نخستین 200 خط.
صومعه بچه های ما رو فروخته اهدایی خصوصی، 10887 پوند
اونو فروختن این کیه؟
یکی از مردهایی بود که پدر پرسی بهمون معرفی کرد
افتتاح آژانس فرزندخواندگیِ "صلیب مقدس ویسکانسین"
"که قبلش خونه "شبان مقدس
توسط "جیم مک کالن" تأسیس شده
این "جیمز کویل" ـه
فکر میکنم دقیقا میدونی که ایفا کسیدی کجاست
و همین الان بهمون میگی
آخرین باری که دیدمش، داشت با بچه ام میرفت
اون یه راهبه تو صومعه بود که سعی میکرد بهم کمک کنه
من اونو کشتم من کشتمش
ایفا کسیدی رو به یاد میارم
اون مُرد و دوباره زنده شد
یه جسد وجود داشته
خب اون کجاست؟ ایفا کجاست؟
از چیزی که میخوام بگم خیلی مطمئن نیستم
میتونی بپرسی بعداز30سال اینجا چیکار میکنم
پس از30سال اینجا چیکار میکنی ؟ خواهر کسیدی
خواهر نه
نه، یادت میاد که هرگز به عهد آخرم کاملا وفا نکردم
اون روز یه اتفاقی افتاد
آره یادمه
"کاتالپسی"
این اسمی بود که روش گذاشتن
ظاهراً یه عارضه جانبی نادر
از یه صرع درمان نشده اس
خواهر؟ خواهر کسیدی؟
این وضعیت ظاهر مرگ رو نشون میده
پزشکان میگن که اغلب با استرس عاطفی شدید
تحریک میشه
لحظه سجده همیشه پر ازاحساس ـه
این نبود
چیزی بود که شنیدم
صدای بچه ها بود
ده ها بچه، پدر
و من تک تک اونا رو میشناختم
همه بچه هایی بودن که من و تو از مادرشون دزدیدیم
...حالا صبر کن دزدیدیمشون و اونا رو
به افراد کاملا غریبه فروختیم آروم باش خواهر
ما اونا رو دزدیدیم، فروختیم و بعدش دروغ گفتیم
و وانمود کردیم که اونا مُردن
در حالی که روزی مادرهاشون دنبال اونا میرفتن و میفهمیدن که چکار کردیم
بذار یه چیزی بهت نشون بدم
نامه های تشکر والدین
کارت های کریسمس از فرزندانشون که برای من نوشتن
سالم و سلامت و شاد
و زندگی با خانواده های خوب کاتولیک همهشون
اینا رو نگه داشتی؟ از همه چی یه کپی نگه داشتم
که اگه کسی دنبال این بچه ها اومد
باید مطمئن میشدم که هیشکی اونا رو پیدا نمیکنه
من باید ازشون محافظت میکردم
ما این بچه ها رو نجات دادیم، خواهر
باید به کاری که انجام دادی افتخار کنی
تو یه احمق دیوونه ای
تو توهم زدی
ما کسی رو نجات ندادیم
ما این بچه ها رو ناپدید کردیم
تو همه اینا رو گذاشتی توی جعبه و نشستی اینجا تا بپوسه
درحالی که میتونی از همه اینا برای کمک به پیوند مجدد مادرها
و بچه هاشون استفاده کنی
اونا مادرشون نیستن هرگز از اولش هم مادرشون نبودن
حالا اونا رو بهم پس بده نه
پسشون بده... برگرد
نه، بس کن
این "بردا"ست، این وسطی
اون خانم اسمش رو بهم نداد اما چیزی برات گذاشت
"میدونم بچه ات چی شده"
اونا نمیان
چی گفتی؟
فکر کردم شاید قالت گذاشتن
ببخشید منو یادت نمیاد
ما با هم تو یه مدرسه بودیم
از کجا فهمیدی که نمیاد؟
نمیفهمم چی میگی دست از سرم بردار
نگران نباش میتونیم فردا صبح حرف بزنیم
"اگنس"
نه، کجا داری میری؟
بچه ام رو بهم بده
خواهش میکنم
کمکم کن
.:: زیـرنـویـس از : سـعید پردیـس ::.
"زنِ داخل دیوار"
سلام؟
لورنا
میتونی بیای تا مرکز؟
فکر کنم یه چیزی پیدا کردیم
"سلام، منم "جیمز کویل
من امروز اینجام تا درباره گروه "ایدروم" باهاتون صحبت کنم
گروه ایدروم برای کمک به آوردن
کاتولیک به قرن بیست و یکم تأسیس شده
چرا این مزخرفات رو بهم نشون میدی؟
خودشه
کویل
اون "ایگناتیوس مک کالن" ـه
او مردیه که مادرم برای فرزندخواندگی بهش پول داده
صبر کن، صبر کن، صبر کن
تو میگی که کویل کسی بوده که بچه هامون رو قاچاق کرده؟
اون برای خانه "شبان مقدس" کار میکرده
در کنار پدر پرسی شایدم ایفا
یعنی خدا میدونه چه کس دیگه ای هست
کویل تنها یکی از اون بسیار افراده
پس اون اگنس منو فروخته؟
آره اون از پوشش گروه ایدروم استفاده میکنه تا سال ها رد پاش رو بپوشونه، نگاه کن
در کنار کار حمایت اجتماعیمون
ما به جمع آوری کمک های مالی از سراسر جهان
برای بازسازی و نوسازی مراکز اجتماعی، کلیساها
یتیم خونه ها، خانه مادران و فرزندان و رختشورخونه ادامه میدیم
اون شواهد هر کاری رو که انجام میدادن از بین میبره و بهش میگه امور خیریه
حق با من بود
برای همین ازمون خواست اون قرارداد لعنتی رو امضا کنیم
تا دهن ما رو ببنده این مرد چیزای زیادی برای از دست دادن داره، لورنا
ما فکر میکنیم که در قتل پدر پرسی دست داشته
... ولی بجای اینکه
برگرد، چی؟ برگرد، برگرد، برگرد
اونجا
اون مدرسه ابتدایی "سنت آلما"ست
این همون جایی بود که بردا دربارهاش صحبت میکرد
جایی که بیشتر بچه ها از خانه مادر و فرزندی کیلکینور فرستاده شدن
ایدروم اونو در سال 91 بازسازی کرده
قبلاً هم بیمارستان کودکان بوده
چیزی که من میبینم رو میبینی؟
"خواهران "سون جویز
این تصادفی نیست
اونا خانه مادر و فرزندی رو اداره میکردن
حتما این مکان رو هم اداره میکردن کجاست؟
آروم باش، لورنا، باشه؟
اونقدرها هم که تصور میکنی ساده نیست اما همینه
اون مکان خودشه
اگنس رو بردن اونجا
یه کسی اونجا باید چیزی بدونه
اما نه
من دارم میرم کولمن
یه ساعت از اینجا فاصله داره
چطوری، لورنا؟
فکر میکنم وقتش رسیده که با آقای کویل صحبت کنیم
دخترت چند سالشه؟
اون سه سالشه
سه سال، چه دوست داشتني پس مهد کودکش رو
با ما شروع میکنه که کنار ماست
اسمش چیه؟
اگنس. اگنس، اسم زیبایی ـه
خوب، مطمئنم که از اینجا خوشش میاد
این درسته که قبلاً بیمارستان کودکان بوده ؟
در ابتدا بوده، آره
بچه ها رو از خونه های مادر و فرزندی آوردن اینجا؟
ببخشید... شما روزنامه نگار هستین؟
نه
من یکی از اون مادرها هستم
و مدت زیادیه که دنبال بچه ام میگردم
بیا اینجا
پس یعنی دخترت رو آوردن اینجا؟
بله، اینطور فکر میکنم
اونو 30 سال پیش ازم گرفتن
...ببین خیلی متاسفم که دروغ گفتم فقط
این میتونه آخرین فرصت من باشه تا بفهمم چه اتفاقی براش افتاده... اشکالی نداره
ببین، متاسفم، ولی واقعاً مطمئن نیستم که چطور میتونم کمکت کنم
نمیدونم کسی اینجا هست که بتونم باهاش صحبت کنم؟
میشه با هیئت مدیره صحبت کنم؟
بعضی هاشون از ابتدای افتتاح مدرسه اینجا بودن
فوق العاده میشه
ارزش امتحان کردن داره
آقای کویل؟
من کارآگاه گروهبان کلمن آکانده هستم
ایشون هم گروهبان مسی
چند تا سوال از شما داریم
در رابطه با قتل پدر پرسی شیهان
...البته. من
بذار ببینم میتونم جای خصوصی تری پیدا کنم تا بتونیم صحبت کنیم
اینجا فکر کنم خوبه
آیا با پدر پرسی تو هتل امپریال تماس گرفتین؟
عصر 30 اکتبر؟
آره
شب به قتل رسیدنش
درمورد چی صحبت کردین؟
زیاد نبود
...صحبت های کوچیک. من
جایزه اخیرش رو بهش تبریک گفتم
به چیز دیگه ای اشاره نکرد، ها؟
نه، هیچ چیز مهمی نبود که یادم مونده باشه
باورکردنش برام سخت بود
با توجه به اینکه بتازگی مورد حمله و دزدی قرار گرفته
آیا بعد اون اتفاق اونو بعنوان یه مسئولیت میدیدی؟
ببخشید؟
با توجه به اینکه همه چی رو در مورد شما و دوستان تون در "شبان مقدس" میدونست
و بچه ها
"ایگناتیوس مک کالن"
استفاده از اسم دیگه ای جرم ـه؟
قاچاق کودکان
این یه جرم ـه
جعل گواهی فوت
یکی دیگه هست
آدم کشی
این مورد بزرگیـه
کارآگاه چیزی برای متهم کردن من داری ؟
بعد از اینکه پرسی باهات تماس گرفت بقیه شب رو کجا بودی؟
داشتم سخنرانی میکردم
بی شباهت به امشب نیست
ساعت 6:30 بعد از ظهر شروع شد کمی بعد از اینکه باهام تماس گرفت
و تا قبل از ساعت 9 هم ادامه داشت
No comments yet. Be the first to leave one.