The Old Way

The Old Way (命悬一枪)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Old Way 2025 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
ناشر Samurai_EP

برچسب‌ها

webdl
machine_translated
تاریخ انتشار: 2025-09-18
تعداد دانلود: 103
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫[سی و دومین سال سلطنت امپراتور گوانگشو (۱۹۰۶)]‬

‫برو.‬

‫برو.‬

‫در اواخر سلسله چینگ در سرزمین‌های جنوب غربی،‬

‫راهزنان بی‌رحمانه جولان می‌دادند و مردم عادی در ترس و وحشت زندگی می‌کردند.‬

‫یک قهرمان درستکار‬

‫سر جایش ایستاد و پیروانی برای خود جمع کرد.‬

‫تنها با استفاده از قدرتش،‬

‫او صلح را به منطقه آورد.‬

‫مادر‬

‫اما او کمی می‌دانست،‬

‫این فراخوان تجمع‬

‫در نهایت فاجعه را فرا می‌خواند.‬

‫کمک!‬

‫یه اتفاقی تو خونه‌م افتاده!‬

‫کمک!‬

‫کمک!‬

‫یه اتفاقی تو خونه‌م افتاده!‬

‫پدرم به تک تک شما کمک کرد.‬

‫تو ناسپاس هستی!‬

‫ ‬

‫تو قوانین رو زیر پا گذاشتی.‬

‫شما باید خودتان را با چاقو تنبیه کنید.‬

‫حتی جسد مرده‌ات هم سالم نمی‌ماند.‬

‫رتبه من از تو بالاتره.‬

‫اون موقع، استاد اول پرچم تجمع رو بهت داد.‬

‫این واقعاً قوانین را زیر پا گذاشت.‬

‫ ‬

‫[پانزدهمین سال جمهوری چین (۱۹۲۶)]‬

‫این دفعه که برگشتم،‬

‫ببینم کی جرات داره بگه؟‬

‫من به اندازه کافی توانمند نیستم که کسب و کار خانوادگی‌ام را به دست بگیرم.‬

‫هنوز باید صبر کنی تا پدرت بمیره.‬

‫حرف مفت نزن.‬

‫اون پدر ماست.‬

‫متشکرم، رئیس.‬

‫هنوز از قایق‌ها خیلی دور است.‬

‫قوانینی وجود دارد.‬

‫راه‌های آبی و زمینی از هم جدا هستند.‬

‫خیلی قوانین احمقانه ای داره.‬

‫هزینه حمل این وسایل به داخل قایق‌ها چقدر است؟‬

‫دو دلار؟‬

‫داری مسخره‌ام می‌کنی؟‬

‫20 درصد از کالاها.‬

‫چی؟‬

‫۳۰٪.‬

‫آرام باش.‬

‫۵۰٪.‬

‫آرام باش.‬

‫فقط تماشا می‌کنی؟‬

‫برو!‬

‫بهت گفتم.‬

‫اگر قرار باشد این مسیر را انتخاب کنی، به دیگران برای محافظت از خودت نیاز خواهی داشت .‬

‫حالا خودت می‌دانی.‬

‫قهرمان، عجله کن.‬

‫گیاهان دارویی من!‬

‫خیلی جنجال به پا کردی.‬

‫می‌ترسم مجبور بشی بیشتر هزینه کنی.‬

‫قیمت را دو برابر کنید.‬

‫باشه.‬

‫آقا.‬

‫میشه برای یه چیزی جنگید.‬

‫اما تو نمیتونی اونو تصاحب کنی.‬

‫گرفتمش.‬

‫متاسفم که سجده کردن بدون روشن کردن عود درست نیست.‬

‫بعد از اینکه وارد معبد شدید.‬

‫[از اراده آسمان پیروی کن و هر اقدام ممکن را انجام بده]‬

‫میشه بپرسم چطور کور شدی؟‬

‫من کور نیستم،‬

‫و چشمان من حتی از چشمان تو هم بزرگتر است.‬

‫اسم من پنگ یینان است.‬

‫من تازه واردم.‬

‫لطفا راه را به من نشان دهید.‬

‫قصد دارید چه کسب و کاری راه بیندازید؟‬

‫تا زمانی که سودآور باشد،‬

‫من انجامش میدم.‬

‫این روزها کار و کاسبی زیادی برای انجام دادن وجود ندارد.‬

‫ممنون.‬

‫پنگ‬

‫به این یکی نگاه کن.‬

‫بد نیست.‬

‫بله.‬

‫سال خوبی خواهیم داشت.‬

‫پنگ‬

‫چطوره بریم شهر خودمون؟‬

‫من می‌توانم خانه را تعمیر کنم.‬

‫چرا تو شهر خوش نمیگذرونیم؟‬

‫تو مثل یه خوکی هستی که نمی‌دونه چطور از زندگی لذت ببره.‬

‫می‌دونی؟‬

‫من خوک نیستم.‬

‫من هستم؟‬

‫بله.‬

‫من...‬

‫بفرمایید.‬

‫میشه شما دو تا ساکت باشید؟‬

‫خفه شو.‬

‫شما دو نفر مثل سگ و گوسفند هستید.‬

‫اگر همدیگر را ندیدید ، بروید همدیگر را پیدا کنید.‬

‫اما وقتی شما دو نفر به هم می‌رسید، دعوا می‌کنید.‬

‫پنگ به تو گفت سگ.‬

‫بفرمایید.‬

‫بفرمایید.‬

‫منحل شوید!‬

‫منحل شوید!‬

‫ما چطور؟‬

‫پول را تقسیم کنیم و منحل شویم؟‬

‫از وقتی تصمیم گرفتیم یه تیم باشیم،‬

‫هر روز دعوا نکنیم.‬

‫به یاد داشته باش،‬

‫در زندگی ما،‬

‫پول درآوردن مهمترین چیز است.‬

‫چای را با آب چاه دم در درست کنید.‬

‫نمیشه ازش برای پذیرایی از مهمون استفاده کرد.‬

‫پس از ورود به شهر مویانگ،‬

‫ما خانواده هستیم.‬

‫در طول این سال‌ها،‬

‫این اولین بار است که من با یک زن در حرفه‌مان آشنا می‌شوم.‬

‫از آشنایی با شما خوشبختم.‬

‫اسم من لی وو است.‬

‫اسمت چیه؟‬

‫ژوانگ یو.‬

‫ما مینگ.‬

‫این رئیس ماست.‬

‫چطور تونستی انقدر راحت اسممون رو بهش بگی؟‬

‫ما در یک تجارت هستیم.‬

‫کوه طلا، کوه نقره، کدام کوه، کوه معروف است؟‬

‫تالار طلا، تالار نقره، تالار معروف کدام تالار است؟‬

‫۳۶ صندلی طلایی چه معنایی دارند؟‬

‫مراجعه کنید؟‬

‫از ۷۲ کاشی اژدها،‬

‫کدام یک درباره مقام و منزلت والای برادران ماست؟‬

‫وانمود می‌کنی که از نوچه‌های ما هستی.‬

‫تو خیلی جسور هستی.‬

‫قصد تظاهر نداشتم.‬

‫می‌خوام درست کنم.‬

‫یک درخواست.‬

‫باشه.‬

‫شما به ما پول می‌دهید و مشتری هستید.‬

‫به من بگو.‬

‫از ما چه می‌خواهید؟‬

‫برای کشتن کسی.‬

‫چیز مهمی نیست.‬

‫ما آن را خواهیم گرفت.‬

‫برای این کار چقدر به ما پول می‌دهید؟‬

‫شما قیمت رو بفرمایید.‬

‫چقدر داری؟‬

‫چقدر می‌خواهی؟‬

‫چقدر پرداخت خواهید کرد؟‬

‫من هزینه زیادی خواهم پرداخت.‬

‫دقیقاً چقدر؟‬

‫این شیوه‌ی مذاکره‌ی تجاری نباید باشد.‬

‫پنگ فقط می‌خواد قبل از اینکه کار رو انجام بدیم همه چیز رو روشن کنه،‬

‫تا هیچ اختلافی پیش نیاید.‬

‫باشه.‬

‫پیشنهاد من یک شمش طلاست.‬

‫بعد از اینکه تموم شد بهت میدمش.‬

‫بفرمایید.‬

‫از چنگدو تا هوایانگ،‬

‫ما فقط پول نقد قبول می‌کنیم.‬

‫اینو به عنوان ودیعه قبول کن، باشه؟‬

‫دختر.‬

‫احمقی؟‬

‫چه کاری می توانید با من انجام دهید؟‬

‫اگه فقط بیعانه‌ات رو بگیرم و ناپدید بشم؟‬

‫اگر حاضر به انجام کار هستید،‬

‫برای پیدا کردن من به شهر فانگ‌جینگ بیایید.‬

‫اگر نه،‬

‫من تو را به عنوان یک دزد می‌گیرم.‬

‫منظورت چیه؟‬

‫منظورم چیست؟‬

‫بستگی به کاری دارد که انجام خواهی داد.‬

‫اون خیلی باحاله.‬

‫این یک راه جدید است.‬

‫کجا داری میری؟‬

‫مگه ما ودیعه رو نگرفتیم؟‬

‫نمیشه فقط پول پیش رو بگیریم و هیچ کاری نکنیم؟‬

‫نه، تو نمی‌توانی.‬

‫وقتی ازت خواستم کاری رو انجام بدی،‬

‫تو همیشه برای انجام ندادن آن بهانه داشتی.‬

‫چون این دفعه مشتری یه دختره،‬

‫تو خیلی مشتاق درخواستش هستی.‬

‫پنگ‬

‫یه چیزی هست که باید بهت بگم.‬

‫مامانم دیروز اومد خوابم.‬

‫از من خواست که ازدواج کنم.‬

‫پنگ‬

‫فکر نمی‌کنی؟‬

‫این جا اینقدر ساکته؟‬

‫خیلی راحته.‬

‫آیا تا به حال اسمی برای فرزندتان انتخاب کرده‌اید؟‬

‫چی داری میگی؟‬

‫من برای تجارت به اینجا آمدم.‬

‫کسب و کار؟‬

‫با توجه به ظاهر آنجا، فکر نمی‌کنم بتواند یک شمش طلا هم به ما بدهد.‬

‫اما ما قبلاً آمده‌ایم.‬

‫من می‌دانم.‬

‫تسلیم نخواهی شد‬

‫مگر اینکه واقعاً او را بررسی کنید.‬

‫این خانه کاملاً خوب است.‬

‫دیوونه شدی؟‬

The Old Way subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Old Way

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left