Overlord

Overlord (オーバーロード)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Overlord IV - 07
ناشر AnimeSubtitle
https://animesubtitle.ir/

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2022-08-19
تعداد دانلود: 59
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 166 خط.

قسمت هفتم: ارباب فراست دراگون

m 0 0 l 222 0 l 222 56 l 0 56

m 0 0 l 220 0 l 220 54 l 0 54

پایتخت پادشاهی سابق دورف‌ها‏:‏ فئو برکانا

پس‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ داری می‌گی که عقب نشینی کردی‏.‏

تعقیبت کردن؟

نمی‌دونم‏.‏

ازونجا که پل‌ـه رو خراب کرده بودیم دنبال کردن ما باید خیلی سخت شده باشه‏.‏

اون گولم‌ها زره سیاه پوشیده بودن آره؟

تعجب نمی‌کنم اون دورف‌های مارمولک دو سه تا دیگه از اون‌ها قایم کرده باشن‏.‏

خب؟ کی می‌تونه حریف‌شون بشه؟

رییس قبیله می‌تونه از پس‌شون بر بیاد‏!‏

می‌خوری؟

نه ممنونم‏.‏

خیلی خب

جناب رییس‏،‏ یه چیزی داره به شهر نزدیک می‌شه‏!‏

پس انگار واقعا دنبالت کرده بودن‏.‏

مطمئنم اون گولم‌هایی که می‌گی رو هم همراهشون آوردن‏.‏

می‌رم با دراگون‌ها صحبت کنم‏.‏

یوهزو‏،‏ برای اطمینان هم که شده باقیِ کوآگوآها رو به منطقه متروکه منتقل کن‏.‏

یعنی دارین می‌گین‏.‏‏.‏‏.‏

دراگون‌ها و دورف‌ها رو به جون هم می‌اندازم و هر دو طرف رو ضعیف می‌کنم‏.‏

خوش آمدی

خب‏،‏ برای چی اومدین؟

Yes‏.‏ I see the great white dragon lord, Lord Olasird'arc, is in good—

چاپلوسی رو بذار برای یه وقت دیگه‏.‏

البته

راستش‏،‏ امروز خدمتتون رسیدیم تا از شما ارباب اژدهای سفید بزرگ طلب کمک کنیم‏.‏

دشمنان ما که فکر می‌کنیم دورف‌ها باشن اومدن تا خانه‌ی ما رو غصب کنن‏.‏

اگه اژدهای سفید بزرگ لطف کنه و اون‌ها رو شکست بده‏،‏

امیدواریم بتونیم هدیه‌ای شایسته تقدیم‌تون کنیم‏.‏

نظرتون چیه؟

چرا کمک‌شون نمی‌کنید؟

دورف‌ها در مقابل قدرت شما عددی نیستن‏.‏

من هم موافقم‏.‏

شما باید تخم ترس رو در قلب هر کس که در مقابل‌تون بایسته بکارید‏.‏

من هم مخالف و هم موافقم‏.‏

اگر بدونن که این‌جاییم و باز هم اومدن که بجنگن‏،‏

باید یه خرده هم که شده حواسمون جمع باشه‏.‏

ولی نشستن و کاری نکردن هم احمقانه‌س‏.‏

خیلی خوب

پس به درخواست این کوآگوآهای حقیر پاسخ مثبت می‌دم‏.‏

بله‏!‏ سپاسگزاریم‏!‏

شما هم ده برابر پیشکش فعلی باید برام بیارید‏.‏

ده‏-‏ ده برابر؟

اگر نمی‌تونید برید خودتون شکست‌شون بدید و زنده بمونید‏.‏

خـ خواهش می‌کنم صبر کنید‏!‏ به روی چشم‏!‏ فقط فرصت بدید تا آماده‌ش کنیم‏!‏

خودتون شخصا می‌رید؟

البته که نه‏.‏ خب‏،‏ کدوم یکی از بچه‌هام رو بفرستم؟

نظرتون در مورد بچه‌ی بزرگم چیه؟

هجینمارو؟

اون بچه می‌تونه به درستی قدرتشون رو بسنجه

و طوری باهاشون مذاکره کنه که بیش‌ترین سود رو به شما برسونه‏.‏

بسیار خب‏.‏ هجینمارو رو صدا بزن بیاد‏.‏

امکان نداره‏.‏

بیرون نمیاد‏.‏

در رو خراب کن و بکشش بیرون‏!‏

وای عزیزم‏.‏ مگه خودت نگفتی قلعه‌ت رو خراب نکنیم؟

اشکال نداره واقعا؟

ای بابا‏.‏ خودم میرم اصلا‏.‏

منم‏.‏ باز کن ببینم‏.‏

یه بار دیگه بیشتر نمی‌گم‏.‏ بازش کن‏.‏

پـ پدر جان‏!‏ چی شد افتخار دادید؟

هجینمارو‏.‏‏.‏‏.‏

یه کار برات دارم‏.‏

دورف‌ها به زودی به کوآگوآها حمله می‌کنن‏.‏

برو ترتیب‌شون رو بده‏.‏

هی‏!‏

هی؟

هـ هیچی قربان‏!‏

من اصلا جنگیدن بلد نیستم‏.‏‏.‏‏.‏

امیدوارم تا من رو دیدن پا به فرار بذارن‏.‏

هوم؟ یه دورف و‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

اون هم دارک الفه؟

چقدر کوچیکه‏.‏‏.‏‏.‏ بچه‌س یعنی؟

یه الدر لیچ؟‏!‏

اون‌ها کاملا به سرما مقاومن و فایربال‌های دردسرساز پرت می‌کنن‏.‏‏.‏‏.‏

تازه چه ردای گرون‌قیمتی هم تنش داره‏!‏

ای وای‏.‏ استرس گرفتم‏.‏

جلوتر از این نقطه‏،‏ لانه‌ی ما اژدهایان است‏.‏

چرا‏.‏‏.‏‏.‏

می‌شه لطفا دلیل اومدن‌تون به اینجا رو بگید؟

تو همون فراست دراگونی که پایتخت پادشاهی رو لونه‌ش ساخته؟

آخه یه خرده کوچولو می‌زنی‏.‏

مـ من پسر اون دراگونی هستم که می‌گی‏.‏

وای اونجا رو باش‏!‏ چقدر خطری شده‏!‏

اون آدم‌ها اصلا از اژدها نمی‌ترسن‏!‏

هوم‏،‏ بذار ببینم این اژدها چند مرده حلاجه‏.‏

گرسپ هارت

وایسا تورو خدا

اسم من هجینمارو‌ـه‏.‏ لطفا اسم خودتون رو بگید‏!‏

من آیینز اول گون هستم‏.‏

حالا چرا اون شکلی شدی؟

بله‏.‏ دارم با این رفتارم به شما می‌گم که خاک پای شما هستم‏!‏

فقط با نگاه کردن به شما گون ساما می‌شه فهمید چه فرد با کمالاتی هستید‏!‏

پس تسلیمم می‌شی‏.‏

دراگون‌ها خیلی با برکتن‏.‏ از گوشت و پوست و دندون و فلس‌تون می‌شه کلی استفاده کرد‏.‏‏.‏‏.‏

هوم؟ یه لحظه پاشو ببینم‏.‏

عجب

پس دارگون‌ها سرمای زیاد رو با اندوختن چربی زیر پوست به سر می‌کنن ها؟

نـ نه اینطوری‌ها هم نیست‏.‏ فقط من تو خانواده‌مون تپل افتادم‏.‏‏.‏‏.‏

عجب‏.‏ پس داری می‌گی که یه گونه‌ی نادری؟

همین‌طور چیزها گون ساما‏.‏

پس واقعا حیفه بکشمت‏.‏

دراگون‌های دیگه‌ای هم هستن؟

بله‏.‏

چهار دراگون بالغ و پانزده دراگون کوچک‌تر مثل خودم‏.‏

عجب‏!‏

آئورا‏!‏ این اژدها رو به تو می‌سپرم‏.‏

خیلی ممنونم‏!‏

پس می‌ذارم من رو به عنوان اربابش بشناسه‏!‏

خـ خیلی شرمنده‌م‏!‏

انقدر خوشحال بودم که به خودم شاشیدم‏.‏

خب کاریش نمی‌شه کرد‏.‏

همچین چیزی رو قبلا از آنکورو موچی موچی سان شنیده بودم‏.‏

گفته بود سگش وقتی خوشحال می‌شه همیشه به خودش می‌شاشه‏.‏

آنکورو موچی موچی ساما گفته بود؟

وقتی احساسات بهشون غلبه می‌کنه اینطوری می‌شن‏.‏

پس آیینز ساما‏،‏ ما هم اشکال نداره ازین کارها بکنیم؟

شالتیر‏،‏ زشته یه دختر ازین حرف‌ها بزنه‏.‏‏.‏‏.‏

اوهوم‏.‏ ببین آئورا چی داره می‌گه‏.‏

اگه هر کدوم از شماها ازین کارها بکنید از تعجب شاخ هم در میارم‏.‏

آیینز ساما معذرت می‌خوام‏!‏

نگران نباش آیینز ساما‏!‏ هیچ‌وقت ازین غلط‌ها نمی‌کنم‏.‏

می‌گم‏،‏ الان می‌خواهیم کجا بریم؟

خب‏،‏ ترتیب کوآگوآها رو که شالتیر و آئورا می‌دن‏.‏

من هم همراه این کوچولو می‌رم تا دمار از روزگار باقیِ فراست دراگون‌ها در بیارم‏.‏

سرور والا مقامم‏.‏

در این اتاق‏،‏ قوی‌ترین فراست دراگون و پدرم

اولاساردآرک به همراه سه همسرش قرار داره‏.‏

پس مادرت یکی از اون همسرهاست؟

بله

می‌گم سرورم‏،‏ می‌شه از جون مادر این جوانک بگذری؟

هوم‏،‏ سعیم رو می‌کنم‏.‏

خیلی ممنونم سرور والا مقامم‏!‏

نمی‌خواد من رو با اون القاب عجیب و غریب صدا کنی‏.‏

بهم پادشاه جادوگر یا آیینز بگی کفایت می‌کنه‏.‏

اطاعت‏!‏ پس سرورم پادشاه جادوگر‏!‏

در پشت من‏،‏ سرورم پادشاه جادوگر آیینز اول گون ایستاده است‏!‏

سرورم می‌خواد این جا رو به تصرف خودش در بیاره و دراگون‌ها رو مطیع خودش کنه‏.‏

پسر‏،‏ دیوانه شدی؟

ارباب اژدها

اگر مطیع من بشی‏،‏ از جونت می‌گذرم‏.‏

چی داری چرت و پرت می‌گی؟ اسکلتونی؟

حرف زدن با چنین موجود نفهمی واقعا دردآوره‏.‏

ای نادون‏!‏ وقتی کشتمت می‌فهمی‏!‏

گرسپ هارت‏!‏

هجینمارو‏!‏

کدوم‌شون مادرته؟

بقیه رو می‌کشم و از اعضای بدن با ارزش‌شون استفاده می‌کنم‏.‏

من هستم‏!‏

چی شد؟

تو مادری داشتی که به دنیات آورده؟ مادری که بزرگت کرده و مادری که روی تخم نشسته؟

بـ بله همینطوره سرورم‏.‏ من سه مادر دارم‏!‏

عجب‏.‏ بسیار حیف شد‏.‏ ولی قولم قوله‏.‏

با شمام‏.‏ باقی دراگون‌ها رو تو این قلعه جمع کنین و خبر فرمانروای جدیدشون رو به اطلاع‌شون برسونید‏.‏

اطاعت‏!‏

هجینمارو‏.‏

همه‌ی اسناد و مدارکی که از دورف‌ها جمع کردی رو برام بیار‏.‏

به روی چشم‏.‏

خب‏.‏ دیگه رفتن‏.‏

می‌گم سرورم‏.‏ حالا که همه رفتن چرا در خزانه رو باز نکنیم؟

چه پدرسوخته‌ای هستی تو‏.‏

این آیتم با ارزشی‌ـه که فقط هفت بار قابل استفاده‌ست ولی خب‏،‏ چاره‌ی دیگری نیست‏.‏

شگفتا‏!‏

خیلی خب‏.‏ وقت کاره‏.‏

More Farsi Persian subtitles for Overlord

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left