نخستین 200 خط.
بدش دیگه. بسه
باشه
بدش به من
چقد تو سریعی..بدش به من
مامان
صدای خنده هاتون رو از بیرون میشنیدم
...ایشون
باشه
من... من بهت معرفیش میکنم
باشه. تو کافه منتظرم
بالا منتظر باش
...خیلی مسئولیت پذیری
که یه دختر رو همینطوری آوردی تو گالری
اون یه دختر معمولی نیست
در موردش جدی ام
...اگه نمیخوای متعهد باشی - متعهد میشم -
ببخشید که زودتر از این بهت نگفتم
بذار خلاصه اش کنم. پس رسمی اش کن
با توجه به سنتون باید خانواده های همدیگه رو ملاقات کنید
باشه
خودت پدر و مادرش رو دیدی؟
مطمئنم باهاشون کنار میای
مادرت کجاست؟
رفت؟
حتماً خیلی شوکه شدی چون خیلی یهویی بود
بشین
نتونستم معرفیت کنم
اشکالی نداره
ولی... چی گفت؟
بیا اول بریم دیدن بابات
بابام؟ - آره -
منو رسماً معرفی کن بهش. بیا در مورد خودمون بهش بگیم
عصبی نباش
سلام، من دوست پسر جونگ اوم کانگ هون نام هستم
اجازه بدین رسماً خودم رو معرفی کنم
...چطور جرئت کردی... دخترک نازنینم
...دخترک عزیزم ...تو
...تو
هوس مردن کردی؟
متاسفم. من اشتباه کردم
مثل آدم بگو. من جدی ام
منم همینطور. منم جدی ام
پس، تو دوست دختر دخترم هستی؟
بله، قربان - هههههی -
لعنتی
هی - کات، کات -
ببخشید دوست دختر نه. دوست پسر، دوست پسر
کت و شلوارت... فکر کنم اون یکی لباست بهتر بود
واقعاً؟ - بله -
میخوام رسماً با جونگ اوم قرار بذارم
لطفاً اجازه بدین
هرگزززز! مگر از روی نعش من رد بشی
پدر جان لطفاً دخترتون رو بهم بدین
تعظیم میکنی؟ احمق
بیا اینجا. هی
سلام
...من، کانگ هون نام بانمکم
سلام، قربان، من کانگ هون نام هستم
درود، قربان
سلام، سلام. مرد جذاب کانگ هون نام هستم
بهتر نیست رابطه مون رو عوض کنیم و من و جونگ اوم قرار بذاریم؟
زودباش
سلام. من دخترتون رو خیلی دوست دارم
میخوام رسماً با جونگ اوم قرار بذارم
لطفاً اجازه بدین
همینه
خوبی؟
هوم
گفتم بیا گل بخریما
بابای من غذا رو بیشتر دوست داره
میگه گل خریدن پول هدر دادنه
...بازم، فکر کنم درست نیست. فکر کنم باید
عصبی هستی؟
ولی تو که قبلاً بابامو دیدی
قبلاً هیچوقت همچین حسی نداشتم
فکر میکنی هنوزم به خاطر بامبو خان عصبانیه؟
یکم
ولی بلاخره ازت خوشش میاد
اگه صداقتت رو ببینه
واقعاً؟
بریم؟
بریم
صبر کن. صبر کن
من خوبم؟
خوشتیپی. خوشتیپ بودی و خوشتیپ هم خواهی بود
بریم
بامبو خان؟
بابا
الان از سفر کاری برگشتی؟
...راستش، خب
تو راه خونه همو دیدین؟ - بله -
بریم تو شام بخوریم
بریم. بریم تو
باشه.برو تو
اینا چین؟ چی آوردی با خودت؟
برو تو
میدونه چند وقت شده؟
خب. بخوریم. راستی
خیلی وقته که خونه نبودی بیا با هم نوشیدنی بخوریم
باشه؟ - باشه -
یه لحظه صبر کن. شراب آلو کجاست؟
بابام وقتی اسم نوشیدنی خوردن میاد مهربون میشه
پس بهش بگو - بگم؟ -
باشه
بفرما
پدر جان اجازه بدین من براتون بریزم
نه - اوه متاسفم -
...من ...راستش
...راستش... من
اولین بارته که شراب خونگی درست میکنی؟
ببین
...توی
کتری میریزیش
درسته. باید همین کار رو بکنیم
اشتباه کردم - بفرما -
خب
خوبه. بذار برات بریزم
چشم - بیا -
بفرما
جونگ اوم تو هم میخوای؟ - بله -
اجازه بدین من براتون بریزم
باشه
خوبه
خب. بیاین به سلامتی بزنیم
به سلامتی
راستی اینا چین؟ دنده ی گوشت و جنسینگ قرمز خریدی
...یکی ندونه فکر میکنه من پدر زنتم
و تو هم اومدی جونگ اوم رو از من خواستگاری کنی
پدر جان
...جونگ اوم و من - ای بابا -
ای بابا. خون رو ببین. نکنه پشه نیشتون زده
من خوبم
...جونگ اوم برو اتاق خواب و ازونجا
اسپری بعد از حشره زدگی رو بیار. تو کابینته
اسپری بعد از حشره زدگی؟ - هوم -
میدونم - بله -
همه چیز رو میدونم - ای بابا -
البته، شما همه چیز رو میدونین
میدونم شما دو تا قرار میذارین
فکر کردی نمیدونم؟
پدر و مادر با یه نگاه تشخیص میدن که بچه اشون چی میخواد بگه
از صدای قدم برداشتنشون گرفته تا نفس کشیدنشون
پدر و مادر میدونن که بچه اشون خوشحاله ...یا ناراحت. پدر و مادر
همه چیز رو میدونن
...خب، ولی چون
یه مرد خوب رو به جای یه عوضی آورده خونه
خیالم راحت شد
ممنونم، پدر جان
مرسی بابا
فکر کردی الان دیگه باید خیالت تخت باشه؟
حتی شراب آلو هم یه ماه طول میکشه که برسه
به نظرت زمان لازم نیست که رابطه تون برسه؟
بعنوان پدری که دخترش رو بزرگ کرده
کار راحتی نیست که اجازه بدم دخترم قرار بذاره
حواسم بهتون هست
البته. کاملاً درسته
...من
با قصد ازدواج میخوام با جونگ اوم قرار بذارم
بهتون ثابت میکنم که لیاقت ازدواج با جونگ اوم رو دارم
خوبه
بیاین یه نوشیدنی دیگه بخوریم - چشم پدر جان -
خبر فوری
...ظاهراً پسر نماینده کانگ دونگ جو
مسئول دفتر بیول دونگ، ترشی ...تربچه ی تاریخ مصرف گذشته
...به خانه ی سالمندان اهدا کرده بود، و این خبر
توجه عموم را به خود جلب کرده است
...حزب مخالف او، حزب ملی جدید اظهار داشت
...که این کاندیدا
...تحت عنوان اهدا، مردم را فریب داده است. آنها
آشغال - خواستار تحقیقات تکمیلی هستند -
میدونستم گند میزنی
آشغال. مرتیکه ی بی شرم
عوضی. آشغال. کثافت
جمجمه ات رو میشکونم و تمام خونش رو میریزم بیرون
...مرتیکه ی ...بیب... بیب
باید بمیری - بابا -
چیه؟
اوه، درسته
متاسفم
یه لحظه از کوره در رفتم. اعصابم خورد شد
ذاتاً آدم بد دهنی نیستم
...البته، میدونم، ولی
اتفاقی بین شما دو تا افتاده؟
من یه خاطره ی بد دارم ازش
کانگ دونگ جو رو میگم
چه جور خاطره ی بدی؟
خیلی وقت پیش
دوستی داشتم که مثل خواهر کوچکترم بود برام
مثل جونگ اوم معصوم بود
اونم زود گول میخورد
...ولی اون کانگ دونگ جوی آشغال
با اینکه خانواده داشت
...اون دختر بیچاره رو گول زد
و باعث شد تنهایی بچه اش رو بدنیا بیاره
و تنهایی بچه رو بزرگ کنه
باید هر طور شده جلوش رو میگرفتم
ولی خیلی اذیت میشم از این بابت که نتونستم
به خاطر همینه که 30 سالی میشه که رابطه مون رو قطع کردم
از بین این همه جا. جایی که من هستم رو انتخاب کرده
اینجایی که من هستم دفتر باز کرده
No comments yet. Be the first to leave one.