نخستین 200 خط.
قسمت 14
جنگجويان دلاور من
الان ما ميريم و با دشمن ميجنگيم
جنگجويان گوگوريو اهميت نميدن که کجا کشته بشن
ما بايد به عنوان آخرين جنگجويان گوگوريو و
کساني که از قلعه دفاع ميکنن به خاطر داشته باشين
و هيچ افتخاري بالاتر از کشته شدن در راه وطن نيست
الان يک جاسوس تانگي را مجازات ميکنيم
مردن اين دشمن راببينيد و به خاطر داشته باشيد
!...پدر
دروازه را باز کنين
!دروازه را باز کنين من از قلعه آنسي ميام
!دروازه را باز کنين! دروازه را باز کنين
صبر کن
!دروازه را باز کنين
ژنرال دائه جونگسانگ کيه؟
دائه جونگسانگ منم
اسمم گوسالبيووه
من به دستور ژنرال يانگ مانچون اينجا هستم
تو يه حرومزادهي خوش شانسي
من ميخوام با ژنرال دائه صحبت کنم - ساکت باش -
اين فقط يه تاخير کوتاهه
تو بزودي نسبتا اعدام خواهيد شد
صبر کنين! به من گوش بدين
صبر کنين! لطفا به من گوش کنين
اين يه فرمان عقب نشينيه
اما خيلي ديره
متوجه شدم که چطوري بيام داخل قلعه ي در محاصره
اين همه اش نيست
پدر دائه جويونگ: دائه جانگ سانگ اينجا داخل قلعه چيزي براي خوردن نيست
تنها گزينه ما براي باز کردن دروازه و
مبارزه با دشمنه
پس چرا شما برنمي گردي به آنسي؟
ماموريت من براي ارائه فرمان ژنرال يانگه
ممکنه اين با يه دوزخ مواج بشه من نميتونم برگردم
شما نسبت به من لطف دارين
من احساس مي کنم به عنوان اينکه من ارتشي از هزار مردو به دست آوردم
, اما قربان
من بايد از شما بخوام اين حمله رو به تعويق بندازين
اردوگاه دشمن در حالت آماده باش قرار گرفته بود
چنانکه من خط محاصره ي اونارو با اومدن به اينجا شکستم
يه حمله بدون عنصر غافلگيري بي معنيه
...اما زياد نميتونيم طاقت بياريم
اردوگاه کيتان
من گفتم به شما بايد سر اون پسرو برگردونين
اما شما دست خالي برگشتين
اون در رفت
در رفت؟ تو اونو زنده از دست دادي؟
بله قربان
پس شما منو بدون هيچ انتخابي ترک ميکنين
اونو بندازين بيرون و بکشين
اونو بکشيم؟
شما دارين زياده روي ميکنين لي جين ژانگ : يه رهبر قبيله کيتاني
کان , اين مرد قانون رزمي رو نقض کرد
زماني که با دستور من مخالفت کرد.
بعلاوه,
اون نظم ارتشو با شکستش بهم ريخته
اون بايد کشته بشه و يه سرمشقي بشه
سان وان رونگ : برادر لي جين ژانگ درحکومت !اما ژنرال
تو منتظر چي هستي؟ اونو از اينجا بيرون بندازين
بله قربان
شما بايد اول منو بکشين
مقصر شکستش منم چولين : دختر لي جين ژانگ
فرمانده لي مسئول نيست
توضيح بده چه اتفاقي افتاد
من اجازه دادم که زنداني بره
به اين دليل که اون زندگمو نجات داده بود
اون زندگيتو نجات داد؟
من زندگيمو به يه زندانيه بي ارزش بدهکارم
اون يه تحقير بود نميتونم تحمل کنم
من دادم به اون بخشندگي وبرگردوندن بدهيمو
حتي اگر اين به معني ضد قانون نظاميه
من دادم بخاطر اينکه من دختر کان کيتانم
با اينحال يه دستور ضديت بود
من به خاطر آن عذر خواهي ميکنم
چولين نه فقط دخترمه
بلکه خوب مطيعمه
من بايد اونو در احترام بالايي قرار بدم به خاطر
گذاشتن عزتش که برتر از جونشه
قلعه گوريو به خوبيه ماست
يه جاسوسي که فرار کرد
نتيجه جنگو تغييرنخواهد داد
موافقم کان
بزودي اونا دروازه هارو باز خواهند کرد و از قلعه بيرون مي ريزن
اونجا يه جنگ همه جانبه خواهد بود
پس خودتونو آماده کنين
شما منو خواستين؟
بهر حال من اومده بودم بيشتر براي کشتن تو
-اونو بکشين - شما ميتونيد از من استفاده کنيد
- هر قدر بتونم کمک خواهم کرد - وايسين
تو فقط چي گفتي؟
من جاسوس تانگم
من اطلاعاتي در مورد امور داخلي اردوگاه تانگ دارم
ميخوام به او بگم هرچيزي رو که ميدونم
ژنرال
ميخوام اونو ببينم اونو بفرستين داخل
اونو بفرستين داخل
تو منتظر چي هستي؟ حرف بزن
اين بزرگواريست براي به پايان دادن مرگ مبارزي
ما اگه يه راهي براي افرادتون وجود داشته باشه
اين گزينه ايست که شما بايد انتخاب کنيد
چي - اين چه آشغاليه؟
من براي ايمني دادن سربازاتون بيرون اين قلعه يه نقشه دارم
يه نقشه؟
تو چطور جرات کردي
تو جاسوس تانگي چطور جرات کردي براي اين آَشغالا حرف بزني
من جاسوس تانگ نيستم
من از پيونگ يانگ قلعه ي گوگوريو اومدم
شما بايد منو باور کنين ژنرال
تو کي هستي؟
تو چرا به قلعه گوريو اومدي؟
...پدر ,من جويونگم
سوالمو جواب بده تو کي هستي؟
...مادرم به خاطر من کشته شده بود
چنين پسر خدانشناسي چطور ميتونه وقيحانه شمارو صدا بزنه
بنده ي فرمانده ارشد عاليجنابم
اونجا منو گيدونگ ناميده بودن
به من گفته شده که بزرگترين جنگجوي گوگوريو
اينجا در قلعه گوريو بوده
من اومدم اينجا براي ديدار ژنرال دائه جانگ سانگ
براي اينکه آرزو دارم که بزرگترين
جنگجوي خوب گوگوريويي بشم
- بزرگترين جنگجوي گوگوريويي؟ - بله
من آرزو دارم يه جنگجوي بزرگ مثل شما بشم
اينا همه چيزيه که من به دنبالشم
اون در واقع يک جاسوس تانگ
اين شگرديه براي بيرون کشيدن ما از قلعه
اونو از اينجا ببرين بيرون و فقط اونو بکشين
بله قربان . اونو ببرين بيرون
من جاسوس نيستم شما بايد منو باور کنين
ژنرال! ژنرال
شما بايد منو باور کنين
ژنرال! ژنرال
ژنرال اون مرد کي بود؟
اون يه جاسوس تانگه
پس , تو پايگاهو بررسي کردي؟
-------------
لطفا صبر کنين! شما بايد حرفمو باور کنين
!من جاسوس نيستم! من جاسوس نيستم
!خودشه
اين همون کسيکه جون ژنرال يون گسمون رو
در ميدان مسابقات نجات داد
...چي
نقشه رو به ما بگو
توگفتي که تو داشتي يه نقشه براي خروج ما از قلعه
قلعه گوريو توسط دشمن احاطه شده
فقط يه راه براي بيرون رفتن از اينجا وجود داره
ژنرال! ژنرال
ارتش تانگ به شکل يک نبردي در حال حرکته
اردوگاه کيتان
من مخالفم
مزيت ما در هروضعيست
حمله پيشگيرانه نامناسبه
من با چولين موافقم
واقعا براي ما لازمه که اول در اين نقطه حمله کنيم؟
پيک يانگ مانچون وارد قلعه گوريو شده
چرا اون رفته داخل با اينکه ميدونه کشته خواهد شد؟
اين معلومه که اون براي ارائه يه نقشه نجات اينجاست
اونا احتمالا چه نقشه نجاتي ميتونن داشته باشن؟
در حال حاضر حمله کردن اونا تنها بهشون کمک ميکنه
اين خيلي نا اميد کننده
فرمانده لي نظرتون چيه؟
با چولين مخالفم
جاسوسي که از ميان انگشتان من گريخت
در قلعه به همان خوبيست
به من گفته شد که اون شاگرد وفادار يئون گائه سومون
کسي است که زندگي يئونو نجات داد
پيک يانگ مانچون
و شاگرد يئون گائه سومون با هم داخل قلعه گوريو هستن
نميشه گفت اونا چه کار ميکنن
پس شما براي حمله پيشگيرانه هستين؟
اگه اونا خودشون دروازه هارو باز کنن و براي مبارزه با ما بيان بيرون
اونا با عزمي بزرگ با مرگ مبارزه خواهند کرد
اين ممکنه عاقلانه تر باشه براي گرفتن ضربه دشمن
با يه برخورد پيشگيرانه
فرمانده لي ميدونه که اون در مورد چي ميگه
!بکلي مال منو خوندي
اگر ما از ديوار بزرگ در چين عبور کنيم
قطعا ميتونيم زنده به گوگوريو برگرديم
اما ارتش تانگ ميخواد حمله کنه
درسته قربان
اگه اونا دنبالمون بيان
ما قبل از اين که از ديوار بزرگ بگذريم نابود ميشيم
من اين جلسه رو گذاشتم تا يه راه حل براي اين مشکل پيدا کنيم
هر نظري دارين ارائه بدين
سربازان بيرون از قلعه
از افراد تانگ نيستن کاتيني هستن
من اينو ميدونم چون
من در اردوگاه اونا زنداني بودم
چرا کاتين داره به تانگ کمک ميکنه؟
اونا به کاتين قول دادن که اگه همکاري کنن يانگزو رو بهشون بدن
يانگزو؟ بله_
کاتيني ها فقط براي يانگزو اينکار رو ميکنن
نکته ي مهم اينه که
اونا هنوز جزو ارتش تانگ نيستن
اين بي معنيه
اگه اونا براي تانگ بجنگن پس جزو ارتش تانگ هستن
چند تا سرباز تانگي بين اونا هستن؟
تا اونجاييکه ميدونم فقط دو تا
فقط دو تا؟_ بله قربان _
No comments yet. Be the first to leave one.