نخستین 200 خط.
صورتت به مامانت رفته
آروم باش
چه شیرینی تو
گمونم از این کار خوشت میاد
شما دو تا اینجا چه گوهی میخورین؟
صبح تو هم بخیر پیت
آقای سانشاین، این آقاپسر رو بهت معرفی میکنم
تو که دیگه مثل بابات حرومی و بدبخت نیستی، مایکی؟
- معلومه که نیستی - ماری کجاست؟
رفت "نیوپورت" که واسه غسل تعمید و نامگذاری خرت و پرت بخره
- گوشیت رو جواب نمیدادی - دیگه من و تی شدیم پرستار بچهت
این بچه لامصب خیلی خوشگله. اصلاً شبیه تو نیست
میخوای همینجوری مثل ماست وایسی؟
اینا رو بذار تو خونه. بازم تو ماشین هست
کس دیگهای جز این دو تا شلمغز نبود مایکی رو بسپری بهشون؟
گذاشتمش پیش عمهش و یه پلیس، دیگه چی میخوای؟
اینکه وقتی میام خونه ریخت اینا رو نبینم
تو و تی از بچگی همش میزنین تو سر و کله هم، منم دیگه خسته شدم
یا خدا. چیزی هم گذاشتی تو نیوپورت بمونه؟
کلی خرت و پرت برای مراسم غسل گرفتم
دو سه تا دستمال هم برا خودمون گرفتم
گفتم شاید بخوایم آبغوره بگیریم. تو خونه نشونت میدم چیا گرفتم
نمیتونم. باید برگردم سر کار
تو که همین الان رسیدی پیتی
از صبحونه دیروز به بعد دیگه ندیدمت
منم از اون موقع نخوابیدم. پس باز شروع نکن
فکر میکنی من خوابیدم؟
خواستی من کار نکنم
ولی این دوشیفت کار کردنا دیگه داره از حد میگذره
با ساعت کاری من خیلی مشکل داری
اونوقت میری این شر و ورا رو میخری میای
آره؟
شما با دادیار کیجی هارپر تماس گرفتهاید
پیغام خود را بگذارید
کدوم گوری هستی کیجی؟
داریم کجا میریم؟
میریم پیش دادیار که باهاش صحبت کنی
کاخ دادگستری از اونوره
میریم خونه خودش
- کمک! کمک! خواهش میکنم یکی به دادم برسه! - هی، هی، گوش کن
- میدونم ترسیدی... - هی! ولم کن!
- کمک! دستتو بکش! کمک! - صبر کن
- ببین، ببین، ببین! - خواهش میکنم کمکم کنین!
لبخند بزن
بیا بگیر
حالا بفرستش واسه دوستپسرت یا دوست جونجونیت یا چتاسنپ
هر کوفتی که میخوای. خب؟
اگه میخواستم بکشمت اون عکس رو تو اینترنت پخش نمیکردم، مگه نه؟
اه، چاق افتادم تو عکس. چندش. بیا
باید از این زاویه بگیری. دیدی؟
خیلیخب حالا که کارت تموم شد مشکلی نیست؟
خیلیخب، برنامه اینه. تو اینجا میشینی
من میرم با وکیل صحبت میکنم
به خدا قسم از دوستامه
کمکمون میکنه، خب؟
نمیدونستم اونا پلیسن
درست میشه. باشه؟
اومدی خونه. فکر کردم سر کاری. میخواستم الان بهت زنگ بزنم
- آیزیا، الان یکی رو دیدم - کی رو؟
اونی که تو بیمارستان برنتون بود
اونی که مرغ دریایی رو گذاشت
پس الان باید با من بیای بریم اونجا
که بتونیم با هم باهاش صحبت کنیم
وایولا از مدرسه زنگ زد گفت امروز نرفتی سر کار
آره بخاطر اینکه دیدمش! اون پلیسه، آیزیا
منم میدونم خونهاش کجاست چون تعقیبش کردم
- بیا بریم - عزیزم
- بیا اینجا یه دقیقه بشین - خب چرا؟ چرا بشینم؟
- تریسی، فقط یه دقیقه - ولی باید باهاش حرف بزنیم
متوجهم. آره. حالا بیا یه دقیقه صحبت کنیم
لاتریس
این چیه؟
کشیش رو آوردم اینجا چون... چون تو داری من رو میترسونی، تریس
نه. نه، الان وقت این کارا رو نداریم
تو خواب نداری عزیزم
20 ساله زن و شوهریم، فکر کردی من متوجه نمیشم؟
شوهرت میگه غذا هم نمیخوری
یه سری آدما رو میبینی که نیستن
جای اینکه الان اینجا وایسیم میتونیم بریم باهاش صحبت کنیم
میتونه سوالاتمون رو جواب بده!
چه سوالاتی؟
اینکه چه بلایی سر برنتون اومد!
شاید هیچوقت نفهمیم چه اتفاقی افتاده
و شاید تنها کسی که حقیقت رو بدونه خدا باشه
خدا پسر من رو تو خیابون زیر نگرفته که ولش کنه تا بمیره
یه آدم اینکارو کرده
لاتریس، خیلی آدما رو دیدم که همچین اتفاقاتی رو تجربه کردن
سخته، اما اونایی که میگذرونن
اونایی که تسلیم نمیشن
میتونن بهش توکل و تکیه کنن
وقتی پسرم افتاده بود تو گودال و داشت میمُرد
من تو اون کلیسا داشتم نیایش میخوندم
توکل؟ میخوای توکل کنم؟
من هیچوقت تو عمرم اندازهای که برای سلامتی پسرم دعا کردم برای هیچی دعا نکردم
تو این مدت یکی دیگه خدا خدا میکرده که پسرم بمیره
منم دیگه به درگاه خدایی دعا نمیکنم که دعای یه قاتل رو به جای دعای یه مادر مستجاب میکنه
الان نمیفهمه چی داره میگه. سرش داره گیج میره
نه
خیلی خوب میفهمم چی دارم میگم
میدونم که هر روز و تمام روز دارم تو این خونه خونریزی میکنم
ولی خودمم و خودم
- چطوره هممون یه لحظه... - چی گفتی؟
تو هیچوقت مثل من برنتون رو دوست نداشتی. هیچوقت
هیچوقت بهش بها ندادی آیزیا. نذاشتی نفس بکشه
هر وقت که چیزی میخواست میومد پیش من، نه تو
میومد پیش تو که لوسش کنی
اون پسر رو لوس کردی در حالی که اگه نظم و انضباط حالیش بود
ممکن بود نره سمت اون جماعت
ممکن بود الان زنده باشه!
- نه. نه، نه - تریس، معذرت میخوام
منظوری نداشتم
قراره واسه اون قضیه هیئت منصفه عالی تشکیل بشه
کار خودتونه جنابان سرکار. تاریخ دادگاهتونه
چه گوهی میخوری تو؟
کادوی بچه جابلونسکی بود
ولی این ابله واسه خودش برش داشت
اون بچه بره به درک، به اندازه کافی اسباببازی داره. اینجا رو ببینین
وای، اوف!
به نفعتونه به موقع به هیئت عالی برسین
خسته شدم از بس واسه خواب موندن شما دو تا زنگ زدم اینجا
شرمنده دیآنجلو، شبها زیاد بیدار میمونیم
نمیشه تریسا رو از تخت جدا کرد. همیشه واسه دور دوم التماس میکنه
حتماً میدونه به تمرین نیاز داری
این قهوهی کوفتی کجاست؟
زحمت نده، ما باید بریم
شب هم قراره روش کار کنیم
نه، نه. دو نفریه
پس بهتره من رو ببری
صبح روک یه ریز داشت سر پاک شدن و اینا غر میزد
من مشکلی ندارم. بیا بریم
بچه میگه اوضاع ردیفه. بگیر بشین
سر راه یه آبنبات هم برای "ویلکاکس" بگیر
شاید مشکلات بچهننه بودن یادش بره
کون لقت، خودت که مشکلات مکزیکی بودن داری
آره با این تفاوت که من پورتوریکویی هستم، مرتیکه
ولی خب فرقی با هم ندارن که، نه؟
باید این هزارپدر رو تو همون موادخونه میکُشتم
پشمام. شد دو تا تاکو و یه تمالی
الان این یعنی چی؟
میدونی، مثل سیبی که از وسط نصفش کرده باشن. به جز مکزیکیها
خیلی نمک میریزی رفیق
تو برو کمدین شو
چه مرگت شد؟
هی، روبراهی رفیق؟
ببین من باید باهات حرف بزنم
سلام
باشه
نه، شارژ گوشیم تموم نشد. خودم خواستم جوابت رو ندم
با این گوهکاریا داری همه زحمتامون رو به باد میدی
خدا کنه فقط عرق خورده باشی
"بامبی جین" با یه مقدار لیمو خوردم
آره
همونه که تو میگی
اون شاهدمون که تو نیروگاه بود، اون دخترک...
الان تو ماشین منه
میخواد بگه دیآنجلو و آدماش داشتن صحنه جرم رو ترک میکردن
میدونم پیامهام رو خوندی
ولی خود حادثه رو ندیده، مگه نه؟
ندیده که واقعاً کی برنتون باتلر رو زیر گرفته
فقط تو پارک چند تا پلیس مبارزه با مواد مخدر دیده که داشتن میرفتن
این به هیچ درد ما نمیخوره
- باید یکی دیگه بگیرم - بشین
این تنها فرصتمون برا مختومه کردن این پروندهست، ابله عوضی
دیآنجلو بخاطر جو پابلیک رو این قضیه سرپوش نمیذاره
احتمالاً به دلایل شخصی این کارو میکنه، شاید بخاطر یه پلیس دیگه
راننده تو هم هست
هر کاری که میکنن، من نمیخوام توش نقش داشته باشم
نمیتونم این شاهد رو تا ابد با ماشین اینور اونور ببرم
قول میدم اگه ببرمش خونه مامان و باباش نمیذارن حرف بزنه
اونا اجازه نمیدن دختر دبیرستانی معتادشون
تو محاکمهی قتل بیاد شهادت بده
باید همین الان صداش رو ضبط کنی
هیچ محاکمهای قرار نیست برگزار بشه، ابله عوضی
چون اونا پلیسن
پلیسایی که یه بچه 15 ساله رو کشتن
یه بچه که تو دار و دسته موادفروشای سیاه بوده
آره. این اواخر دادگاه رفتی؟
کسی به برنتون باتلر اهمیت نمیده
جونش تو معادلهی این شهر ناچیز محسوب میشه
قبلاً همین بوده و همیشه هم همین خواهد بود
پس اگه فکر میکنی سر این پرونده حاضر میشم همه چیزم رو از دست بدم
تویی که یه چیزی زدی
حالا عرق یا مواد
این برای شما. خیلی شرمندهام
تو یه لطفی بهم بکن و یکی هم به حساب من برا خودت بگیر
از همه چیزت لذت ببر
امیدوارم ارزشش رو داشته باشه
- کمکی از دست من برمیاد؟ - بله، من دنبال یه پلیس میگردم
پلیسی که اینجا زندگی میکنه. شوهرتونه؟
قضیه چیه؟
پسرم، برنتون...
No comments yet. Be the first to leave one.