نخستین 187 خط.
به نام خدای رنگینکمان
برای اینکه زیرنویس این فیلم در اسرع وقت در دسترس بینندهها قرار بگیره، من ترجمهشو از روی کیفیت پرده شروع کردم تا موقع پخش کیفیتهای خوب، سریع به دست همه برسه. امیدوارم از زیرنویس راضی باشید
بر اساس یک "انقلاب" واقعی
بعضیها میگن که این پایانِ یه عصره
بقیه میگن شروعِ یه چیزِ جدیده
میتونی توضیحش بدی تا بهتر بفهمیم؟ این چیزی نیست که بشه توضیحش داد -
چیزیه که باید تجربهش کرد
چیزی که شما میبینید نمادِ یه زندگیِ جدیده
،همهی حسرتها، همهی شکها برای همیشه شسته شدن و رفتن
"انقلابِ عیسی"
جوزایا هستم، خبرنگارم
گِرِگ هستم
مردم به این گروه "میگن "خانوادهی همیشگیِ خدا
تو هم بخشی ازشی؟
این برات چنین چیزیه؟ یه خانواده؟
واقعاً نمیدونم
نمیدونم خانواده چه جوریه
چی شد که عضو این گروه شدی؟
"یک سال قبل"
بشنوید از اعتراضاتِ مخالفینِ جنگ
و درگیریهای ارتشِ آمریکا در ویتنام
و راهپیماییهای اعتراضیِ جنگ
بدون هیچ شلوارِ پارچهگشادی
به صورت زنده از سانفرانسیسکو گزارش میدم
یعنی پایتختِ خودخواندهی هیپیهای سراسر جهان
جایی که صدها هزار نوجوان
اومدن تا به این جنبشِ رو به رشد ملحق بشن
اونا معمولاً از "صلح" و عشق" حرف میزنن"
این بچههایی که به خودشون میگن هیپی
شکل جدیدی از شورش علیه وضع موجود و
ماتریالیسمِ والدینشون رو نشون میدن
گرگوری :پیام اونا به دنیا اینه -
روشن بشید، هماهنگ بشید" "و بیاید بیرون
ما نمیتونیم با خانوادهمون ارتباط برقرار کنیم، پدرهامون همیشه سر کارن
پس آدم بلاخره یه جایی بلند میشه
گرگوری؟
بر میگردم مامان
هیپیها یه معضلِ اجتماعی هستن
لباسهایی که میپوشن
طوری که صلح رو به معنای تضاد با نفرت موعظه میکنن
و تضاد با جنگ
این باورها باعث شده که به نظر بیاد اونا شورشیهایی
،علیه یه جامعهی مادی سنتی و کهنه هستن
همهجا جوانها دارن "پا میشن"
"و "میزنن بیرون
هیپی ها، پات، اسید
ظاهراً الکل باید بره "روی "نیمکتِ ذخیره
جوری به تلویزیون خیره شدید که انگار دنیا داره تموم میشه
به نظرم واقعاً داره تموم میشه
به نظر من کاری که اونا دارن میکنن یه جورایی قشنگه
عزیزم
تو مواد میکشی؟
نه مامان، مواد نمیکشم
لطفاً انقدر سوال نپرس
ببینید، حرف من اینه که اونا "صلح" و "عشق" میخوان
مگه شما هم همینو نمیخواید؟
به نظرم اون بچهها نیاز به کمک دارن
نیاز به حموم دارن
فکر نکنم بشه بهشون کمک کرد
دیدی؟ مشکل همینجاست
تو داری افرادی رو قضاوت میکنی که هیچی ازشون نمیدونی
تا حالا با یه هیپی هم ملاقات نکردی فکر میکردم اونا با آدمای "سنتی" حرف نمیزدن -
مگه خودت نگفتی که من سنتیام؟
بابا، تو یه نمونهی کامل از سنتی بودنی
بذار جوابتو بدم، وقتی خود خدا بیاد اینجا و یه هیپی برام بیاره
اونموقع ازش میپرسم که ماجرا چیه، چون واقعاً نمیفهمم
شاید کلیسات برای همین انقدر خالیه
کجا میری؟
میرم مواد بکشم
دخترِ خودته
روسیه، کره، کامبوج
اگه جلوی گسترشِ کمونیسم رو نگیریم
ملتهای سراسر جهان رو آلوده خواهد کرد
"بهش میگن "نظریهی دومینو
و ارتش ما هم برای همین در ویتنام هستش
این یه تمرینه همه برن زیر میزشون
گرگ لائوری، برو زیر میزت
میدونستید که یه بمبِ اتم
قدرتش از ۵۰ میلیون تُن تیانتی بیشتره؟
یه انفجار میتونه کلِ این شهر رو نابود کنه
چرا باید تمرین کنیم؟
هی
تو کی هستی رفیق؟
مامور مبارزه با موادی؟
چی؟
کارمندِ.......فدرالی؟
دارم باهات شوخی میکنم پسر
من چارلی هستم، از آشناییت خوشبختم پسر
من گرگ هستم خوشبختم گرگ -
چه با کمالات
به چی نگاه میکنی؟
وایسا حدس بزنم، آره
میخوای صداش کنم بیاد؟ نه، نه، نه -
......اون دوستمه پسر، اصلاً
نه، صداش نکن
هی کتی نه، نه، نه، گفتم نه -
بیا اینجا
فکر کنم یه پسری هست که میخواد باهات آشنا بشه
یه کم عجیب غریبه ولی بهش سخت نگیر
باشه
سلام سنتی
من سنتی نیستم
شرمنده، مثل سنتیها لباس پوشیدی
این گرگ هستش
و قراره اینجا درس بخونه
راستش....نمیتونم اینجا درس بخونم
نمیتونی؟
تو میتونی هر کاری که دلت میخواد بکنی
اینو میدونی دیگه، نه؟
شایدم واقعاً نتونی آقای سرباز
چی؟ واسه لباسه میگی؟ نه، نه، نه، نه، نه
این خواستِ من نبوده پیشنهادِ مامانمه
اون فکر میکنه که آکادمی فرصتهام رو گسترش میده
میدونی، من ترجیح میدم ذهنم رو گسترش بدم
بیخیال، تو توی دبیرستانی
اونا فقط پروپاگاندا و دروغ بهت یاد میدن
خیلی خب، ولی اگه
اگه حقیقتی وجود نداشته باشه چی؟
اگه همه چیز مجموعهای از دیدگاههای مختلف باشه چی؟
الان از "آلن گینزبرگ" نقل قول کردی؟
آره، چطور؟
شعرهای "گینزبرگ" رو خوندی؟
آره، بعضیهاشو
ولی میدونی چیه؟ من روی این مسئله باهاش مخالفم
بعضی چیزا قطعاً حقیقتن
جدی؟ مثل چی؟
نمیدونم، هنوز پیداشون نکردم
ولی حداقل الان داریم سوالهای درست رو میپرسیم
عجب
چارلی
فکر کنم این آخر هفته باید گرگ رو دعوت کنیم
مگه این آخر هفته چه خبره؟
"خبرِ "بزرگ
"بزرگترین دورهمیِ "حقیقتگوها در کالیفرنیای جنوبی هستش
رفیق، خودِ "تیموتی لیریِ" پیامبر هم قراره بیاد
گروهِ راکِ "گریتفول دد" هم میان "و "جنیس جاپلین -
جنیس جاپلین" هم میاد پسر"
همه دارن میان
پس
میای؟
اینجا جاییه که باید بگی آره
آره
آره، حتماً، حتماً میام، حتماً
خیلی خب
خب پس
فردا میایم دنبالت
خداحافظ گرگ
میبینمت گرگ
این نسل، گم شده، بیهدفه
کتاب مقدس به ما میگه که آدمها بدون آیندهنگری
از بین میرن
و لغتش در زبانِ عبری به معنای
دور انداختنِ پرهیزکاریه
و آیا این همون چیزی نیست که این روزا داریم میبینیم؟ یک نسلِ بدونِ پرهیزکاری
بیاختیار
نامتعارف
هنجارشکن
بیخدا
اینا
سرخطِ اخبارِ دورانِ ما هستن
آیندهی ما اینه؟
به نظر میاد از همین الان به پایانِ جهان رسیدیم
ولی همونطور که :عیسای منجی گفته
هر که تا پایان پایدار" "بماند، نجات خواهد یافت
آمین
بیاید دعا کنیم
سلام
برسونمت؟ حتماً -
شنلِ باحالیه
آره، نقاشیش رو خودم کشیدم
ایول
من لانی هستم منم جنت هستم -
سلام سلام -
خب، کجا میری؟
از سانفرانسیسکو میام
و "خبرِ خوش" رو به هرکسی که بخواد گوش بده، اعلام میکنم
تو چطور جنت؟
چیزی از "راه و راستی و حیات" میدونی؟
باید بابام رو ببینی
جالبه
از هیپیها خوشش میاد؟ نه -
خدای من، خدای من، چرا مرا ترک کردهای؟"
"چرا اینقدر از نجاتِ من دوری؟
یا خدا
سلام چاک اسمیت
تو کی هستی؟
اسمم رو از کجا میدونی؟
No comments yet. Be the first to leave one.