Walking with Cavemen

Walking with Cavemen

دانلود زیرنویس Farsi Persian

Specials

هماهنگ با نسخه‌های زیر

BBC Walking With CavemenEpisode 1234
ناشر Hamid_m
Translated By:Hamid_m

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2012-04-14
تعداد دانلود: 62
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 134 خط.

...اين داستان اين است که چگونه ما

...با تمام موجوداتي که تا به حال بر روي زمين قدم گذاشته اند متفاوتيم

و کليد اين تفاوت در خانواده ي شما نهفته است

اين مادر منه زماني که چهار سالش بوده اين يک نسل قبل از منه

نگاه کنيد چطور اخم کرده

مثل من اخم ميکنه،مثل اينکه قبلش از خونه فرار کرده بوده

و اين پدر بزرگ منه که يونيفرم سرگرديشو پوشيده

اين عکس تقريبا مربوط به سال 1916 ميشه زماني که اولين جنگ جهاني رخ داد

اون طرف صفحه هم،مادربزرگ من هست

با مادرش جوليا،اون مادر مادربزرگم هست

که ميشه سه نسل قبل از من

...ولي حالا فرض کنيد که ما فقط يک نسل به عقب برنگرديم

...يا دو نسل يا سه نسل

بلکه 300 نسل به قبل برگرديم

...يا سه هزار نسل

پيش اجداد ما که انسانهاي غارنشيني بودند که دنيا را ميپيمودند و آن را با يکديگر تقسيم ميکردند

...برگرديم به شصت هزار نسل قبل

و با اولين مردمي آشنا شويم که پايشان را از آفريقا بيرون گذاشتند

...صد هزار نسل قبل

...و با خويشاونداني آشنا شويم که بيشتر از آنچه شما فکر ميکنيد

بد هيبت و ترسناک هستند

...و اين دقيقا کاري است که ما ميخواهيم بکنيم،سفر در زمان

...و با موجودي که به ما تبديل شد ملاقات کنيم

و ببينم چگونه زندگي آنها،به صورت شگفت انگيري به ما مربوط ميشود و چه راهي را پيمودند تا به ما تبديل شدند

اجداد مرده ي ما براي ما کليد هاي راه گشايي را باقي گذاشته اند تا با ان به گذشته پي ببريم

...با فسيل ها و استخوان ها و عتيقه هايي که به جا گذشته اند به عنوان راهنما

...دانشمندان ميتوانند تصويري بسازند

که سفر در زمان را براي ما تداعي ميکند

...اگر تمام فسل هايي که از مردهاي ميموني به جا مانده را يک جا جمع کنيم

من احتمالا ميتوانم تمام انها رو پشت اين ماشين جا بدم

تمام اين قطعه هاي کوچک داستاني هاي زيادي در مورد اينکه دنيا قبلا چگونه بوده براي ما بازگو ميکنند

اين تکه هاي کوچيک استخوان در خود رازي را نگهداري ميکنند،نه فقط در مورد اينکه اجداد ما چگونه مرده اند

...همچنين در مورد اينکه چگونه زندگي کرده اند

...از نزديکترين پسرعموي ما،که غار نشين بوده اند

...تا اولين اروپايي هاي درنده

از اجداد ديگر ما که چگونگي زندگي و دوام آوردن در جنگل هاي آسيا را ميدانستند

تا اولين خانواده ي واقعي که در صحراهاي گرم افريقا با هم زندگي و همکاري ميکردند

...ما در زمان به صورت عقب گرد سفر ميکنيم

و قدم به قدم تمام رازها و جزئياتي که من و شما را بي همتا کرده آشکار ميکنيم

و اولين موجودي که اين خصوصيات را داشته ملاقات ميکنيم

...اولين سازندگان ابزار

...جد سنگين وزن ما که گذشته ي ما را شکل داده

به عقب برميگرديم تا با چشم خود ببينيم چگونه من و شما به ايني که هستيم تبديل شديم

اولين مکان مشخصي که اين فسيل ها ما را راهنمايي ميکنند اينجاست

...ما به سه و نيم ميليون سال پيش سفر کرديم

...همانطوري که علم ان را تصور ميکند

...تا با موجودي آشنا شويم که سفر تبديل شدن ميمون کهن به ما را شروع کرد

در افريقا،در اين درخت

...اين از اقوام دور شماست مربوط به سيصد هزار نسل قبل

Australopithecus afarensis کپي جنوبي آفاري يا آنها به اشيانه ي شبشان رفته اند

اين يکي نقش ويژه اي در داستان من و تو دارد

...ما او را لوسي صدا ميکنيم،او براي کس ديگري نيز نقش به خصوصي دارد

کودک او،که فقط چند روزه که به دنيا اومده

...گروهي که لوسي در اون هست درگير يک جنگ هستند

جنگي که پتانسيل ايجاد خشونت و ستيز زيادي را دارد

در صبح،زندگي او براي هميشه تغيير خواهد کرد

...براي اجداد ما،مانند هر ميمون ديگر مربوط به هر زماني

آب نوشيدن و با آن پر شدن ماموريت مهمي براي صبح است

...ولي چيزي وجود دارد که اين ميمون ها را از بقيه ي ميمون ها جدا ميکند

اولين قدم در تبديل شدن به ما

آنها ميتواند بر روي دو پا بايستند و راه بروند

اين بزرگترين و ارشدترين مرد گروه است

او همچنين پدر بچه ي لوسي است

او 25 سال دارد،و در بهار جواني است

او ميتواند به اندازه ي پنجاه سال عمر کند

است پسرعموي کرگدن امروزيancylotherium ايني که ميبينيد

...در اين دنياي ما قبل تاريخ

اين قدرت رهبر گروه است که گروه را سرپا و با هم نگه ميدارد

...ولي اگر شما فکر ميکنيد بر روي دو پا ايستادن

جد ما را پادشاه جنگل ميکند،پس اشتباه ميکنيد

...غير از ايستاده و بر روي دو پا راه رفتن

هيچ چيز قابل توجهي در مورد اين موجودات وجود ندارد

آنها قرباني قوانين طبيعيت هستند،مانند بقيه ي موجودات

هنوز لوسي و امثالش اجداد من و شما هستند

...براي پي بردن به اينکه دقيقا چي آنها را ويژه ميکند

ما بايد نگاه دقيق تري به آنها داشته باشيم

لوسي 22 سال دارد

...اون نه تنها مادر کودک تازه به دنيا آمده ي خود هست

...بلکه مادر چندين نفر ديگه در اين گروه نيز هست،مانند اين دختر نوجوان

که يک پرستار بچه ي آماده و دم دست نيز هست

اين صدا مربوط به يک هم نژاد از گروه رقيب است که آرامش آنها را به هم ميزد

چندين بار گروه لوسي و قلمرو انها مورد تجاوز قرار گرفته

جنگ براي نمايش قدرت و تصاحب

از دست دادن رهبر گروه باعث به وجود آمدن مشکلي ديگر شد

دو مرد ادعاي رهبر شدن و تصاحب گروه را دارند

...اين مرد آرام گروه است،قابل اطمينان و قوي و سخت

در حالي که او کاملا برعکس است،گستاخ و احساساتي

حالا وقت آن است که کار گروهي کنند

...براي دفاع و پاسداري بايد سازمان يافته بود

و مرد ها مانند ديوانگان براي دور کردن گروه رقيب داد و فرياد ميکنند

اين گروه سرزمينشان بيشتر شبيه شامپانزه هاي امروزي است

شايد ده مايل مربع که با رودها و کوه ها احاطه شده

...گرچه بزرگسالان راهشان را بلد هستند

اينجا جايي است که جنگ بر سر رهبري شروع ميشود

اولين زدوخورد خود را با صدا در اوردن نشان ميدهد

...برنده ي نهايي عزت و احترام کسب ميکند

و امتياز ويژه اي براي دستيابي به ماده هاي گروه

ضمنا،گروه رغيب به صورت غير منتظره اي نزديک هستند

...اين گياه هاي ني مانند مرز ميان

قلمرو گروه ديگر از افرنسس ها را تشکيل ميدهد

معمولا،هيچ گروهي به اينجا نميايد،به اين دليل که اينجا جاي خوبي براي ميوه ها و يافتن غذا نيست

اما اين گروه از نر هاي مزاحم به دنبال چيز ديگري هستند

لوسي،احتمالا زماني که لوسي دنبال غذا ميگشته مزاحم آنها شده

و يک افرنسس تنها هميشه اسيب پذيره

نر هاي مزاحم اون رو تعقيب ميکنند

و به او حمله ميکنند تا گروه او را بترسانند

...و با وجود حدود يک متر قد

ماده اي مانند لوسي هدف دست يافنتي و راحتي است

اگر آنها او را الان پيدا کنند،ميشه گفت مطمئنا اون رو ميکشند

اين يک فرار موفقيت آميزه

با سرد شدن هوا،نرهاي مزاحم مسيرشان را عوض ميکنند

اين رود در مرز جنوبي قلمرو گروه لوسي قرار دارد

و همچنين اين رود محل مناسبي راي نوشيدن و رفع خستگي آنهاست

و نه فقط براي گروه هاي غربيه

...همچنين جنگ و دعواي گروه لوسي براي

نوشيدن آب متوقف شده

مانند ميمون هاي رقيب در هر زماني،رويارويي بايکديگر باعث تحريک و مقابله ميشود

با آبي که بين آنها هست،خون و خون ريزي غير محتمل است

...در عوض،سر و صدا کردن و نشون داد قدرت کار امروزشونه

که براي گروه لوسي خوش شانسيه،به اين خاطر که تعداد گروه رقيب بيشتر است و به انها اضافه ميشود

...اگر قرار بود در يه جاي ديگه همديگه رو ببينند

ممکن بود جنگ و خونريزي ناجوري بينشون در بگيره

...هر چي بيشتر به اين موجودات نگا ميکني،بيشتر شبيه ميمون به نظر ميرسند

پس چرا،با اين ظاهر سختشون،بازم شبيه ميمون نيستند و با آن فرق دارند؟

...چه اتفاقي روي زمين ميتوانسته افتاده باشه که باعث بشه يک ميمون بايسته

و روي دو پا راه بره؟

...خوب،اتفاقي که افتاد

:اين بود که "دنيا تغيير کرد"

با من بياييد تا بيشتر در زمان به عقب سفر کنيم

...حتي قبل از اينکه نژاد افرنسس وجود داشته باشد

چهار،پنج،شش،مليون سال قبل،و قبلتر

ما هنوز در افريقا هستيم،ولي در هشت مليون سال قبل

و در محل زندگي اجداد لوسي و همنوعانش که در بالاي درخت زندگي ميکنند

...ما هنوز هيچ فسيلي از اين ميمون اسرارآميز پيدا نکرديم

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left