Van Helsing

Van Helsing

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 5

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Van Helsing S05E08 480p WEB x264-RMT
Van Helsing S05E08 1080p WEB x264-RMT
van helsing s05e08 720p web h264-glhf
van helsing s05e08 1080p web h264-glhf
ناشر MATIN78124
⬛ترجمه و تنظیم Matin78124⬛ هماهنگ با نسخه 43:19

برچسب‌ها

web
x264
480p
480
1080
720p
720
تاریخ انتشار: 2021-06-18
تعداد دانلود: 40
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫جکـه!

‫ممکنـه نمُرده باشه

‫چطور میدونستی که باید ‫خودت رو اینجوری خاک کنی؟

‫فقط فهمیدم که این بهترین روش ‫برای برگشتنـه

‫نه!

‫خواهر رفته،اون بخاطر هیچی مُرد..

‫ولی تو که شفا پیدا میکنی

‫ما الان به لطف "بلک تک"و ارتش، ‫فانی هستیم

‫اون پودر آشغال شیمیایی،قدرت ‫شفا بخشیـمون رو ازمـون گرفت

‫و نزدیک بود ما رو بُکشه

‫اونا فهمیدن که چطوری "دی واکر" درست کنـن

‫و بعدش فهمیدن که چجوری بُکشنـشون

‫من به اینا میگم"یکی کافیه"

‫اینـو هرجای بدن "دی واکر" که بزنی

‫اونا از پا در میان

‫چی؟

‫تعداد انگشت شماری ازشـون داریم،پس ‫باید صرفه جویی کنیم

‫جک

‫ونسا

‫تو بهم هدفی برای زندگی دادی..

‫ممنونم

‫نه!

ترجمه و تنظیم @ Matin78124 Instagram,Telegram

‫احساس خوبی داره،نه؟

‫آره،تقریباً یادم رفته بود چقدر خوبه

‫میبینی،مردُم من خورشید پرست بودن

‫خوبه که حداقل یکمشـو پس بگیرم

‫چطوره؟

‫این یک لاشه 6000 پوندیـه.

‫مطمعن نیستم تا کِی میتونم ‫اونـو فعال نگهـش دارم

‫ما هنوز چند صد مایل از دارک وان ‫فاصله داریم

‫آره،وقتی فرصتش بشه یه جدیدش رو برمیداریم

‫دقیقاً شبیه ـش شده

‫فقط فهمیدم که اون لایق اینـه که ‫تو یادها بمونه

‫اونـم به اندازه من توی این ‫مبارزه دخیلـه

‫یا به اندازه هرکدوم از اجدادم

‫دوست داره این حرفـو بشنوه

‫آره

‫ولی نمیتونه،پس..

‫میخوای راجبش حرف بزنی؟

‫راجب چی صحبت کنیم؟

‫اون خودش رو فدا کرد ‫تا منـو نجات بده

‫و خودم باید باهاش کنار بیام

‫نیازی نیست بریزی تو خودت "وای"

‫اون دوستِ من هم بود..

‫من اینجام تا حرف بزنیم

‫اوکی

‫میخوای حرف بزنی؟

‫بیا حرف بزنیم

‫بیا راجب دردمـون صحبت کنیم

‫راجب اسکارلت حرف بزنیم

‫بیا راجب ونسا صحبت کنیم

‫هوم؟

‫همین فکرو میکردم

‫وسایلـت رو بردار،برو بریم

‫هی،تو خوبی؟

‫خوبی؟

‫خوبم

‫پاشو

‫پیدامـون کردن

‫برید سمت درختا،حالا!

‫فرار!

‫-برید! ‫-برید

‫ادامه بدید!

‫شلیک نکن،شلیک نکن

‫اونا همین حالا وسایلمـون رو خراب کردن

‫باید از دید اون اسلحه ها دور باشیم

‫آره

‫باید این کارو بی سر و صدا انجام بدیم،خب؟

‫همزمان 20 یارد میریم.

‫موقعیت بگیرید

‫آماده؟

‫آره

‫برو،حالا!

‫-برو ‫-برو

‫برو برو

‫حرکت کن

‫حرکت کن

‫فکر نکنم بشه از دستشـون در رفت

‫اونجا

‫اونجا روزنه است

‫برو،حالا

‫برید توی یه مسیر دیگه

‫دیر یا زود یه جایی رو پیدا میکنن که ‫اون چیزو فرود بیارن

‫مهماتـتون رو بشمرید

‫من فقط به اندازه دو روز جیره دارم

‫من شیش تا خشاب دارم، ‫یکیش توی اسلحه اس

‫چهارتا اینجاس

‫یه نصفه هم اینجاس

‫این مقدار اصلاً در مقابل اون

‫سربازایی که از هلیکوپتر پایین ‫میان کافی نیست

‫اینجا کجاست؟

‫بنظر یه معدن گردشگری متروکه اس

‫معدن گردشگری!؟

‫گاهی اوقات وقتی اینجور جاها از ‫رده خارج میشد،

‫اونا معدن رو باز میکردن تا مردم بیان اینجا ‫و ببینـن توی معدنـچی بودن چجوریـه

‫مردم به انتخاب خودشـون میومدن اینجا؟

‫آره

‫روزی روزگاری،مکان هایی از این قبیل

‫ستون فقرات این کشور بودن

‫خب،توی کشور من که معدن ها ‫پُر از برده ان

‫یا جنازه..

‫اینجا به یه جایی ختم میشه

‫به کجا؟

‫نمیدونم

‫دقیقاً مقیاس بندی نشده

‫آره،اینجا بنظر منطقه معدنـه و

‫تا اون طرف تپه ها راه داره

‫شاید چند مایل.

‫این یه پوششی عالی از اون هلیکوپتره

‫مطمئناً

‫خیله خب،بریم تو کارش

‫اوکی

‫هورا!

‫خل و چل

‫اشتباه اومدیم؟

‫نه

‫کاملاً مطمعنم این راهـه درسته

‫درست همینجـا

‫اینجا باید بخش کارگرا باشه

‫گمونم نمیخواستن مامان باباهای ‫معمولی برن اینجا

‫قشنگـه

‫آره خیلی

‫این همه اسید چیه؟

‫اونا از اسید واسه استخراج مس از سنگ ‫استفاده میکردن

‫آخه تو از کجا میدونی!؟

‫واقعیت جالب شماره دو مایکیـه

‫احتمالاً دیوارا ترک برداشتن

‫آره

‫شاید.

‫خیله خب،بذار ببینم

‫مهمون من باش

‫بنظر میرسه اگه از اون طرف بریم

‫مستقیماً به در خروجی میخوریم

‫آخرالزمان لعنتی.

‫خوبی؟

‫بس کن،بس کنید

‫وایسا!

‫تُف توش

‫فرار کن!

‫خوبی؟

‫آره

‫تو؟

‫گمونم خوبم

‫اون چی بود؟

‫نمیدونم والا

‫حالا احساس میکنم هلیکوپتر اونقدرا هم بد نبود.

‫هی دخترا

‫جک؟ جک؟

‫وایولت؟

‫آکسل؟

‫ایوری؟

‫شما بچه ها حالتـون خوبه؟

‫زنده ایم

‫اگه اینـم حسابه

‫کم کم داشتم احساس میکردم که ‫شما رو گُم کردم

‫ورودی با ریزش مهر و موم شده.

‫حداقلـش سربازا دنبالمـون نمیان

‫یه خیریتی توش هست

‫هنوز اون نقشه رو داری؟

‫آره

‫خیله خب پس،برو به سمت خروجی

‫و ما هم با قطب نما میایم سمتتـون،خب؟

‫اوه،این چیزه مُرده؟

‫نمیدونیم

‫حرکت کنید.

‫اون طرف میبینیمتـون

‫مراقب باشید

‫باشه تو هم همینطور

‫فکر کنم شات گانـم زیر ‫اون همه سنگ گیر کرده

‫فکر نکنم این تفنگ بجز اینکـه

‫این یارو رو عصبی تر کنه،به درد دیگه ای بخوره

‫مهمات در چه وضعه؟

‫اینقدر خوبه نه؟

‫آره

‫خب اگه به یکی از این وحشیا برخوردیم

‫اونوقت میخوایم چیکار کنیم؟

‫میکُشیمش

‫سبکـت رو دوست دارم

‫حداقلـش بنظر میرسه که این تونل ‫مسیر درستی رو نشون میده

‫فقط امیدوارم که از پسش بر بیان

‫از پسش بر میان

‫ولی اسلحه ندارن

‫این منـو میترسونـه،تازه جک هم ‫بعد از اینکـه از خواب پاشـده،ضعیفه..

‫درسته

‫ولی بعد از مدت زیادی،من احساس میکنم که تو

‫داری یکم زیادی احساسی برخورد میکنی

‫میخوای چی بگی!؟

‫مراقب از ون هلسینگ و ‫محافظت از هدفـشون

‫یه چیز جداس،ولی ببین..

‫من عاشق یکی شدم..

‫بدجور..

‫و اونـو از دست دادم

‫اسکارلت

‫آره یادمـه

‫اون جنگجوی بزرگی بود

‫خب،میدونی،اونا ‫خودشـون رو نجات میدن

‫اونا برای فداکاری ساخته شدن

‫گمونم چیزی که میخوام بهت بگم اینـه که ‫اگه تو

More Farsi Persian subtitles for Van Helsing

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left