نخستین 172 خط.
جوخه پليس : رنگي
با شرکت Leslie Nielsen.
اين قسمت : پيمان شکسته
سالي . من ديگه نمي تونم براي کاراي تو سرپوش بذارم
من تو اين قضيه همين جوريش پام گيره نه به اندازه من
عزيزم . خواهش مي کنم . دندونپزشک من داره عصباني مي شه . اون پولشو مي خواد
خب . بگو از پول خبري نيست مي خواد چي کار کنه ؟
مي خواد چي کار کنه ؟ اون مادر خودشم لت و پار مي کنه وقتي پاي پول وسط باشه
جيم . خواهش ميکنم . تو بايد بهم کمک کني و گر نه تو دردسر بزرگي ميفتم
متاسفم سالي
خواهش مي کنم من فقط دو روز ديگه نياز دارم
آره خب ! اون موقعم يه ضامن مي خواي اين داستان تمومي نداره
جيم . خواهش مبي کنم يه بار ديگه چک کن فقط براي محکم کاري
سالي متاسفم . ديگه همينه . تمومش کن
باشه
دارم به چيزي فک مي کنم . که از اوّل بايد انجام مي دادم
ببين سالي تو مي دوني که من دوست دارم بهت کمک کنم
امّا با اومدن بازرس دفاتر من بايد مدارک رو آماده کنم
عصر بخير, آقا مي تونم کمکتون کنم ؟ من مي خواستم چکمو نقد کنم
چک حقوقه؟ بله . من تو شرکت لاستيک لرمان کار مي کنم
حدّ اقل کار مي کردم امروز اخراج شدم
خب . امّا اوّلين باره مياين اينجا
مي تونم کارت شناساييتون رو ببينم ؟ آقاي توايس
بله . البته .اين گواهينامه رانندگيمه
آيا شما دو تا کارت اعتباري اصلي داريد؟
اثر انگشت اينجا . لطفا
حالا روي اون خط بايستيد و مستقيم به دوربين نگاه کنيد
ممنون
حالا به سمت چپ نگاه کنيد و سلفه کنيد
يه بار ديگه
حالا پنجه پاتون رو تکون بديد
و اون يکي پا
هر موقع خواستيد به ما سر بزنيد آفاي توايس
ممنون
سالي
سالي
اسم من گروهبان فرانک دربينه
کاراگاه ستوان از جوخه پليس
بخش ويژه از حوزه نيروي پليس
به تازگي تعدادي از مدل هاي پر زرق و برق جديد
لخت و بي هوش تو مغازه لباس شويي تو بخش غربي پيدا شدن
امّا متاسفانه به من ماموريت داده شد تا به يک سرقت مسلّحانه
در يک مؤسسه مالي در همين حوالي بپردازم
من داشتم توي شهر لباسامو رخت شويي مي کردم
که اون تماسو از اونا دريافت کردم در رابطه با يک قتل دو نفره
بيست دقيقه طول کشيد تا برسم اونجا
رييس من قبل از من تو محل وقوع حاضر بود
يه سرقت نافرجام بوده فرانک تنها شاهدمون صندوق داره
با توجّه به گفته هاش فرد مسلّح تحويلدار رو کشته
بعد اون هم اسلحه سارق رو قاپيده بعد به طرفش شلّيک کرده
پس اينم شبيه قتل هاي ديگس
مي تونه باشه . ولي اين يکي يه نکته جالب داره
فرد مسلّح . توايس . آدم خوبيه يه مرد خانواده بدون هيچ سابقه قبلي
مي تونم با شاهد صحبت کنم؟ بله
اين سالي دکره . فرانک
سلام خانم دکر سلام
من سروان دربين هستم
من درک مي کنم شما روز بدي رو سپري کرديد
بله . واقعا حالم بد بود
سيگار ؟ بله . مي دونم
بسيار خب
فک مي کني بتوني به چن تا سوال جواب بدي ؟ سعي مي کنم
شما کجا بوديد وقتي تمام اين ماجرا اتّفاق افتاد؟
من درست اينجا پشت ميزم در حال کار کردن بودم
و کي متوّجه شديد که که يه اتّفاقي داره ميفته ؟
خب . وقتي بود که صداي شليک رو شنيدم و وقتي برگشتم جيم افتاده بود رو زمين
اون همون تحويل داره . فرانک
چي؟ جيم تحويل دار رو انداخت؟ نه . جيم جانسونه
پس جيم فل کيه؟ اون حسابرسه فرانک
اون آنفلانزا داشت و جيم جاشو پر کرد فيل کيه ؟
فيل دين؟ اون بازيکن توپ زنه فرانک
اي کاش فيل اينجا بوده
پس يه دقيقه صبر کن بذار قضيه رو روشن کنم
توايس مياد تو و تحويل دار و جيم فيل رو با تير مي زنه
نه اون فقط تحويل دار رو مي زنه جيم جانسون . ميفته رو زمين
باشه بعد از اينکه اون تحويل دار رو مي زنه تو هم توايس رو مي زني
نه من فقط يه بار شلّيک مي کنم
نه . توايس رو ميگه فرد مسلّح رو.
بعدش فک مي کنم به توايس شلّيک کردم بنابراين داري داستانو عوض مي کني
نه . من بعد از اينکه جيم افتاد توايس رو زدم تو توايس و جيم فيل رو زدي؟
نه اوّل جيم افتاد و بعدش من يه بار به توايس شلّيک کردم
فايرد توايس کيه؟ يه بار
اون صاحب شرکت لاستيک سازي فرانک
باشه
وانس صاحب شرکت لاستيک سازيه و توايس رو اخراج مي کنه
بعدش توايس يه بار به تحويل دار شلّيک مي کنه دو بار
و جيم ميفته و تو توايس رو مي زني. يه بار
باشه . بسيار خب براي الان کافيه خانم دکر
الان به اظهارات رسمي شما تو قرارگاه پليس نياز داريم
البته شما خيلي کمک کرديد
ما فک مي کنيم بدونيم چطور اين کارو انجام داده چطوري ما نتونستيم انجامش بديم
اون براي هفته ها اينجا نبود
باشه
بازم ممنون خانم دکر
ويکس؟ سول ويکس . اون يه تنظيم کنندس فرانک
سالي يه داستان متقاعد کننده تعريف کرد
من فکر کردم اون شاهد خوبي مي تونه باشه در صورتي که قرار باشه بياد تو دادگاه
اما يه جورايي يه چيزي سر جاش نبود
من برگشتم به قرارگاه
تا ببينم چه نوع آدمکشي بوده و افراد آزمايشگاه چي به دست آوردن
خب بيلي وقتي رطوبت هوا با يک پارچ يخ تماس پيدا مي کنه
قطره هاي آب رو تشکيل ميدن که ما بهش مي گيم ميعان
درست مثل اونايي که رو بدن مادرته وقتي از حموم مياد بيرون
مثل دونه هاي درخشان ... اوه .. سلام فرانک
براي امروز کافيه بيلي
هفته بعد يه آزمايش جذّاب ديگرو بررسي مي کنيم
که با يه لباس شناي کهنه انجامش مي ديم
مرسي آقاي آلسون . خدافظ
چيزي به دست آوردي تد؟ خب ما گذارش پزشک قانوني رو گرفتيم
در رابطه با عمقي که گلوله تو بدن جيم جانسون فرو رفته
اگر فرد مسلّح همون جايي که سالي دکر گفته ايستاده باشه
گلوله بايد عميق تر فرو مي رفت
بذار بهت بگم يعني چي
مثل هموني که جيم جانسون رو کشته
با دقّت نگاه کن وقتي من شّيک مي کنم
به اين فيلم هاي باربارا والترز
همون طور که مي بيني تا قسمت بورت رينالدز کاملا نابود شده
و هر جيزي از بو درک و پل نيومن
امّا درست تا جايي که باربارا ازش مي پرسه عشق سخته؟
حالا بذار بهت نشون بدم چه اتّفاقي ميفته وقتي اين اسلحه از سه فوتي شلّيک مي شه
جايي که سالي ادّعا مي کنه شلّيک از اونجا صورت گرفته
توجّه کردي؟
خرابي کامل
درست تا نقطه اي که اون از کاترين هپبورن مي پرسه
دوست داره چه درختي باشه ؟
توقّف بعدي ما جايي بود که به عنوان ايتالياي کوچک شناخته مي شد
يه تحقيق جنايي
بدون مسير روشن و واضح
اين بار هم استثناء نبود
من حس کردم بهتره با بيوه توايس صحبت کنيم
تا ببينيم اون چقدر مي دونه
خواهش مي کنم بريد . بريد بيرون
من نمي خوام به هيچ کدوم از سوالاي شما جواب بدم
ببخشيد که شمارو تو همچين موقعيتي اذيت مي کنيم
ما بايد زودتر ميومديم امّا همسرتون که اون موقع نمرده بود ديگه
رالف مرد خيلي خوبي بود
کي مي تونه همچين کار وحشطناکي رو باهاش کرده باشه
آيا پولي بدهکار نبوده؟ صورت حساب دکتر
شرط بندي قمار؟ رزرو ماهيانه کلوپ؟
نه . هيچ چي
فقط دوتا پرداخت ديگه براي براي تلسکوپ خورشيديمون
اوه . رالف بيچاره
اصلا شما مي فهميد ازدواج کردن با يه مرد فوق العاده به مدّت چهارده سال چه حسّي داره؟
نه نمي تونم بگم
اگر چه با يه پسري يه بار زندگي کردم امّا اون فقط براي دو سال بود
تهمت هاي عادّي .. شايعات . کنايه ها مردم نمي فهمن
اون رو مثل يه آدم بيچاره به خارج از شهر فراريش دادن
آيا اون هيچ دشمني نداشت؟ خب . حزب دموکرات ازش خوششون نميومد
آره خب . اون رشته تربيت بدني بود
تمام اون عضلات برجسته اون بدن تنومند
اون ازدواج کرد .مي دوني ؟ اون الان سه تا بچّه داره
امّا بهشون اهمّيت نمي ده براشون کادو مي فرسته . ولي يادداشت نمي ذاره
مي دونم خيلي طول کشيد اماّ يه سوال آيا اون غذاي چيني خورده بود تا حالا؟
چرا؟ نه . اون هيچ وقت نخورده ولش کن . فقط يه حدث بود
گفتم اون داره اشتباه مي کنه
و اون پسر جوون فقط پدرشو دوست داشت . قهرمان فوتبال
براي يه سال باهاش زندگي کرد
و ديگه بر نگشت اوه رالف بيچاره
حالا دخترم چي؟ چي بايد بهش بگم؟
آره . تو بايد يه چيزي بهش بگي
بهش بگو رفته به يه سفر طولاني بهش بگو ... وايسا
اين چطوره ... يه هيولاي گنده اومده و باباتو برده بهشت
نه اين چطور
اون خودشو انداخته رو نارنجک واسه اينکه جون گروهشو نجات بده آره همينه
او توسّط شورشي هاي جناح چپ باراگويه کشته شده
نه و بوليوي
گرفتم ... اون براي رجي جکسون بچه شير معامله کرده بود
تا ده ساعت هيچ پيشرفتي حاصل نشد براي تحقيقات
صبح روز بعد من رفتم به قرارگاه براي گزارش
حدود ساعت 10 سالي دکر اظهارات رسميشو مکتوب کرد
اون گفت که فرد مسلّح اومد تو. تا به زور بولارو به چنگ بياره
چيز جديدي هست؟ هيچ چي
No comments yet. Be the first to leave one.