The Orville

The Orville

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 3

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Orville S03E10 1080p HULU WEBRip DDP5 1 x264-NTb
The Orville S03E10 720p HULU WEBRip DDP5 1 x264-NTb
The Orville S03E10 1080p DSNP WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
The Orville S03E10 720p DSNP WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
The Orville S03E10 1080p WEB H264-CAKES
The Orville S03E10 720p WEB H264-CAKES
The Orville S03E10 WEBRip x264-ION10
The Orville S03E10 720p WEB x265-MiNX
ناشر thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

برچسب‌ها

web
720p
720
x265
webrip
x264
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
تاریخ انتشار: 2022-08-27
تعداد دانلود: 41
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫صبح بخیر، آیزاک

‫صبح بخیر

‫خبر جدیدی در مورد سیستم اسکنر داری؟

‫سیستم اسکنر فراکانونی...

‫وصله و در حال اجرای آخرین ‫همراستاسازی‌هاست

‫حدواً 26 ساعت دیگه من و فرمانده لامار...

‫یه گزارش کامل بهتون تحویل میدیم

‫خب حداقل 28 ساعت دیگه تحویل بدید

‫فردا صبح ما میریم به لیستک 2

‫خیلی علاقه دارم که شاهد این مراسم باشم

‫همه‌مون دعوتیم که حضور به عمل بیاریم؟

‫بله

‫حضور دوستان و خویشان...

‫به همون اندازه برای تجدید رابطه مهمه...

‫که برای یه جلوجا مهمه

‫معمولاً چقدر طول می‌کشه؟ ‫منظورم اینه که خلاصه‌ی برنامه چیه؟

‫وقتی به سطح سیاره برسیم...

‫من و کلایدن لخت میشیم

‫وقتی کامل لخت شدیم...

‫و درست مثل هنگام تولد...

‫با محیط پیرامون طبیعی خودمون ‫یکی شدیم، کلایدن به سمت جنگل فرار می‌کنه

‫یه کم بعدش منم میرم دنبالش

‫اگه بتونم بگیرمش...

‫اونجا بین درختان رابطه‌ی جنسی ‫برقرار می‌کنیم

‫بدین صورت عهد و پیمان‌های زوجیتمون ‫تازه میشه...

‫و به چشم سنت ماکلان تقدیس میشه

‫همه‌تونو به چالش می‌کشم ‫که اگه می‌تونید، گریه نکنید

‫بورتوس، به اون گوش نکن. ‫به نظر من خیلی قشنگه

‫ممنون فرمانده

‫صبر کن، من یه سوال دارم

‫اگه جفتتون در نهایت ‫می‌خواید برگردید پیش هم...

‫چرا کلایدن نمی‌ذاره راحت بگیریش؟

‫اگه تعقیب و گریز صادقانه نباشه، ‫این زوجیت دروغین دیده میشه

‫ثابت شده که چنین روشی ‫در سال‌های بعد...

‫تأثیر منفی روی پیوند گذاشته

‫کلایدن تلاش می‌کنه فرار کنه. ‫من باید بگیرمش

‫در نبود یک روحانی ماکلان گماشته‌شده...

‫از من خواسته شده که...

‫مراسم آغازین کاژگال رو اجرا کنم

‫مراسم تجدید عهد و پیمان‌های زوجیت

‫هر دو نفر وارد میشن و یکی برمی‌گردن

‫ما، شاهدین، گواه صادقانه بودن تعقیب ‫خواهیم بود

‫کاژگال تقدیس شد

‫ما زوج هستیم

‫کد ارتباطی و بازه‌ی مورد نظر...

‫برای تماس گرفتن...

‫با تیم علمی رو برای فرمانده کیالی می‌فرستیم

‫اونا بهتون مختصات تحویل وسایل رو میدن

‫امیدوارم اوضاعشون از قبلیا بهتر باشه

‫میشه توصیه کنم که این دفعه ‫فرمانده لامار رو نفرستید؟

‫قربان، باور کنید که خودشم نمی‌خواد...

‫تا آخر عمر سارگاس 4 رو ببینه

‫می‌تونم تصور کنم

‫منو در جریان بذارید

‫هالزی، تمام

‫- از مرسر به عرشه‌ی فرماندهی ‫- عرشه‌ی فرماندهی صحبت می‌کنه

‫یه مسیر به سمت سارگاس 4 مهیا کنید

‫بله قربان

‫لطفاً درخواستتون رو اعلام کنید

‫تمام داده‌های در دسترس...

‫مربوط به سُنن فرهنگی مختلف در رابطه با...

‫پیوند رو نشون بده

‫پارامترها رو محدود کن و جستجو رو...

‫به سنت‌هایی که در طول ‫تاریخ زمین کشف شده، محدود کن

‫اون با اختلاف زودرنج‌ترین بیمارمه

‫فکر می‌کنم امثال اون یادشون میره که...

‫ما طالع‌بینان توانمند نیستیم

‫ما فقط دکتریم

‫خب تقصیر خودته. رفتارت با بیمار زیادی خوبه

‫- خب شاید لازم باشه بیشتر اخم کنم ‫- آره

‫سلام، کلیر

‫آیزاک، چه سورپرایز خوبی

‫بیا بشین

‫احتمالاً چند دقیقه دیگه

‫یه سوال خیلی مهم ازت دارم

‫چی شده؟

‫با من ازدواج می‌کنی؟

‫ترجمه: ‫thetrueali

‫Telegram: @Thetrueali

‫آیزاک، محض رضای خدا، این از کجا اومد؟

‫بعد چرا این کار رو جلوی ‫نصف اعضای فضاپیما انجام دادی؟

‫مراسم زوجیت فرمانده بورتوس ‫منو به این واداشت...

‫که روی آداب ازدواج دیگر دنیاها ‫تحقیق کنم

‫با محاسبه‌ی میانگین طول...

‫روابط عاشقانه‌ی موجودات زیستی...

‫و تطابق اون با سن تو...

‫تصمیم گرفتم که الان زمان مناسبیه...

‫که رابطه‌مون رو رسمی کنیم

‫سن من چه ربطی به این قضایا داره؟

‫در طول تاریخ بشر، اکثر افراد ‫ازدواج پیش از...

‫آغاز زوال جسمی رو مطلوب دونستن

‫خب خوشحالم که هنوز نگندیدم

‫آیزاک، آدما در هر مقطعی از زندگی‌شون ‫می‌تونن ازدواج کنن و این کارو می‌کنن

‫ولی سوال مهم‌تر اینه که...

‫تو چرا می‌خواستی ازدواج کنی؟

‫همونطور که گفتم، محاسباتم...

‫محاسباتت رو ولش کن

‫آیزاک...

‫تا حالا به چالش‌های عملی که...

‫زمان سر راهمون قرار میده فکر کردی؟

‫لطفاً توضیح بده

‫تو پیر نمیشی

‫ولی من میشم

‫یه روز من می‌میرم و تو هنوز ‫اینجایی، عین روز اول

‫منظورم اینه که چه احساسی...

‫چه فکری در این مورد داری؟

‫در انتخاب خلاصه‌ی بین حیات دائمیت...

‫و مرگت، مورد اول رو ترجیح میدم

‫خب خیلی لطف داری که اینو میگی

‫ولی مرگ من یه واقعیت اجتناب‌ناپذیر بشریه

‫اون وقت چیکار می‌کنی؟

‫شاید یه همدم جدید انتخاب کنم

‫محض رضای خدا

‫و البته به نظارت بر...

‫سلامت فرزندانت ادامه میدم

‫تای و مارکوس رو میگی؟

‫بله. به همراه تمام نسل‌هات

‫مشاهده‌ی تکامل انسان‌شناختی...

‫نسل فین در هزاران سال خیلی جذاب خواهد بود

‫تو حاضری...

‫مراقب همه‌شون باشی؟

‫درسته

‫اصلاً هرگز نمی‌خواستم دوباره ازدواج کنم

‫از اینکه بچه‌هامو داشتم راضی بودم

‫خب چرا بهش جواب منفی نمیدی؟ ‫منظورم اینه که...

‫به احساساتش که آسیب نمی‌زنی

‫نمی‌دونم

‫آخه اینکه چنین فکری به ذهنش رسیده...

‫خیلی قشنگه

‫تو بودی دوباره ازدواج می‌کردی؟

‫شاید

‫ولی جفتمون باید از جون مایه بذاریم

‫من و اِد به یه مقطعی رسیدیم ‫که انگار جفتمون...

‫فقط تماشاچی زندگی مشترکمون بودیم، ‫به جای اینکه نقش کامل توش داشته باشیم

‫منم نمی‌تونم چنین چیزی رو ‫یه بار دیگه تجربه کنم

‫شاید زیادی جوون بودیم، نمی‌دونم

‫نکته‌ی اصلی اینجاست

‫اگه یکی دیگه از دوستام ‫می‌خواست ازدواج کنه...

‫بهش هشدار می‌دادم و می‌گفتم...

‫مردی که باهاش ازدواج می‌کنی ‫و مردی که باهاش زندگی‌تو می‌سازی...

‫دوتا آدم متفاوتن

‫ولی با آیزاک این چیزا حذف میشه

‫گفت مراقب نسل‌های من خواهد بود

‫آخه آدم چه جوابی در برابر ‫چنین حرفی می‌تونه داشته باشه؟

‫زیباترین بیان احساساتیه که تا حالا شنیدم

‫خب تو دوستش داری، درسته؟

‫آره

‫خیلی

‫خیلی‌خب. بیایید بررسی کنیم. ‫مزایا و معایب

‫خیلی‌خب

‫مزایا. از نوادگانم مراقبت میشه

‫مسلماً مزیت خیلی مهمیه

‫اگه هم به این کار متعهد بشه، ‫دیگه هرگز منو تنها نمی‌ذاره

‫- این میره توی معایب؟ ‫- احتمالاً آره

‫توی موارد اضطراری کارش عالیه

‫بفرما. باهوشه. قابل اعتماده

‫قدرتش در حد سلیایی‌هاست

‫بحث نمی‌کنه

‫نگاه کن. افتادیم روی دور. دهنتو. ‫منم دلم می‌خواد باهاش ازدواج کنم

‫احساسات نداره

‫نمی‌دونم چطوری اینو جواب بدم

‫چیزی که اون روز توی شبیه‌ساز ‫تجربه کردیم...

‫می‌دونم که اونم منو دوست داره

‫فقط...

‫دستگاه‌های لازم برای ابراز این عشق رو ‫مثل ما نداره

‫ولی با این حال، خب که چی؟

‫اگه همه‌ی آدما رو ‫همونطوری که هستن بپذیریم...

‫خوشحال‌تر نخواهیم بود؟

‫به جای اینکه از چیزی که نیستن ‫ناامید بشیم؟

‫بیا داخل

‫سرتون شلوغه. بعداً برمی‌گردم

‫- نه، صبر کن! بیا اینجا! ‫- فرمانده، برگرد

‫تو تنها کسی هستی که اینجا مست نیست

‫چی شده؟

‫سعی داریم به کلیر کمک کنیم تصمیم بگیره

‫سعی دارم تصمیم بگیرم که ‫به آیزاک بله رو بگم یا نه

‫پس فقط یه شایعه نیست

‫نه، نیست

‫آره، فکر نکنم من...

‫بهترین آدم واسه مشاوره در این حوزه باشم

‫موافقم، ولی با این حال ‫می‌خوایم نظرتو بدونیم

‫به گمونم چطوره که...

‫از بچه‌هات بپرسی که اونا ‫نظرشون بر اینه که بله رو بگی یا نه

‫مفید واقع شدی، مرد هوشیار. می‌تونی بری

‫آخرین اطلاعات از مسیر؟

‫2.8 سال نوری تا سارگاس 4

‫حدود 12 دقیقه فاصله داریم

‫می‌دونی، ای کاش می‌ذاشتن این بالا ‫موسیقی پخش کنیم

‫باعث میشد این سفرهای طولانی ‫خیلی سریع‌تر بگذره

‫خلاف قوانینه

‫آره، هرگز علتشو درک نکردم

‫آخه نمی‌خوان وقتی آژیر مجاورت ‫به صدا در میاد...

More Farsi Persian subtitles for The Orville

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left