Hook, Line and Sinker

Hook, Line and Sinker

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Steins Gate 0 EPS 01-11
Steins Gate 0 EPS - 01-11 AnimeSubtitle
Steins Gate S2 EPS - 01-11 AnimeSubtitle
ناشر AnimeSubtitle
AnimeSubtitle.ir > https://t.me/animesubtitle > https://www.instagram.com/animesubtitle.ir/

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2018-06-21
تعداد دانلود: 39
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 183 خط.

www ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ AnimeSubtitle ‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏ ir | instagram‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏com/animesubtitle‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏ir | t‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏me/animesubtitle

میلادی2036/06/07

مایو‏-‏نه‌سان‏،‏ پس این همه مدت اینجا بودی‏.‏

سوزو‏-‏چان‏.‏‏.‏‏.‏

بابا و بقیه دارن دنبال‌ت می‌گردن‏.‏

گفتن که می‌خوان عملیات رو شروع کنن‏.‏

مایو‏-‏نه‌سان؟

چی می‌شد؟

چی می‌شد اگه اون‌موقع‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ دست‌ش رو می‌گرفتم‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏آیا ممکن بود این آینده‏،‏ طورِ‌ دیگه‌ای رغم بخوره؟

اون روز‏،‏ اگه هیکوبوکوشیِ من به زندگی بر می‌گشت‏،‏ ممکن بود همه‌چی عوض شه‏.‏

چی می‌شد اون‌موقع‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ دست‌هاش رو می‌گرفتم‏.‏‏.‏‏.‏

فروش ویژه‌ی عید

شما درحال پایین رفتنی‏،‏ درحال غرق‌شدن در گذشته‌ی خودتون‏.‏‏.‏‏.‏

عمیق و عمیق‌تر‏.‏‏.‏‏.‏

و وقتی بیش‌تر در عمق فرو رفتید‏،‏ اون‌جاست که یه نور می‌‌بینید‏.‏

اون نوری که می‌بینید‏،‏ چه رنگی‌ـه؟

قرمزه‏.‏‏.‏‏.‏

درونِ اون نور‏،‏ شخصی که براتون خیلی مهمه‏،‏‌ ایستاده‏.‏

اون فرد‏،‏ از خانواده‌ی شماست؟

نه‏.‏‏.‏‏.‏

پس شاید یه دوست یا معشوقه‌تون باشه‏!‏

ما حتی دوست هم نیستیم‏.‏‏.‏‏.‏

من و اون‏.‏‏.‏‏.‏

هاه‏!‏ اوکارین‏!‏

چی شد؟ مگه نگفتم نمی‌خواد منتظرم بمونی؟

چطور گذشت؟

آه‏،‏ اومم‏.‏‏.‏‏.‏

خب‏،‏ اون‌جورها هم که از خواب‌درمانی تعریف می‌کردن نبود‏.‏

ولی گفت که حالم بهتر می‌شه‏.‏

واقعا؟

آره‏،‏ اما باید چند جلسه‌ی دیگه هم پیش‌ش برم‏.‏

حق با تو بود مایوری‏.‏ خوشحالم که اومدم اینجا‏.‏

خیالم راحت شد‏.‏

آخه این روزا احساس می‌کنم خیلی تو خودتی و ذهن‌ت مشغول‌ـه‏.‏

معذرت که نگرانت کردم‏.‏

مشکلی نیست‏.‏

بریم یه چیزی بخوریم؟

به حساب من‏.‏

اگه اینطوره‏،‏ بریم یه سر به آکیبا بزنیم؟

چندوقت پیش روکا‏-‏کون و فریس‏-‏چان من رو اونجا برده بودن‏.‏

آکیهابارا گفتی؟

دوست نداری؟

چرا‏،‏ بریم‏.‏

آخیش‏!‏

پس به بقیه می‌گم که داریم میایم‏.‏

فریس‏-‏چان؟ حدس بزن چی شده‏!‏

دیگه وسط زمستونیم‏.‏‏.‏‏.‏

اما حال و هوای اون تابستون رو داره‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ انگار همین دیروز بود‏.‏

اومم‏،‏ گفته بودن همین‌جا منتظرمون هستن‏.‏‏.‏‏.‏ اوه‏!‏

روکا‏-‏کون‏!‏ فریس‏-‏چان‏!‏

تو‏-‏تو‏-‏رووو‏!‏

سلام مایوری‏-‏چان‏.‏

وای‏!‏ کیوما‏!‏

خیلی وقته ندیدم‌تون‏،‏ روکاکو‏،‏ فریس‏.‏

اوکابه‏-‏سان‏.‏‏.‏‏.‏

کیوما‏!‏ دلم واست یه ذره شده بود‏،‏ میو‏!‏

هوی‏!‏ زشته دختر‏!‏

چی‌چی رو زشته؟ من که می‌دونم خوشت میاد‏،‏ میو‏!‏

خب‏،‏ ازت می‌خوام دختر خوبی باشی و دیگه به من نگی کیوما‏.‏

چرا آخه؟

چون یادآور گذشته‌ی تاریکی‌ـه‏.‏

از همون گذشته‌ی تاریکی‌ که مثلا جادوگرهای قرون وسطایی مخفی می‌کردن؟

نه بابا‏.‏

خیلی خوشحالم که دوباره می‌بینمت‏.‏

من گه‌گداری مسیرم به آزمایشگاه می‌خوره اما اصلا تورو اون‌جا نمی‌بینم‏.‏

سرم شلوغه این روزها‏.‏

نگو که عضوِ یه تشکیلاتِ مخفی شدی‏!‏

نه‏،‏ درگیر برگزاری سمینارهای دانشگاه هستم‏.‏

میو؟

درضمن‏،‏ باشگاه و باقیِ چیزها هم هست‏.‏

میو میو؟

اوکابه‏-‏سان و باشگاه؟

تحقیق درمورد بشقاب‌پرنده‌ها و موجوداتِ افسانه‌ای و از این چیزها؟

نه‏،‏ باشگاهِ تنیس‏.‏

هه؟‏!‏

چون استاد راهنمای من توی دانشگاه این باشگاه رو پیشنهاد داد‏.‏

پس درحال تنیس بازی کردنی‏.‏

سلطانِ مسابقاتِ ویمبلدون اومد‏،‏ نه؟

پس به خاطرِ تمرین‌ـه که سرت شلوغه‏،‏‌ آره؟

خـ خوب‏،‏ دیگه نه اونقدرها هم تمرین نمی‌کنم‏.‏

پس داری چی‌کار می‌کنی‏،‏ ها؟

خب‏،‏ چی بهش می‌گفتن‏.‏‏.‏‏.‏ قرار گـ گروهی‏.‏

قرارِ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏گروهی؟‏!‏

چی؟‏!‏

اوکابه‏-‏سان‏،‏ داری سر قرار گروهی می‌ری؟

چطور تونستی؟ نگفتی ماهم آدمیم؟ صدمه‌ی روحی می‌بینیم؟

خیلی چندش شدی جدیدا‏،‏ آقا‏!‏ ایش‏!‏

دعایی چیزی برات خوندن؟

حالا نمی‌خواد انقدر سرم جوش بزنید‏.‏

به هرحال‏،‏ از یه دانشجوی معمولی چه انتظاری دارین؟

ای دخترباز‏!‏ ای دخترباز‏!‏

یالله بگو ببینم کیوما‏!‏

چطور تونستی‏،‏ اوکابه‏-‏سان؟

‏-‏‏-‏امممم‏-‏‏-‏ ‏-‏اوه‏،‏ یوکی‏-‏سان پیام داد‏!‏

اتفاقی افتاده؟

نه‏.‏‏.‏‏.‏

گفت‌ش اگه آکیبا باشم می‌خواد من رو ببینه و یه چیزی نشونم بده‏.‏

توی آزمایشگاه‏.‏

مشکلی نیست‏.‏

بریم‏.‏

فروشگاه تلویزیون قدیمی

هوم هوم هوم‏.‏‏.‏‏.‏

دلت جنگ می‌خواد آره؟

الآن اون روی ترولیِ خودم رو نشون‌ت می‌دم‏!‏

‏«‏معمولی‌ها باید بمیرن‏»‏ اصلا دوستمون نبود‏!‏

تو با پارتنون عروسی کردی‏،‏ بی‌شعور‏!‏

بابایی‏.‏‏.‏‏.‏

وو‏!‏ هرچی کانال و شبکه‌ی مجازی‌ـه رو به آتیش می‌کشم‏!‏

من به نمایش نرسیدم‏!‏ چطور ممکنه آخه؟

لطفا گوش بده وگرنه‏.‏

سـ سوزوها‏!‏ دست‌بردار وگرنه بابایی عصبانی می‌شه ها‏!‏

خودم از دست‌ت خیلی کفری ام‏.‏

بله‏،‏ می‌بخشین‏.‏‏.‏‏.‏

ای بابا‏.‏‏.‏‏.‏

هر روزِ خدا یا درحالِ چرت‌زدنی‏،‏ یا بازی می‌کنی یا پروفایل دیگران رو چک می‌کنی‏.‏

اما تحقیق در مورد ماشین زمان هرچی نیرو داشتم رو از من گرفت‏.‏

تازه‏،‏ یکی هم بغل دستمونه ولی تو نمی‌ذاری حتی بهش دست بزنم‏.‏

چون این ماشینی‌ـه که تو توی آینده اختراع‌ش کردی‏.‏

اگه الآن ببینی‌ش ممکنه باعث ایجادِ پارادوکسِ زمان بشه‏.‏

حالا که معولمه من بالاخره می‌سازمش دیگه غم‌ت چیه؟

به هرحال یه روزی می‌سازم‌ش‏!‏

منظورم اینه که تا جدی نگیری و شروع نکنی به جایی نمی‌رسی‏.‏

بی‌خود نبود که مامانی تو آینده به خاطر گفتنِ این حرف‌ها‏،‏ همیشه باهات دعوا داشت‏.‏

من که از خدام‌ـه اون روی سگ‌ش رو ببینم اگه بدونی منظورم چی‌ـه‏.‏ اوف اوف اوف‏.‏‏.‏‏.‏

بابایی‏!‏

بله‏،‏ لطفا فراموش کن چی گفتم‏!‏

توی آینده همیشه یه چیز رو می‌گفتی‏.‏

این‌که این خط زمانی بدترین خط زمانیِ قابلِ تصور بود‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏اما داشتنِ من بهترین چیزی بود که برات اتفاق افتاد‏.‏

من اومدم تا عمو اوکارین رو راضی کنم تا بتونیم یه جورایی اون آینده رو تغییر بدیم‏.‏

اما بعد از اون روز‏،‏ عمو اوکارین پاش رو یه‌بار هم توی آزمایشگاه نذاشته‏.‏

یکی داره میاد‏.‏

هه؟ شاید اوکارین باشه‏!‏

نه‏،‏ صدای چکمه‌ست‏.‏

مامانه‏.‏

عه؟‏!‏

سوزوها‏،‏ قایم شو‏!‏

اطاعت‏!‏

بله‏،‏ بفرمایید‏.‏

سلام عرض شد‏!‏

آ‏-‏آمنه‏-‏شی؟ آفتاب از کدوم طرف دراومده؟

ها؟ مایوری‏-‏چان نیومده؟

مایوشی؟ نه‏،‏ هنوز نیومده‏.‏‏.‏‏.‏

فکر کنم یه‌خرده زود اومدم‏،‏ نه؟

گفته بود اینجا هم‌دیگه رو می‌بینیم‏.‏

جدی؟

اشکال نداره بیام داخل؟

نـ نه بابا چه اشکالی‏.‏‏.‏‏.‏

مرسی‏.‏

اوم‏،‏ آبجی کوچیکه‌تون هم رفته بیرون؟

هه؟ آبجی؟ کی رو می‌گی؟

کی‌رو؟ خوب معلومه‏.‏‏.‏‏.‏

من؟ همه‌ی آبجی‌های بنده توی دنیای ۲ بعدی تشریف دارن

آهان‏!‏ سوزوها‏!‏ منظورت اونه‏!‏

پس فکر کردین کی رو گفتم؟

آه‏،‏ خب‏.‏‏.‏‏.‏ هیچی‏.‏

تو‏-‏تو‏-‏رووو‏!‏

مایوری‏-‏چان‏!‏

تو‏-‏تو‏-‏روو‏،‏ یوکی‏-‏سان‏!‏

میو میو‏!‏

فریس‏-‏سان و روکا‏-‏سان هم که هستن‏!‏

فریس‏-‏تان‏!‏

هه؟ آه‏.‏‏.‏‏.‏

اینجا یه ذره هم عوض نشده‏.‏

اوکارین‏!‏

می‌شه بیام تو؟

شیوع بیماری التهاب مغزی هنوز موردی در کشور گزارش نشده

‏.‏‏.‏‏.‏ توهم و مشکلات مربوط به حافظه‏،‏

به توصیه‌ی وزارت بهداشت لطفا هنگام سفر‏،‏ هوشیار باشید‏.‏

ا‏-‏اینجا آزمایشگاه خودته چرا اجازه می‌گیری‏.‏

فکر کنم همین‌طوره‏.‏

با خبرهای دیگر ادامه می‌دهیم‏.‏‏.‏‏.‏

آه‏!‏ یوکی‏-‏سان لباس‌هات چه جیگره‏!‏

به تازگی‏،‏ زلزله‌ای به قدرت ۶ ریشتر خاکِ‌روسیه را درنوردیده‏.‏

چون می‌دونستم خوشت میاد امروز پوشیدم‌ش‏.‏

آه‏،‏ منم می‌خوام ببینم‏!‏

دکتر پپر هم داریم اگه دوست داشتی بخوری

هوی اوکارین‏!‏ کجا می‌ری؟

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left