ZENSHU

ZENSHU (全修。)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

[AnimWorld] Zenshuu - S1E01 [Senku] @Megatools v2bot
[AnimWorld] Zenshuu - S1E02 [Senku] @Megatools v2bot
[Animworld] Zenshuu - S1E03 [Senku] @Megatools v2bot
[AnimWorld] Zenshuu - S1E04 [Senku] @Megatools v2bot
[AnimWorld] Zenshuu - S1E05 [Senku] @Megatools v2bot
[AnimWorld] Zenshuu - S1E06 [Senku] @Megatools v2bot
[AnimWorld] Zenshuu - S1E07 [Senku] @Megatools v2bot
[AnimWorld] Zenshuu - S1E08 [Senku] @Megatools v2bot
[AnimWorld] Zenshuu - S1E09 [Senku] @Megatools v2bot
[AnimWorld] Zenshuu - S1E10 [Senku] @Megatools v2bot
[AnimWorld] Zenshuu - S1E11 [Senku] @Megatools v2bot
[AnimWorld] Zenshuu - S1E12 [Senku] @Megatools v2bot
ناشر @Megatools_v2bot

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2025-04-06
تعداد دانلود: 60
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 187 خط.

‫من هیروسه ناتسوکو هستم.

‫بعد از فارغ‌‌التحصیلی ‫یه انیماتور شدم.

‫کارم رفته رفته بهتر شد.

‫و به کارگردان ترفیع گرفتم.

‫دختر جادوگر ‫دارک اکادمیا

‫دختر جادوگر ‫دارک اکادمیا

‫دختر جادوگر ‫دارک اکادمیا

‫کارگردان: هیروسه ناتسوکو

‫پخش در بهار سال بعد

‫امروز دیروزه ‫فردا امروزه ‫هر روز تابستونه

‫کارگردان: هیروسه ناتسوکو

‫کارـه بعدی‌‌ـه من یه فیلم عاشقانه-کمدیه.

‫هاتسوکوی ‫عشق اول

‫یه شاهکار دیگه خلق میشه.

‫هاتسوکوی ‫عشق اول

‫هاتسوکوی ‫عشق اول

‫هاتسوکوی ‫عشق اول

‫هاتسوکوی ‫عشق اول

‫شایدهم نه.

‫هرچند که، بعد خوردن نهارم مُردم.

‫ناتسوکو!

‫خیلی نامعلوم، داخل جهان یه فیلم زنده شدم... ‫افسانه‌‌ی مرگ.

‫بوم بوم، بَنگ بَنگ.

‫کلی اتفاق افتاد.

‫ناتسوکو! ناتسوکو! ناتسوکو! ناتسوکو!

‫اخرش کارم به عضویت نه ‫سرباز ختم شد.

‫Translator; Senku

‫AnimWorld

‫Tel: AWsub

‫قسمت سه: سرنوشت.

‫ببخشید که منتظر موندید.

‫مِمِرون! داخل اون لباسا خیلی ماه شدی.

‫من چرا باید اینارو بپوشم؟

‫نمی‌‌تونم نفس بکشم، ‫نمیشه باهاش راه رفت.

‫واو.

‫به چی زُل زدی؟

‫خوشگل شدی، این از اون لباسای عجیب ‫خودت خیلی بهتره.

‫الان شبیه ادم شدی.

‫توام وقتی لباس می‌‌پوشی از وقتی ‫که لختی خیلی بهتری.

‫شبیه ندیمه‌‌های ادمای پولدار شدی.

‫به کی میگی ندیمه!؟

‫کل شهر داره نگاتون می‌‌کنه.

‫اها، داخل سری افسانه‌‌ی مرگ،

‫حضور اسمون از خلا تقریباً پاک شد.

‫قرار شد یه خاکسپاری برپا بشه.

‫برای تلفات و یونیو، که برای محافظت از شهر ‫خودش‌‌‌‌رو با طلسم منفجر کرد، ولی...

‫هم‌‌اکنون فستیوال برداشت‌‌را اغاز می‌‌کنیم!

‫یجورایی همیشه به یه فستیوال ختم میشه.

‫کشیش، افتخار میدید؟

‫با-برو!

‫با-برو!

‫این چیه؟

‫با-برو!

‫رسمیه که نشان دهنده‌‌ی قدردانی‌‌ـه ‫ما از روح اینده‌‌ست.

‫با-برو!

‫تو انجامش نمیدی؟

‫با-برو!

‫خب، این رسم همین 200 سال ‫پیش شکل گرفت.

‫با-برو!

‫منم از چیزای مد روز خوشم نمیاد.

‫درست می‌‌فرمایید.

‫خوش می‌‌گذره.

‫خب دیگه، بریم.

‫چِــــــــــــــــــی!؟

‫باید برای نبرد بعدی اماده بشیم.

‫ناسلامتی فستیوال برداشته ها!

‫روزیه که ما از روی اینده تشکر می‌‌کنیم ‫و خوش می‌‌گذرونیم.

‫بیا لوک، یکم شراب بزن.

‫نخیر، نمی‌‌دونم خلا کی قراره ‫دوباره حمله کنه.

‫مطمئنم دفعه بعدی که خلا پیداش بشه، ‫داخل یه روز بارونیه.

‫چی؟

‫بارون؟

‫کیوجی، چقدر احتمال داره بارون بیاد؟

‫احتمال فعلی بارون اومدن، ‫صفر درصده!

‫در بهترین حالت یه ماه دیگه قراره ‫داخل شهر پایانی بارون بیاد.

‫دیدی، پس امروز خطری نیست.

‫انقدر بی‌‌خیال نباش.

‫لوک خودت گفتی، حرفای ناتسوکو درست ‫از اب در میان.

‫ما نه سرباز هستیم، باید هر زمان ‫برای نبرد اماده باشیم!

‫قهرمان کبیر!

‫وایــــی! اون قهرمان بزرگه!

‫میشه باهاتون حرف بزنیم؟

‫اره راحت باشید.

‫چی؟ هی، یونیو...

‫قهرمان سرگرمی‌‌هاتون چطوریه؟

‫با من می‌‌رقصید قهرمان؟

‫نه، یه لحظه...

‫غذای مورد علاقه‌‌تون چیه؟

‫خوش بگذره.

‫یونیو! یونیو!

‫می‌‌بینم که قهرمانا خیلی محبوبن.

‫تک شاخ‌‌ها هم...

‫خیلی محبوبن.

‫شما بانوها می‌‌خواید سوار پشت من شید؟

‫روز بخیر.

‫مِمِرون-سان، گروه کُر اونجا حاضره.

‫می‌‌خوایید بهمون ملهق بشید؟

‫بله، البته.

‫گروه کُر؟

‫مِمِرون و بقیه اعضای گروه کُر از نیروی آواز ‫برای التیام بخشیدن به ارواح مردگان استفاده می‌‌کنند.

‫هیچ وظیفه یا مسئولیتی الان رو شونم نیست.

‫خیلی وقته اینجوری وقت ‫نگذرونده بودم.

‫کدومشون؟ از کی بخوام سوار پشتم بشه؟

‫هوی، بیا از اینجا بریم!

‫شوخیت گرفته نه؟ ‫تو که داشتی از محبوبیتت لذت می‌‌بردی.

‫نخیرشم!

‫وای، عاشقشم.

‫گوشت، و هرچی که خوش مزه بودرو اوردم.

‫تنهایی حال می‌‌کنی؟

‫آه، پیشکسوت باوباب! ‫میل دارید؟

‫نه، ممنونم.

‫چطوری می‌‌تونید اینده‌‌رو ببینید؟

‫قبلا گفتم که، اینجا دنیای یه انیمه‌‌ست و...

‫من این سری دیدم، انقدر که ‫شمارشش از دستم در رفته.

‫مثل الهام شدن حین خواب دیدنه؟

‫اره یه همچین چیزی...

‫طبق دانش خودم...

‫اگه خلا تمام روح‌‌های اینده‌‌رو بخوره،

‫خلا بی پایان نمایان میشه، ‫و دنیا به پایان می‌‌رسه.

‫نه سرباز مانع ان شده، ان را متوقف، ‫و تبدیل به نور حقیق خواهند شد.

‫داخل اینده‌‌ی ما چی دیدی؟

‫بهرحال، امروز فستیوال‌‌ـه برداشته.

‫بیا بعدا راجع بهش حرف بزنیم.

‫قهرمان کبیر! کجا رفتید؟

‫لوک؟

‫قهرمان!

‫وایسا ببینم...

‫اگه طبق انیمه پیش بره، این بعدـه خاکسپاری‌‌ـه یونوه، ‫که یعنی...

‫الاناست که پیداش بشه...

‫قهرمان!

‫معذرت می‌‌خوام.

‫ایناهاش!

‫حالتون خوبه؟

‫ببخشید، نوشیدنیم روی شما ریخت.

‫دِستِنی!

‫به معنای سرنوشت)

‫دِستِنی!

‫کجا رفتی، عشقم؟

‫منو ببخشید!

‫دِستِنی!

‫دِستِنی!؟

‫اونا کی هستن؟

‫ها، روی صورت‌‌تون الکله.

‫شرمنده‌‌ام!

‫دِستِنی!

‫فستیوال برداشت خوش بگذره.

‫دِستِنی هارت وُرمینگ.

‫دختر شهردار، ‫دِستِنی تو پر قو بزرگ شده.

‫از دنیا چیزی نمی‌‌دونه، و خبر نداره لوک ‫عضو نه سربازه.

‫درواقع قرار بود دِستِنی لوک‌‌رو ‫در خاکسپاری‌‌ـه یونیو ملاقات کنه.

‫دِستِنی همیشه در جاهایی که نباید ‫سر کلش پیدا میشد.

‫ریشه تمام مشکلات همیشه...

‫دِستِنی!

‫واقعاً، واقعاً می‌‌خوای با اون ‫سرمایه‌‌دار ازدواج کنی؟

‫پدر.

‫اون قول داده که داخل شهر یه ‫یتیم‌‌خونه می‌‌سازه.

‫این بخاطرـه صلاح بچه‌‌های این شهره.

‫سرمایه‌‌دار خیلی ثروتمنده، ‫هرچی بخوای برات می‌‌خره.

‫اما دل بابات برات تنگ میشه!

‫شهردار.

‫لوک؟

‫از فستیوال برداشت لذت می‌‌برید؟

‫خب...

‫دِستِنی اجازه بده معرفیت کنم، قهرمان‌‌ـه ‫نه سرباز، لوک شجاع دل.

‫چی؟

‫شما...

‫و این دختر من، دِستِنیه.

‫دِستِنی؟

‫چـ-چه درخشانه!

‫خیلی خانوم و شیرزنه! ‫یه جور دیگه می‌‌درخشه.

‫لوک، خانوم خیلی شیرینیه. ‫ای کلک.

‫شهردار.

‫مشتاقیم که برنامه‌‌ی ‫اتش بازی‌‌رو چک کنید.

‫بله، حتما.

‫اگه من‌‌رو ببخشید...

‫سلام، سلام.

‫هـ-هوی!

‫خیلی دلم می‌‌خواد رو پشتم سوارتون کنم. ‫اما اول با لوک لاس بزنید.

‫خب جوونا لذت ببرید!

‫و لوک...

‫عاشق دستنی میشه.

‫خوشگله، پولداره، ‫قلب مهربونی‌‌هم داره.

‫هرچی که من ندارم‌‌رو داره.

‫آه، حالم ازش بهم می‌‌خوره، می‌‌خوام اون زن‌‌رو خفه کنم!

‫میشه جای صدای درون ذهنم صحبت نکنی؟ ‫اصلا به این چیزا فکر نمیکنم.

‫لوک داره حال می‌‌کنه.

‫از زمانی که به دنیا اومده، ‫همیشه باید قهرمان می‌‌بوده.

More Farsi Persian subtitles for ZENSHU

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left