نخستین 200 خط.
پرونده اون مسابقه رو بستی؟
سال ۲۰۱۲
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
دردناک ترین سال در تاریخ باشگاه بایرن مونیخ بود
بهترین تیم آلمان دیگر از مونیخ نبود
اونا ما رو تحقیر کردند
در نقل قول ها
شما می تونید گیومه ها رو حذف کنید
و تهش یه علامت تعجب بذارید
از دورتموند بود
قهرمانی آلمان به دورتموند رسید
جام حذفی آلمان به دورتموند رسید
:اما ما همیشه میگفتیم «لیگ قهرمانان»
ما فینال لیگ قهرمانان رو در خانه خود هستیم
بایرن اولین تیم در تاریخ لیگ قهرمانان بود
که به فینال در ورزشگاه خود رسید
آن را باختند
آن را باختند در ضربات پنالتی
اون موقعیت دیگه هرگز پیش نمیاد
دیگه هرگز فرصت بازی در فینال لیگ قهرمانان رو در خانه به دست نمیارم
وقتی این فرصت رو داری که لیگ قهرمانان رو
در ورزشگاه خودت برنده بشی
ولی شکست میخوری در این صورت
پس نمی شه گفت که پرونده اون مسابقه بسته شده
تیمها ممکن است به خاطرش از هم بپاشند
اما این پایان کار ما نیست
اصلاً این پایان کار نیست
نمی تونه پایان کار باشه
نه برای این تیم
این داستان این تیم است
آدرس جدید تـــيـــم تــرجــمـــه قـــقـــنـــوس @subforpersian
....::::ترجمه : echo::::.... telegram : @subforpersian
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـــيـــم تــرجــمـــه قـــقـــنـــوس
ما باور داشتیم
ما میخوایم با هم قهرمان لیگ قهرمانان بشیم
و این تاریخی بود که این تیم از سالها قبل داشت
اینکه شکست خورده بودیم اما همیشه به باورمون ادامه دادیم
ما میخوایم این عنوان رو ببریم
داستان شروع میشود
داستان شروع میشود از فصل ۰۹–۲۰۰۸
ما با تیم ملی در جام جهانی ۲۰۰۶ موفق بودیم
در مسابقات قهرمانی اروپا ۲۰۰۸ به فینال رسیدیم
و با بایرن راستش هنوز در
:موقعیتی نبودیم که بگیم «آره ما میتونیم لیگ قهرمانان رو ببریم»
باشگاه مدام تا یکچهارم
یا یکهشتم نهایی می رفت اما بیشتر مواقع اینطوری بود که
نهایتاً در یکچهارم نهایی حذف میشدیم
چون رقبا در اون زمان خیلی قوی بودند
هدف من در دوران حرفهایم با بایرن مونیخ و با تیم ملی همیشه این بود
که تا جایی که ممکنه پیشرفت کنم جزو بهترینها باشم
و به خصوص یک بازی مثل بازی مقابل بارسلونا
قطعاً چشمان ما رو باز کرد که هنوز چقدر فاصله داریم
یک چهارم نهایی لیگ قهرمانان
من هنوز هم از باشگاه بارسلونا سپاسگزارم
که مربی آشکارا بهشون گفت
در نیمه دوم کمی ملایمتر بازی کنند تا یه وقت تبدیل به یک فاجعه نشود
بارسلونا مقابل ما نمایش زیبایی داشت
آنها با ما به سبک واقعی تیکیتاکا بازی کردند
ما مسی اتوئو و هانری رو در خط حمله داشتیم
ما سرعت و قدرت بدنی داشتیم
من بیشتر و بیشتر در صندلیام فرو میرفتم
داخل زمین ایستاده بودی و فکر میکردی
الان داری با ۱۴ تا بازیکن بارسلونا بازی می کنی
ما تمام مدت توپ رو در اختیار داشتیم
بایرن به سختی میتونست نفس بکشه
وقتی 40 به عنوان بایرن مونیخ میبازید
پس از یه چیزی مطمئنی
کارلهاینتس رومنیگه خلاصه یا برداشت و یا شوک شما
پس از این عملکرد چیه؟
بله فکر میکنم همه ما شوکه شدیم
آیا لحظاتی وجود داشت به ویژه در نیمه اول که از
کاپیتان تیم بودن احساس شرمندگی میکردید؟
بله
واقعیت این است که مطمئناً بحثهایی
در خصوص مربی وجود خواهد داشت
بله
فصل اول نقطه عطف
ما در بایرن مونیخ به دنبال مردی بودیم که نظر خودش را داشته باشد
که چیزهای جدید را امتحان کند و با جوانان سروکار داشته باشد
با یورگن اینطور بود که خب این وضعیت کاملاً دیوانهواره
ما از اکتبرنوامبر ۲۰۰۷ میدونستیم
که دوران هیتسفلد در ۳۰ ژوئن ۲۰۰۸ به پایان میرسه
بعدش یک اتفاقی افتاد
که برای داستان واجب بود
:کارلهاینتس یک روز صبح اومد و گفت
دیشب ایدهای به ذهنم رسید
سعی میکنیم یورگن کلینزمن رو به دست بیاریم
او همیشه فوتبال رو بسیار فیزیکی میدید همانطور که خودش بازی میکرد
بسیار نگران بدنسازی و استقامت بود
یورگن کلینزمن توانایی باورنکردنی در ایجاد انگیزه در افراد داشت
او قطعاً تغییرات زیادی در ما ایجاد کرد
جلسات تمرینی محتوای تمرینی
یورگن کلینزمن ارزش زیادی برای بدنسازی قائل بود
اما او هم از این نظر الگو بود
الگوی حرفهایگری
کلینزمن آدم خوبی بود
یک مربی با ذهنیت خوب
ما همیشه میتونیم این کار رو در طول فصل هم انجام بدیم میدونی؟
:وقتی بازیکنی میخواد بدونه من الان کجا ایستادهام؟ من الان کجام؟
تعطیلات خوبی داشتی؟
کوتاه بود اما خب
زه گوش کن: مارسلو یه برزیلی خب؟
باهاش حرف زدی؟ مارتین
دارسی توماس میدونی
نیک یورگن
اوکی؟ خوش برگشتی
تیم یورگن کلینزمن
مطمئناً برای زمان خودش خیلی بزرگ بود
افراد زیادی بودند آمریکایی هم بودند
مربیان بدنسازی مربیان فنی و همه چیز
با کلینزمن
ما بلافاصله در موقعیتی قرار گرفتیم
که نتایج خوب نبودند
ما نبرده بودیم اما در بایرن همیشه باید برنده بشی
فرهنگ باشگاه بایرن عطش است
شما همیشه تشنه بیشتر هستید
همیشه: عنوان بعدی چیه؟
هدف بعدی چیه؟
همیشه باید برای برد بری
انتظارات
از قبل در اف سی بایرن به طور طبیعی تعریف شده است
هدف همیشه اینه که وارد فصل بشی
هر دو جام داخلی رو ببری
و در اروپا خوب رقابت کنی
خب ما میتونیم اینجا بهتر بشیم و بعدش همیشه اینجوری تکرارش می کنیم وقتی گفتم
او مقدار زیادیش رو از اینجا آغاز کرد
باشگاه یه کم کهنه بود
در ترکیب در امکانات تمرینی
و ساختارهای خاصی که اینجا داشتیم
او خیلی چیزها رو تمیز کرد و کارهای جدید زیادی انجام داد
این خیلی به بایرن کمک کرد
این ایده معماران بود
که مرکز عملکرد رو بازسازی کردند
من در جریان نبودم و بعدش دیدمشون
همینطور بازیکنا رو
خب من هرگز با بوداها کاری نداشتم
زمین تمرین به طور کامل توسعه یافت
با سرمایه گذاری با ساخت و ساز و همه چیز
حتما متوجه تغییر خیابان زبنر شدید
اما در تیم خیلی متوجه تغییری نشدید
همه چیز خیلی کسل کننده شروع شد و بعد کم کم راه افتادیم
بوندسلیگا کسل کننده تر بود در لیگ قهرمانان اروپا مشکلی نداشتیم
واقعاً عجیب بود که پسرا اونجا چطور بازی میکردن
به نظرم خوب بود اما خوب برای بایرن یعنی چی؟
شما همیشه بالاترین استانداردها رو دارید و ما میخواستیم مسیر جدیدی رو بریم
و واقعاً تیم رو توسعه بدیم همینطور سبک بازیمون رو
ما اونقدرها که مردم از بایرن انتظار دارن مسلط نبودیم
ما 51 به وولفسبورگ و 40 به بارسلونا باختیم
و تازه نیمه اول بازی 40 بود
اون روز روز بارسلونا بود
و به ویژه در آن زمان اونا در اوج مطلق خود بودند
فکر می کنم فوتبال همیشه به صورت دوره ای پیش می رود
و اون زمان نوبت بارسلونا بود
انجام دادنش ممکن نبود
خودتون می دونید که در باشگاه بایرن مونیخ وقت نداری
بعد از چنین تحقیری
:بعد از چنین شکستی بگی خب ما این نتیجه رو می پذیریم
و واضحه که برخوردهایی از این دست همیشه چشمان باشگاه رو باز می کنه
می خواید به کجا برسید؟ می خواید به چی دست پیدا کنید؟
این در باشگاه بایرن مونیخ همیشه در حداکثر بوده
و وقتی 40 از بارسلونا شکست می خورید می دونید که راه طولانی در پیش دارید
ایده های فوتبالی درست نبود
البته این هیچ ارتباطی با روابط بین فردی نداشت
ما تا آخر رابطه بسیار بسیار خوبی داشتیم
بدیهیه که چون طرز فکرهای متفاوتی داشتیم
بعد از یک سال از هم جدا شدیم
و این در فوتبال طبیعیه
نمی دونم که آیا سبک فوتبال او
ممکن بود در یک یا دو سال غالب شود یا نه
بنابراین من از آن سال چیزای زیادی یاد گرفتم
با تمام فراز و نشیب ها و اختلافاتی که من با اولی و بقیه داشتم
خب همه لطفا سر جاشون بشینند
خیلی خب من نشستم
در سال 2009 من به مدت شش هفته در باشگاه بایرن مونیخ بودم و برای پنج بازی کمک کردم
یوپ رو برای مدت کوتاهی به عنوان بذارید بگم
– اگرچه حق اونو ادا نمی کنه – اما یک مربی اورژانسی در کنار خودمون داشتیم
و بعد اوضاع خوب پیش رفت بعد اوضاع خوب پیش رفت به همین سادگی
در اون پنج بازی که آنقدرها هم آسان نبودند
ما باید به نوعی مطمئن می شدیم که در جایگاه کسب سهمیه لیگ قهرمانان اروپا قرار می گیریم
:اما متوجه شدیم تیم دوباره زنده شده
شادی برگشت و بلافاصله متوجه آن شدیم
من یه درکی دارم
از مردم و به ویژه از فوتبال
اونچه مهمه مدیریت تیم
مدیریت افراد ارتباط با بازیکنان
و حفظ کنترل رختکنه
به اون حتی یک سنت هم پرداخت نشد
ما توافق کردیم که اگه سهمیهی اروپایی رو کسب کنیم
بهش پاداش داده می دیم
و خوشبختانه ما تونستیم
در اون زمان تغییرات مربی هم مکرر بود
مکررتر از قبل با اوتمار هیتسفلد
که برای مدت بسیار طولانی اونجا بود
من فکر می کنم نوع جدیدی از فوتبال بعدا در سال ۲۰۰۹ تکامل یافت
خیابان زِبِنِر
لوئیس درسته؟ لوئیس
فن؟ فن بعد گال؟
بسیار خوب با "Ch" نه "K" فن خال
لویی فن خال
او به نوعی در اون زمان مناسب بایرن مونیخ بود
No comments yet. Be the first to leave one.