نخستین 200 خط.
..نه....کار نمیکنه
..همه رفتنه
!...ترسیدم
..من ترسیدم
!..اینکه خودت تنها باشه خیلی ترسانکه
اپارتمان ایرس روز قبله از ترک کردن کمپ"
!ایرس
برای فردا اماده ای؟
!اره !همه چیز به خوبی جمع شده
همم؟
این چیه؟
!وای! پاسپورتم!نزدیک بود فراموشش کنم
...بازم دوباره این سوال رو ازت میپرسم
ایرس،تو مطمئنی که برای فردا اماده هستی؟
!اوه،معلومه
تو چطور ،مامان؟ تنهایی برای مشکلی پیش نمیاد؟
..من برای پنج روز کامل اینجا نیستم
.نگران نباشه،فقط برای خودت لذت ببر
دوباره بهم بگو،محل کمپ کجا هستش؟
!روی سیاره مکپا هستش
"فرودگاه موسانیش روز موعود"
..پرواز 77 به زودی از فردوگاه پرواز میکند
..خیلی هیجان زدم
!..خیلی هیجان زده
..کمپ
!..سیاره ای
اوه؟
!وای
!من خیلی ترسیدمه
،خیلی هیجان زده ای مگه نه،زن جوان؟
!اوه،ممنون
کمپ سیاره ای؟ تو از دبیرستان کرید میای؟
همم؟
.منم رفتم به اونجا،مدت های خیلی پیش
واقعا؟ سیاره مکپا بود؟
.اره
.پنج روز،فقط دانش اموز ها
،اون اولین مسافرت فضاییم بود .پس اولش ترسناک بود
،ولی همین که اعضای دیگه تیمم رو شناختم
.خیلی بیش تر از حدی که انتظار داشتم بهم خوش گذشت
..برو خوش بگذرون.ولی مواظب باش .تو به نظر سر به هوا میای
.ها،ها..من سر به هوا نیستم،اقاجون
!من یه زنم
ها؟-- ها؟--
!یه دزد،نگاه کن
!چی؟
...اوه،مم
!وایسا!اقا دزده مهربون--
!چی میگی بچه جون-- !وایسا!اقا دزده مهربون--
.ها ؟ چه احمقی
..ان نمیتونه فقط با دوید بهم برسه
!اوه،واو،خیلی سریعه
!اوه،کفش های ضد جاذبه
!اینو بگیر
!حمله..نا..متقارن
!چی گفتی؟
!اخ
"!!حمله نا متقارن"
!اوه،نه،وایسا
.*سعی داشتم که بگم*حمله پا بمبی
..سگ توش،چرا الان باید همچین اسمی به ذهنم برسه
حالتون خوبه؟
.بفرما؛اینم کیفت
.خیلی ممنون .تو برام پسش گرفتی
!اقای حمله نا متقارن
!آین که اسمم نیست
!اصلا میشه این اسم رو سر کسی گذاشت
همینطور،چه کسی موقعه حمله اسم خودش رو فریاد میزنه؟
!خیلی ازتون متشکرم
..وجدانن
ها؟
...اوه،گشت های پلیس
.حراست فرودگاه واقعا سریعه
.این یارو دزده هستش
.من به طور تصادفی بیهوشش کردم
ها؟
.تو به دلیل اعمال خرابکارنه دستگیر میشی
ها؟
چی..؟
!...بگیرمش،و
!نه
!ایول
!یک،دو!یک،دو
!هی!اشتباه گرفتین
!لطفا،وایسید
..مسافران پرواز به اکمیر
...پروازتون در ظهر شروع به حرکت میکنه...
هی،تو هم میخوای به کمپ بری؟
..ببخشید
!چی؟!معذرت برای چی؟
خب،بچه.گم شدیه؟
.نه،گم نشدمه
..اوه خوبه.این منطقه
داری چیکار میکنی؟
.مسیر بین اینجا تا سیاره مکپا رو حساب میکنم
..کیتوری
ولی چرا؟
.فقط برای سرگرمی
.همم؟ اها،تویی
الکی این دور و بر تاب نخور.چی میخوای؟
.هیچی
نمیتونیم بریم دیگه؟
.فقط یکم دیگه صبر کن .موقعه ای که همه اینجا باشن توضیح میدم
میدونی که از برنامه عقب هستیم،درسته؟
از همون اول تاخیر داریم؟ .چه وجه بدی
.ای بابا
چقدر بی ادبانه،مگه نه؟
.ببخشید
!واقعا،چرا؟
!ببخشید
!دیر کردم
بالاخره اومدی،ها؟
ساکت.شما کی باشید؟
،یه دزد مهربون ازم چیز دزدید،و اون اون نجاتم داد
..اونو کردنش تو گونی و به همین علت
!من برای نجاتش دیر رسیدم
!چی میگی برای خودت،نفست رو چاق کن و درست حرف بزن
اسم و کلاست؟
!بله
!ایرس اسپرینگ،کلاس دو بی
من شعر دوست دارم،من بهترین ویژگیم اینه . که کسایی که مبینم رو فراموش نمیکنم
..شخصیتم هم .مردم بهم میگن که نمیتونم شرایطت اطرافم رو متوجه بشم
.من واقعا متوجه نمیشم
!من گفتم اسم و کلاست،نه داستان زندگیت !این چیزای اضافه رو نگو جون خودت
فازش چیه؟
.اون واقعا غیر معمولی هستش
.دیوانه چو دیوانه ،ببیند خوشش آید
.اهم،خوب،ادامه بدیم
،این روزی هستش که منتظرش بودید .دبیرستادن کرید،کمپ سیاره ای،تیم بی
،ما معلم ها شما رو به سیاره مکپا میرسونیم .بعدش به سرعت اونجا رو ترک میکنیم
.هدف این کمپ سیاره ای این هستش که هشت دانش اموز به تنهایی پنج روز کامل رو در اوجا بگذرونن
.تیم اون ها هم به طور تصادفی انتخاب بشه
.بیشتر شما دفعه اولی هستش که همو دیدیدنه
،بر اساس روابطتون ،گستردگی فضا رو درک کنید
.و تجربه خوبی رو برای خودتون بسازید
..همینطور
.ایشون فونیشیا رافائل هستش،خواهر کیتوری
.ایشون هم به شما برای این سفر میپیونده
.هر تیم ماموریت به خصوصی دارن
.در مورد شما،نگهداری از یه بچه ده سال ماموریت شماست
.پس ما از کیتوری خواستیم که خواهرش رو با خودش بیاره
.بیا،سلام کن
من فونیشیا هستم.ده ساله .ببخشید که به دردسرتون میندازم
مطمئنین که مشکلی نداره که یه بچه ده ساله رو با ما بفرستید؟
.من دور و بر بچه ها احساس ناراحتی میکنم
..من؛من
!پیچ های دهنت شل شده که اینقدر چرت و پرت میگی،بچه ریغو؟
!چی؟
!فونیشیا
.این بیگو بودش
.جالبه
.این یه عروسک هستش که به طور اتوماتیک افکار رو به زبون میاره
اهم!در هر صورت این عضو اضافه ای . هست که به تیم میپیونده
!هی،مامان
!من خر، معلمت هستم
.معلم،ما در حال حاضر دقیقا هشت نفر هستیم
.اره،ما یک نفرمون کم هستش
.ما ممکنه که مجبور بشیم بدون اون بریم
.خیلی نزدیک بود،خیلی نزدیک بود
برای اینکه دیر کنم از کمپ کنار گذاشته بشم؟ .اصلا خوب نبود
"!تادا" !یک،دو!یک،دو--
!این چه وضعشه--
تو هم یکی از شرکت کننده ها هستی؟
!بالاخره، سوءتفاهم برطرف شد
!کاناتا هوشیجیما.من کاپیتانتون هستم
!همگی از من اطلاعت کنید
!بزنین برین به سیاره مکپا
همم؟ من فکر کردم که ما برای . انتخاب رهبر میتونیم رای بریم
...اره،پس من میخواستم که زودتر از موعد کاندیدا شدنم رو اعلام کنم
!این یارو فازش چیه؟ !این یارو باید عذر خواهی کنه،نه رییس بازی
.دیدار اول بدی داشتی .تو اصلا نمیتونی رای ما رو جمع کنی
چی؟ واقعا؟
...عقب نشینی،عقب نشینی
.یه نفر باید غرورش رو چک بکنه
.ولی فکر کنم اینم از زیبایی های جونی هستش
چرا این عروسک اینقدر بزرگسالانه صحبت میکنه؟
"پرواز دبیرستان کرید اماده پرواز هستش"
این لباس صورتی و سیاه،از اس ام بی هستش،درسته؟
!درست مثل فونی هستش
!اره
،من خواهر یا برادری ندارم .پس به خواهر هایی که به هم نزدیکن خیلی حسودیم میشه
.اینطوریا نیست
!فونی،لباست رو خیلی دوست دارم
!یونوها،لباست توسط هیدرون ساخته شده
!درست مثل من
.اره
!واه..خیلی باحاله
.اون باحاله
.با اون اعلامیه ای که داد اون واقعا توانایی رهبر شدن رو داره؟
.وظیفه خیلی سنگینی هستش-- .از سر راه برو کنار--
.اون باید رای همه رو به دست بیاره-- .ببخشید--
دارین در مورد چی صحبت میکنین؟
.که چه کسی باید کاپپیتان باشه
!اره!من!من داوطلب میشم
.اروم باش .به همین علت هستش که انتخاب نشدی
!هنوز که معلوم نشده؟!از کجا میدونی؟
.ببخشید
.اوه،متاسفم
.دیگه کاملا معلوم شده
.کی میدونه تو ما رو به کدوم جهنم دره ای میبری اگه تو رو کاپیتان کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.