نخستین 200 خط.
Yasin
Yasin
یک ماه تا عرضه
.تقریبا کار تولید بازیمون رو تموم کردیم
.از الان قراره شدت کار یکم بیشتر بشه
.ولی امیدوارم همتون بتونید تا آخرش ادامه بدین
وقتی که از این مرحله عبور کنیم، کار تمومه.
خیلیخب، بیاین تمومش کنیم!
!آره
سه تا ترک موسیقی پسزمینهی دیگه نیاز داریم...
تاخیر
شینواکی
تاخیر
شینواکی
شینواکی
شینواکی
ناناکو
تاخیر
تاخیر
تاخیر
یکسوم پایانی سناریو...
ولی یکچهارم کامل از طراحیها...
تاخیر
ناناکو
ما باید بیشتر فشار بیاریم تا بتونیم به موقع تمومش کنیم.
ولی همین الانش هم خیلی بهشون فشار آوردم.
.یاد اتفاقایی که قبلا برام افتاد، افتادم
...یعنی دوباره همون اتفاقا قرار
نه! الان اوضاع فرق میکنه!
تاخیر
تغییرات
ما باید این بازی رو تموم کنیم! بخاطر سورایوکی!
ازم میخوای دقیقا مثل این درستش کنم؟ منظورت چیه؟
میدونم که نمیتونیم همینجوری موسیقی رو تغییر بدیم،
ولی ازت میخوام چیزی با همون حس رو امتحان کنی.
که اینطور...
راستش، با توجه به اینکه من همین الانشم عقبم، فکر نکنم گزینهی دیگهای داشته باشیم.
در رابطه با تغییر در موسیقی
تغییرات ترکیب موسیقی پسزمینه
نویسنده: هاشیبا کیویا
نمیتونیم اینو 100 درصد کار اوریجینال ناناکو بدونیم.
ولی ازت میخوام اینجوری انجامش بدی. مشکلی نیست؟
خوبه!
بهرحال، شاید روش جالبی برای امتحان کردن باشه.
ممنون.
میخوای طرحبندی رو عوض کنی؟
آره.
چون این متریال برای اوج کاره، ازت میخوام اونو تو اولویت قرار بدی.
بیشترش فرقی نکرده.
مشکلی نداره؟
نه. میخوام تاکید خیلی زیادی روی چهرههای کاراکتر تو آخر کار باشه،
و برای این، این بهتره.
پس اینجوریه؟
مشکلی پیش نمیاد! ازت میخوام نقاشیهایی بکشی که به این دستورالعملها بخوره.
میتونی این کار رو برام انجام بدی؟
آره! حتما.
کیویا کون، اونجوری که تو میخوای انجامش میدم. ببینیم چجوری از آب درمیاد.
حالا دو نفر راضی شدن.
...یه نفر دیگه مونده
کیویا، ازم توقع داری که مثل همینی که اینجا نوشته بنویسم؟
میدونم که عقبم.
ولی، پسر... این اصلا شبیه طرحی که من نوشتم نیست!
این یه چیز کاملا متفاوته!
میدونم نوشتنش زمان زیادی نمیبره.
درسته، برای همین میخوام این کار رو بکنیم، تا مطمئن شیم به موقعـ_
ولی اگه اونجوری انجامش بدیم...
دلیلی هست که من نویسندهش باشم؟
سورایوکی...
.طرح فکر تو بود
صحنهی آخر کار، فکر تو بود.
پس دقیقا کار من چیه؟
.بیخیال بابا
تمام احساس بازی بخاطر اینه که تو نوشتیش، سورایوکی!
در رابطه با تغییر در سناریو
تغییرات سناریو
نویسنده: هاشیبا کیویا
با اینکه فقط دارم کاری که تو بهم میگی رو انجام میدم؟
البته.
تو بازی های تجاری، کارگردان خیلی وقتها توی طرح دست میبره.
فقط تعداد کمی از نویسنده ها هستن که آزادن از اول، هرکاری دلشون میخواد انجام بدن.
و-واقعا؟
همینطوره.
بعلاوه، الان، ما باید بازی رو تموم کنیم تا بتونیم توی رویداد اونو بفروشیم!
این باید اولویت شماره یکمون باشه!
میفهمم دارم ازت میخوام کار ناخوشایندی رو انجام بدی.
ولی این بهترین نقشهای بود که به فکر رسید
تا مطمئن شیم به موقع کار رو تموم میکنیم.
کیویا...
برای همینه که ازت میخوام بهم اعتماد کنی، و از دستورالعملها پیروی کنی.
باشه. روم حساب کن.
همیشه حق با تو بوده.
و بهرحال، داری این کار رو بخاطر من انجام میدی.
ممنونم، سورایوکی.
برای آیندهای روشنتر... ما باید فعلا مدارا کنیم.
حق با توئه.
قضیهی سناریو حل شد.
باید بتونیم این هفته بریم سراغ ضبط صدا.
خیلی خوبه! باورش سخته که شماها خیلی عقب بودین.
حالا طراحیها هم دارن زودتر میرسن.
نکنه یجور جادویی چیزی استفاده کردی؟
.فقط از همه خواستم پیشرفتو تو اولویت قرار بدن
همه هم قبول کردن.
واقعا؟ خب، هر چی.
.حالا فقط یه کار میمونه که انجام بدیم
اه، نه، نه، استرس دارم، استرس دارم...
فکر میکردم کنسرت جشنواره دانشگاه بیشتر مضطربکننده بوده باشه.
خب، دخترایی مثل اون معمولا قوی رفتار میکنن .درواقع دل تو دلشون نیست
ها...
خب، خوبه!
خیلی خوبه، ناناکو چان!
فوقالعاده بود!
میتونیم یه بار دیگه هم امتحان کنیم؟
همینه!
این بار، بیا با یه برداشت پرانرژیتر بریم.
باشه!
چی بهت گفتم؟
همینه.
کارت عالی بود، ناناکو!
اون صدابردار هیجانزده شده بود و ازم میپرسید از کجا پیدات کردم!
نه، اینطور نیست.
!حسابی منتظر بودم ببینم چیکار میکنی
خوشحالم که تصمیم گرفتیم کارها رو به روش من انجام بدیم.
تصمیم درستی بود.
کاواسگاوا هستم. از دیدنتون خوشبختم.
من کیریو هستم.
من رئیس گروه مطالعهی هنر های زیبا هستم.
ممنون که میذارین باز هم از کامپیوترتون استفاده کنیم.
خوب بلدی از نرم افزار ویرایش فیلم استفاده کتی؟
قبلا از پریمیا استفاده کردم،
ولی خیلی با افترافکس آشنایی ندارم...
پس تفاوتهاییشون رو که مهمه رو توضیح میدم.
میگم، هاشی، این دختره یجورایی خرخون و شاگرد اوله؟
آره، همینطوره.
میدونستم!
هرچیزی که میگفتم رو زود یاد میگرفت.
واقعا انقدر فوقالعاده بود؟
اگه به همین کار بچسبه، یه روزی یه ادیتور فوق حرفهای خفن میشه.
فکر کنم درگیر شدنش تو صنعت بازی خیلی طبیعی اتفاق افتاد.
شینواکی
شینواکی
شینواکی
شینواکی
ببخشید که موقع کار مزاحمت شدم...
مشکلی نیست. خب چی شده؟
یه فکر فوقالعاده به سرم زد!
میخواستم خیلی زود نظرتو بپرسم!
اینا طرحبندی های برداشت آخره، مگه نه؟
درسته! داشتم فکر میکردم میتونیم یکم بهش اضافه کنیم.
اضافه؟
سناریویی که سورایوکی کون برای این بخش آماده کرد واقعا خوب بود!
واسه همین من خواستم یه برداشت دیگه بهش اضافه کنم.
جملهای که پسره اینجا میگه فوقالعادهست!
واسه همین فکر کردم فکر خوبیه که برای اون بخش دستهاش رو توی فریم بذاریم.
بخاطر عادتش، مگه نه؟
هر وقت راجب یه چیزی واقعا جدی میشه،
همیشه دستاشو محکم مشت میکنه.
دقیقا! من فکر کردم میتونیم روی این تاکید کنیم!
یه نقاشی اضافی، ها؟
فکر خوبیه.
ولی برنامهی طراحیها همین الانشم داره از هم میپاشه.
یه نقاشی اضافه واقعگرایانه نیست.
به عنوان یه خالق، خیلی دوست دارم با این موافقت کنم.
ولی الان، با درنظر گرفتن شرایطمون...
بنظرم بهتره تغییری توش ندیم.
چرا؟
بنظر من با توجه به طوری که صحنه پیش میره، این جوری خیلی بهتره.
فکر میکنی به موقع آماده نمیشه؟
بحث این نیست.
من میخوام تاکید رو روی حرکات صورتی بذارم که برای این صحنه کشیدی، شینواکی.
حرکات صورت؟
سیجی های دیگه هرکدوم فقط برای دو خط استفاده میشن.
ولی این یکی چهارتا داره.
اینجوری برنامهریزی شده تا روی اینکه اون چقدر مصممه تاکید کنه.
فکر کنم... حق با توئه.
بخاطر همین، با اینکه فکر میکنم تغییر تو جالبه،
بهتره که با چیزی که فعلا داریم پیش بریم.
نظرت چیه؟
باشه. همونجوری که برنامه ریزی شده بود میکشمش.
ببخشید. فکر خوبی به ذهنت رسید.
نه. ببخشید که وقتی انقدر سرت شلوغه مزاحمت شدم.
همینه.
این بهترین کاره، بخاطر سورایوکی.
مهلت ارسال
بچهها، این دیگه دور آخر کاره
وقتی که تموم شد همهمون میتونیم بخوابیم، پس دووم بیارین!
لعنتی! بازم یه غلط املایی!
موقعی که داشتم اینو مینوشتم چه مرگم بوده؟!
سورایوکی، میدونم میخوای اصلاحش کنی،
ولی اول رو اجرا کردن بازی تمرکز کن!
ب-باشه، معذرت.
ساعت 2 صبحه... باید کار اصلی رو تا 10 صبح به چاپکنندهها برسونیم.
اینجوری هشت ساعت وقت داریم.
سلام به همگی.
خوب موقع اومدی!
میتونی بازی رو تو کامپیوتر من تو طبقهی دوم امتحان کنی؟
تو باید تصمیماتی بگیری که تو رو تو مسیر این قرار بده!
ب-باشه!
چ-چی شده، ناناکو؟!
ج-جایی که قرار بود حالتهای چهره قرار بگیره کاملا خالی و سفیده!
یه باگه!
No comments yet. Be the first to leave one.