هماهنگ با نسخه‌های زیر

Master God of Noodles E08 www sunflowermag com
ناشر Rahasam_86
مترجم ها: رها/مری/مینا www.sunflowermag.com

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2016-05-22
تعداد دانلود: 47
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

سه سال بعد

خداي نودل = قسمت 8 =

دفتر دادستاني، چائه يو کيونگ

دادستان چائه يو کيونگ

شماره پرونده 1994-j-5021

دادستان شدن

شماره پرونده 1994-j-5021

زيرو بَم ِ پرونده رو در بيار

اين پرونده، دليل پليس شدنم بود

همينطور

دليل ِ اينکه اينجام

ثبت پرونده شماره پرونده 1994-j-5021

قد 170، 63 کيلو وزن، در سال 1994 اعدام شده

ته ها

همسر: اوه گيوم سون پسر: پارک ته ها

پدرم معتاد به مواد مخدر بود

دوستاش ولش کردن

زیردستهاش مسخره ش کردن

يه پسر نميتونه چهره ي تحقير شده ي پدرشُ ببينه

و يه پسر

هرگز نميتونه

به پدرش

بي اعتنايي کنه

لطفاً نرو

نرو بابا

ته ها، زود برميگردم

نميتونم ديگه اينطوري

زندگي کنم

وقتي گشنه شدي سفارش بده غذا بيارن

لطفاً به دوربين نگاه کنيد

لطفاً اينجا رو نگاه کنيد

همه رو برنامه ريزي کرده بودي؟

تو اولين قدم اينُ برنامه ريزي کردي؟

پدرم يه زن و پسرشُ

بي سرپرست کرد

همینطورم پسر خودشُ

با يه خاطره ي فراموش نشدني تنها گذاشت

ترسها

ته ها، بايد تو سن تو دوستايي باشن

که بخواي باهاشون خوش بگذروني

ته ها

چائه يو کيونگ

پدري که ترکم کرده بهش بدهکاره

اون دوستيه که ميخوام مابقي عُمرمُ ازش محافظت کنم

پارک مو تِک

پارک ته ها

چائه ايل هوان

پارک ته ها

بفرما

بيا با هم ناهار بخوريم- نميخوام-

سعي کن تاريکيُ از آتيش جدا کني

از کجا در مورد ِ سوگند ِ دادستاني ميدوني؟

يکي از دوستام، دادستان ِ

سلام- سلام-

هي، تو اينجايي

اين مال ِ اين ماه ِ

چطور ميتوني قسط ها رو با

اين پول ِ کم بدي؟

براي من کار کن

مهم نيست چي بشه هرگز براي تو کار نميکنم، چول دو

اون دو چول ِ عوضي

پارک ته ها

پارک مو تِک

تاريخ تولد: سال 1968، به جُرم قاچاق انواع مواد مخدر محکوم شده

اون بيرون ِ قربان

اون مواد داشت زياد تحت ِ فشارش نذار

وقتی سوار ماشین میشه یه باره گیرش میندازیم

در ماشینُ باز کرد

الان برید

ولم کنید

ولم کنید

بگيریدش

پدرم

يوکيونگُ با ترسهاي تموم نشدنيش تنها گذاشت

اون همين کارُ با من کرد

کيف ِ پر پولت اينجاست کار ِت خوب بود

وقتشه به کيف بزرگتر منتقلش کنيم

من هرگز اين همه پولُ غير از بانک جاي ديگه نديدم

تو بايد براي زندگي بهتر هر چه زودتر موسسه ي خودتُ تاسيس میکردی

به زودي خيلي عالي زندگي ميکنم

اين ساعت خيلي برام سنگين ِ

تو يه خوبشُ گرفتي

مردم ميگن: وقت طلاست براي همين هم يه ساعت ِ طلا خريدم

اما براي من خيلي سنگين ِ

نگاه کن ضعيف شده پشتش ممکنه بشکنه

کِي ميخواي هوانگُ جايگزين کني؟

بعد از خراب شدن جشن سالگرد اوقات بدي داشتيم

بايد از مديريت دست ميکشيدم

بايد موسسه ي خودمُ ميزدم و دوباره به جايگاه اصلي برميگشتم

اون يکي از کسايي ِ که مراسم ِ سالگردُ خراب کرد

اگه يه نفر ديگه بود فوراً از شرش خلاص ميشدم

چول دو

بله هیونگنیم

آقاي "ها"

پول ِ زيادي در مياره

اما نميتونم بگم اون همه پول کجا ميره!؟

گاو صندوق يا همچين چيزي ديدي؟

نه، نديدم

هیونگنیم

تو فيلمها

يه زيرزمين ِ مخفي وجود داره

يه دستگيره رو ديوار

يه در ِ چرخانُ باز ميکنه

این فکر ِ منه- تو خنگي-

اون فقط تو فيلمهاست

مثل ِ يه نفر که نميتونه رانندگي کنه فروشنده ي ماشين شده

البته که مسخره ست

ممنون بخاطر مشورتت

تو بهتريني

چقدر تلخ برات خوبه؟

اونُ ننداز بيرون

وانمود کن حداقل مي بلعيش

کي ميدونه؟

فروش ممکنه بالا بره

از اين لذت ميبري؟

برات متاسفم

بايد يه سرآشپز جديد استخدام ميکردي

کسيُ که نميتوني جايگزين کني اخراج نکن

اونا بحث ميکنن چون يه رهبر ندارن

ميدوني سختکوش ترين فرد تو آشپزخونه کيه؟

شاگرد

بله

خميرُ از يخچال بردار

قبلاً اينکارُ کردم اونا براي استفاده آماده ن

شاگرد

بله؟

اين براي چاشني ِ به بخش غذا بفرستش

این رون و ماهیچه ست

ما اينُ سرخ ميکنيم

واقعاً؟- حواستُ جمع کن-

چي؟ عقلتُ از دست دادي؟

فکر کنم تنها عاقل ِ اينجا من باشم

هي- دهنتُ ببند-

کار ِتُ انجام بده هر چي اون گفته درسته

شاگرد

بله

اين آبگوشتيه که من براي نودل ِ جديدمون آماده کردم

بخاطر ِ من بوش کن

تو وقت اضافي داري که بخواي ليست ِ مِنو رو اضافه کني

اينُ تو ساعات کاري انجام نده

غر زدنُ بس کن بوش کن

خاکستر کوه هم اضافه کردی؟

آره، قويه؟

چون خيلي بوش قوي بود يه کم خيسش کردم

خيلي معلوم ِ؟

اون نه، فقط چون من يه بيني ِ باورنکردني دارم

يه کم شيرين بيان بهش اضافه کن

تلخيشُ ميگيره

موثره؟

ممنونم

شاگرد

بله؟

چطور جرات ميکني؟

سلام گيل يونگ

سلام

چه ماتحت ِ سفتي

ول گشتنُ تموم کن

اينا کجا ميرن؟

اونجا

جرات نميکني دوباره بگي شاگرد ....وگرنه من

تو چي؟

متاسفم

کاسه بايد ليز بوده باشه

دوباره همه ي ظرفها رو ميشورم

مشتاق ِ ديدار

چرا فاصله گرفتي؟

سرم با بهبود ِ شُهرتم گرم بود

بالاخره جايي هستم که بايد باشم

صخره هاي در حال ِ سقوط معمولاً آدما رو ميکُشن

مگر اينکه از سر راهشون کنار بري

تحت تاثير قرار گرفتم

همینطوره

من آخرين بار تقريباً کُشته شدم

چي تو رو اينجا کشونده؟

اينجا اومدم تا به همسر ِ مبارزت کمک کنم

گونگ ناکوون

بايد دوباره فوق العاده شه

بايد بشه

اين نگراني ِ بزرگ ِِ منه

واقعاً؟

تو نگران ِ گونگ ناکوون هستي؟

بدون ِ تو ميتونه خوب پيش بره؟

تو گونگ ناکوونُ به اجبار کنار گذاشتي

درحاليکه روي موسسه ت تمرکز کرده بودي

تو کسي بودي که گونگ ناکوون رو نابود کردي

اما با درخواست ِ بزرگان ِ فاميل وانمود کردي، نسبت به برگردوندنش بي ميلي

از اين طريق تونستي هم گونگ ناکوون و هم

موسسه ي گونگناک رو در اختيار بگيري

اين نقشه ت ِ؟

باعث ناراحتیه

من هيچيُ به اجبار کنار نذاشتم

ميخوام کمک کنم، اما اون بهم اجازه نميده

اين يعني زنت هنوز کينه داره؟

من هرگز همچين حرفي نزدم

نگرانيها و غمهاي دنيا

همش تو اين اتاقه

تو بايد به نيروانا برسي

فروش گونگ ناکوون، به مدت سه سال

هر سال ده درصد کم ميشه

خيلي خسته م، دارم غش ميکنم

More Farsi Persian subtitles for Master: God of Noodles

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left