نخستین 200 خط.
من سيزده ماه به يه ماموريت انفرادي به فضا رفتم
من تنها خونه برنگشتم
شوهرم يه زندگي اندرويدي به اسم انسان نما ساخته بود
اسم اون ايتانه ، اون يه مدله
اين يه داستان در مورد زمينه
ايتان
داستاني درباره خانواده
داستاني درباره نجات
... آنچه در هستي گذشت
.پر از خشونت خواهد بود، پر از تلفات
.درست از اينجا شروع ميکنيم
.ببخشيد دير کردم
حالا که با پدر خدايان وقت مي گذروني
اصلا چيزي راجع بهش مي دوني؟
مي دونم که سرش به کار خودشه
اودين رو يادته؟
فرزند رو به يه جاي ديگه
مي بريم
.تيم خودشون ميدونن چيکار کنن
مولي يه خطر مداوم براي فرزند هست
اون مادرشه
برام پيغام فرستاد - داره سعي مي کنه با ما حرف بزنه -
تو بدن تو بوده - من آوردمش اينجا و -
خودمم مي برمش بيرون - شوهرش جان -
امروز يه طرح به هيات مديره ارائه کرد
ولي بودجه بهش تعلق نگرفت
يه حرکت از شما مي تونه ما رو به خانواده اش نزديک تر کنه
متاسفم مولي
نمي تونستم بذارم اين موجود زنده بمونه
اون کجاست؟
مولي اگه صدام رو مي شنوي
از اون جهنم برو بيرون
من يه بار کيتي رو از دست دادم
.نمي تونم دوباره از دستش بدم
نه، نه، نه. کيتي
.بابا
اون به کمک ما نياز داره
کيتي
.اون ترسيده
چي ميخواد؟
.ميخواد بهش کمک کني
چطوري؟
.ميخواد بره بيرون
بيرون؟
،اگه با خودت ببريش
.منم ميتونم بيام
چرا اينکارو کردي؟
حرف بزن هارمن
نقشه ات اين بود؟
که بيايي و اينها رو بکشي؟
.من يه تصميمي گرفتم
من تصميم گرفتم
اين وظيفه تو نبود که تصميم بگيري
.ببين اون چيکار کرده
فکر مي کني اينا
تفنگ هاشون رو عمدي به سمت هم گرفتن؟
اون مجبورشون کرد همديگه رو بکشن
.شايد داشته از خودش محافظت ميکرده
از کجا بدونيم که اينها اصلا مي دونستن که اين پايين چي کار مي کنن؟
من مي دونم با من چي کار کرد
وقتي اون موجود بره وارد دنيا بشه، آدمهاي بيشتري مي ميرن
خب، اين تصميم به عهده تو نيست
اين يه موجود زنده اس
بچه تو هست؟
تون بچه ات نيست
.يه کابوسه
اگه مي خواي اينجا بموني
.تا لالايي بخوني، مهمون من باش
گوردن کورن
پروتوکل مهار - ببخشيد مولي
نمي تونم اجازه بدم سر راهم قرار بگيري - هارمن ، نه
هارمن
بدجور صدمه ديده؟
وظيفه اش رو نمي دونه
.خب، اينو نميدونم
چون صدمه ديده دليل بر اين نمي شه که ديگه به درد نمي خوره
اينو ببين
مثل مال تو
.دقيقاً از همون مواد ساخته شده
چه اتفافي براش افتاده؟
من سرباز بودم
وظيفه ام اون بود
وقتي دستم صدمه ديد، من رو فرستادند خونه
فقط يه جسم بودم واسه يه مدت طولاني
نمي دونستم چطوري آدم بشم
ميدوني چيه؟ - چيه؟ -
.از اين دست بيشتر خوشم مياد
... يه کارايي باهاش مي کنم که قبلا نمي تونستم، مثل اين
.چه باحال - .آره -
همينطوري که بهش نمي گن ابر عضو
.اگه ميخواي، ميتوني امتحان کني
بابام گفت که گرماي مستقيم
مي تونه به امواج عصبيم آسيب برسونه
من که اين مشکل رو ندارم
بابات آدم باهوشيه
خب
اينجايين؟
شام رو آماده کردم
هارمن
مولي کجاست؟
رفت بيرون. اونجا چه اتفاقي افتاد؟
وقتي از اثر انگشتم استفاده کردي
اسپارکز فهميد - خب بايد يه کاري مي کردم -
گيرافتاده بوديم
.وقتي رسيديم اونجا، اون نبود
اون بردش - اسپارکس؟ -
.وقتي اومدم بيرون گاز ماشين رو گرفت و رفت
چه شکلي بود؟
.نتونستم درست ببينمش
.ببين، بايد از اينجا بريم
هر لحظه ممکنه
گروه پاکسازي بريزن اينجا
.زودباش
کليپول لو رفته
جوري که حل نمي شه
فرزند چي؟
از توي رحم مصنوعي اش اومده بود بيرون
هيچي نمي دونم که کجاست
احتمال هر چيزي مي ره
همه چي رو پاک کن
تو کجايي؟
من خيلي وقتها نااميدت کردم
معذرت مي خوام
فکر نمي کنم ديگه واسه اين کار آدم مناسبي باشم
ممنون به خاطر صبرت
چي کار مي تونم برات بکنم؟
همسرم تو خطره
به کمکت نياز دارم
... هستي ... ... فصل اول - قسمت نهم و دهم ...
بايد تو انبار ذخيره مي کردمشون
.ولي بوشون خوبه
.فقط کاش اول زنگ ميزدي بهم خبر ميدادي
.خودمم نميدونستم
متاسفم
خوشحال شدم از اينکه بازم ديدمت
خيلي وقته پيش بود
مي فهمم، واقعا مي فهمم
وقتي ارل مرد
جاهايي بود که نمي تونستم برم
کلي خاطره
و تو هم حتما کلي خاطره اينجا داري
بچه ات کل اين جنگل رو
با پاي برهنه مي گشت
هر دفعه هم زنبور نيشش مي زد
کيتي کوچولو، فضول شيريني بود
از دست اون
.متأسفم
چيزي نيست
من يه پيرزن احمق احساساتي هستم
کيتي هميشه قرمز رو دوست داشت
مي توني شش تا رو بذاري تو حسابم؟
حتما
شب بخير استر
.شب بخير
مي گه مولي اصلا خونه نرفته
امکانش هست
هنوز تو ساختمون باشه اگه اونجاست -
مي خوام پيداش کني و برش گردوني
.زنده
.فهميدم
و فرزند؟
از وقتي اسپارکس فرستنده ماشينش رو غيرفعال کرده، گمش کرديم
.داريم روش کار ميکنيم
عذر خواهي من رو
براي مزاحمتم بپذيريد
به هيچ وجه نمي دونم اين موضوع چقدر پيش رفته و چه کساني توش دخيل هستند
واسه همين اومدم اينجا
سازمان تحقيقات فضايي، پليس، دولت
نمي دونم به کي اعتماد مي تونم بکنم
.خوشحالم که احساس کردي ميتوني بياي اينجا
.فقط ميخواد سالم برگرده
،اگه حرفت حقيقت داشته باشه
دنيا براي هميشه تغيير مي کنه
تو يه راه اساسي
ما شاهد دگرگوني در تاريخ بشر هستيم
تو بايد اين رو جالب بدوني
.به عنوان يک دانشمند
درسته ولي الان در نقش مردي هستم که سعي داره از خانواده اش محافظت کنه
پس شايد
واسه خطر مناسب تر باشه که بياد اينجا پيشمون
نه، نه، من بايد برم اونجا بمونم
ممکنه هر آن بياد خونه
حداقل تا زماني که مولي رو پيدا مي کنيم
مي خوام مطمئن بشيم که خطري خانواده تو رو تهديد نمي کنه
خواهش مي کنم
.اصرار ميکنم
.اون يکي ديگه ميخواد
اينجا بهتر از
.جاييه که بوديم
.اون نميخواد برگرده اونجا
.مجبورم نيست
من الان برميگردم
.بابايي
ميشه در رو يه خورده برامون باز بزاري؟
تماس از تلفن اضطراري
جواب بده، الو؟
آنيا
الن
چي شده، تو خوبي؟
.نه، من خوبم
No comments yet. Be the first to leave one.