The King Dae Joyoung

The King Dae Joyoung (대조영)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

DAE JO YOUNG E061 KOR HDTV XViD
ناشر Rahpooyan
www.forum-irani.tk

برچسب‌ها

HDTV
hdtv
XviD
HD
تاریخ انتشار: 2016-10-01
تعداد دانلود: 26
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 199 خط.

لطفا اين خنجرو ببر کنار_ گفتم اگه سرتو برگردوني ميکشمت_

آنها بيخودي تو را آزاد نکرده اند اگه راستشو بهم بگي زنده ات ميذارم اما اگه دروغ بگي قبل از اينکه بتوني برگردي سرتو مي برم

خب حالا حرف بزن چرا آنها آزادت کردن ؟

ميخواي بدوني آنها قول چي را بهم دادن ؟ قول آندونگ را بهم دادن قول حکمراني بر کل قلمرو گوگوريو قديم را

من فکر نميکردم سر تو اينقدر با ارزش باشه

...خب اين دليل کافي براي کشتن من نيست ؟ پس

يالا منو بکش

چرا تعلل ميکني ؟ چرا اينکارو نميکني ؟

تو زنده ايي يعني اينکه تو پيشنهاد آنها را قبول کرده اي ؟

تو ميخواي منو پيمان دونگ مونگ چان را بخاطر آندونگ بفروشي ؟

از من استفاده کن

من احياي گوگوريو را ميخوام من دنبال حکمراني نيستم تو خودت هم اينو ميدوني

من جاسوس دو طرفه خواهم بود اگر تو درست از من استفاده کني ميتوني به هرچي که ميخواي برسي

من باهات تماس ميگيرم هيچ سوالي نپرس و سعي نکن با من تماس بگيري

خب برگرد

کشور آندونگ ؟ تو به او در عوض سر تجويونگ آندونگ را پيشنهاد کردي ؟

بله درسته_ چي داري ميگي ؟_

اين يعني اينکه کنترل گوگوريو قديمو بدست نامسينگ بسپاريم

اگر نتونيم تجويونگ و مردانش را بگيريم شما ممکنه همه چيزتون حتي جون تون را هم از دست بدهيد آندونگ که چيزي نيست

لعنت_ بعدا ميتونيم درباره اين حرف بزنيم_

حالا مهمترين کار اينکه از نامسينگ براي گرفتن تجويونگ استفاده کنيم

تو به يون نامسينگ اعتماد داري ؟

او شکنجه هاي سختي را تحمل کرد و حرفي نزد او قابل اعتماد نيست

به اندازه اي که نياز است اعتماد کنيم اعتماد مي کنيم

به اندازه مورد نياز ؟

به قول خودتون اعتماد به ناميسنگ خطرناکه اما تجويونگ و پيمان دونگ مونگ به سراغ نامسينگ خواهند رفت

و اين همان چيزي است که ما ميخوايم ازش استفاده کنيم

اگر برعکس شد و آنها از نامسينگ در مقابل ما استفاده کردن چي ؟

خب اين هم ممکنه اما ما ماهيگيريم و آنها ماهي در تور

ما کساني هستيم که نامسينگ را بعنوان طعمه گذاشته ايم که آنها را بگيريم

بله ميدونم که براي ماهيگير خيلي راحته که ماهي درون تورش را بگيره تا براي يه ماهي که بخواد ماهيگر را بگيره

اما اين جنگ خيلي سختي است چون فقط يه طعمه داره

بله .. تجويونگ بيرون از آب ميميره ..اما اگر ما بريم داخل آب ميميريم

...تجويونگ

تو ميخواي به ناميسنگ اعتماد کني ؟

او با اينکه يه چيزايي درباره پادشاه فهميده بود اما حرفي نزده بود من فکر ميکنم راست ميگفته

اما بهش آندونگ را ميدن نامسينگ هر لحظه ممکنه نظرش راجه به ما عوض بشه

درسته برادر بياييد اين فکرها را کنار بريزيم و بيايد از شرش خلاص شيم

اما حالا که گوم نان زير نظره نميتونيم درباره کارهاي آندونگ اطلاعاتي بدست بياوريم

... اگر يون نامسينگ ميتونست به ما کمک کنه_ .. من نمي تونم به يون ناميسنگ اعتماد کنم_

او چندين بار تا حالا به من خيانت کرده_ هوک سودول راست ميگه_

نامسينگ قابل اعتماد نيست_

يه خيانت ارزش صدها کار خوب را از بين ميبره

اين تصميمي نيست که بشه عجولانه گرفت

فرمانده شايد ما بايد قبل از اينکه تصميمي بگيريم يه مدت نامسينگ را زير نظر بگيريم

اين احمق چه غلطي کرده ؟_ ژنرال شما چقدر ديگه ميخوايد منو اينجا نگه داريد ؟_

لطفا منو آزاد کنيد

چرا ؟ من فکر کردم تو نميخواي بياي بيرون تو مگه نگفتي ميخواي اينجا بميري ؟

نه ژنرال من ميخواهم از اينجا بيام بيرون

نه من ميدونم براي تو که زندان را ترجيح دادي زندگي خيلي سخت شده است

من دستور ميدم سه وعده غذايت را بهت بدن پس همين جا بمون و استراحت کن

ژنرال من اشتباه کردم لطفا منو آزاد کنيد

نه اينکارو نميتونم بکنم

ژنرال من ديگه هرگز با شما يکي به دو نميکنم پس لطفا منو همين يکبار ببخشيد

سربازا آزادش کنيد_ چشم ژنرال_

ژنرال.. ژنرال خيلي ازتون ممنونم

تو ديگه نبايد روي من برگردي_ ژنرال_

پوکون به چي سونگ رفته تا تجويونگ را بکشه

اون ديونه دوباره زده به سرش ؟ لعنتي

بريد کنار

تجويونگ کجاست ؟

خوش آمديد آقا سرزده براي چي به اينجا آمده ايد ؟

من ترتيب يه ضيافتو ميدهم شما بفرماييد داخل_ ولم کن اي زنيکه_

تو ميتوني کل دنيا را گول بزني اما منو نميتوني

چي داريد ميگيد ؟

تجويونگ يه جا همين جاها مخفي شده

من ميدونم اينجا مخفيگاه پيمان دونگ مونگ چانه

خواهش ميکنم از اينجا بريد_ چطور جرات ميکني از دستورم سرپيچي کني_

تجويونگ فورا از اونجا بيا بيرون

عوضي لعنتي خودم همين حالا ميکشمش_ نه_

يکي از شکارهاي ما جلوي چشمامونه و ما داريم مخفي ميشيم

فرمانده پوکون را از اينجا ببريد_ هان ؟ تو ميخواي اول بميري ؟_

تجويونگ بيا بيرون من با تو مبارزه خواهم کرد ديگه مخفي نشو اي موش کثيف بيا بيرون و مثل يه مرد بجنگ

چرا وايساديد ؟ نماينده پو را از اينجا ببريد

ولم کنيد_ بفرماييد بريم آقا_

بيايد

تجويونگ اينجا مخفي شده من بوش اينجا احساس ميکنم من خودم مي کشمش شما نميخواد دخالت کنيد

چرا وايساديد نماينده پو را از انجا ببريد

ولم کنيد احمقا .. تجويونگ اينجاست

خيلي متاسفم حال نماينده پو زياد خوب نيست

بله شيدم

اگر شما شخص مشکوکي را ديدن فورا به ما اطلاع بديد_ باشه حتما_

فرمانده آنها رفتن

او واقعا عقلشو از دست داده_ تو ميخواي بذاري پوکون زنده بمونه ؟_

ما نياز نداريم که خودمون را بخاطر کشتن يه ديونه صدمه بزنيم

ما هر وقتيکه بخوايم ميتونيم از شرش خلاص بشيم ما بايد روي کشتن سورينگ تمرکز کنيم

چرا تو دوباره به اونجا رفتي ؟ چرا _ !! چرا نرم ؟_

تجويونگ توي چي سونگ قايم شده

اگر ميخواي ماهي بگيري نبايد اينجوري آبو بهم بريزي _ اگر ما زودتر دست بکار نشيم

آنها دست بکار ميشند و شمشيرهاشون را ميکشند آنها اينبار دنبال کشتن شما هستن

مواظب حرف زدنت باش

امنيت آندونگ محکمه ؟

تازه گوگوريويي هايي که گرفتيم دارن آندونگ را محافظت ميکنن اگر تجويونگ به احساسات عمومي توجه داره

دوباره به آندونگ حمله نخواهد کرد_ آنها قاتلان زرنگي هستن_

آنها با اين چيزا دست از کشتن ژنرال سورينگ برنميدارن

اينقدر داد نزن بلندشو برو استراحت کن

نگهبانانا_ بله ژنرال_

پوکون را تا اتاقش همراهي کنيد و به دکتر بگيد که يه داروي خوب براش درست کنه

چشم ژنرال .. لطفا بيايد بريم

ژنرال هشدار منو ناديده نگيريد يا حادثه بدي براي شما رخ خواهد داد شکار بعدي تجويونگ شماييد

شما واقعا به اون نياز داريد بيا بريم اون دارو را بگيرين بيا ژنرال_

اين مرد با اين حرفهاش داره به من فحش ميده_ هر قصه اي حقيقتي داره_

چي داري ميگي ؟

اين نبرد با پيمان دونگ مونگ چان در پايان خودش است اگر تجويونگ بخواد يکي ديگر از اسمهايي که درون ليست سياهش است را براي آخرين شکار انتخاب کنه چه کسي را انتخاب خواهد کرد ؟

يعني ميگي پوکون راست ميگه ؟_ شايد راست بگه_

پس حالا ما بايد چکار کنيم ژنرال ؟_ اگر تو کار بزرک انجام بدي خيلي راحت ممکنه اشتباه کني_

ما فکر همه چيزو کرده ايم نميخواد نگران باشيد ژنرال

خب نقشه اي که با يون نامسينگ داشتيد چطور شد ؟

ما بزودي از نامسينگ چيزهايي خواهيم شنيد

اگر ما با نامسينگ کار نکنيم ممکنه وضع براي شما و پادشاه خطرناک بشه

شايد شما بايد يه مدت به روستاي گوگوريو بريد

اينو بخاطر اينکه منو نبينيد ميگيد ؟

شاهزاده_ من هيجا نميرم_

تو هم نمي توني با حرفهات نظر منو عوض کني

من ديگه بايد برم

شاهزاده

لطفا بهم بگيد بانو چولين کجاست

چي شده ؟_ برادر_

چيزي هست که تو بايد به شاهزاده بگي ؟_ نه هيچي نيست_

شب خوبي داشته باشيد شاهزاده

برو سودول را بيار ما بايد به آبجوسازي برگرديم

باشه برادر

گلسابيو نمياد تو بايد از اينجا بري

من تا او را نبينم نمي تونم از اينجا برم

پس به من بگو چرا ميخواي او را ببيني وگرنه من نمي تونم کمکت کنم

از سکوتت معلومه که ديدار تو با اون باعث مشکل ميشه از اينجا برو دليلي هم نداريم دوباره همديگه را ببينيم

شاهزاده_ برو کنار_

من يکبار به قبيله ام خيانت کرده ام و براي گوگوريو جنگيده ام

سرنوشت اينجوري رقم خورده بود که من از مردي که دوست داشتم جدا بشم من اصلا پشيمان نيستم چون

آن روزها از بهترين روزهاي زندگي من بود

ژنرال تجويونگ هنوز تو را دوست داره

يعني ؟

دليل اينکه من ميخوام گلسابيو را ببينم ربطي به تجويونگ نداره

شما نميخواد نگران اين باشيد پس لطفا حرفمو باور کنيد

چرا تو اين همه راه از يانگجو به اينجا آمده اي ؟

اتفاقي براي چولين افتاده ؟ به سوالم جواب بده

لطفا اين نامه را بخوانيد

آن از کاهان براي چولينه

از کاهان براي چولين ؟

دختر عزيزم چولين امپراطور تانگ به من و دائيت فرمانداري يانگجو و گيسونجو را داد

او سعي داره قولش درباره دادن يانگجو به کرانها را پس بگيره و قبيله کران تحت فرمان تانگ باشن

من نميتونم اينو قبول کنم

من قصد دارم در عوض دادن سر تجويونگ و نابودي پيمان دونگ مونگ به پادشاه از او يانگجو را بگيرم

پس ايي هگو را از اين موضوع با خبر کن

او براي بدست آوردن يانگجو هم که شده بايد تجويونگ را بکشه و پيمان دونگ مونگ چان را نابود کنه

اين تنها راه تامين آينده کرانهاس

يعني چولين تو را فرستاده که اين نامه را به من تحويل بدي ؟

بله درسته_ تو داري دروغ ميگي_ آقا_

بله درسته_ تو داري دروغ ميگي_ آقا_

چولين اينجاست مگه نه؟

او فهميده که تجويونگ زنده است

سربازا

بله ژنرال

تمام مسافرخانه هاي شهر را بگرديد چولين در يکي از آنهاست

چشم ژنرال .. بريم

داخلي ؟_ بيا تو_

بچه کجاست ؟

تو درباره بچه تجويونگ حرف ميزني ؟

برادرم هنوز هيچي نميدونه

بچه او مرده

من آمده ام همين را بهت بگم اون بچه مرده پس ديگه دنبالش نگرد

تو ميخواي اون بچه را يه کراني بزرگ کني ؟

اون بچه يه گوگوريويي است او از گوشت و خون برادر منه نميتونم بذارم تو اون بچه را يه کراني بزرگ کني

نشنيدي چي گفتم ؟ اون بچه مرده اون بچه برادرت نيست

تو انتظار داري حرفتو باور کنم ؟ مسخره است

من به برادرم ميگم که بچه داره

براي چي ؟ بخاطر کي ؟ بخاطر تجويونگ يا بخاطر بچه ؟

با اينکار به همه آسيب ميزني با اينکار فقط باعث مشکل براي همه ما ميشي

اين براي تجويونگ و بچه بهتره لطفا او بچه را فراموش کن

ديگه بين منو تجويونگ هيچي نمانده

من بخاطر اون بچه از همه چيزم ميگذرم من بچه ام را در تنهايي و آرامي بزرگ ميکنم

کل مسافرخانه ها را خوب بگرديد

بريد اونجا شما هم بريد اونطرف_ چشم_

بريم اونجا بيا بريم_ بريم_

چي شده ؟

ما دنبال کسي هستيم پس همکاري کن

قول بهتون ميدم اينجا کسي در رابطه با پيمان دونگ مونگ چان نيست

ما دنبال اون عوضي ها نيستيم ..

چرا وايساديد ؟ داخل را بگريدي_ چشم_

بانو چولين

اين هياهو براي چيه ؟

راست ميگفت بانو چولين واقعا در گوگوريو است

شما دنبال من ميگشتيد ؟

ژنرال ايي هگو منتظر شماست

بيا بريم

بانو را همراهي کنيد

کجا رفته بودي ؟

من يه کاري داشتم رفتم تو شهر که انجامش بدم

چيزي هست که بهم نگفته باشي ؟

نه اصلا

اخيرا چشمات يه جوري شدن انگار ميخواي يه چيزي بهم بگي اما اينکار را نميکني

اشتباه مي کنم ؟

فکر ميکنم اشتباه بيا بريم داخل_ بانو چولين اينجاست_

خب ؟ براي همين بود که تو به شهر رفتي ؟

او حالا ديگه کاري به کار من نداره در حقيقت او در وضيعت کنوني دشمن ما به حساب مياد

ديگه اسم اونو جلوي من نيار

فهميدم برادر اينکار را نخواهم کرد

ژنرال

اينجا چکار ميکني ؟

The King Dae Joyoung subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The King Dae Joyoung

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left