونی که نمیتونم با دست خالی برگردم پیش رئیس
دستیارم ... اون هر چی که نیاز داشته باشی بهت میده
نه ، نه
ما نمیتونیم ازعهده هزینه نگهداری
حفاظت رو هر جزئیات دیگه ای بربیایم
..."تعقیب کننده "مایا هدایا رو میذاشته جلوی در خونه اش
اون یه مرد رو تو اتاق نشیمن "مایا" به قتل رسونده
حداقل زندگیت الان خیلی راحت تره
با اون آدم "ولف" که از سر راه رفته کنار؟
آره
"فردا میبینمت ، "لئو
فکر کنم خیلی چیزا رو گفتم
بعضی وقتها خیلی حرف میزنم
و منو تو دردسر میندازه
من واقعا باید به هتل ام برگردم
دوست پسرم منتظرمه
روز 25ام
چی؟
اولین گوشواره ای که بهت دادم
"در طول محاکمه "سووی جانسن
تو اونا رو پوشیدی ...روز25ام
تو میدونستی دارم نگاهت میکنم تو اونا رو تو تلویزیون پوشیدی ، درسته؟
من ، میخواستم قدردانی خودمو نشون بدم
بعدش تو هشت سال پیش اینجا رو ترک کردی تو منو از بین بردی
تو باید بهم میگفتی که اونا از طرف تو بودن
باید ازت تشکر میکردم
وقتی که تو برگشتی قرار بود... میدونی؟
...ولی بنظر میرسه اون
اون همیشه این اطرافه ، میدونی؟
"من تو رو خوب میشناسم ، "مایا
چطور یه قاشق کره بادوم زمینی میخوری
وقتی قند خونت پایین ـه
چطور تلویزیون نگاه میکنی وقتی استرس داری
و شبکه غذا ، وقتی تنهایی
میدونم که به پنی سیلین حساسیت داری
میدونم بعضی وقتها تو به استراحت بیشتر از نصیحت نیاز داری
اون تو رو تا این حد میشناسه؟
حاضره هرکاری بکنه که تو خوشحال باشی؟
"مایا"
من یه مرد رو بخاطر تو کشتم
برگرد اینجا
ااه
اه
ااه
اه
"مایا"
اه
کمک ، لطفا یه نفر کمک کنه
خواهش میکنم
مایا؟
اوه ، خدای من
"سی جی"
تو حالت خوبه
تو خوبی ، تو خوبی
تو حالت خوبه ، گرفتمت
* ترجمه و زیرنویس : * سعیـد " این قسمت : مخاطره "
مطمئنی حالت خوبه؟ زخمی نشدی؟
پزشک منو مرخص کرد
فقط چند تا خراش برداشتم خوبم
لئو بیشتر از من تو این ساختمون کار میکرده
هیچ وقت نمیدونی
من دسترسی امنیتی اونو غیرفعال کردم
و تعداد نگهبانان اطراف ساختمان رو سه برابر کردم
دوربینهای امنیتی نشون میدن که اون گاراژ رو ترک کرده
و از جنوب فرار کرده
پلیس داره منطقه رو بررسی میکنه و خونه اش رو چک میکنه
ریو" ، خوبی؟"
آره
آره ، سلام
نگرانت شده بودم
تو
بهت گفتم که به مراقبت بیشتری احتیاج داره
ببین ، منم عصبانی ام ولی این بعهده پلیس ـه
اونا جزئیات امنیتی "مایا" رو بیرون کشیدن
برام مهم نیست که رئیس "رابرتز" رو بیدار کنم
و از رختخواب لعنتیش بکشم بیرون
از شما بچه ها میخوام 24 ساعت هفته سایه اش باشین
تا این روانی رو بگیریم
شما به من زل زدین ، بیکار شدین
هی ، اوه ، هی حالت چطوره ، رفیق؟
خب، بزودی صندل های پلاستیکی رو نمیپوشم
...اما از اینا گذشته
اینجا ...چیکار میکنی؟
تو اینهمه آشوب دیشب یادم رفت بهت بگم
دوستت ،..، جورجیا؟
آنجلا ؟ اون استعفا داد
روزم داره بهتر از قبل میشه
آره، میخواستم بیام تو و همه این
چیزهایی که میفرستن رو ببینم
سووی" ، تو داری وقتت رو تلف میکنی"
در مورد یه چیز حق با "آنجلا" بود
18میلیون دلار تموم دیوونه ها رو میکشه بیرون
نه ، گوش کن
یه چیزی واقعی پیدا کردم
آره
یه پیشخدمت در "مندویل" تو لاس وگاس
میگه که "جسیکا" رو آخر هفته تو هتل
تو روز ریاست جمهوری دیده
نه ، نه ، درسته اون اونجا بوده
و این چه ربطی به قتل اون داره؟
...خدمتکار میگه که یه شخصی رو دیده
"که اونو برده تو یه ماشین "استون مارتین
"اون دروغ گفته ، "ولف
اون بهم خیانت میکرده
خب، معناش این نیست که باید بری به این مکان تاریک
نه، همش با عقل جور در میاد
یعنی ، بعد از اینکه از سفر برگشت
به نظر متفاوت میومد، از راه دور
... به همین دلیل باک رو استخدام کردم که تعقیبش کنه
اگه این یارو اونو کشته باشه چی؟
اون آدم جدید رو پیدا میکنم ما بررسیش میکنیم
به اندازه کافی خوب نیست، رفیق
خودم دارم میرم ، اوه ...نه
و تو با من میای
آره
من تازه قمار رو ول کردم ازم میخوای برم وگاس؟
من تو رو از دردسر دور نگه میدارم
تو فقط نُه تا انگشت داری
چطور میتونم قاضی سانگ رو متقاعد کنم
که بذاره تو از ایالت خارج بشی ؟
همونطور که گفتی، واسه همینه که بهت پول زیاد میدم
نمیدونم به رئیس چی گفتی
ولی من دو نفر رو مثل چسب با خودم داشتم ، خب ممنونم
این حداقل کاریه که میتونم انجام بدم
امنیت تو نگرانی شماره یک منه
...اما تا زمانیکه اینجایی
شنیدم که "جولیان جانسن" تو دیدار دیشب چیزی بهت گفته
اون اعتراف کرد ژاکت رو جاسازی کرده
و حاضره که شهادت بده
که معناش اینه که "ولف" نمیتونه تلاش کنه
بقیه مدارک ما رو خراب و نابود کنه
اون داره "گیب جانسن" رو تخریب میکنه
امروز صبح ، ما یه کپی دریافت کردیم
"از گواهی امضا شده از خواهرش ، "استار
که میگه "گیب" اون و سووی رو تا جنگل دنبال کرده
و اینکه "گیب" بدون تحریک به سووی حمله کرده
هیچ اشاره ای به ساک ورزشی سوخته شده
یا یا یکی از اونا نداشته
این یک دروغ محض و کامل ـه
خب، این دروغ رو هیاتمنصفه ممکنه باور کنه
ولف" از قبل به اعتبار گیب ضربه زده"
اون برای دفاع از خود به "سووی" ضربه زده
خب ، من نگران اینم که داره به تاخیر میندازش
من یه تماس گذاشتم تو متلی که اونو قرار دادیم
دو روزه که اونو ندیدن
تنها چیزی که میدونم اینه که ما یه کسی رو دارم
که میگه یه کیف حاوی مدارک هست
و یه کسی که داره میگه اصلا وجود نداشته
این یه مشکل ـه
باید "استار جانسن" بیاریم طرف خودمون
تو باید تلنگری بهش بزنی
چون الان پرونده ما به نخ لعنتی بنده
من بازداشتم؟
مربوط به جزئیات امنیتی منه
داستانش طولانیه
میشه صحبت کنیم؟
بیا تو
باید یه لطفی بهم بکنی
دفتر دادستانی باید بهم یه تضمین بده
گیب؟
چه خبر شده؟
نگرانت شده بودم شنیدم متل رو ترک کردی
اون فعلا اینجا با من میمونه
به این دلیل اومدی؟
...نه ، استار ولف" اونو گیر انداخته
که بگه کیفی که "سووی" بهت داده اصلا وجود نداشته
اون داره دروغ میگه
حرفتو باور میکنم
ولف" داره سعی میکنه از دخترت استفاده کنه"
برای ایجاد یه شک منطقی
اما فکر میکنم یه راهی دارم که درستش کنم
اگه بتونی اونو متقاعد کنی که بیاد و شهادت بده
که مجبورش کردن یه بیانیه دروغین بنویسه
استار" دختر پدرشه"
این بچه که مبارزه طلبیده از لحظه ای که
از رحم اومده بیرون کنترل شده بوده
پس او باید بدونه که در مقابل چی قرار داره
چون اگه اون تو جایگاه قرار بگیره و دروغ بگه
بخاطر سوگند دروغ پیگیریش میکنم
به نظر یه اتمام حجت میاد
منظورم این نبود
فقط میخوام که تو از خطرش خبر داشته باشی
دارم
تنها چیزی که مایا از استار میخواد گفتن حقیقت ـه
No comments yet. Be the first to leave one.