نخستین 200 خط.
« گربه روي شيرواني داغ »
برپايه نمايشنامه گربه روي شيرواني داغ از تِنسي ويليامز
زيرنويس از ميثم ططري
!ما پاليت رو ميخوايم! بريک پاليت !ما پاليت رو ميخوايم! بريک پاليت
!ما پاليت رو ميخوايم! بريک پاليت !ما پاليت رو ميخوايم! بريک پاليت
!ما پاليت رو ميخوايم! بريک پاليت
!بريک پاليت
«زمين ورزشي دبيرستان شرق ميسيسيپي»
.اين کار رو نکن
.بهت هشدار ميدم، تريکسي
.گوپِر
...گوپِر، نميتوني جلوي بچهت رو بگيري که
دستهاي کوچولوي گرمش رو... توي بستني نکنه؟
!تريکسي !تريکسي
لااقل نميشه پيش از اين کارِت دستهات رو بشوري؟
!مَگي، اين کار رو نکن
مَگي، چطور ميتوني با يه بچه همچين کاري بکني؟
.اينجوري، عزيزم
،گوپِر - ها؟ -
گوپِر، ديدي چيکار کرد؟
.خب، بهش گفتم اول دستهاش رو بشوره
يکي از اون هيولاهاي بيگردن .من رو با يهکم بستني زد
خب، چرا نامِ بچههاي گوپِر رو هيولاهاي بيگردن گذاشتي؟
چون بچههاي برادرت .گردن ندارن، به همين خاطر
.اوه
.دستِکم چيزي ديده نميشه
سرهاي کوچيک تپلشون بدون هيچ اتصالي روي .بدنهاي کوچولوي خيکيشون قرار گرفته
!چه بَد
خيلي هم زياد، براي اينکه گردني .ندارن تا بشه براي فشردن گرفت
درست نميگم، عزيزم؟
.تريکسي! تريکسي، زودباش ...بايد آماده بشيم بريم
!بيايد بريم
.زودباشيد، باستر، ساني
زودباشيد. همگي سوار ماشين .بشيد، حالا. همهمون ميريم
تا حالا شنيدي کسي اينقدر نام سگ روي بچهها بذاره؟
فکرش رو بکن. پنج تا هيولا دارن و .شماره ششمي هم تو راهه
يه تيم سيرک از هنرنمايي حيوانات .ترتيب دادن آوردن اينجا
.کاملاً معلومه ديگه، نفرتانگيزه .خب، روشنه که هدفشون چيه
هدفشون چيه، مَگي؟
!بهت ميگم هدفشون چيه، کوچولوي من
ميخوان تو رو از ارثِ پدرت .محروم کنن
همه ميدونن که پدربزرگ ...داره ميميره بر اثر
اوه، بايد واسه يه جفت جوراب جديد .براي جاري يه صورتحساب بفرستم
ميدونيم؟ - چي رو؟ -
اينکه پدربزرگ داره ميميره بر اثر ... ؟
باورت نميشه؟
.به زودي زود ميفهمي
.گمونم بميره
.چيزهايي هست که بايد قبول کني، عزيزم
چيزهايي تو اين دنيا هست که .صرفاً بايد قبول کني
چرا پدربزرگ رو شش هفته توي اون ،درمانگاه وحشتناک نگه داشتن
اگه معاينه چيزي رو نشان نداده...؟
چرا برادرت تو اين هواي شرجي ...کُل ايل جيغجيغوش رو
آورده اينجا؟
و چرا اينقدر به تو و تپه رنگينکمان کنايه ميزنند؟
ميدوني تپه رنگينکمان چيه؟
محل پُرآوازهاي براي درمان .الکليهاي مشهور و معتادها
.من مشهور نيستم، مگي - .نه -
.و معتاد هم نيستي
که در غير اين صورت، نامزد عالياي .براي تپه رنگينکمان ميشي
همون جاييه که برادرت ميخواد .به پدربزرگ بگه بفرستت اونجا
.مگه از روي جنازه من رد بشن
.تپه رنگينکمان
،و اگه تو رو از سر راه بردارن ...برادر گوپر، اموال رو در دست ميگيره
و همه چکها رو امضا ميکنه، و هر وقت .بخواد موجودي بانکيمون رو قطع ميکنه
اينجوري خوشت مياد، عزيزم؟
تو فقط هر کاري که ...از دستت بر مياد، ميکني
تا در به دست گرفتن کنترل بهشون کمک ...کني و جرئت بدي، پس از اينکه پدربزرگ
.خب، همينطوره ديگه
کارِت رو ول کردي، خودت رو !وقفِ حرفه مشروبخوري کردي
ديشب قوزک پات رو تو .زمينِ باشگاهِ دبيرستان شکوندي
بريک؟
.ما يه برتري داريم
.نه، دو تاست جورابهام مرتبه؟
.پدربزرگ ديوونه توئه، عزيزم
...اصلاً نميتونه داداش و زن داداشت
.اون هيولاي بارور رو تحمل کنه .مِي براش بدجوري نفرتانگيزه
.ميتونم با اطمينان بگم
دقيقاً همونطوري که ميتونم بگم .اون از من خوشش مياد
.اين دومين برتريايه که ما داريم
.اون از من خوشش مياد
.يه جوري سر تا پام رو ورانداز ميکنه
.هنوز گوشه چشمي به دخترها داره - .اينطور حرف زدن نفرتانگيزه -
تا حالا کسي بهت گفته يه خشکهمقدسي رو مُخ هستي؟
فکر ميکنم براي پيرمردي که در ...آستانه مرگه خيلي خوبه که
هنوز اندامِ من رو با تقديري که .سزاوار ميدونم، ميبينه
...ميدوني؟ برادرت گوپر
هنوز اين توهّم رو در ذهنش ميپروره ...که وقتي با دوشيزه مِي فلين از
،فلينهاي بيگردن مِمفيس ازدواج کرد .بر نردبانِ اجتماعي گام بزرگي برداشت
.چون اون ملکه جشنواره پنبه بود
.اوه، دقيقاً يادمه که گوپِر عاشق ملکه شد
...نشسته بر تخت برنجي، سوار بر اون
چهارچرخه ارزانقيمت به سمت ،خيابون اصلي به پيش ميرفت
لبخند ميزد و دولا و راست ميشد، و براي .همه بيسروپاهاي خيابون بوسه ميفرستاد
ميدوني چه بلايي سرش اومد؟
نه، چه بلايي سرش اومد، مَگي؟
.يه نفر تفاله تنباکو به صورتش تُف کرد .درسته
يه آدم مَست تو هُتل گايُسو که از پنجره :خم شده بود بيرون، گفت
.هي . هي، ملکه جون" ".سلام، ملکه جون
خواهر مِي بالا رو نگاه کرد، لبخندي زد ،و دستي تکان داد
و اون آدم مَست تفاله تنباکو رو از دهانش .مستقيماً به صورت اون تف کرد
چرا اينطور نگاهم ميکني؟
چطوري، مَگي؟ - .اونطوري که يه لحظه پيش نگاهم ميکردي -
.حواسم نبود که نگاهت ميکردم، مَگي
.من که حواسم بود
اگه داشتي به همون چيزي ...فکر ميکردي که من
!نه، مَگي - چرا نه؟ -
ميشه لطفاً صدات رو بياري پايين؟ - !نه -
تو رو بهتر از اوني که .فکر ميکني، ميشناسم
من قبلاً اين نگاه رو ديدهام .و ميدونم چه معنياي ميداد
.و الان هم همون معني رو داره - .تو ديگه همون زن سابق نيستي، مَگي -
اوه، فکر نميکني اين رو ميفهمم؟
...فکر ميکني نميفهمم که - چي رو نميفهمي، مَگي؟ -
اينکه اين دگرگوني افتضاح رو .پشت سر گذاشتهم
.سختگير، ديوانه و بيرحم شدم
براي ديدن هواپيماي پدربزرگ برنامهريزي کردي؟
.اوه، بريک
.دارم خيلي تنها ميشم - .همه اينطور ميشن -
اگه با کسي که عاشقشي ...زندگي کني، ممکنه
تنهاتر از وقتي باشي که ،تک و تنها زندگي ميکني
وقتي کسي که دوستش داري .تو رو دوست نداشته باشه
حتي تحمل نوشيدن از يه ليوان مشترک رو نداري، مگه نه؟
دلت ميخواد تنها زندگي کني، مَگي؟ - !نه -
.نه، دلم... دلم نميخواد
چرا چهره زيبات رو از دست نميدي، بريک؟
بيشتر آدمهاي مشروبخور .زيباييشون رو از دست ميدن
چرا تو از دست نميدي؟
فکر ميکنم از وقتي که به مشروبخوري .روي آوردي، خوشقيافهتر هم شدي
.تو چه عاشق فوقالعادهاي بودي - !ديرت ميشه ها -
.براي عاشق شدن خيلي هيجان داشتي ...گمونم بيشتر به خاطر اينه که تو
اگه فکر ميکردم ديگه هرگز باهام ...عشقبازي نميکني
...بلندترين و تيزترين چاقو رو پيدا ميکردم
.و مستقيماً در قلبم فرو ميکردم
.اين کار رو ميکردم
اوه، بريک، اين وضع تا کِي بايد ادامه پيدا کنه؟ اين مجازات؟
دوره مجازاتم تموم نشده؟ ميتونم تقاضاي بخشش کنم؟
...خانم، صداي ادبآموزيت طوري شده که
انگار داري ميدوي طبقه بالا .تا به يکي بگي خونه آتيش گرفته
هيچ عجيب نيست؟
ميدوني چه احساسي دارم؟
تمام وقت احساس ميکنم مثل يه گربه .روي شيرواني داغ هستم
.پس، از روي شيرواني بپر پايين، مَگي .از روش بپر
گربهها از روي شيرواني ميپرن و هيچ .آسيبي نميبينن. اين کار رو بکن. بپر
بپرم کجا؟ داخل چي؟ - .يه عاشق گير بيار -
!حقم اين نيست
.من جز تو هيچ مردي رو نميبينم
.حتي با چشمهاي بسته فقط تو رو ميبينم
چرا زشت نميشي، بريک؟
لطفاً چرا چاق يا زشت يا يهجوري نميشي که بتونم اين وضع رو تحمل کنم؟
.خوب ميدرخشي .امثال تو هميشه ميدرخشن
.من با ارادهتر از اونيام که فکر ميکني .خيلي خوب برنده ميشم
چي رو برنده ميشي؟
پيروزي يه گربه روي شيرواني داغ چي ميتونه باشه؟
.گمونم ماندن روي شيرواني
.تا آخرين حد توان
.آروم باشيد. الان نه .يه دقيقه صبر کنيد. هنوز نه
گُلها کجان، عزيزم؟ - يهکم اغراق نميکني؟ -
.حالا آماده بشيد
.مامان، اون واسه بابابزرگ هيچي نياورده
،گُلهاي خيلي ناخوشي براي بابابزرگه اينطور فکر نميکني، گوپِر؟
.خودم چيدمشون
.انگار از روي قبرِ کسي چيدتشون
،از قبر حرف نزن
.وقتي نميدونيم پدربزرگ زنده ميمونه يا ميميره
.آماده بشيد
.سلام. سلام، مِي
.سلام، بچهها
دکتر، عالي نيست؟
!بوسم کن
.مِي، عزيزم - .عالي شدي -
.مادربزرگت رو ببوس
!اوه، پدربزرگ عزيزم
.سر و حال به نظر مياي، پدربزرگ .خيلي سر و حالي
دُکي، ميخواي اخبار رو بهشون بگي؟
عمل مقدماتي تاييد کرد که .پدربزرگ هيچ مشکلي نداره
!اصلاَ چيزي نيست
.فقط يه انقباض روده قديمي و جزئيه .فقط همين
!چه خبر عالياي - خبر عالياي نبود؟ -
.اين بهترين هديه روز تولده
بريک کجاست؟
.عمو بريک مَست کرد و زد پاش رو شکوند
چطوري؟ - چي... چي شد؟ -
آره. انگار دوباره مَست کرده و سعي داشته .ساعت سه بامداد از رو موانع بلند بپره
اون پسر بيچاره فکر ميکنه هنوز هم .ورزشکار بزرگ و عاليايه
نتونستيم اين جريان رو از .روزنامه محلي دور نگه داريم
.خبرش به روزنامه آسوشيتِد پرِس هم رسيد
،آره، و همينطور يونايتد پرِس
و به لطفِ مشاوره حقوقي حرفهاي شما .ديگر روزنامهها هم فهميدن
.بيايد بريم خونه
نمي... نميخواي با بچهها بري، عزيزم؟
!نه
،باز هم مثل قديما سر و زبونداره .اشکالي نداره
!ساکت باش، زن
!ساکت شيد
!ساکت شيد
.به خونه خوش اومدي، فرمانده پاليت
.من زنده ميمونم، مَگي .من زنده ميمونم
.ميدوني، حسابي من رو ترسوندن
.ميدوني، من زمان زيادي تلف کردم
ميدوني، ميليونها احساسات گوناگون .در وجودم باقي مونده
No comments yet. Be the first to leave one.