نخستین 200 خط.
سلام نیویورکنشینها.
وقتی بچهاین زندگی سادهست.
نگران لباس پوشیدنتون نیستین.
زندگی اجتماعیتون از قبل برنامهریزی شده.
و به طور طبیعی کلی ورزش میکنید.
ولی وقتی سنتون بالا میره...
خودتون مسئول سلامت خودتون میشید.
کلی غذای ناسالم میخورید.
توی خونه میشینید و کلا مشغول مصرف دودید.
و مشروب هم زیاد میخورید چون که...
فقط با مشروب بلدید اجتماعی باشید.
ولی بعد مدتی...
این سبک زندگی یقهتون رو میگیره.
اصلا انرژی لازم واسه کاری رو ندارید.
واسه دفاع از خودتون خیلی ضعیفید.
و هیکلتون انقدر بد شده که ملت...
لقبهای زشتی روتون میذارن.
و خشت گلیای که احتمالات زیادی...
براش وجود داشت...
شکل گرفته و چیز ناامیدکنندهای شده.
و وقتی توی آینه به خودتون نگاه میکنید...
از چیزی که میبینید خوشتون نمیاد.
اخیرا سوار هواپیما بودی و حین شروع پرواز...
یکی از خدمه پرواز جلوتون بود.
بیاختیار به بازوهاش خیره شده بودی...
که انگار قرار بود که...
لباس فرمش رو پاره کنن.
و راستش آرزو داشتی که بازوهای تو هم اینطوری بودن.
کل زندگیت فرض میکردی که بدن ملت...
جوریه که از اول بوده.
ولی هرچه بیشتر به اطراف نیویورک نگاه کردی...
بیشتر متوجه زحمات ملت برای...
بهتر کردن قوای جسمیشون شدی.
طوری که انگار اصلا سختشون نیست...
تو هم که اصلا یاد نگرفتی چطور انجامش بدی.
ولی اگه تلاش میکردی...
بالاخره به اون بدن رویایی که...
همیشه میخواستی دست پیدا میکردی...
و همه رو با تغییر باورنکردنیت...
شگفتزده میکردی.
پس به جای اینکه بذاری که جاذبه تو رو به پایین بکشه...
پیش من بمون که بهت نشون بدم...
چطوری بالاخره تن لشت رو جمع کنی...
و ورزش کردن رو شروع کنی.
خب در نیویورک باشگاههای مختلفی هستن که...
میتونین بینشون انتخاب کنید...
و خوشبختانه اکثرشون طرح آزمایشی دارن...
که بتونی بینشون بگردی و ببینی که کدوم رو بیشتر دوست داری.
اکثر باشگاهها دستگاههایی دارن که...
شبیهساز کارهاییه که از انجامشون توی دنیای واقعی متنفری...
مثلا بالا رفتن از پله...
قایق پارو زدن...
یا نگاه کردن از بالای دیوار.
یه جای خیلی بزرگ هست که ملت دراز میکشن...
که برای بقیه پیام بفرستن.
منبع نامحدودی از دستمال کاغذی...
و تلویزیون باکیفیت داری که...
واست برنامههای انگیزشی پخش میکنن.
توی باشگاه رتروفیتنس همه دستگاهها زرده...
یه سینما داره که به جای صندلی...
روی تردمیل قرار میگیری...
و دائما اسپیسجم پخش میکنه.
همراه با یه اتاق شومینه دار که...
سه تا صندلی شمارهدار توشه.
توی اکیناکس سونا و...
دوشهای خیلی خوبی دارن که علامتی پیششونه که نوشته...
زیر دوشها سکس نکنید.
همه باشگاهها به نظر باحالن...
ولی ممکنه به نظرت نتونی که...
هر روز بری باشگاه.
توی خونه چند دستگاه ورزشی داری...
که اصلا باهاشون کاری نمیکنی.
همچنین بعد یه جدایی خیلی سخت دوباره سیگار رو شروع کردی...
و مطمئن نیستی که صرفا ثبتنام توی باشگاه...
باعث بشه که بخوای ورزش بکنی.
ولی بالاخره باید یه راهی پیدا کنی...
که به خودت انگیزه و هیجان بدی.
اخیرا یه روز بعد از ظهر...
پیش شخصی بودی که میل خودارضایی اجباری داشته...
و واست سوال بود که چطور انقدر انگیزه داره.
گمونم مربوط به طولانی کردن...
طولانی کردن پروسه ارضا شدن باشه...
گمونم هدف اصلی این باشه.
مشخصا فیلم مستهجن میبینی که کارت تموم بشه...
که ارضاء بشی.
امتدادطلب کسیه که از لذت ارگاسمش...
استفاده میکنه و تمامش نمیکنه.
اخیرا تغییر یافته و چیزی شده که...
بهش میگن «توضیحات امتدادی»...
مثلا یه متن انگیزشی روش مینویسی...
مثل «ادامه بده!» یا «حرف نداری!»
و بقیه هم نگاه میکنن.
تو همینطوری پیش میری.
شرمنده. پیام کاری بود.
هیچکس به اندازه خودت...
بهت احساس لذت بده.
وای!
دوباره قضیه کاریه. اشکالی نداره جواب بدم؟
باشه، چرا که نه.
ظاهرا اینکه یکی دیگه بهت انگیزه بده...
راه خوبی برای متعهد موندن به کارهای سخته.
بازی با کلمات هم بخشی از...
زیبایی بیفکرانه عمل کردنه.
مثل «آماده باش»؟
حالا مخصوصا منظورم این یکی نبود.
آهان...
خوشبختانه اکثر باشگاهها هم مربی خصوصی دارن...
که کارشون تقریبا همینه.
میخوای حس بهتری داشته باشی؟ ظاهر بهتری داشته باشی؟
قوی بشی؟ کدوم یکی؟
- گمونم ظاهرم رو بهتر کنم. - ظاهرت رو بهتر کنی؟
- آره. - باشه.
- اینطوری؟ - پس حدود بیست ثانیه...
- اینطوری روی این نقطه میمونیم. - باشه.
- و میکشی بالا. - باشه.
- میکشم و دستهام رو باز میکنم. - آهان، خیلیخب.
- آهان. - و جمع میشی.
وای.
خیلیخب، باشه.
اینجا، با این کارهای مختلفی میکنیم.
اینجا یک و دو و سه و چهار و پنج هست.
وقتی چندتایی میزنم اینجا میشمرمشون...
- واسه وقتی که میخوام سیصدتا بزنم. - آهان.
فکر کنم یه چیزی اینجا آتیش گرفته.
- یعنی چی؟ - فکر کنم این پتو آتیش گرفته.
ای وای! نه!
اینجا لاستیک داریم و بلندشون میکنیم.
یا میپریم روشون.
بهشون ضربه میزنیم.
فکر کنم حالا سطل آشغال آتیش گرفته.
ای بابا.
- آره! - وای.
کپسول آتشنشانی ندارین؟
مترجم: «تارخ علیخانی» تلگرام: aManOfWar@
خیلیخب، حالا بهتر شد.
- میتونیم قدم برداریم. - وای.
اینطوری انگار...
انگار که داری نمایش برگزار میکنی.
روز اولی که همه میرن باشگاه...
باید یه عکس کامل از بدنشون...
واسه خودشون بگیرن.
ظاهرا اگه میخوای تناسباندام رو...
جدی بگیری...
باید یه عکس کامل از بدن خودت بگیری.
وگرنه متوجه نمیشی که چقدر پیشرفت داشتی.
وای. خیلی خفنه.
سعی کردی خونه از خودت فیلم بگیری...
ولی نتونستی زاویه درست رو پیدا کنی.
خوشبختانه اخیرا توی یه نمایش واسه گربهها شرکت کرده بودی...
و اونجا یه عکاس حرفهای پیدا کردی...
که موافقت کرد که ازت عکسهای نیمهبرهنه ازت بگیره.
- این بهترین بچهگربه پارسال بود. - آهان.
این برنده جایزه بهترین تغییریافته شد.
تغییریافتهها عقیم شدن.
من تازگی ورزش رو شروع کردم...
و راستش میخواستم عکس «قبل و بعد» داشته باشم.
این عکس قبل ورزشه دیگه؟
عینکت بزرگه و بازتابش میافته توی عکس.
خیلیخب، تاریخ امروز چیه؟
امروز شونزدهمه.
- و واسم ایمیل میکنیشون؟ - آره.
این سه سریال رازآلوده.
در مورد خانمیه که شغلش اصلاح و پرستاری گربههاست...
و از رازهای جرائم مربوط به مشتریانش پردهبرداری میکنه...
- انسانها و گربهها. - آهان.
«هویت بنگال» منظور مثل همون «هویت بورن» هستش؟
درسته.
در حالی که در نمایش گربهها...
به نمایشها و کارهای...
مختلف گربهها نگاه میکردی...
خیلی بهت خوش میگذشت.
ولی همچنان نمیتونستی که بدنت رو...
با بقیه مردهای اونجا مقایسه نکنی.
احساس میکردی که یه خرخون لاغرمردنی هستی...
که زیادی واسه ورزش کردن تنبل بوده.
شاید دنیا هم یه نمایش گربهای خیلی بزرگه...
که تمام نقصهای فیزیکیت...
توسط اطرافیانت یادداشت میشه...
و به تمام خصوصیات ظاهریت نمره میدن...
که ببینن شایان دریافت تاییدشون هستی یا نه.
و انتخابش هم با تو نیست که...
توش شرکت کنی یا نه.
هیجان داری که عکسهای حرفهایت به دستت برسن...
ولی فرداش ایمیلی از طرف عکاس دریافت میکنی که...
بهت میگه که تمامی تجهیزاتش...
از درون اتاقکش دزدیده شدن...
و حالا عکسهای خجالتآورت...
دست یه خلافکار ناشناس در نیوجرسیه.
به تصاویری که خودت ضبط کردی نگاه میکنی...
که ببینی به نظرت کار کی میتونه بوده باشه...
ولی اشخاص مشکوک زیاد بودن...
و نمیشد دقیق دونست.
ولی بعد یادت میاد که اونجا...
با یه نفر آشنا شدی که شاید بتونه بهت کمک کنه.
اون چندین داستان رازآلود راجع به حیوانات نوشته...
No comments yet. Be the first to leave one.