نخستین 200 خط.
باهام حرف بزن، بهم دروغ نگو
.:greatR:.
نفست رو حروم نكن
منو نگاه نكن
بهم لبخند نزن
فقط چشمهاتُ ببند
منو خيلي تحت تأثير قرار دادي
داشتم چشم بسته ميدويدم
با هر حقهاي گول ميخورم
با هر پيچشِ ذهني
بهشت سرده
بدون هيچ روحي
سخت باور كني
كه خيلي عاشقت بودم
.چك ميكنيم
.چك ميكنيم
تمام چيزهايي كه بهم گفتي
...خيلي ناراحت بودم
."سلام، "دن- ."جري"-
علامت جديد؟- ."علامت هميشگي،" جري-
.قسمتِ چسبندهش جديده .بيا
...خدايا تمام سعيمُ كردم
نه.من..راستش به خاطر جشنِ تجديدِ ديدار زنگ زدم
.ميدوني،چون درست همين بغله
."از دبيرستان "باركليج
...خب، من
.هاربرت فاربر" الان گوشي رو قطع كرد"
خدايا، رفيق، چند دفعه ازدواج كردي؟
.خب، همه رو بيار
ميشه با "جف ستلستون" حرف بزنم،لطفاً؟
.جف"؟ "دن لندزمن"ـم"
.از دبيرستان
."آقاي "دال
نه؟ هيچي؟
.نيل بويترس"، "دال پولي"ـم"
.دن...لندزمن
.يه لقبه .همه قبلاً اين صدام ميكردن
.آه،اونا...آره، صدا ميكردن .صد در صد ميكردن
كلاس 94؟ .آره، اينم از اين
.نه،فكر نكنم هنوز هم ريده باشم
.آره، همين قدر شده
.بيست سال باورت ميشه؟
خب، يه كاغذِ دعوت نامه فرستاديم
و دنبالش يه دعوتنامه ايميل هم كرديم
.و يه لينك هم داديم كه ميرفت به صفحه فيس بوكش
!اُه، انجامش دادي؟ عاليه
.ولي نميتوني...گرفتم
.به نظر يه خورده دو دلي تو صدات داري
.ميخوام ببينم ميتونم پشت روت كنم
.جوابت رو مثبت كنم .اُه، باشه
.خيلي بزرگسالانه نيست
!ووپ
كريگ"؟ "رندي"؟"
...خب، آه- .واسه آبجو حاضرم-
چي كار ميخواين بكنيد؟ ...ميرين آبجو بگيرين يا
...آره، فكر نكنم .من كه ميخوام برم خونه
.آره. شايد دفعه ديگه
.آره،آره- .خيله خب، رفيق-
.باشه .شايد دفعه بعدي
.باشه
.آره، بهت زنگ ميزنم
...خب، دارم ازت ميپرسم
آينده بيسبال "پايرت"ها چي ميشه؟
..."مشكل اينه كه اينجا در "پتزبورگ
ميدونيم كه نميتونيم
،حقوقمون رو خرجش كنيم ...پس يه ريز كسايي رو داريم
.كه تربيت ميكنيم و بعد از "پيتزبورگ" ميرن
خب، ميدوني چيه؟ .نميتوني "ديو پاركر" رو برگردوني
.نميتوني" ويلي استارگل" رو برگردوني
.بايد با همين كسايي كه داري پيش بري ...ولي فكر ميكني
.بايد با تازه كارها شروع كني
...فكر ميكني "مك كاچن" براي رهبري
تيم به بازيهاي جهاني كافيه؟
واسه يه نوشيدني دعوتت كردن؟
.نه
همونطور كه راجبش حرف زديم بهشون گفتي ميخواي بري؟
.آره .امشب نرفتن بيرون
اُه.فكر كردم دفعه قبل هم همينُ گفتن
.ولي بعد موقع رانندگي ديديشون
.آره،خب، اين دفعه اون كارُ نكردن
زك"، ميخواي درمورد " دوست دختر جديدت به بابات بگي؟
دوست دختر؟- .اون دوست دخترم نيست-
.فقط شنيدم اين دختره "هدر" ازم خوشش مياد
.دختره سنش بيشتره .بهش گفتم بايد ازش بخواد يه قراري بذارن
به نظرت بايد بهش بگم؟
.همم
.بايد يه خورده بيشتر تحقيق كنم
اين دخترها معمولاً از پسرهايي .كه سنشون بيشتره خوششون مياد
،فكر كنم اينه كه يه خورده بخاطرش تعجب كردم ...ولي ميدوني
.يه خورده پرس و جو هم بكن
.كردم .و دوستش گفت راسته
.آره،خب، هيچوقت نميدوني
.يعني،ممكنه دوستش دروغ گفته باشه
چرا بايد دروغ بگه؟
خب، اگه همهش يه حقه از طرف
تمام دخترهاي مدرسه باشه كه كاري كنن
ازش درخواستِ دوستي كني و بعدش مسخرهت كنن چي؟
!"دن"- چيه؟-
فقط واسه يه سري
.حقيقتهاي دبيرستان آمادهش ميكنم
.صبح به خير ."خدمات مشاوره "شرمر
ميتونم كمكتون كنم؟ ...نه
.بيا ديگه
!بيا ديگه
اين كدوم خريه ديگه؟
كدوم گوري رفتن؟
.همينُ كم داشتم
بيل"،يه ثانيه وقت داري؟"
.اُه،آره، "دنيل"، بيا تو
متنفرم از اينكه دوباره اينو مطرح كنم
.ولي اتصال اينترنت خيلي بيشتر از داغون كنندهست
منظورت چيه، سيمش رو ميگي؟- .نه، سيم كشي نه-
.سرعتش .بايد رديفش كنيم، ميدوني
.واسه همين حسابِ "هاركين" رو از دست داديم- .نه-
با "ديل هاركين" يه دبيرستان ميرفتم اون وقت نميخواد با ما كار كنه؟
دليلِ اينكه حسابِ "هاركين" رو از دست داديم
.واسه اينه كه باباي "ديل" يه دروغگوـه
.باباي "ديل" شهادتِ دروغ هم ميده
.و ميخواد سريع تر پيش بره .ايميل ميده
آه،...من 40 ساله اين كارُ بدون كامپيوتر
،انجام ميدم .و مشكلي هم ندارم
باشه،ولي "بيل شرمر"ـي كه هميشه
ميخواستم براش كار كنم چي ميشه؟
اون "بيل شرمر"ـي كه هميشه !دوست داشت كارهاي بزرگ بكنه
.دنيل"، گرفتم" .حرفتُ ميفهمم
.فقط پول اينجور اسباب بازيها رو ندارم
.نميتونم- .اين كارُ نكن. انصاف نيست-
.بيا اينجا
خيله خب،رفيقِ مني.ميدوني كه، درسته؟- ...آره، ولي-
و سالهاست بهم ميگي كه
، بزرگتر فكر كنم ...ولي بايد اول
يه مقدار پولِ بيشتري داشته باشم و بعد بهت قول ميدم
.برنامه "دن" راه ميافته .من..بهت قول ميدم
.از اينجا برو
.اكنون در فروشگاه "كابينتِ آماده" براي فروشه...
.ما كابينتهاي چوبيِ محكم با كيفيت بالا داريم
با ويژگيهايي مثل درهاي ...خود بسته شوندهي اروپايي
..لولاهاي همسان و حفظ رطوبتِ تضميني
.بيا تو ...ميبيني كه كيفيت
.اقيانوس و خورشيد
.هر دو زيبان...هر دو مرگبار
.حالا، اقيانوس، خيلي راحت تو امينت نگهش ميدارم
...ولي خورشيد
.اقيانوس و خورشيد
.هر دو زيبان...هر دو مرگبار
استيسي"؟"
عزيزم؟
.اين ساحلِ منه
.و بايد ازش محافظت كنم
.حالا، اقيانوس، خيلي راحت تو امينت نگهش ميدارم
ولي خورشيد...اينو ميسپارم
به "قايق موزي" با سه لايه حفاظتي .در برابر خورشيدِ مردونه
چيه؟- اون تو متوجه چيزي نشدي؟-
.نميدونم دنبال چي ميگرديم
!لالس"ـه لعنتي" ."اوليور لالس"
از دبيرستان؟- .آره، از دبيرستان-
.تو يه تبليغ ملي !تونست. از پسش بر اومد
.زك"،اون يكي از دوستهاي خوبِ بابايي ـه"
جدي؟- .نه، اصلاً هم نبود-
.يه دوست بود- واسه اين بيدارمون كردي؟-
!"خدا لعنتت كنه، "دن
.نيم ساعت طول ميكشه تا بچه رو بخوابونم
.برو بخواب،"زك"، لطفاً- .خيله خب-
!خدايا
.بذار يه بار ديگه هم نگاهش كنيم
.ضد آفتابِ مردونه
،هي،بابا ميشه از "هدر" بخوام...؟
،"الان نه، "زك .داريم نگاه ميكنيم
.چند دفعه اي ديدمش- معركه ست، درسته؟-
.آره، گمونم- گمونت؟ چي...اُه، درسته؟-
چندتا از دوستهاي صميميِ تو توي تبليغاتِ .تلويزيونيِ ملي هستن، بيخيال
.و ضبط ميكنم
...اقيانوس و خورشيد- .نوچ.نه،نه، نه، وايسا-
،بايد زودتر شروع كني ...بعد شروع رو بزني، بعد خروج
.تا خطه بره قبل از قسمتي كه فيلم شروع ميشه
.خب، يه بار ديگه انجامش بديم .برگرد عقب
!بيارش عقب و يه كم صدا بهش بده
...مامان، گفت من- !نگران مامان نباش-
."من ترتيب مامان رو ميدم.زودباش، "زك .يه بار ديگه، خيلي نزديك شديم
.و شروع
."قايق موزي"
.تنها قايقي كه واسه حفاظت از پوستتون در راهه
.ببخشيد- خوبه؟-
!ها
!"زكري"
.گوشيها رو قطع كنين
!گوشيها رو بذارين
.باشه
.بوپ.بوپ- !يا عيسي مسيح-
چي كار ميكني؟- .و بوپ-
...ها چه غلطي ميكني؟
."بهت ميگم چه غلطيه، "رندي
.دي-تازه" يه فكري داره"
دي-تازه" كيه؟"- .منم، "جري". تمركز كن-
.يه فكري دارم
.اين ماجرار رو به مرحله بعدي ميبره
و كاري ميكنه تك تك بچههاي .كلاسمون جواب دعوتنامه رو "بله" بدن
چطور؟- .تاژ"،صفحه فيس بوكِ تجديد ديدار رو برام بيار،لطفاً"-
.همه جمع بشين
جمع بشيم؟- .زود.چاپ چاپ-
No comments yet. Be the first to leave one.