How To with John Wilson

How To with John Wilson

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 3

هماهنگ با نسخه‌های زیر

How To with John Wilson S03E03 WEB-DL Dream Per
ناشر CinemaDreaming
🟦 Cinema Dreaming • تارخ علی‌خانی 🟦

برچسب‌ها

webdl
cinema_dreaming
persian_cc
تاریخ انتشار: 2024-07-23
تعداد دانلود: 75
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫سلام نیویورک‌نشین‌ها.

‫وقتی بچه‌این زندگی ساده‌ست.

‫نگران لباس پوشیدنتون نیستین.

‫زندگی اجتماعیتون از قبل برنامه‌ریزی شده.

‫و به طور طبیعی کلی ورزش می‌کنید.

‫ولی وقتی سنتون بالا می‌ره...

‫خودتون مسئول سلامت خودتون می‌شید.

‫کلی غذای ناسالم می‌خورید.

‫توی خونه می‌شینید و کلا ‫ مشغول مصرف دودید.

‫و مشروب هم زیاد می‌خورید چون که...

‫فقط با مشروب بلدید اجتماعی باشید.

‫ولی بعد مدتی...

‫این سبک ‌زندگی یقه‌تون رو می‌گیره.

‫اصلا انرژی لازم واسه کاری رو ندارید.

‫واسه دفاع از خودتون خیلی ضعیفید.

‫و هیکل‌تون انقدر بد شده که ملت...

‫لقب‌های زشتی روتون می‌ذارن.

‫و خشت گلی‌ای که احتمالات ‫ زیادی...

‫ براش وجود داشت...

‫شکل گرفته و چیز ناامید‌کننده‌ای شده.

‫و وقتی توی آینه به خودتون نگاه می‌کنید...

‫از چیزی که می‌بینید خوشتون نمیاد.

‫اخیرا سوار هواپیما بودی و حین شروع پرواز...

‫یکی از خدمه پرواز جلوتون بود.

‫بی‌اختیار به بازوهاش خیره شده بودی...

‫که انگار قرار بود که...

‫لباس فرمش رو پاره کنن.

‫و راستش آرزو داشتی که بازوهای ‫ تو هم این‌طوری بودن.

‫کل زندگیت فرض می‌کردی که بدن ملت...

‫جوریه که از اول بوده.

‫ولی هرچه بیشتر به اطراف ‫نیویورک نگاه کردی...

‫بیشتر متوجه زحمات ملت برای...

‫بهتر کردن قوای جسمیشون شدی.

‫طوری که انگار اصلا سختشون نیست...

‫تو هم که اصلا یاد نگرفتی چطور انجامش بدی.

‫ولی اگه تلاش می‌کردی...

‫بالاخره به اون بدن رویایی‌ که...

‫همیشه می‌خواستی دست پیدا می‌کردی...

‫و همه رو با تغییر باورنکردنیت...

‫شگفت‌زده می‌کردی.

‫پس به جای این‌که بذاری ‫که جاذبه تو رو به پایین بکشه...

‫پیش من بمون که بهت نشون بدم...

‫چطوری بالاخره تن لشت رو جمع کنی...

‫و ورزش کردن رو شروع کنی.

‫خب در نیویورک باشگاه‌های مختلفی هستن که...

‫می‌تونین بینشون انتخاب کنید...

‫و خوشبختانه اکثرشون طرح آزمایشی دارن...

‫که بتونی بینشون بگردی و ببینی ‫ که کدوم رو بیشتر دوست داری.

‫اکثر باشگاه‌ها دستگاه‌هایی دارن که...

‫شبیه‌ساز کارهاییه که از انجامشون ‫ توی دنیای واقعی متنفری...

‫مثلا بالا رفتن از پله...

‫قایق پارو زدن...

‫یا نگاه کردن از بالای دیوار.

‫یه جای خیلی بزرگ هست که ملت دراز می‌کشن...

‫که برای بقیه پیام بفرستن.

‫منبع نامحدودی از دستمال کاغذی...

‫و تلویزیون باکیفیت داری که...

‫واست برنامه‌های انگیزشی پخش می‌کنن.

‫توی باشگاه رتروفیتنس همه دستگاه‌ها زرده...

‫یه سینما داره که به جای صندلی...

‫روی تردمیل قرار می‌گیری...

‫و دائما اسپیس‌جم پخش می‌کنه.

‫همراه با یه اتاق شومینه دار که...

‫سه تا صندلی شماره‌دار توشه.

‫توی اکیناکس سونا و...

‫دوش‌های خیلی خوبی دارن که ‫علامتی پیششونه که نوشته...

‫زیر دوش‌ها سکس نکنید.

‫همه باشگاه‌ها به نظر باحالن...

‫ولی ممکنه به نظرت نتونی که...

‫هر روز بری باشگاه.

‫توی خونه چند دستگاه ورزشی داری...

‫که اصلا باهاشون کاری نمی‌کنی.

‫همچنین بعد یه جدایی خیلی سخت ‫دوباره سیگار رو شروع کردی...

‫و مطمئن نیستی که صرفا ثبت‌نام توی باشگاه...

‫باعث بشه که بخوای ورزش بکنی.

‫ولی بالاخره باید یه راهی پیدا کنی...

‫که به خودت انگیزه و هیجان بدی.

‫اخیرا یه روز بعد از ظهر...

‫پیش شخصی بودی که میل ‫ خودارضایی اجباری داشته...

‫و واست سوال بود که چطور انقدر انگیزه داره.

‫گمونم مربوط به طولانی کردن...

‫طولانی کردن پروسه ارضا شدن باشه...

‫گمونم هدف اصلی این باشه.

‫مشخصا فیلم مستهجن می‌بینی ‫ که کارت تموم بشه...

‫که ارضاء بشی.

‫امتدادطلب کسیه که از لذت ارگاسمش...

‫استفاده می‌کنه و تمامش نمی‌کنه.

‫اخیرا تغییر یافته و چیزی شده که...

‫بهش می‌گن «توضیحات امتدادی»...

‫مثلا یه متن انگیزشی روش می‌نویسی...

‫مثل «ادامه بده!» یا «حرف نداری!»

‫و بقیه هم نگاه می‌کنن.

‫تو همین‌طوری پیش می‌ری.

‫شرمنده. پیام کاری بود.

‫هیچ‌کس به اندازه خودت...

‫بهت احساس لذت بده.

‫وای!

‫دوباره قضیه کاریه. اشکالی نداره جواب بدم؟

‫باشه، چرا که نه.

‫ظاهرا این‌که یکی دیگه بهت انگیزه بده...

‫راه خوبی برای متعهد موندن به کارهای سخته.

‫بازی با کلمات هم بخشی از...

‫زیبایی بی‎‌فکرانه عمل کردنه.

‫مثل «آماده باش»؟

‫حالا مخصوصا منظورم این یکی نبود.

‫آهان...

‫خوشبختانه اکثر باشگاه‌ها ‫هم مربی خصوصی دارن...

‫که کارشون تقریبا همینه.

‫می‌خوای حس بهتری داشته باشی؟ ‫ظاهر بهتری داشته باشی؟

‫قوی بشی؟ کدوم یکی؟

‫- گمونم ظاهرم رو بهتر کنم. ‫- ظاهرت رو بهتر کنی؟

‫- آره. ‫- باشه.

‫- این‌طوری؟ ‫- پس حدود بیست ثانیه...

‫- این‌طوری روی این نقطه می‌مونیم. ‫- باشه.

‫- و می‌کشی بالا. ‫- باشه.

‫- می‌کشم و دست‌هام رو باز می‌کنم. ‫- آهان، خیلی‌خب.

‫- آهان. ‫- و جمع می‌شی.

‫وای.

‫خیلی‌خب، باشه.

‫اینجا، با این کارهای مختلفی می‌کنیم.

‫اینجا یک و دو و سه و چهار و پنج هست.

‫وقتی چندتایی می‌زنم اینجا می‌شمرمشون...

‫- واسه وقتی که می‌خوام سیصدتا بزنم. ‫- آهان.

‫فکر کنم یه چیزی اینجا آتیش گرفته.

‫- یعنی چی؟ ‫- فکر کنم این پتو آتیش گرفته.

‫ای وای! نه!

‫اینجا لاستیک داریم و بلندشون می‌کنیم.

‫یا می‌پریم روشون.

‫بهشون ضربه می‌زنیم.

‫فکر کنم حالا سطل آشغال آتیش گرفته.

‫ای بابا.

‫- آره! ‫- وای.

‫کپسول آتش‌نشانی ندارین؟

‫مترجم: «تارخ علی‌خانی» ‫ تلگرام: aManOfWar@

‫خیلی‌خب، حالا بهتر شد.

‫- می‌تونیم قدم برداریم. ‫- وای.

‫این‌طوری انگار...

‫انگار که داری نمایش برگزار می‌کنی.

‫روز اولی که همه می‌رن باشگاه...

‫باید یه عکس کامل از بدنشون...

‫واسه خودشون بگیرن.

‫ظاهرا اگه می‌خوای تناسب‌اندام رو...

‫جدی بگیری...

‫باید یه عکس کامل از بدن خودت بگیری.

‫وگرنه متوجه نمی‌شی که چقدر پیشرفت داشتی.

‫وای. خیلی خفنه.

‫سعی کردی خونه از خودت فیلم بگیری...

‫ولی نتونستی زاویه درست رو پیدا کنی.

‫خوشبختانه اخیرا توی یه نمایش ‫واسه گربه‌ها شرکت کرده بودی...

‫و اونجا یه عکاس حرفه‌ای پیدا کردی...

‫که موافقت کرد که ازت عکس‌های ‫نیمه‌برهنه ازت بگیره.

‫- این بهترین بچه‌گربه پارسال بود. ‫- آهان.

‫این برنده جایزه بهترین تغییریافته شد.

‫تغییریافته‌ها عقیم شدن.

‫من تازگی ورزش رو شروع کردم...

‫و راستش می‌خواستم عکس ‫ «قبل و بعد» داشته باشم.

‫این عکس قبل ورزشه دیگه؟

‫عینکت بزرگه و بازتابش می‌افته توی عکس.

‫خیلی‌خب، تاریخ امروز چیه؟

‫امروز شونزدهمه.

‫- و واسم ایمیل می‌کنیشون؟ ‫- آره.

‫این سه سریال رازآلوده.

‫در مورد خانمیه که شغلش اصلاح ‫ و پرستاری گربه‌هاست...

‫و از رازهای جرائم مربوط به ‫مشتریانش پرده‌برداری می‌کنه...

‫- انسان‌ها و گربه‌ها. ‫- آهان.

‫«هویت بنگال» منظور مثل ‫ همون «هویت بورن» هستش؟

‫درسته.

‫در حالی که در نمایش گربه‌ها...

‫به نمایش‌ها و کارهای...

‫مختلف گربه‌ها نگاه می‌کردی...

‫خیلی بهت خوش می‌گذشت.

‫ولی همچنان نمی‌تونستی که بدنت رو...

‫با بقیه مردهای اونجا مقایسه نکنی.

‫احساس می‌کردی که یه خرخون لاغرمردنی هستی...

‫که زیادی واسه ورزش کردن تنبل بوده.

‫شاید دنیا هم یه نمایش گربه‌ای خیلی بزرگه...

‫که تمام نقص‌های فیزیکیت...

‫توسط اطرافیانت یادداشت می‌شه...

‫و به تمام خصوصیات ظاهریت نمره می‌دن...

‫که ببینن شایان دریافت تاییدشون هستی یا نه.

‫و انتخابش هم با تو نیست که...

‫توش شرکت کنی یا نه.

‫هیجان داری که عکس‌های حرفه‌ایت ‫ به دستت برسن...

‫ولی فرداش ایمیلی از طرف عکاس ‫دریافت می‌کنی که...

‫بهت می‌گه که تمامی تجهیزاتش...

‫از درون اتاقکش دزدیده شدن...

‫و حالا عکس‌های خجالت‌آورت...

‫دست یه خلافکار ناشناس در نیوجرسیه.

‫به تصاویری که خودت ضبط کردی نگاه می‌کنی...

‫که ببینی به نظرت کار ‫کی می‌تونه بوده باشه...

‫ولی اشخاص مشکوک زیاد بودن...

‫و نمی‌شد دقیق دونست.

‫ولی بعد یادت میاد که اونجا...

‫با یه نفر آشنا شدی که ‫شاید بتونه بهت کمک کنه.

‫اون چندین داستان رازآلود ‫ راجع به حیوانات نوشته...

More Farsi Persian subtitles for How To with John Wilson

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left