نخستین 200 خط.
اِم
اين ديگه چيه؟
مزرعه ي حيواناتِ
مزخرفه
واي! کوگار
به افتخار کوگار
اوه! خوبه! خوبه! من بيدارم
واي! بزن بريم
تموم شد مامان
دستِ خودم نيست . جَو گير مي شم اوه، باشه. بريم
اونا رو ببين پسرشه يا دوست پسرشه؟
من نمي خوام در مورد اون زنِ بيچاره قضاوت کنم
کاره درستي نيست پسر يا دوست پسر؟
دوست پسر بيا ديگه مامانش باش
دوست پسره! مامانشه! مامانش برو رفيق
بوسش کن! بوسش کن مامان، مامان، مامان
برو! برو! بوسش کن
اوه! اوه آره! آره
تراويس چند چندَن؟
هشت - هيچ هرچي
اوه تراويس
معلم رياضي ات، خانم پريچت سينه هاشو عمل کرده
جولز تو خيلي خيلي پيري
چرا بايد يه همچين کاري کنه؟
وِلِش مي کني؟
وقتي که تو سن و سالِ اون طلاق گرفته باشي، فرصت دوست بودن خيلي محدود مي شه
منظورت چيه تو اون سن و سال؟
اون چهار ماه از من بزرگتره تراويس
باشه
نکته اينجاست که همه ي مردهاي مجرد هم سن و سال من
يا شکسته شدن يا همجنس بازَن يا دنبال دختراي جوون مي رن
يه جورايي احساس تنهايي مي کنم اوه عزيزم
اشتباه نکن، من عاقبتم قرار نيست مثل خانم پريچت بشه
فکر نکنم هيکل تو بتونه اونا رو نگه داره
منظورم اينه که اگه کسي حاضر نشه با هم هم صحبت بشه
خب مثلا اون پسر جَوون رو اونجا مي بينيد؟
آدم دلش مي خواد بخورَتِش
اون پسره منه
اوه
خيلي جذابه
و حالا مجبوريم چند تا رديف بريم اونطرف
باشه
خانم ها و آقايان معرفي مي کنم، مادرم هستند
هي، هي وايستا
عزيزم مي دوني که تا وقتي من همون سوال هميشگي رو ازت نپرسم
نمي توني بري
بيا بيا بريم بيا بريم خوش بگذرونيم
نمي تونم. کار دارم
شب جمعه اس
پاشو بيا اينجا با هم خوش بگذرونيم و مشروب بخوريم
نمي تونم. به شوهرم قول دادم که سِکس رو شروع کنيم
ماهي يه بار بدون اينکه بخوايم سريع باشه
مرتيکه قبول کرد
چرا اينقدر ناراضي هستي؟
خيلي چاقَم تو چاق نيستي
هستم چاق به دنيا اومدم
خودم چيزي نمي خورم
واي شبيه فاحشه ها شدي ممنون
بيا بريم خانوم
من بايد برم
عضلات زانو هام يه خورده گرفته
بايد از بالا شروع کني
اگه بخواي وقتي پام درست شد مي تونيم جاشو عوض کنيم
خيلي شهوت انگيزي
ممنون
بگير منو
هي
مي خواي بموني خونه
با هم باشيم و يه فيلم ببينيم؟
داري به من پيشنهاد ميدي؟
نه اين براي اِلي بود
اين روزا خيلي جذاب شده
گفتم که مَست کنم و به اون پيشنهاد بدم
جُک هاي همجنس بازي ماماني عاليه
اِم رايان داره مي آد دنبالم
باشه تا شب خونه باش
و اگه يه وقت شما دو تا رو ببينم که مست داريد رانندگي مي کنيد
به همه اون عکس بچگي تون رو نشون مي دم
که دوتاتون جلوي همديگه رو چشپيديدن...چقدر کوچولو
مي دوني
مامان رايان فقط بهش مي گه خداحافظ خداحافظ
شب خوبي داشته باشي مامان
هميشه دارم
مي بيني؟
اگه کسي کاري باهات کنه باعث شرمندگي نيست
باهام تماس بگير
هي گريسون
مي دوني چي ديوونه ام مي کنه؟
اينکه مردم بدون سلام
شروع به حرف زدن مي کنن؟ نه
همسايه هاي مزاحم؟ نه
از دستِ استون فيليپسه؟ چي؟
زنت يه هفته پيش از اينجا رفته
و تو به همين زودي داري با دخترا حال مي کني
براي هيچ کس هم مهم نيست چون وقتي يه مرد 40 ساله طلاق مي گيره
همه ي دوستات مي گن" اوه تو هنوز وقت زيادي داره رفيق بَبري
ما به همديگه نمي گيم بَبر
معمولا هم ديگه رو قهرمان يا سامورايي صدا مي کنيم
ببين شايد چيزي که واقعا اعصابت رو به هم مي ريزه
تو نمي توني مثل يه گُلِ جوون باشي حتي اگه سعي کني
فکر مي کني نمي تونم؟
آهان
خب، جبران مي کنم
خب، به دَرَکِش هي پسر!
اوه اوه
لعنتي
فکر کنم اون پسره توي مدرسه شماست
آره
مجرده؟
چرا هيچ وقت به حرفهاي من نمي خندي؟
چون ناراحتم مي کنن
اوه
رايان؟
بهش بگو که دوسش دارم چشم
آروم باش، تراويس کنار مي آد
واي
به دخترا هشدار بدين
الان آماده ام
چي...تو چيکار کردي؟
اين عکسي نيست که من انتخاب کردم
اين عکسه اون شبيه که
توي آمارتو مَست کرديم
مهم نيست حتي اگه اخراجم کني
مي خوام که تو رو به قبل برگردونم ديگه وقتشه
فقط براي يکبار هم که شده به من گوش بده
من وقتي بهم گفتي دِيل به دردت نمي خوره گوش دادم بهت
و ديگه باهاش ارتباط ندارم چي؟ چي؟
روي سينه ات يه کبودي بزرگ هست
منم مي فهمم که کاره ِديله چون هرکي اينکارو کرده
يه دندون نداره
اوه، تا شش دقيقه ديگه حرف نداريم؟
اِهِم
تقريبا شش دقيقه شده ها
ببين، شما الان تازه 5 ماهه که از هم جدا شدين
اصلا هم بهت خوش نمي گذره اوه، خداي من
سلام بارب
صبح بخير
خانواده ي هانيگانز مي خوان طبقه ي بالا رو ببينن
اصلا عجله نکنيد
اتاق خواب سمت راسته
اگه مي خواي ببيني که شوهره هزار ساله ات
کجا يه روز روت مي ميره من تازه 64 سالمه
شنوايي ات قويه، آره؟ خونه ي زيباييه
مي دوني چيه؟ من ديگه هيچ تقاضايي ندارم
امشب شبشه مي ريم شکار
نه! نه به خودت نگاه کن تو جووني
من بايد مناسب سِنَم رفتار کنم
منظورم اينه که يه شب برم خوشگذروني
و چشم باز کني مي بيني رفتم کنسرت برادران جوناز
با يه دامن کوتاه
حال مي کنم و خوش مي گذرونم
داري مامانم رو مسخره مي کني؟
شايد بعدش هم مي گم
نمي خوام طوري رفتار کنم که خودم خودمو مسخره کنم
باشه عزيزم نمي ريم شکار
مي ريم فقط يه نوشيدني مي خوريم
فقط يه نوشيدني؟ بله
باشه بريم
آخ جون
منو بِبَر يه جايي که جوونا هستن و خوش مي گذره
نمي خوام برم يه جايي که پر از پيرمردهاي چروکيده باشه
مثه اون بابابزرگ که الان تو خونه است
من بالا سرتون هستم بله
خواهش مي کنم خونه رو بخر
چي مي خواي بابي؟
هي جولز چِکِ اين ماه رو يه خورده زودتر مي خوام
کي مثلا؟ همين الان
حتما بيا بريم
تراويس امشب خونه ي ما مي مونه
منم مي خوام که بتونم کمکش کنم
نمي دونم چرا با تو ازدواج کردم
آره، اشتباه بود
اُپرا مي گفت که وقتي يه ازدواج از هم مي پاشه
که دو نفر بايد مسئوليت کارهاشون رو
بپذيرند
من از دانشگاه اومدم بيرون که از تو حمايت کنم و بچه مون رو بزرگ کنم
در حاليکه تو 20 سال داشتي اينور و اونور مي گشتي
شايد بهتر باشه از خودت بپرسي
چيکار کردي که منو مجبور کردي اونکارو بکنم
آه خدا
شوخي کردم شوخي کردم باشه؟ مي دونم که من... مشکل از من بود
هي، به ياد اون زمان هاي قديم
مي خواي بريم بالا و حال کنيم؟
اِم آره
من نمي تونم
اِستَن اسم بچه ام اِستنِ
اگه پدرشوهرم يه هفته قبل از به دنيا اومدنش نمُرده بود
اسمش مي شد اِسپنسر
سالم و سرحال بود
حالت خوبه اوه آره خوبم
امشب بيا با هم باشيم
بدون مشروب نمي تونم من الان با لاري هستم
مي دوني از وقتي که جدا شديم
سعي کرده که تو رو از من بگيره
نه، اين... يه قراره کاريه
خداحافظ جولز
پدر ممنونم براي غذا بهتره باشي
مامانت حالش چطوره؟ اصلا از من حرفي مي زنه؟
اينکار بزرگترين اشتباه زندگي ام بود
مامان حالش خوبه. اون...يعني کاش مي تونست
No comments yet. Be the first to leave one.