100 Days My Prince

100 Days My Prince (백일의 낭군님)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

백일의 낭군님 100 Days My Prince E15 Per Sub (شوهر صد روزه)
@exo_persian_sub

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2018-10-30
تعداد دانلود: 57
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

پدر

...تو

کیم چا اون شمشیرشو توی قلب

پدرمون فرو کرد

این دختر کیه؟

لطفا اشتباه برداشت نکنین

گم شده و سر از خونه امون در آورده

...ما کاملا غریبه ایم

خیلی آشنا به نظر میای

قبلا همدیگه رو ندیدیم؟

چطور ممکنه؟

من تو یه روستای جنوبی کوچیک زندگی میکردم

و تازه چند روزه به هانیانگ اومدم

سریع بفرستش بره

چشم

برو دیگه

...ایشون یه مرد خیلی محترمن

از نگاه تیزشون معلومه

مردم به ندرت جرئت میکنن تو چشماش نگاه کنن

واسه منم که پسرشم همینطوره

احیانا

بین مردای جوونی که اینجا رفت و آمد دارن

کسی به اسم مو یون میشناسین؟

مو یون و از کجا میشناسی؟

راستش مردی که من منظورمه

وو یونه

وو یون نه مو یون

اسماشون خیلی شبیه به همه برای همین اشتباه متوجه شدم

البته

به هرحال، چون پدرم خونه اس

نمیتونم راهو بهت نشون بدم

الان،برو برو دیگه

شنیدم کتابخونه اتون آتیش گرفته

احتمالا کتابای محبوب زیادی اونجا داشتین

چیکار میکنین؟

برای یادداشتایی که هر روز مینوشتمم

همین اتفاق افتاده

من از ده سالگی به قصر اومدم

اگه اونا رو داشتم

میتونستم خاطرات از دست رفته امو برگردونم

خیلی ناراحت کننده اس

چیزی که واقعا میخواین معمولا سخت تر به دست میاد

لطفا به جای اینکه خودتونو اذیت کنین

فراموشش کنین

...خاطراتمو فراموش کنم

...میبینم که

ساکت کردن قلبتون خیلی براتون راحته

متاسفم که همچین پیشنهاد احمقانه ای دادم

اشکالی نداره

شاهزاده خانم

درباره بچه توی شکمتون کنجکاوم

چرا فکر میکنین پسره و جانشین من میشه؟

توی خوابم یه مروارید بزرگ و درخشان مثل ماه

به سمت دستام اومد

...واسه همین

فکر میکنین پسره؟

بله

پس متاسفم

برای اینکه فکر نمیکنم بتونم با این بچه رو به رو بشم

صد روزی که از قصر دور بودم

با یه زن دیگه بودم

ما کنار هم خوابیدیم و کنار هم بیدار شدیم

احساساتم بهش عمیق شد

...قلبم اونقدر براش به درد میاد

که نمیتونم شبا بخوابم

چرا دارین این حرفا رو بهم میزنین؟

...نمیخواین که

شب مخفیانه قصرو ترک کنین و دنبالش بگردین؟

دلیلی نداره که نتونم

من بچه ی شما رو باردارم

ولی شما چنین چیزای بیرحمانه ای میگین

میدونم

شما خیلی زیبایین

فقط کاش با من ازدواج نکرده بودین

سرورم

لطفا گرفتار حسادت نشین

این حسی نیست که ملکه آینده تو دلش داشته باشه

شاید نباید نگران باشم

احتمالا اصلا براتون مهم نیست که من عاشق یه زن دیگه باشم

درست نمیگم؟

ممکنه برای بچه خوب باشه

ولی تا دیروقت برای گلدوزی بیدار نمونین

...هرچند باید بگم گلدوزی

راه خوبی برای گذروندن روزای تنهاییه

نمیتونین برین

حق ندارین اون زن و پیدا کنین

سرورم! پدر زنتون وزیر اعظمه

بهتون اجازه نمیده اینکارو بکنین

کاری که وزیر اعظم اجازه نمیده؟

کنجکاوم بدونم چطوری واکنش نشون میده

وقتی برخلاف میلش عمل میکنم

سرورم

سرورم کجا دارین میرین؟

...سرورم

سرورم لطفا

تقریبا 5 صبحه

هرکار فوری ای دارین لطفا به من بگین

برو کنار

پس میگم خدمتکارا لباساتونو بیارن

بیرون رفتن با این لباسا خیلی خطرناکه

خطرناک؟

به نظرت قصر برام جای امنیه؟

...بگو ببینم. واقعا فکر میکنی من پشت این دیوارا

در امانم؟

برو کنار

پسرم

چرا نصف شبی سر و صدا راه میندازی؟

امسال آشوبای زیادی داشتیم

و یه جورایی همشون به تو مربوط میشن

بهت هشدار دادم که خیلی مراقب باشی

چرا دوباره داری سعی میکنی دردسر درست کنی؟

چرا اینکارو کردین؟

چرا توی این دنیا؟

...چرا مجبور بودین

من و وزیر اعظمو تو یه رابطه قرار بدین؟

یهویی درباره چی داری حرف میزنی؟

میخوای رابطه اتو باهاش قطع کنی؟

بی خبر از من چه اتفاقایی افتاده؟

وزیر اعظم سعی کرد منو بکشه

...وزیر اعظم کیم

وقتی برای مراسم باران به کوه چون وو رسیدم

سعی کرد منو بکشه

امکان نداره

وزیر اعظم دنبال اینه که

تو به تخت بشینی

امکان نداره تلاش کنه تو رو به قتل برسونه

همین الان جوابی که فراموش کرده بودمو

برای اون سوال فهمیدم

پس نباید اینکارو بکنیم

...باید نگهبانای قصرو جمع کنم

تا وزیر اعظمو دستگیر کنن

من خودم شخصا باید مجازاتش کنم

به هیچکس اجازه نمیدم

به جای من ازش انتقام بگیره

اگه کسی باید شمشیر توی گلوش فرو کنه

اون باید من باشم

داری سعی میکنی چیکار کنی؟

...به من

اختیار تام بدین

این یه خوابه نه؟

اگه نمیتونین باور کنین میخواین یه چک بزنم تو صورتتون؟؟

چی شماها رو این همه راه تا هانیانگ کشونده؟

اومدیم اینجا چون نمیتونستیم زندگیمونو سر و سامون بدیم

این ارباب پارک پشت سر هم

واسه درست کردن هیزما سرمون غر میزد

شما هم اونجا نبودین

فکر نمیکردم اینطوری باشین ولی واقعا سنگدلین

حالا دیگه کی قراره مواظب روستاییا باشه؟

بعد از اینکه وون دوک به قصر برگشت

شما هم روستای سونگ جو رو بدون هیچ حرفی بیخیال شدین

وون...وون دوک؟؟

هرچی تو دهنت اومدو که نباید بگی

حتما ولیعهد متوجه صلاحیت ایشون شدن

به جاش باید پاچه خواری ولیعهدو بکنه

چیه؟ بازم دارم

شما هم نمیتونین بهمون کمک کنین ولیعهدو ملاقات کنیم؟

قصر کارکنای زیادی احتیاج داره

میخوایم از سرورمون خواهش کنیم اگه میتونن یه کاری به ما بدن

متاسفم

ولی ولیعهد تو جایگاهی نیستن که بتونن اینکارو انجام بدن

چرا؟

ریسک بالا با قدرت بالا دنبال میشود

شان ولیعهد در حد کشاورز ها یکی نیست

فهمیدی چی گفت؟

خوب،یه جورایی

ایول

به هرحال

چرا ارباب پارک مجبورتون میکرد هیزم درست کنین؟

وزیراعظم یا همچین کسی بهش دستور داده بود

خیلی مسخره اس

وزیر اعظم موذی و زیرکه

نمیتونی تنهایی باهاش رو به رو بشی

وزیر جنگ واسه اون کار میکنه

نمیدونم چندتا از نگهبانای قصر طرف اونن

نباید تکنیکای معمولی در برابر یه جادوگر به کار ببرم

به یه نقشه خوب نیاز دارم

چیزی هست که به عنوان یه پدر

بتونم بهت کمک کنم؟

کنجکاوی طولانی مدتمو رفع کنین

درباره چی؟

مادرم

از اونجایی از خویشاوندان شاه سابق بود

حتما برای به تخت نشستنتون یه مانع بود

...به خاطر همین

...دستور دادین

مادرو بکشن؟

نه

درسته که وجود مادرت بار بزرگی بود

ولی نمیدونستم اونا میکشنش

من فریب خوردم

پس، اینم زیر سر وزیر اعظم بود؟

تا اون موقع

نمیدونستم انقدر نفرت انگیزه

متاسفم، یول

نتونستی خوب بخوابی؟

سرورم

دوباره، بدون شوهر عزیزتون در کنارتون

و به خاطر قلب مشتاقتون نباید

خوب بخوابین

احساساتتونو درک میکنم

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left