نخستین 200 خط.
حالا او تبدیل شده بود به
به محور این چرخ تولید کننده نحسی
دنیای اطراف او تغییر می کرد اما به طرز معجزه آسایی اون رو دست نخورده رها می کرد
کارت پخش کن به هدف خود رسیده بود.
دیگر صدای گوی را نمی شنید
(صاعقه)
برای شروع، او جک مانفرد بود.
- حالا، خب؟. - من کار می خوام، گیلز.
بذار ببینم. خب...
اجازه بده در مورد عملکردمون کمی بهت توضیح بدم
ما شخصیت نویسندگان رو دوست داریم. اونها دارای وجهه اجتماعین.
مشهورند و کتاب می فروشند.
همیشه می تونی یکی رو پیدا کنی که یه چیزی می نویسه
چیزی که ما می خواهیم ظاهره. و بعد مفهوم.
در حال حاضر دارم یک رمان در مورد فوتبال می خونم
که توی اون یه سرمایه دار یه تیم ضعیف رو میخره و به بالا میرسونه
حق الزحمه های هفت رقمی ترانسفر . فساد در تمام مراحل.
خشونت در داخل و خارج زمین.
استروئیدها.
تو مفهومی دستگیرت شد؟
می تونست یه داستان جنایی باشه.
می دونی چیه؟، چرا در موردش فکر نمی کنی؟
یه چند صفحه ای
البته با مقدار زیادی سکس!
فیونا!
جالبه، گیلز. در موردش فکر می کنم.
بذار سه توصیه بهت کنم، جک.
از دستش نده. بچسب بهش.
کسی که پافشاری کنه، برنده است. این شعار منه.
بنویس،بنویس،بنویس.
و جک هم یک توصیه سه کلمه ای برای گیلز داشت.
برو به درک.
جک می دونست که یه چیزی اشتباهه.
اون نصیحت گیلز را فراموش کرده بود، گیلز گفته بود سه کلمه.
(تلفن)
(پیغام گیر روشن)
(جک) هیچ کس نیست. بعد از بوق پیام بذارید.
(بییپ)
(مرد) جکو، اگر اونجایی، جواب بده.
می خوام باهات صحبت کنم. مهمه.
جکو، یه سری خبر واست دارم.
زود باش،جکو.
- بله، بابا، منم. - اوضاع چطوره؟
- خوبه، چی شده؟. - کار پیدا کردی؟
-نه -من واست یه کاری پیدا کردم.
تو لندنه.
من با بعضی از دوستام حرف زدم.
حالا،می دونی کازینو شیر طلایی؟
آنها به دنبال یه فروشنده (کارت پخش کن) هستند.
خب بابا این اونی نیست که می خوام انجام بدم
می دونم خوشت نمیاد اما پیشنهادم رو قبول کن...
نه ، نمیشه!
گوش کن، من این رو برات جور کردم
با کازینو شیر طلایی تماس بگیر و ازشون بخواه که با آقای رینولدز صحبت کنی.
اون مدیره.
من اونو شخصاً نمیشناسم اما من با رئیسش صحبت کردم.
حالا نگو نه جکو. به خودت فرصت بده.
باشه،بابا. باشه، در موردش فکر میکنم.
رینولدز تو شیر طلایی.
آره. باشه، بابا. بله. من باش تماس میگیرم.
انجامش بده. پسر خودمی.
خب،اوضاع تو چطوره پدر؟
. عالی... فقط تو یه شرکت جدید شروع کردم
(صدای ماشین بازی میوه ها)
سرمایه گذاریش مطمئنه. خوبه.
جکو، میدونی که دوست دارم، درسته؟
- آره میدونم. - نذار که سقوط کنی.
- نمی ذارم. - باهات در تماسم.
(صدای تن تلفن)
خداحافظ، پدر.
(صدای پرنده)
(زن) باور نکردنیه. من تو اتاق بودم.
500.
آها. بلک جک _نام بازی 21 _.
بعداً میبینمت، خداحافظ.
ببخشید که منتظرتون گذاشتم. چی می خواستید؟
نه.جک می دونست که هنوز کامل نیست
(صدای تایپ)
(فریاد مرد در بیرون)
(مرد) می خوام کل دنیا رو به گا بدم!!
ها!
(قوطی به پایین پله پرت می شود)
او فقط یک کلمه برای گیلز داشت.
(زنگ)
(لهجه اسکاتلندی) دیوید رینولدز. مدیر.
- بشین، جان. - جک.
هیئت مدیره تو رو سفارش کردن
اونها پدرت رو میشناسن.
اون آدم خوش نامیه، نیست؟
- هست؟ - در هر صورت، متوجه شدم که
تجربه قبلی شما در آفریقای جنوبی بوده
قوانین اینجا کمی متفاوته.
قبل از شروع، آیا سوء سابقه داری؟
- نه - چه مدرسه رفتی؟
- من در بیدلز بودم. - آه.
فکر نکنم بشناسمش. احتمالاً مدرسه خصوصیه.
سه نوع کازینو در بریتانیا وجود دارد.
حجم بالا، حرکت کم و حد وسط.
که مائیم... زود باش چارلی
- شما یه سالن خصوصی دارید؟ - ما سعی کردیم.
درآمد کافی نبود. بازیکن ها موسسه رو دوست دارند.
دوباره خوش اومدی، جک.
به خانه اعتیاد.
ممنون، چارلی.
خب. ببینم چطور با ژتون ها کار می کنی؟.
من ارتباط شماره های طاس و چرخ رو حدس می زنم
- ما هر دو روز چک می کنیم. - چرا هر روز نمی کنید؟
سیستم اینجا اینطوریه.
خب، ژتون ها رو مرتب کن.
شروع کن.
(تیک تاک ساعت)
خوب.
خب . حالا به من 1800 دلار بده با ژتون های 25 دلاری
خیلی خوب.
خب . بذار یه نگاهی به بازی بلک جکت بندازیم
14. خیلی زیاد
19، 16.
خیلی زیاد.
13.
18.14.
19. 20.
(پخش کردن)
شمارش برگه ت چیه؟
کمتر از نه.
من کمتر از هشت حساب کردم.
کمتر از نه.
چه چیزی تو رو مطمئن می کنه؟
این قانونه.
همیشه رو حرف اولت (شمارش) بایست.
شانس با توئه.
خوب خوندی.
- می خوای چک کنیم؟ - من گفتم، خوب خوندی.
...خوشش اومد
45دقیقه گذشت اما جک حالا شماره آقای رینولدز رو داره
مردی که نمی تونه حساب کنه (برگ شماری کنه).
خب. فقط چند مسئله باید روشن بشه.
به عنوان یک فروشنده، شما هرگز قمار نمی کنید.
به هیچ وجه
و ما عکس تو رو نیاز داریم.
- برای چی؟ - برای آرشیو اطلاعات .
که تمام کازینو های کشور به اون دسترسی دارند
برای همه بازیکن ها برابره.
- من قمار نمیکنم. - هیچ وقت؟.
من قمار نمی کنم، آقای رینولدز.
آها. مورد بعدی.
دوستی بین کارت پخش کن ها
داخل و یا خارج از کازینو ممنوعه.
رابطه با زنانی که اینجا کار میکنند
به صراحت ممنوعه.
ما همین قوانین رو هم در کازینو سان سیتی داشتیم اما غیر ممکنه بشه جلوی این رو گرفت _ارتباط با زنان_
اینجا آفریقای جنوبی نیست
ما می دونیم اما کسانی هستند که گزارش می دن
- باور کن، همیشه انجام میدن. - همیشه می دونن یا همیشه گزارش میدن؟
اگر من چیزی مانند این مسئله رو بدونم و گزارش ندم چی؟
ما می فهمیم هیچ رازی تو این کازینو نمیمونه
- و شما مجازات میشید. - چگونه؟
مرتبه اول، اخطار شفاهی. مرتبه دوم، اخطار کتبی.
که بایگانی میشه و گاهی اوقات یک کپی اون به هیئت مدیره فرستاده میشه
به اختیار من.
مرتبه سوم، در همون لحظه اخراج میشی.
و شما هیچ وقت دیگه تو این کشور نمیتونید در کازینو کار کنید
و قانون دیگه ای هم داریم.
ارتباط با بازیکنها بیرون از کازینو
برای شما ممنوعه
اگر شما کسی رو که اینجا قمار میکنه رو ببینید
حتی به صورت معمولی توی خیابان
باید فراموشش کنی ـ چه مرد و چه زن ـ
ازدواج نکردی، کردی؟
- دوست دختر؟ - آره.
اون که...
تو کار قمار نیست. هست؟
- نه - خوبه.
اینجا هم دیده بانی قلعه ی ماست.
الان دارم نشونت می دم اما دیگه هیچ وقت نمیبینیش
خیلی جالبه.
ما اینجا نوارهای شش ماه گذشته رو داریم
بیا یه چیز رو نشونت بدم
(چرخش چرخ)
ببینش؟.
شش هفته قبل.
کارت پخش کن اشتباه کرد..
من این نوار رو ساعت ها تماشا کردم.
هیچ چیز دستگیرم نشد
زنه تو زندانه.
سرقت ده میلیون پوند از بانک راحت تره
تا بردن یک پنی از کازینو
خب . به زودی تائیدیه رو می گیری و می تونی شروع کنی
- خوبه. - پس...
برنامه ای برای بدست آوردن پست و مقام تو کازینو داری؟
مثل خودت؟
من... من فقط یک کار می خوام.
تو از اون تیپ افرادی نیستی که معمولاْ اینجا استخدام میکنیم
آقای رینولدز حق داشت. این درسته.
- (تلفن) - ببخشید.
جک بالاتر از دنیا بود.
نویسنده ای به دنبال سوژه ی خودش.
وارسته...
نمیتونم الان در موردش صحبت کنم
فضول...
کسی پیش منه اونها باید صبر کنند
No comments yet. Be the first to leave one.