نخستین 200 خط.
مالکوم
صبح بخیر، جیمز
اینم تحویل تو. متشکرم
صبح بخیر، جیمز. صبح بخیر
هن، من اومدم خونه
اون همه پول بابت دانشکده دامپزشکی
الان دیگه این همه کامیون و ماشین موتوری هست
کسی دیگه به دامپزشکا احتیاج نداره
متشکرم، مادر آخ، بالاخره یه کاری پیدا میشه
و اگه اینطور نشد چی؟
من میرم، بابا نه پسرم، تو بشین صبحانتو بخور
پدرت یه حرفی باهات داره
من نمیخوام توی اسکله کار کنم
تو باید از ستاره های شانست ممنون باشی
مردا واسه کار تو خیابون صف میکشن و التماس میکنن
میدونم که همیشه اینجوری نمیمونه
خواب و خیال خوبیه
اما اینم خوبه که دوباره از خواب بیدار بشیم
و دنیا رو همونطور که واقعا هست ببینیم
پستچی یکی رو یادش رفته بود
میدونی که پدرت میخواست یه نوازنده حرفهای بشه؟
منبع درآمدش از سینما بود و بعدش فیلمای ناطق از راه رسیدن
و بعدش همه چی خراب شد
قصدم این نیست که سنگدل باشم
ما فقط نگرانیم، عشقم
من یه مصاحبه گرفتم
!واقعا؟ نه، نگرفتی
دارووبی؟ یورک شر؟
اگه اینم مثل بقیه باشه چی؟ هیچ کاری تهش نباشه؟
قرار نیست منو بی هیچ دلیلی این همه راه تا یورک شر بکشونن
توی اون نامه هم هیچ اشاره ای به حقوق نشده بود
توی اسکله براش بهتره
و کل حرف من در این مورد همینه
اگه میخوای سوار شی، بهتره بجنبی
قطار یورک شر در حال حرکته
فقط نا امید نشو
اگه ته این رنگین کمون یه کوزه طلا نباشه
خداحافظ دان، مواظب خودت باش
به هرحال احتمالا که فردا برمیگردم خونه
صبر کن، لباست خوب واینستاده
میدونی که من اون کار تو اسکله رو قبول کردم
که فقط از خودمون طی دوران کمبود درآمد مراقبت کنم تو یه رویایی داری
باید بری دنبالش
ممنونم بابا
پنیر و خیارشور
اینم بلیطت
حالا دیگه تا نرفته سوار شو
خداحافظ مادر موفق باشی پسرم
نکنه یه کم ریگ رفته توی چشمت؟
اوه، امیدم به خداست که قبول بشه
تلف کردن وقت لعنتیه
از اون تو (از کتاب) چیزی یاد نمیگیری از اون بیرونم نمیتونی یاد بگیری
دارووبی چی بود؟ اون گفت دارووبی؟
آره، دارووبی
جنی، خودت بشین، کناری رو هل نده ببخشید
شیطون کوچولو همیشه دلش میخواد بره صندلی عقب
اوه، مکانو ( راهنمای ساخت مدل های مکانیکی اسباب بازی بچه ها)، فکر کنم اینو انداختی
ممنون من پل سازی رو بیشتر از همه دوست دارم ممنونم
میمونی یا پیاده میشی؟ دارم پیاده میشم. ممنون
ببخشید. این جا دارووبیه، اینطور نیست؟
دارووبی؟ نه
باید با اتوبوس بری دارووبی
اتوبوس به مقصد دارووبی
تو واقعا عجیب غریب حرف میزنی
اتوبوس بعدی کی میاد؟ باید قبل ساعت چهار تو دارووبی باشم
دیگه تا امشب اتوبوس نمیاد
اوه، سلام آقای هرییت ؟ بله، ببخشید که دیر کردم
دیگه تقریبا بیخیالت شده بودم من خانوم هال هستم
امور خونه آقای فارنن به عهده منه
اوه، مراقب نیک مقدس من باش
چه اتفاقی برات افتاده؟ خیس شدی
...از اتوبوس جا موندم از اتوبوس پیاده شدم
سلام سلام
اوه، اون ازت خوشش اومده شروع خوبیه
جس به بیشتر مردها بدگمانه
که حق هم داره
میتونی اینجا منتظر بمونی من یه کم چایی درست میکنم و آقای فارنن رو میارم
خانوم هال، این چیز لعنتی کجاست؟
یه لحظه
مداد
مداد، مداد، زود باش، حالا کل روز رو که وقت نداریم
ممنونم
یکی تمام شد، خدا میدونه چندتا دیگه مونده
ببخشید، شما کی هستید؟
آه، میبینم که دیگه همدیگرو دیدین
ایشون آقای هرییته
بله، البته
و شما دقیقا چرا اینجا هستید؟
من...شما منو دعوت کردین، آقای فارنن
واقعا؟
برای کار دستیاری
یه لحظه ما رو ببخشید
ما توافق کردیم که دیگه کسی نیاد
اون این همه راهو از گلاسگو سفر کرده
اصلا برام مهم نیست که اون چقدر راه اومده میتونه دوباره برگرده
خب پس خودتون میتونین اینو بهش بگین اصلا اون واجد شرایط هست؟
نه ماه پیش اسمش چیه؟
جیمز هرییت
به پسره یه فرصتی بدین
آقای هرییت، من فارنن هستم، زیگفرید
نپرسید من جیمز هستم
ازتون به خاطر این فرصت ممنونم
بله، خب، اول بزار ببینیم چطور با همدیگه کنار میایم کت؟
تنتونه لیست کارها؟
تو جیبتونه
برای چایی نمیمونین؟ برای من مهم نیست که اون چطور چای دارجیلینگش رو میخوره
میخوام بدونم از پس کار برمیاد یا نه
همراهم بیا هرییت همونجوری اونجا واینستا
مگه ما...؟ فکر میکردم این یه مصاحبه باشه
من مدرکمو از مدیر دانشکده دامپزشکی گلاسگو دریافت کردم
نه، من علاقه ای به یه عالمه پارچه فلانل ندارم بیا شروع کنیم
تا امروز عصر، خانوم هال
موفق باشی اونو بیار
گربه
!تو جعبه، جعبه، مرد
داروخونه
اوه، اخته گر
این بوردیزو(دستگاه اخته کننده) ست
به اندازه ایه که اشک از چشمات سرازیر کنه زود باش
این قلمرو خانوم هاله
یه پودینگ سیاه (نوعی سوسیس خونی) ماهرانه ای میپزه خودش درستش میکنه، میدونی
بعدش اینجا شبیه کشتارگاه میشه
این طویله حیواناته
صبح و شب ترتیب غذا خوردن اونا رو میدی
البته اگه موفق بشی
خوبه
در رو ببند
مطب ما بیشتر دره های شمالی رو پوشش میده
دره سوئیل، دره ونزلی پس تو باید ماشین خودت رو داشته باشی
خوشگلیه واسه خودش، مگه نه؟ مبهوت کننده ست
ما این زاپاس رو برای دستیار نگه میداریم
دونده کوچولوی خوبیه
آره، به نظر … باشکوه میاد
خیله خب، بزار ببینیم چقدر جنم داری، باشه؟
بیشترین تلاشتو بکن
راه برید، همینجور خوبه
فارنن
عمده کار ما از مزرعه دارهای خرده پا نشئت میگیره
گهگاه حیوانات کوچیک هم برامون میرسه، گربه ها، سگ ها
!نگاش کن
گاو شاخ کوتاه، میبینی؟
جونور زیبا
البته دیگه در حال انقراضن
گاوهای فریژن خیلی بیشتر شیر میدن
به اندازه هشت لیتر در روز
و تو خیال میکنی این چیز خوبیه، آره؟
اگه یه کشاورز بتونه با همون مقدار کار و تلاش
شیر بیشتری بدست بیاره، گمون کنم آره گمون کنی؟ ...منظورم اینه که
اما به چه قیمتی؟
این مکان شخصیت منحصر به فرد خودشو داره
شاخ کوتاه ها جزوی از اون هستن
با رفتن اونها، دره ها مقدار بیشتری
از اونچه که خاصشون میکنه، از دست میدن
خب از کجا شروع شد که خواستی یه دامپزشک بشی؟
پشت مدرسه من یه مزرعه شهری بود
مثل داشتن یه قسمت از روستا توی شهر بود
اونجا بود که یه عشق واقعی نسبت به حیوونا در من ایجاد شد
آه، خب، میبینی
حیوونا بخش ساده و بی ریا هستن
این آدمان که باعث همه آزارها و ناراحتی ها میشن
حالتون چطوره آقای فارنن؟ شما چطورید آقای شارپ؟
این هرییته، دستیار جدید احتمالا
اوه، آره، یکی دیگه
اون منو نگران کرده بود خیال کردم از بانک اومدن سراغم
مشکل چیه؟
یه اسب نر اخته دارم که سم اش مشکل داره
خب، ما مطمئنا همچین چیزی نمیخوایم
اون خارجیه؟ من اهل گلاسگو هستم، اسکاتلند
همونی که تیره ست اونجا آره
خب؟ کدوم پاشه؟
خب من باید راه رفتنش رو ببینم
تا حالا با چند تا اسب سر و کار داشتی؟
بله، خیلی زیاد.. تو دانشکده دامپزشکی
تو دنیای واقعی چی؟
این میشه بار اولم
کتت رو واست نگه دارم؟
جوری که سرشو نگه داشته، میگم که جلوی پای راستشه
خوبه
خیله خب، بزار یه نگاهی به این سم بندازیم
متاسفم مرد جوون، باید بهت میگفتم که
این اسب خیلی دوستانه رفتار میکنه
اون همیشه دوست داره دست بده
نه، نه، دوست دارم ادامه بدم
یواش پسر، یواش
آروم باش پسر، آروم
همینه
تو ادامه بده، مرد جوون
چاقو، لطفا
ممنون
به نظر میاد چرک توی پا باشه آه! آروم
!پیداش کردم
صبر کن
حالا نوبت ضد عفونی کردن زخمه
یه کمی ید
(یه ذره تربانتین (سقز
!یا خدا، آقای فارنن
کاری که این روزا علم میتونه انجام بده، فوق العاده ست
در موردش چی بگیم، بکنیمش ده شیلینگ؟ باشه، باشه
بیا از یه راه دیگه برگردیم
از بالای گذرگاه برنکستون و پایین سیلدیل دلم میخواد ببینیش
No comments yet. Be the first to leave one.