نخستین 200 خط.
!مثل یه دزد اونجا واینستا
!بیا تو
!معلم چوی، بگیر بشین
معلم چوی، میدونی این چیه؟
!یه تپانچه است
!فقط یه تپانچه خشک و خالی نیست
!این یک نشان افتخاره
این هدیه ایه که از سوی رئیس جمهور
!به پاس یک عمر خدمت به این ملت بهم داده شده
!خبر دارید که چند نفر بابت همون تپانجه عذاب کشیدند؟
!عذاب کشیدند؟
اگر من اون خانئان رو دستگیر نمیکردم
اون دنیای ایده آلی که الان داریم توش زندگی میکنیم !هرگز وجود نداشت
!کارتون رو توجیه نکنید
!دوره توسل به قدرت برای سرکوب کردن بقیه تموم شده
!خوب گوش کن ببین چی میگم
مادامیکه این نشان افتخار رو دارم
!در این مدرسه، حرف من قانون و عدالت محسوب میشه
!ببخشید
صدامو میشنوی؟
!این دیگه چیه؟ !این صدا داره از کجا میاد؟
!مال من که نیست
بله، خانم بازپرس؟
ممکنه حرفمو باور نکنی
!ولی من یه چیزی توی اون دود دیدم
!دود سیاه شاید آخرش نباشه
!منظورت چیه که ممکنه دود سیاه آخرش نباشه؟
داخل اون دود سیاه شاید موجودی باشه !که ما ازش بی اطلاع باشیم
!مراقب باش
!خانم بازپرس، خانم بازپرس؟
!بازپرس چی؟ اون کیه دیگه؟
!یه بازپرسه که از سئول اومده
!گفت یه موجود دیگه داخل اون دود سیاه هست
!چی؟
!همه چی آماده است
برمیگردم !همین جا منتظرم بمون
!اونی
اسمم جونگ دویونه هشت سالمه
!کلاس 4-1 دبستان گه هُوا
!بازم برمیگردی، نه؟
!معلومه
بهت قول میدم حتما برگردم !همین جا منتظرم بمونیا
چشم
اون دوران که جوون بودید نباید
!اون همه تظاهرات مسخره رو راه مینداختید
!بیعت با پرچم که میدونی چیه؟
اگر بتونی بدون اشتباه از بر بخونیش
!آزادت میکنم
!نظرت چیه؟
!بنظرم واقعا یه جاسوس باشی
!گوش کن
"...با پرچم مقدس کشورم کُره پیمان می بندم "
"که تمام خواسته ام عزت کشور و ملت باشد"
"...سوگند میخورم که"
"برای ابراز وفاداری به میهنم خودم را فدای ملت کنم"
!خب
!نوش جونت
!این همون میهن پرستیه که خودتون میگید دیگه
!بنظرم دست سرنوشت دوباره ما رو مقابل هم قرار داد
!خانم دکتر
شما قیّم خانم کیم اوک بون هستید؟
اوضاع مادرم چطوره؟
چشم ازش برنمیدارم !جای هیچ گونه نگرانی نیست
!خانم دکتر، اجازه میدید فقط یه لحظه ببینمش؟
...خب...مساله اینه که
اگر ما در اتاق ایزوله رو باز کنیم
برابری فشار تغییر خواهد کرد
!و ممکنه سبب اختلال در روند درمان خود ایشون بشه
در حال حاضر صلاح اینه که بیمار با اشخاص بیرون
!تماس نداشته باشه
!شرایط رو که درک میکنید؟
!بله
پس به شما اعتماد میکنم !و میسپرمش دست شما
!حتما
!خدا به همراهتون
!خانم بازپرس
!الان موقعیت مساعده
!اون دود سیاه دنبالمون نمیکنه
!فقط داره تماشامون میکنه
شاید اون دود سیاه تنها چیزی نباشه
!که باید مراقبش باشیم
!یعنی چیز دیگه ای هم هست؟
وقتی به نگهبان مدرسه حمله شد
!من یه چیزی دیدم
بنظر شاخک هایی داشت !انگار یک موجود دیگه بود
-چی؟ -!شماها زیادی دل و جُربزه دارید
اما ما وقت واسه تلف کردن نداریم !باید راه بیفتیم
!چی میخوای؟
!خانم، منو که به خاطر دارید؟
تو معاملات ملکی دباک کار میکنم !منم، مادر بونگ جو
!برگرد! کارت بی فایده اس
!چی؟
!همین الانشم مُرده
!ای داد بر من! آیگو
!آیگو! مادر بیچارم
!مادر بدبختم
...مادر
!منظورم این بود که شوهرت مُرده
!چی؟
!چرا انقدر شوکه شدی؟
!حقش بود که بمیره
...میگم
!منظورتون از این حرف چیه؟
!آجوما، تو که خودت خبر داری
!که بهت خیانت کرده
!مردک عوضی
!کلی عذابم داد
براش یه ماشین مدل بالای خارجی خریدم
!و کلی چوب گلف جدید مارکدار
!هر چی لب تر کرد، به پاش ریختم
!بهم خیانت کرده؟
!به همین دلیله که نباید به انسان ها اعتماد کنی
!باید به اون اعتماد کنی
!ایشون کی باشن؟
!اونجا رو نگاه کن
!اونجا مخفیه
!چی؟
!واقعا این شمنه انقدر کارش خوبه؟
-!وایستا بینم -کیه اون؟
!میگه اون توئه
-!سلام خانم دکتر -!سلام
میخواستم یه سوالی ازت بپرسم
تو کدوم بخش شاغلی؟
!تو اورژانس که کار نمیکنی، نه؟
راستش تا همین اواخر تو سئول مشغول به کار بودم
!فعلا تو بخش داخلی مشغولم
!ممنون
!حتما کلی ترسیدی
!اما با این وجود تصمیم گرفتی همین جا بمونی
!نفرمایید
!مریض های اینجا به وجود ما نیاز دارن
-!یخورده استراحت کن -چشم
!هی، چه خبر شده؟
!حس میکنم یکی افتاده دنبالمون
!مسخره بازی درنیار فقط ما سه تا اینجاییم
!بیاین بریم ببینم
-افسر پارک، اونه هاش...اونه هاش -!کوش؟! اون جهش یافته های عوضی اونجان؟
!دیدم یه دود سیاه وارد اون دریچه شد
-واقعا؟ -مطمئنی؟
-!یالا اون ماسک گازتو بزن -!دارم راست میگم
!به وضوح دیدمش
!یه نگاهی بهش میندازم
!خُل شدی؟ !خیلی خطرناکه
اگر واقعا دود سیاه بوده باشه
!حتما افتاده دنبالمون
-هیونگ؟ -هان؟
میشه خم شی رو زمین؟
-!من؟ واسه چی؟ -میخوام رو پشتت سوار شم
-من کمرم درد میکنه -!پس تو برو بالا، یه نگاهی بنداز
نه، بنظرم بهتره خودت بری بالا !یه نگاهی بهش بندازی
!بیا بالا
!خب، بریم بالا
!برو پایین
!چطور شد؟
...اون دود
!بازم برگشت به داخل دریچه ها
!چه خبره؟ چطور میتونه خودسر اینور اونور بره؟
!مطمئنی اشتباه نکردی؟
شاید اون چیزی که پشت بیسیم بهش گفتن !حقیقت داشته باشه
میتونست بیاد داخل !ولی عمدا این کار رو نکرد
!نمی...نمیخوای که بری بیرون، نه؟
!فکر نکنم بخواد بیفته دنبالمون
!پس چی؟! فقط میخواست بترسونتمون؟
!دقیقا
!میخواست بترسونتمون! درست مثل شکار
!دارم دیوونه میشم
!میخوای بگی اون دود، جونی چیزی داره؟
!بزارید یه چیزیُ براتون روشن کنم
!اینجا رئیس منم
من راهنمایی میکنم !شماها میفتین دنبالم
!خانم
!چیه؟
!میشه یه طلسم بهم بدید؟
شما خبر داشتید شوهرم رابطه داشته
حتی پیش بینی کردید که
اون مرد کلاه به سر اگه بره بیرون، دخلش میاد !حق با شما بود
!از حالا میخوام به حرفهاتون اطمینان کنم، خانم
-!به منم کمک کنید -!صبر کنید، منم کمک میخوام
-!بسه -!ساکت باشبد
-!ما اول پیشقدم شدیم -!وایستا ببینم
!چرا وایستادی؟ !برات بدشانسی میاره
!چی؟
!زانو بزن
-!چشم خانم -!زانو بزنید
!خانم
خیلی ازت ممنونم، خانم !واقعا ازتون ممنونم
!این یعنی تو برگزیده شدی
!هرگز نشورش
!صد البته، متوجه شدم
!ممنونم
!ممنونم
...ایش
...به نام پدر، پسر و روح القدس
!خداوندا! تنها به تو ایمان دارم
!گناهان ما را ببخش و ما را پاک و مُنزّه بگردان
!یه دیقه! صبر کن
!بازم شروع کردی! دیگه واسه من اُرد نده
!بس کن! مگه بچه ای؟
!شما باید بس کنید، قربان
!بفرما برو
No comments yet. Be the first to leave one.