نخستین 200 خط.
برنامه پیشرو دارای الفاظ رکیک است
نمیتونی زمان رو به عقب برگردونی
تا جلوی اتفاقی که برای سارا افتاد رو بگيری
تابستون ۲۰۱۸؟
.من تابستون ۲۰۱۸ توی یه ماموريت بودم خوب پیش نرفت
،تابستون ۲۰۱۸ زمان رو به عقب برگردوندید؟
آره
سلام
سلام
چند بار؟ - زیاد -
،باید دوباره بریم باید دوباره تلاش کنیم
ماموریت موفقیتآمیز بود
تو رو از پاریس یادم میاد
آخرین مامور زنده
دنیس ربروف
اون تقریباً توی همهی لیستهای تحت تعقیب تروریسم توی جهانـه
اون کارمند سابق لازاروسـه؟ - یکی از باهوشترین و بهترینهای ما -
تو میخوای زمان رو به عقب برگردونی؟
آره
«A_R_Z_110» ترجمه از @ARZ_110_SUB
باشه
اوه! سلام، فِی
سلام
همه چیز خوبـه؟
همه چیز عالیـه
خیلیخب. همگی بیایید جمع شیم
یه گروهـه به اسم شکوه از دست رفته
اسمـشون شبیه کمپین ،آگاهی از ناتوانی جنسیـه
،اما یک گروه کاملا جدی هستن
،و ما معتقدیم طی چند ماه آینده
پسر بزرگ به دست اونا میرسه
ربروف تایید کرد که اونا گروهی هستن که باهاشون توی پاریس کار میکرده
اوه، ویرجیل آیزاک
رهبر گروه شکوه از سال ۲۰۱۵
اگه کسی بدونه که پسر بزرگ کجاست، این مرده
سرنخی از اینکه کجا هستن داریم؟
خب، ما اطلاعات مشخصی از ،طرف ربروف گیرمون نیومد
اما اینترپل یه سرنخی درمورد
یه پایگاه احتمالی توی جمهوری چک بهمون داده
۸۰کیلومتریِ پراگ
پس، به شکار میریم
سلام - سلام -
ببین، منم میخوام توی این قضیه باشم
توی ماموریت؟ نه، تو نمیری
بیخیال، آرچی. من به این احتیاج دارم
چرا؟ چرا بهش نیاز داری؟ در حال حاضر چه بخشی از پیوستن به
به یه تیم ویژه توی یه زمین خشک در اروپای شرقی
برای مبارزه با تروریستها رو نیاز داری؟
خب، من میخوام مفید باشم
.خب، تو مفید نیستی در حال حاضر نیستی، مخصوصا توی میدان عملیات
چرا نیستم؟
فکر میکنی چون یکی رو از دست دادم باعث میشه ضعیف باشم؟
میتونم این کار رو انجام بدم
ببین، من بهت اعتماد دارم، باشه؟ این در مورد اون موضوع نیست
.ولی من توی برگشتنـت عجله نمیکنم و این حرف آخر منـه
،اونا یه گروه شبه فاشیست هستن
،آزادیخواه
مردم رو از قید چیزهای مختلف ،آزاد میکنن و اینجور چیزا
گروه مزخرف بیهوده
شکوه از دست رفته». یا عیسی»
بهم بر میخوره که دارم با این افراد کار میکنم
آره، خب، اینترپل بهمون ،در مورد پایگاهـشون یه سرنخ داده
پس به زودی، اونا اصا با کسی کار نمیکنن
اگه اونا از بین برن، بهترین شانس من برای رسیدن به پسر بزرگ از بین میره
.آروم باش. بمب جایی نمیره کلید چاشنیـه
اون پایان بازیـه
پس چطور چاشنی رو بگیرم؟
میفرستمـت پیش یکی که میتونه اون رو برات درست کنه
کی؟
یکی که احتمال اینکه گلوت رو ببره
و توی یه قبر بینشون دفنـت کنه ...اندازه اینـه که کمکمـت کنه، اما
حدس میزنم این خطریـه
که باید حاضر باشم قبولـش کنم
آره، عالی به نظر میرسه. اگه لازاروس قبل از اون موقع به بمب برسه چی؟
به شکوه از دست رفته بگو که دارن میرن سراغـشون
خب، اونا شماره تلفنی دارن؟
یه صفحه یوتیوب دارن
داری مسخرم میکنی
نه
.یه پیام قانعکننده براشون بنویس خودشون میزنن به چاک
و چاشنی؟
،خیابون سانتا ترزا
،صفر، هشت، صفر
دوازده، بارسلونا
آدرسـش اینـه
،وقتی به اونجا رسیدی ،از طرف من بهش میگی
«این نمیتونست به هیچ روش دیگهای جلو بره»
ببخشید، یه کم سرده - آره -
فکر میکنم این بدترین قسمت بارداری باشه، درستـه؟ سرد بودن شکم
تا زمانی که یه توپ سنگین داره از واژنـت خارج میشه
اون قسمت مسلماً بدتره
و به نظرت چند شب طول میکشه
تا نوزاد در طول شب بخوابه؟
حداکثر یه هفته؟
میخوای بدونی چی داری؟
!داشتن یه اوقات واقعا خوب چیزیـه که دارم
وقتی استرس داره زیاد حرف میزنه
چیـه؟
یه پسر کوچولو
...یه پسر کوچولو
اوه، وای
نمیدونم چی بگم
«معمولاً میگن «تبریک میگم
گندش بزنن، جَنِت، خودت قرارداد رو میدونی
طوری برنامهریزی کن که زمان بارداریـت قبل از نقطه بازگشت باشه
وقتی اونطور میگیـش خیلی عاشقانه میشه - جنت -
آرچی. ما دقیقاً برای این برنامهریزی نکرده بودیم، میدونی؟
دلایلی وجود داره که این قوانین وضع میشن
بین ژانویه و ژوئن باردار شو
،و اگه به سال قبل برگردیم
بدترین چیزی که از دست میدی احتمالا یه بارداریـه
بین جولای و دسامبر باردار شو
اونوقت ممکنـه یه چیز خیلی - بدتری رو از دست بدی میدونم -
بدترین چیزی که از دست میدی میتونه خیلی بدتر باشه
،اولاً، من قبلاً یه بار یه بارداری رو از دست دادم
پس بیا اون رو نادیده نگیریم، باشه؟
ثانیاً، طوری با من صحبت نکن که انگار قوانین رو نمیدونم
من بیشتر از تو توی این کار بودم
ببخشید - اشکال نداره -
!نه
پس زمان زایمانـت کِیـه؟
تقریباً ۱ جولای
اگه زودتر باشه چی؟
اگه نوزادت قبل از نقطه بازگشت به دنیا بیاد چی؟
و ۱۲ ماه به عقب برگردیم؟
چرا سقطـش نمیکنی و پروتکل رو دنبال نمیکنی؟ چرا این خطر رو قبول میکنی؟
این بچه منـه. این یکی
این تمام چیزیـه که وجود داره
خب، پس تبریک میگم
!نه
فقط برای یه مدت میرم یه جایی، عشق
یه کاری دارم که باید انجام بدم
فکر میکنم ممکنـه همه چیز ...یکم دیوونهوار باشه، صادقانه بگم، اما
اونجایی
نمیخوام دروغ بگم، بدون تو چمدون بستن به درد نمیخوره
تو بهم میگی
برای یه آخر هفته به این همه تیشرت نیاز ندارم
اسپری خوشبو کننده بدن به اون بزرگی برندار»
«فقط مجبور میشی تو فرودگاه بریزیـش دور
میخوام چیکار کنم، هواپیما رو با اون خوشبو کننده منفجر کنم؟
.آنلاین بلیط گرفتم ،کارت پروازم رو چاپ کردم
پس اون رو با پاسپورتـم ...جلوی کیفـم میذارم
...مثل همیشه که بهم میگی
گندش بزنن
سلام؟
آهای؟
تو کی هستی؟
:ربروف منو فرستاده. اون بهم گفت «این نمیتونست به هیچ روش دیگهای جلو بره»
چقدر؟
چقدر چی؟
چقدر توی دردسر افتاده؟
یه سری اطلاعات به ما رسید و ما چندتا از دوستاش رو گیر انداختیم
یکی از اونا ربروف رو لو داد
اون هیچ دوستی نداره
صد البته - بعد از نقطه بازگشت بوده پس -
در جریان نقطههای بازگشت هستی؟
من هم مثل تو توی لازاروس بودم
کِی؟ - خیلی وقت پیش. دنیس به این موضوع اشاره نکرد؟ -
نه - درمورد من چه چیزی بهت گفته؟ -
این رو که احتمال اینکه گلوم رو ببری اندازه اینـه که کمکـم کنی
ببین، من ازت میخوام که برام یه چاشنی درست کنی
...من نیاز دارم به یه
میشه لطفا یه بسکویت بهم بدی؟
برو توی اتاقـت بازی کن
من و دنیس خیلی وقتـه که همدیگه رو ندیدیم
اما ما یه سیستمی داریم
عباراتی که با معانی مختلف به همدیگه منتقل میکنیم
«به این شخص اعتماد کن» «مراقب باش.» «بلافاصله بُکُش»
پیام های متفاوتی که فقط خودمون میدونیم
«این نمیتونست به هیچ روش دیگهای جلو بره»
ها
این معنیـش چیـه؟
برای شام میمونی، جورج؟
چقدر خون؟
زیاد نیست. فقط لکهبینیـه
لکهبینی چیـه؟ - بروشورهای بیصاحاب رو بخون و اونوقت میدونی -
،خب من بروشورهای بیصاحاب رو نخوندم پس چرا تو بهم نمیگی؟
لکهبینیـه! همون چیزیـه که به نظر میرسه. دیدن لکههای خون
زیاده؟ خیلی زیاده؟ - !نمیدونم، من دکتر نیستم -
باید صدای اون آژیرهای کوفتی رو بلندتر کنن
خوبـه. شما کاملا سالم هستید، حال بچه خوبـه
اوه، خدارو شکر - مطمئنی؟ -
چون فکر میکنم توی راه چند نفر رو زیر گرفتم
شوخی میکنه
،ببین، بعضی وقتا پیش میاد
و مادران بسیار وحشتزده زیادی اینجا میان
اما اصلا جای نگرانی نیست - ...فقط اینکه -
این یه بارداری حساسـه
اما یه بارداری سالم هم هست
هر خونریزی دیگه یا ،هر سوال یا نگرانی بود
همیشه مستقیماً به همینجا برگردید
سعی کن دیگه کسی رو زیر نگیری، باشه؟ - اوم -
من توی موقعیت هستم
در انتظار دستورات
بله. ما اینجاییم، شیو
چه خبره؟
یه اطلاعات مخفیانه گرفتیم که یه دولت سرکش در حال برنامهریزی
برای فروش تسلیحات شیمیایی به کره شمالیـه
شیو الان توی موقعیتـه. شما کجا بودین؟ - هیچجا -
اون خونریزی داشت - چی؟ -
No comments yet. Be the first to leave one.