Seven Seconds

Seven Seconds

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Seven Seconds S01E05 1080p WEBRip x264
Seven Seconds S01E05 720p WEBRip x264
Seven Seconds S01E05 1080p WEBRip x264-SKGTV
Seven Seconds S01E05 720p WEBRip x264-SKGTV
Seven Seconds S01E05 iNTERNAL 1080p WEB x264-STRiFE
Seven Seconds S01E05 iNTERNAL 720p WEB x264-STRiFE
Seven Seconds S01E05 WEBRip x264-ION10
ناشر ImLoSeR
►مترجمین: حسین گنجی و حسین‌تی‌ال | DibaMoviez | LiLMeDiA◄

برچسب‌ها

web
x264
720p
720
1080
webrip
BRip
تاریخ انتشار: 2018-02-26
تعداد دانلود: 42
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫صورتت به مامانت رفته

‫آروم باش

‫چه شیرینی تو

‫گمونم از این کار خوشت میاد

‫شما دو تا اینجا چه گوهی میخورین؟

‫صبح تو هم بخیر پیت

‫آقای سانشاین، این آقاپسر رو بهت معرفی میکنم

‫تو که دیگه مثل بابات حرومی و بدبخت نیستی، مایکی؟

‫- معلومه که نیستی ‫- ماری کجاست؟

‫رفت "نیوپورت" که واسه غسل تعمید ‫و نامگذاری خرت و پرت بخره

‫- گوشیت رو جواب نمیدادی ‫- دیگه من و تی شدیم پرستار بچه‌ت

‫این بچه لامصب خیلی خوشگله. ‫اصلاً شبیه تو نیست

‫میخوای همینجوری مثل ماست وایسی؟

‫اینا رو بذار تو خونه. ‫بازم تو ماشین هست

‫کس دیگه‌ای جز این دو تا شل‌مغز ‫نبود مایکی رو بسپری بهشون؟

‫گذاشتمش پیش عمه‌ش و یه پلیس، ‫دیگه چی میخوای؟

‫اینکه وقتی میام خونه ریخت اینا رو نبینم

‫تو و تی از بچگی همش میزنین ‫تو سر و کله هم، منم دیگه خسته شدم

‫یا خدا. چیزی هم گذاشتی تو نیوپورت بمونه؟

‫کلی خرت و پرت برای مراسم غسل گرفتم

‫دو سه تا دستمال هم برا خودمون گرفتم

‫گفتم شاید بخوایم آبغوره بگیریم. ‫تو خونه نشونت میدم چیا گرفتم

‫نمیتونم. باید برگردم سر کار

‫تو که همین الان رسیدی پیتی

‫از صبحونه دیروز به بعد دیگه ندیدمت

‫منم از اون موقع نخوابیدم. ‫پس باز شروع نکن

‫فکر میکنی من خوابیدم؟

‫خواستی من کار نکنم

‫ولی این دوشیفت کار کردنا دیگه داره از حد میگذره

‫با ساعت کاری من خیلی مشکل داری

‫اونوقت میری این شر و ورا رو میخری میای

‫آره؟

‫ شما با دادیار کی‌جی هارپر تماس گرفته‌اید

‫ پیغام خود را بگذارید

‫کدوم گوری هستی کی‌جی؟

‫داریم کجا میریم؟

‫میریم پیش دادیار که باهاش صحبت کنی

‫کاخ دادگستری از اونوره

‫میریم خونه خودش

‫- کمک! کمک! خواهش میکنم یکی به دادم برسه! ‫- هی، هی، گوش کن

‫- میدونم ترسیدی... ‫- هی! ولم کن!

‫- کمک! دستتو بکش! کمک! ‫- صبر کن

‫- ببین، ببین، ببین! ‫- خواهش میکنم کمکم کنین!

‫لبخند بزن

‫بیا بگیر

‫حالا بفرستش واسه دوست‌پسرت یا ‫دوست جون‌جونیت یا چت‌اسنپ

‫هر کوفتی که میخوای. خب؟

‫اگه میخواستم بکشمت اون عکس ‫رو تو اینترنت پخش نمیکردم، مگه نه؟

‫اه، چاق افتادم تو عکس. چندش. بیا

‫باید از این زاویه بگیری. دیدی؟

‫خیلی‌خب حالا که کارت تموم شد مشکلی نیست؟

‫خیلی‌خب، برنامه اینه. ‫تو اینجا میشینی

‫من میرم با وکیل صحبت میکنم

‫به خدا قسم از دوستامه

‫کمکمون میکنه، خب؟

‫نمیدونستم اونا پلیسن

‫درست میشه. باشه؟

‫اومدی خونه. فکر کردم سر کاری. ‫میخواستم الان بهت زنگ بزنم

‫- آیزیا، الان یکی رو دیدم ‫- کی رو؟

‫اونی که تو بیمارستان برنتون بود

‫اونی که مرغ دریایی رو گذاشت

‫پس الان باید با من بیای بریم اونجا

‫که بتونیم با هم باهاش صحبت کنیم

‫وایولا از مدرسه زنگ زد ‫گفت امروز نرفتی سر کار

‫آره بخاطر اینکه دیدمش! ‫اون پلیسه، آیزیا

‫منم میدونم خونه‌اش کجاست ‫چون تعقیبش کردم

‫- بیا بریم ‫- عزیزم

‫- بیا اینجا یه دقیقه بشین ‫- خب چرا؟ چرا بشینم؟

‫- تریسی، فقط یه دقیقه ‫- ولی باید باهاش حرف بزنیم

‫متوجهم. آره. حالا بیا یه دقیقه صحبت کنیم

‫لاتریس

‫این چیه؟

‫کشیش رو آوردم اینجا چون... ‫چون تو داری من رو میترسونی، تریس

‫نه. نه، الان وقت این کارا رو نداریم

‫تو خواب نداری عزیزم

‫20 ساله زن و شوهریم، ‫فکر کردی من متوجه نمیشم؟

‫شوهرت میگه غذا هم نمیخوری

‫یه سری آدما رو میبینی که نیستن

‫جای اینکه الان اینجا وایسیم ‫میتونیم بریم باهاش صحبت کنیم

‫میتونه سوالاتمون رو جواب بده!

‫چه سوالاتی؟

‫اینکه چه بلایی سر برنتون اومد!

‫شاید هیچوقت نفهمیم چه اتفاقی افتاده

‫و شاید تنها کسی که ‫حقیقت رو بدونه خدا باشه

‫خدا پسر من رو تو خیابون زیر نگرفته ‫که ولش کنه تا بمیره

‫یه آدم اینکارو کرده

‫لاتریس، خیلی آدما رو دیدم که ‫همچین اتفاقاتی رو تجربه کردن

‫سخته، اما اونایی که میگذرونن

‫اونایی که تسلیم نمیشن

‫میتونن بهش توکل و تکیه کنن

‫وقتی پسرم افتاده بود تو گودال و داشت میمُرد

‫من تو اون کلیسا داشتم نیایش میخوندم

‫توکل؟ میخوای توکل کنم؟

‫من هیچوقت تو عمرم اندازه‌ای که برای ‫سلامتی پسرم دعا کردم برای هیچی دعا نکردم

‫تو این مدت یکی دیگه خدا خدا میکرده که پسرم بمیره

‫منم دیگه به درگاه خدایی دعا نمیکنم که دعای ‫یه قاتل رو به جای دعای یه مادر مستجاب میکنه

‫الان نمیفهمه چی داره میگه. ‫سرش داره گیج میره

‫نه

‫خیلی خوب میفهمم چی دارم میگم

‫میدونم که هر روز و تمام روز ‫دارم تو این خونه خونریزی میکنم

‫ولی خودمم و خودم

‫- چطوره هممون یه لحظه... ‫- چی گفتی؟

‫تو هیچوقت مثل من برنتون رو دوست نداشتی. هیچوقت

‫هیچوقت بهش بها ندادی آیزیا. ‫نذاشتی نفس بکشه

‫هر وقت که چیزی میخواست میومد پیش من، نه تو

‫میومد پیش تو که لوسش کنی

‫اون پسر رو لوس کردی در حالی ‫که اگه نظم و انضباط حالیش بود

‫ممکن بود نره سمت اون جماعت

‫ممکن بود الان زنده باشه!

‫- نه. نه، نه ‫- تریس، معذرت میخوام

‫منظوری نداشتم

‫قراره واسه اون قضیه هیئت منصفه عالی تشکیل بشه

‫کار خودتونه جنابان سرکار. ‫تاریخ دادگاهتونه

‫چه گوهی میخوری تو؟

‫کادوی بچه جابلونسکی بود

‫ولی این ابله واسه خودش برش داشت

‫اون بچه بره به درک، به اندازه کافی ‫اسباب‌بازی داره. اینجا رو ببینین

‫وای، اوف!

‫به نفعتونه به موقع به هیئت عالی برسین

‫خسته شدم از بس واسه خواب موندن ‫شما دو تا زنگ زدم اینجا

‫شرمنده دی‌آنجلو، شب‌ها زیاد بیدار میمونیم

‫نمیشه تریسا رو از تخت جدا کرد. ‫همیشه واسه دور دوم التماس میکنه

‫حتماً میدونه به تمرین نیاز داری

‫این قهوه‌ی کوفتی کجاست؟

‫زحمت نده، ما باید بریم

‫شب هم قراره روش کار کنیم

‫نه، نه. دو نفریه

‫پس بهتره من رو ببری

‫صبح روک یه ریز داشت سر ‫پاک شدن و اینا غر میزد

‫من مشکلی ندارم. بیا بریم

‫بچه میگه اوضاع ردیفه. بگیر بشین

‫سر راه یه آبنبات هم برای "ویلکاکس" بگیر

‫شاید مشکلات بچه‌ننه بودن یادش بره

‫کون لقت، خودت که مشکلات مکزیکی بودن داری

‫آره با این تفاوت که من پورتوریکویی هستم، مرتیکه

‫ولی خب فرقی با هم ندارن که، نه؟

‫باید این هزارپدر رو تو همون موادخونه میکُشتم

‫پشمام. شد دو تا تاکو و یه تمالی

‫الان این یعنی چی؟

‫میدونی، مثل سیبی که از وسط نصفش کرده باشن. ‫به جز مکزیکی‌ها

‫خیلی نمک میریزی رفیق

‫تو برو کمدین شو

‫چه مرگت شد؟

‫هی، روبراهی رفیق؟

‫ببین من باید باهات حرف بزنم

‫سلام

‫باشه

‫نه، شارژ گوشیم تموم نشد. ‫خودم خواستم جوابت رو ندم

‫با این گوه‌کاریا داری همه زحمتامون رو به باد میدی

‫خدا کنه فقط عرق خورده باشی

‫"بامبی جین" با یه مقدار لیمو خوردم

‫آره

‫همونه که تو میگی

‫اون شاهدمون که تو نیروگاه بود، ‫اون دخترک...

‫الان تو ماشین منه

‫میخواد بگه دی‌آنجلو و آدماش ‫داشتن صحنه جرم رو ترک میکردن

‫میدونم پیام‌هام رو خوندی

‫ولی خود حادثه رو ندیده، مگه نه؟

‫ندیده که واقعاً کی برنتون باتلر رو زیر گرفته

‫فقط تو پارک چند تا پلیس مبارزه ‫با مواد مخدر دیده که داشتن میرفتن

‫این به هیچ درد ما نمیخوره

‫- باید یکی دیگه بگیرم ‫- بشین

‫این تنها فرصتمون برا مختومه کردن این ‫پرونده‌ست، ابله عوضی

‫دی‌آنجلو بخاطر جو پابلیک رو این قضیه سرپوش نمیذاره

‫احتمالاً به دلایل شخصی این کارو میکنه، ‫شاید بخاطر یه پلیس دیگه

‫راننده تو هم هست

‫هر کاری که میکنن، ‫من نمیخوام توش نقش داشته باشم

‫نمیتونم این شاهد رو تا ابد ‫با ماشین اینور اونور ببرم

‫قول میدم اگه ببرمش خونه ‫مامان و باباش نمیذارن حرف بزنه

‫اونا اجازه نمیدن دختر دبیرستانی معتادشون

‫تو محاکمه‌ی قتل بیاد شهادت بده

‫باید همین الان صداش رو ضبط کنی

‫هیچ محاکمه‌ای قرار نیست برگزار بشه، ‫ابله عوضی

‫چون اونا پلیسن

‫پلیسایی که یه بچه 15 ساله رو کشتن

‫یه بچه که تو دار و دسته موادفروشای سیاه بوده

‫آره. این اواخر دادگاه رفتی؟

‫کسی به برنتون باتلر اهمیت نمیده

‫جونش تو معادله‌ی این شهر ناچیز محسوب میشه

‫قبلاً همین بوده و همیشه هم همین خواهد بود

‫پس اگه فکر میکنی سر این پرونده حاضر ‫میشم همه چیزم رو از دست بدم

‫تویی که یه چیزی زدی

‫حالا عرق یا مواد

‫این برای شما. خیلی شرمنده‌ام

‫تو یه لطفی بهم بکن و یکی ‫هم به حساب من برا خودت بگیر

‫از همه چیزت لذت ببر

‫امیدوارم ارزشش رو داشته باشه

‫- کمکی از دست من برمیاد؟ ‫- بله، من دنبال یه پلیس میگردم

‫پلیسی که اینجا زندگی میکنه. شوهرتونه؟

‫قضیه چیه؟

‫پسرم، برنتون...

More Farsi Persian subtitles for Seven Seconds

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left