The Ones Below

The Ones Below

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Ones Below 2015 LIMITED 720p BluRay x264-GECKOS
The Ones Below 2015 LIMITED 1080p BluRay x264-GECKOS
The Ones Below 2015 BRRip XviD AC3-iFT
The Ones Below 2016 BRRip XviD AC3-EVO
The Ones Below 2015 480p bluray x264 rmteam
ناشر spring7
LiLMedia.TV ارائه ای از رسانه کوچک | spring7

برچسب‌ها

BluRay
x264
720p
720
1080
brrip
XviD
AC3
480p
480
تاریخ انتشار: 2018-04-23
تعداد دانلود: 42
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫خیلی سرده؟ ‫نه، خوبه

‫اگه محکم فشار دادم بهم بگو

‫اینه...؟ ‫آره

‫اون سرشه؟

‫بیا عزیزم، بچرخ

‫مثل مادرش کله شقه. ‫ضربان قلبش چطوره؟

‫روی 160. ‫خوبه؟

‫هر چیزی بین 150 تا 170 خوبه.

‫میتونیم صورتش رو ببینیم؟

‫می تونیم اگه بچه یه کوچولو ‫بیشتر همکاری کنه.

‫زود باش. عزیزم

‫زود باش. عزیزم

‫ایناهاش.

‫- صاحب خونه ی جدید اینجان؟ ‫- کلیدا رو بهشون داده بودیم.

‫خدا رو شکر بالاخره یکی اومد اینجا.

‫خوشحالی؟

‫به خاطر طبقه پایین؟

‫نه. نه به خاطر طبقه پایین

‫چی میگی؟

‫من تسا مویر هستم. متاسفانه الان ‫نمیتونم جواب شما رو بدم

‫پیام بگذارید

‫سلام، مامان. منم

‫ما دیروز اسکن رو انجام دادیم. ‫و همه چی خوبه.

‫نیاز به نگرانی نیست...

‫بسیار خب. به زودی باهات صحبت میکنم. بای

‫رول های اسپرینگ رو امتحان کن. خوشمزه‌ن. ‫

‫- ما همسایه های جدید داریم. به هر حال ‫- خدای من، تو طبقه ای که صاحبش مرد؟

‫- اون مرد مرده اسم داره. ابی ‫- ببخشید

‫مرد دوست داشتنی بود. ‫باید گل هاش رو آب میدادم.

‫هنوزم کلیداشو داری؟

‫- جدیدا که اومدن رو دیدی؟ ‫- هنوز نرسیدن

‫نه. اما اونا یه زن و مرد هستن. ‫از حومه شهر میان.

‫مرد انگلیسیه، و زن... ‫نمیدونم. یه چیز دیگه ست.

‫منظورت چیه، اون "یه چیز دیگه ست"؟

‫اون خارجیه. مردی که توی باغ دیده بودش ‫به نظرش اومد که اون سوئدی باشه.

‫پس از جنگل اخراج شدن؟

‫آره، عالیه. منظورم اینه...

‫- یه کوچولو... ‫- یه کوچولو چی؟

‫به نظر می رسه یه جورایی عتیقه ست.

‫منظور این نیست که اون زشته. فقط... ‫واقعا توی یه باغ بودن تعیین میکنه.

‫- اوه، تو مغروری! ‫- فقط دارم حرف میزنم.

‫هفته دیگه مرخص میشم.

‫- تو نیاز نداری مرخصی بگیری ‫- خب، من هستم

‫من مثل ابی نیستم. ‫از اینکه تو اطرافم باشی و دستور بدم لذت نمیبرم.

‫- میدونم ‫- شاید ترجیح بدی من انجامش بدم.

‫- شاید تو بخوای یه کوچولو دستور بدی. ‫- چرا فکر میکنی من اون و ترک کردم؟

‫اون یه جوری باهام برخورد میکنه انگار که مریضم.

‫آره، باید رسیده باشن.

‫آره، زرد

‫بله، لطفا انجامش بدین.

‫سلام.

‫سلام. توی باغ دیدمت. ‫من طبقه بالاییتونم.

‫اوه، خدای من.

‫- میدونم. ‫- چند هفته؟

‫- 18 ‫- 21

‫- باید تازه رسیده باشین. ‫- آره، دیشب

‫- من تریسا هستم ‫- کیت

‫از کلکسیون چای گیاهی خوشت میاد؟

‫- من باید برم جایی. ‫- منم همینطور. میرم شنا

‫میخوای بیای؟ یه کلاب خصوصیه. ‫اما میتونم یه مهمون ببرم.

‫من واقعا باید به یه کاری برسم.

‫لطفا بیا.

‫خیلی خوشحالم که اومدی. ‫شنا کردن خون آدم رو جریان میندازه.

‫- اینطور فکر نمیکنی؟ ‫- بخوام رک باشم نه واقعا.

‫اما برای حاملگی خیلی خوبه. ‫ما این و توی روزنامه خوندیم.

‫بچه ت لگد میزنه؟

‫فکر نمیکنم.

‫میتونم همیشه بعد از شنا حسش کنم.

‫پسره؟

‫اون میخواد اسمش رو پیتر بذاره ‫بعد از پدر جان.

‫اما نگو که من گفتم. ‫من نباید به کسی بگم.

‫به چی نگاه میکنی؟

‫معذرت میخوام.

‫همیشه به مردم نگاه میکنم.

‫فکر کنم کارم اینه.

‫شادتر به نظر میرسی. نگاه کن.

‫شاید.

‫کار میکنی؟

‫من؟ هیچ وقت نمیخوام دوباره کار کنم.

‫لعنتی! من باید برم. ‫باید جان رو واسه ناهار ببینم.

‫حتما

‫- ممنون که در زدی. ‫- نزدم

‫نه، درسته. نزدی. زدی؟

‫دوباره این کار و بکن.

‫ما عکس این قاتل رو برای کاور پیدا کردیم. ‫چی فکر میکنی؟

‫متاسفم. صبر کن

‫- سلام. همه چی خوبه؟ ‫- آره. خوبه.

‫- باشه. ‫- فقط خواستم بهت زنگ بزنم.

‫خوبه. خوبه. ‫معذرت میخوام. یه لحظه وایسا

‫- قطعا اهل آفریقای غربیه؟ ‫- آره. اینطور فکر میکنم.

‫خب، هست یا نیست. فیل.

‫گوش کن، من امروز زیاد اینجا نیستم. ‫پس...

‫پس فکر کردم یه ناهار باهات قرار بذارم. ‫شاید... یه هتل پیدا کن

‫خیلی آسون نیست

‫- باشه ‫- معذرت میخوام

‫اشکال نداره. فقط یه پیشنهاد بود

‫- خونه میبینمت؟ ‫- آره، باشه

‫دوستت دارم

‫منم دوستت دارم.

‫سلام

‫آره من اینجام

‫منم دلم تنگ شده. عزیزم. خیلی زیاد

‫من تو قسمت نوزاد هستم.

‫این ژاکت قرمز رو براش خریدم. ‫خیلی خوشگله. باید ببینیش

‫نه. من حاضرم. ‫من همیشه واسه تو حاضرم. عزیزم

‫زعفرون تموم کردیم.

‫- مطمئنی درست گشتی؟ ‫-...آره. مطمئنم

‫- باید برم و یه مقدار بخرم؟ ‫- مهم نیست

‫یه شمع دیگه میخوایم.

‫- لامپ سالن روشن نمیشه. ‫- باشه. الان نمیتونم بیام.

‫لطفا عوضش کن. ‫من روی نردبان احساس امنیت نمیکنم.

‫الان نمیتونم.

‫باشه. من انجام میدم.

‫نه...فقط...

‫- برو اونور ‫- اینجا تاریکه.

‫خب، ما توی سالن غذا نمیخوریم ‫میخوریم؟

‫- چی شده؟ ‫- هیچی

‫بهم دروغ نگو

‫نمیدونم چرا اونا رو دعوت کردی.

‫- اون گفت اونا هیچکس رو نمیشناسن. ‫- خب، شاید همینطوری دوست دارن.

‫- شاید تو اینطوری میخوای. ‫- منظورت چیه؟

‫اونا همسایه ما هستن.

‫و اون خوبه... اون... عجیبه.

‫- منظورت چیه که " عجیبه"؟ ‫- نمیدونم.

‫اون انگار یه کم... ‫همیشه مرموزه.

‫بغلش کردی؟

‫من میرم.

‫- سلام ‫- سلام

‫جان داره زنگ هشدار رو تنظیم میکنه. ‫اینا واسه شماست.

‫مرسی. خوشگلن.

‫چه پوست نرم دوست داشتنی داری. ‫چی استفاده میکنی؟

‫چیز خاصی نیست. بیا تو.

‫ببخشید که یکم تاریکه. ‫لامپ سوخته.

‫خیلی لطف کردین که ما رو دعوت کردین.

‫- نیازی نبود. ‫- ما همیشه اینکارو میکنیم

‫- سلام. من تریسا هستم ‫- سلام. منم جاستین هستم

‫تو باید کیت باشی.

‫بفرمایید داخل. جاستین داره آشپزی میکنه.

‫- این خیلی خوشمزه ست. ‫- ممنون.

‫جان ماهی یکبار غذای چینی درست میکنه. ‫- ماندارین. فوق العاده ست.

‫غذای چینی بلدی؟

‫من ده سال اونجا زندگی کردم. ‫برای Swires کار میکردم.

‫خیلی خوبه که ما رو دعوت کردین. جان میگه. ‫تو لندن. هیچ وقت همسایه هاتون رو نمیشناسین.

‫- شراب، تریسا ‫- نه .ممنون. بیشتر از این نمیخورم.

‫میگن میتونی همراه غذات ‫یک لیوان بخوری.

‫وقتی تو آلمان بودیم. ‫خیلی فرق میکرد.

‫یه جور حس شهروندی توی ‫هر خیابون وجود داشت.

‫کیت گفت شما توی فرانکفورت زندگی میکردین؟

‫اونجا رفتیم.

‫مادرم یه جورایی هیپی فنلاندی ‫بود فکر کنم شما اینطوری بهش میگین.

‫اون یه مرد انگلیسی رو در لندن ملاقات کرد و ‫اونا یه عشقبازی آتشین با هم داشتن

‫و من متولد شدم. و بعد اون ‫با یه زن آمریکایی غیبش زد.

‫من و مامان به هر جایی با هم سفر کردیم. ‫اون منو کوله پشتی صدا میزد.

‫وقتی 16 سالم بود توی آلمان ساکن شدیم. ‫و 16 سال بعد، جان رو ملاقات کردم.

‫- پس توی فرانکفورت چیکار میکردین؟ ‫- برای یه بانک کار میکردیم.

‫من اون و توی یه رستوران ترک کردم.

‫اون توی قرار ملاقات ‫سوم ازم درخواست ازدواج کرد.

‫کاری که کردی عالیه.

‫اگه سیگاری باشم نظرت چیه؟

‫این خونه توعه.

‫جان خوش تیپه.

‫خیلی.

‫یکم از تو پیرتره؟

‫اهوم. اون قبلا با یه زن چینی ‫اهل شانگهای ازدواج کرده.

‫- اون گذشتش رو توضیح میده. ‫- اون خیلی، خیلی زیبا بود.

‫اما اون نمیتونست بچه دار بشه ‫پس خوب نبود.

‫تو چه صورت مهربونی داری.

‫شاید به خاطر حاملگیه.

‫- تو رو ملایم تر میکنه. ‫- واقعا میکنه.

‫و خیلی هم حشریت میکنه.

‫تا قبل از این که باردار بشم. ‫نمیدونستم چرا زنده بودم.

‫- خب شما دو تا چطوری همدیگرو دیدین؟ ‫- توی دانشگاه.

‫- این تمشک ها خیلی خوبن ‫- کیت دو سال پایین تر از من بود.

‫اون با تمام این مردای فریبنده ‫بیرون می رفت.

‫- پس، منم چشم براه بودم. ‫- من انتخاب های اشتباهی داشتم.

‫- بهم در موردش بگو. ‫- چند وقته با همین؟

‫- بیشتر از ده سال. ‫- چرا تا الان بچه دار نشدین؟

‫- جان! ‫- اوه، بی خیال

‫چرا همه چیز تو انگلیس به نظر ‫خیلی گستاخانه خونخوار میاد؟

‫سوال معمولی هر جای دیگه دنیا بری، ‫اینجا یجورایی اجتماع گستاخانه داره.

‫اشکالی نداره. این یه سوال درسته.

‫- خب؟ ‫- خب، ما هر دو حرفه هامون رو داریم.

‫حقیقت اینه که ما ‫مطمئن نبودیم که بچه بخوایم.

‫منظورت چیه؟

‫فقط همین. مطمئن نبودیم.

‫منظورت اینه تو مطمئن نبودی.

‫نه. من بودم.

‫من فکر نمیکردم که بخوام مادر بشم.

‫من از زمانی که میدونم همیشه ‫یه یچه میخواستم.

‫خب، من... برای مدت زیادی ‫این حس رو نداشتم.

‫خب چی عوض شد؟

‫نمیدونم. یک روز من فقط...

‫احساس کردی آماده ای عاشق بشی.

‫و تو حامله شدی؟ به همین سرعت؟

‫آره.

‫چرا، چند وقت تلاش کردین؟

‫هفت سال.

‫شگفت انگیزه که این اتفاق افتاد.

‫- یه معجزه ست. ‫- ترزا خیلی از من جوون تره.

‫- این یکی از دلایلی بود که منو انتخاب کرد. ‫- عکس اسکنت رو داری؟

More Farsi Persian subtitles for The Ones Below

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left