نخستین 51 خط.
جایی که یک باغ بلژیکی در حال شکوفا شدن بود
،یک نامه ی دیگه از آمریکا، برای سرباز پائول برگوت" اومده. اون کجاست؟"
دو روز پیش توی مناطق آزاد دیدمش
دفعه ی بعد باید سرِت رو "پایین نگه داری "کوتی
برای سرباز، پائول برگوت
امیدوارم حالت خوب باشه، نامَت خیلی برام لذتبخش و خیلی خوشحالم که دوستی مثل تو دارم
ما هیچوقت قرار نبود با هم آشنا شیم و اتفاقی از طریقِ این نامه ها با همدیگه آشنا شدیم
حالا میخوام از تمام قلبم کمک بگیرم تا بگم عاشقتم -از طرفِ مِری بران-
با عشق از طرف مِری بران
پس از آتش بس، کشتی هایی مملو از مهاجران که در انتظار زندگی تازه ای بودند روانه شدند
جزیره ی الیس. جزیره ی قیفی شکل آمریکا
قوی ترین مرد در جهان زندو"ی کبیر"
زندو"ی کبیر و همکارش"
خب. پس همکارت کجاست؟
همکارم اینه. توی جنگ استخدامش کردم
ولیعهد این کلاه رو بهم داده
.بگیر که اومد آشغال. اینم بگیر اینم اومد تو دهنت. بگیر که اومد
من سنگین ترین وزنه های جهان رو بلند میکنم و وقتی خودم رو از توپ جنگی به سمت طناب ها پرت میکنم به سختی دردی احساس میکنم
دارم میگم من مِری بران نیستم و هیچوقت به هیچ سربازی نامه ای ننوشتم
و اگه دوباره دنبالم کنی پلیس رو خبر میکنم
ببخشید افسر. شما دختری به اسم مِری بران میشناسید؟
البته. اون هر روز از اون گوشه رد میشه
.این پولو قایم کن لیلی .یه حرومی داره تعقیبم میکنه
کلا یه هفته ست از زندان بیرون اومدی و دوباره برگشتی تو کار خلاف؟
داشتی دنبال یکی به اسمِ مِری بران میگشتی. درسته؟
خب..... مری کوچولو من هستم
چه چیزایی. من یه عالمه پول دارم
"آپارتمان های راسل"
هی تو. آدم نمیتونه زنی که همراهش بوده رو اینجوری روی زمین ول کنه و بره
واحد سوم، طبقه ی بالا
بذار از اینجا برم، وگرنه داد و هوار راه میندازم
نذار از کنترلت خارج شه خانم
کارگاه هنریِ خانم بِران کجاست؟
دو روز دیگه اجرای بزرگِ من در کلووردیل افتتاح میشه و اون احمق دیر کرده و ممکنه قطار رو از دست بدیم
کلووردیل، زمانی یک شهر مرزیِ آرام و کوچک بود
.اما کلووردیل در طول شب عوض شده بود .لذت های فانی و زودگذر، جایگزین قانون شدند
نام تالار شهر را "قصر" گذاشتند و از این کار هزاران سود حاصل شد
قصر" با جذابیت های زیادش، عوارضش" را از خانه های روستا میگرفت
بیا خواهر. بیا بریم خونه
اگه بابام اینجا بود حسابتو میرسید
عدل و نجابت جای خود را به قانون جدید داده بودند. یعنی پول
تنها کسی که علیه مایک مکدویت (صاحبِ قصر) استوار ایستاده بود، "پارسون بِران" بود
بی فایده ست اگه بخوای بیشتر از این با من بجنگی. صدای پول از صدای تو بلند تره
.هر کسی یه قیمتی داره قیمت تو چه قدره؟
خانه ی خدا بر روی سنگ بنا شده. خداوند تو رو به خاطر مشکلاتی که به وجود آوردی مجازات میکنه
خوب گوش کن احمق. اگه به این مزخرفاتت ادامه بدی مجبورت میکنم برای یه چیزِ واقعی دعا کنی
اعضای کلیسای شهر که از شرایط ترسیده بودند به دستور کشیش، دور هم جمع شدند
دوستان. نترسید. در کتاب مقدس اومده "که "ایمان میتواند کوه ها را تکان دهد
مثل زمانی که خداوند به یوشعِ پیامبر گفت برو در هفت روز دور "جریچو" را بزن و بدان که دیوار هایش در روز هفتم فرو میریزد
امروز ششمین روز از چرخیدن دورِ جریچوی ما هستش حرفام رو باور کنید و ببینید. معجزه تکرار خواهد شد
:سرودِ ۳۳۹ "به پیش، سربازان مسیحی"
No comments yet. Be the first to leave one.