نخستین 200 خط.
وارد یه دعوا شدم. یارو مُرد.
صاحب شرکتی که براش اسکیتسواری میکردم
پیراهنش رو که به خون من آغشته بود نگه داشته
پس از ما میخواید بدزدیمش؟
این کار برای خونهـمونه! و از اینجا میریم داخل
و همونطور که نقشه کشیده بودیم گاوصندوق رو میاریم بیرون!
زود باش
آخ! لعنتی!
یه یادداشت تفاهم بهت میدیم که موافقت میکنی
املاک اسمورف رو برگردونی به اسم ما
توی نیروی پلیس دوستان زیادی ندارید
هرچند الان دورۀ جدیدیـه. هم برای شما، هم برای ما.
بابت پولی که میدی خدمات میگیری
کافینتها توی جنوب شرقی آسیا خیلی محبوبن
آدریان خیلی باهاشون حال میکنه
ضمناً، یه نفر این مدت داشته براش پول میفرستاده اونجا
عاقلانه نیست که ما یه تُن کوکائین نگه داریم
براتون هزینه برمیداره
ماشینت رو بیار داخل
دنبال کسی میگردی، رفیق؟
مکس کراس
30% از هر چی که بین پندلتون و
نشنالسیتی به جیب میزنید بهم میدید.
قبوله
- دِرن؟ - میشناسمت؟
- آره. بیلیام - پدرتـه
- من کاساندرام - اینجا چیکار میکنی؟
داشتم دوران سختی رو سپری میکردم
چی میبینی؟
یکی که قبلاً میشناختمش
ما کجاییم؟
اون پسرک، برایان ازت ترسیده بود
منم باید بترسم؟
« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » :.: Bia2Movies.bid :.:
ترجمه از: امـیـر سـتـارزاده AM1Я H1tmaN
کارناوال «دلمار» سه هفتۀ دیگهست
- غرفۀ بلیط فروشی؟ - نه
غرفۀ بلیط فروشی جلوی دید خیلیهاست
امتیازات انحصاری؟
باید 10 12 تا سرقت کنیم تا یه ارزشی داشته باشه
آره
- گرفتیش؟ - آره
اندرو! پسش بده
بس کن!
خب، اون فروشگاه خردهفروشی«ریدیوشک» توی «پسیفیک» چطوره؟
میدونی، دان اونجا کار میکنه
اون میدونه کِی سختافزارهای جدید «آیبیام» به بازار میان
شماره سریال دارن
هیچ مالخری اصلاً طرف کامپیوتر نمیره
انگار صبحونه حاضره
وافل!
سرویس شدن دهن جیک رو تماشا کردی؟
حالش خوبه
اندرو!
بخور
خیلیخب باشه
نمیخوای وافلـت رو بخوری؟
عمو مَنی وافلـت رو میخوره
عمو، هان؟
فرصتش رو داشتی، رفیق
پسش بده!
میشه یهکم حواست بهش باشه؟
- پرستاری بچه؟ - آره، پرستاری بچه
رِی توی «تیخوانا»ـست و منم باید سهم مکس رو بدم.
بیخیال. کلی کار دارم، جنین
مَنی، خواهش میکنم
آخ! عجب!
باید آروم باشی
منظورم موقع شلیک کردنـه
آروم باشم. باشه. باشه.
همیشه همین حس رو داره؟
هر بار حس متفاوتی داره
بازم میخوام
بزن
ازم میخوای بهت شلیک کنم؟
مشکلی نیست
نه
حقـمـه
اندرو، نه، حقـت نیست
حقـمـه
چی؟
اون میخواست من بمیرم
کی؟
آه!
مامانم. میخواست منو بکشه
چرا؟
چون میدونست من چه موجودیام
میدونه چی هستم
بزن
به نظر میاد هیچی نمیدونسته
من این کار رو نمیکنم
باشه
خب، آب داره بالا میاد و طوفان در راهـه
آره. امواج نیک رو بیدار کردن.
بردمش بیرون خونه کنار اون ساختمونی که دارن میسازن قدم بزنیم
همونی که اون عوضیها به خاطرش پارکینگ اسلکه رو خراب کردن؟
آره. برادر تمسین اونجا کار میکنه
پولش رو نقدی میدن
خب؟
پس یه چند صد نفری اونجا هستن
که هر پنجشنبه پول نقد بهشون میدن.
آمارش رو در بیار، شاید بتونیم بعد روز پرداخت مزد ازشون سرقت کنیم
آره
آره، باید ازشون سرقت کنیم، میدونی؟
فقط 6 تا بلوک با خونهـمون فاصله داره
و با نصف آدمایی که اونجا کار میکنن دبیرستان رفتم
ولی آره
- فکر خوبیـه - اینقدر عوضی بازی در نیار
- خب بعدش چی؟ - بعدش چی؟
باید پول نقد باشه، درسته؟
اینکه تو بیای سرقت، فقط واسه یه بار بود
چرا؟
درن نباید اصلاً ازت میخواست
چی؟
نمیخواستم اونجا باشی
پس واسه همینه که مدام بهم فشار میاری
که کارگزار املاک و این مزخرفات بشم؟
مزخرف نیست. بهنظرم توی اون کار عالی میشی.
آره، تو باید بدونی، مباشر املاک
خدای من. ببین، فرق داره، خب؟
جدی؟ راستش حتی اگه میخواستم دلال املاک بشم
حداقل تا یه سال دیگه نمیتونستم پول در بیارم، نه؟
خب؟
خب زندگیمون خرج داره
و منم قبلاً بهت گفتم، خودم ترتیبش رو میدم!
- خدایا! - البته که میدی
مادر...
لعنت بهت پوپ، کجایی؟
معاملهـمون با جانسون ردیفه؟
امروز با نوهش ملاقات میکنم
باشه. خوبه. اون گوه رو بده امضاء کنن.
منظورت سهم پاملا جانسونـه؟
آره
دیگه چی توی اون گاوصندوق بود؟
جواهرات، زنجیر، یکی دو تا اسلحه
خیلیخب، همه رو میدیم مالخر
آره. یا پیت میتونه حسابش رو تسویه کنه
میکنه
امسال باشه خوب میشه
اون پلیسه بازم پیداش شد،
همونی که مدام این اطراف پرسه میزنه
کدوم پلیس؟
همونی که پوپ رو پیدا کرده بود
چی میخواست؟
میخواد باهم کار کنیم
پس منم ازش خواستم هر چی از ما داشت بیاره
فکر نکردی اول از ما بپرسی؟
نمیخوای بدونی در حال حاضر پروندهای برامون در جریان هست یا نه؟
آره. خیلیخب. باشه.
سلام
سلام
فکر نکنم اینجا به این گیاهها نور خورشید کافی برسه
چیزی از یخچال شنیدی؟
رفیق، واسه اجاره اومدم اینجا
لعنتی. درسته. میشه همین هفته بهت بدم؟
نه، نمیتونی
باید یه نگاهی به اون یخچال بندازی
آب میده و کل زمین رو گرفته
- جدی؟ - آره
و هر ماه یه بار برق قطع میشه
- درسته - کل خونه پر سوسکـه
- اوهوم - حداقل اسمورف ترتیب این چیزا رو میداد
- جدی؟ - هی، رفیق!
این چیزا شکننده هستن!
هزار دلار بهم بدهکاری
من و اسمورف یه قراری باهم داشتیم
دیگه اسمش رو نیار. فهمیدی؟
بشین! فکر کردی دارم مسخره بازی در میارم؟
آخ!
- ولم کن... - کونت رو پاره میکنم
خب؟
چیه؟
گفتم چه موقع؟
باید مکس رو ببخشی
قبل سیگار صبحگاهیش یکم بد خلق میشه
لازمه اینو بشمرم؟
نه
راستش، فکر میکردم
بیشتر از 6 هزار دلار از اون
وامدهندۀ روزپرداخت گیرش میاد.
آره، آدم همین فکر رو میکنه
ولی این جورها بابت وثیقه واقعاً هر چیزی میگیرن
رفیقم اِدی شدیداً نشئه بود،
واسه یکی از همین نزولخورا چندتا چک بیمحل کشید
و تنها چیزی که واسه دادن داشت دندونهاش بود
هی، خفه شو
باید بزرگتر فکر کنی، واسه کار بعدی
خیلیخب، خودمون تصمیم میگیریم چی رو سرقت کنیم
اگه مدام توی این شهر کوچیک دزدی کنید
زیاد دووم نمیارید
باید یه سطح ببریش بالاتر
تو باید جنین باشی
مکس مدام درمورد داف موی دماغی که براش کار میکنه حرف میزنه
من براش کار نمیکنم
این اطراف همه واسه اون کار میکنن
جدی؟ تو چیکار میکنی؟
بهترین جنس «گوئررو»
سهم اون چقدره؟
20 درصد
- 20؟ - از تو چقدر میگیره؟
No comments yet. Be the first to leave one.