نخستین 200 خط.
!بابا
لحظه ای که زمین خوردم ناامید شدم
دنیای منم بعد از مرگ پدرم به پایان رسید
زندگی برای من و پدرم به شدت عوض شد
و بعد از تمام اینها
...من یاد گرفتم زندگی اون چیزی نیست که
برات اتفاق میفته بلکه بیتشر نحوه برخوردت با اون حوادثه
این همون چیزیه که من طی ده سال گذشته یاد گرفتم
هی برگرد اینجا - وای خدا -
خای من - همین حالا برگرد اینجا -
چی ؟ نمی شنوم چی میگی
هی ..همونجا وایسا
بیا اینجا ببینم
آخرش تو رو می کشم - !باشه -
وای خدا
!جونگ یون همونجا وایسا
اگه جای من بودی وامیسادی؟
بیخود زحمت نکش ، بگیرمت کشتمت
لطفا سریع راه بیفتین
وای پام
وای خدا پام درد میکنه ، برگرد
یالا دیگه روشن شو
روشن شد
جی یون
بلدی چطوری بنویسی؟ میخوای بهت قرض بدم؟
آفرین دخترم برش گردون به آجوشی
اسمت جی یونه؟
لی جی یون
اشکالی نداره اجازه بدین بازی کنه
معذرت میخوام حتما بعدش بهتون پس میده
بریم
خودنویس گرونی بود
اگه نوکش بشکنه چی؟
فقط یک خودنویسه
براش یک نوک جدید میگیرم
بخاطر همین من باید کنارت باشم
از بس همیشه با همه خوبی
نه اونقدرم مهربون نیستم
فکر کنم هنوز خوب من نشناختی
من به غیر از یه چیزایی همه چی رو خوب میدونم
چی رو نمیدونی؟ چی رو میدونی
..میدونم
یک کارآفرینی که به رویای امریکایی رسیدی
...تو ویلیام جانگ یک تاجر موفقی
سازنده لوازم آرایشی چروکی رو ساختی با لوازم طبیعی مراقبت از پوست
...چیزی که نمیدونم
اینکه ته دلت چی میگذره
ما دو ساله با همیم
اما هیچ وقت در مورد خودت حرف نزدی
چیز خاصی برای گفتن نیست
ویل من میخوام همه چی رو در موردت بدونم
میخوام بدونم از بچگی چطوری بودی
چی دوست داشتی و رویات چی بوده
همینطور
میخوام بدونم همسر سابقت چطور زنی بوده؟
من خیلی دوستت دارم
بخاطر همین خیلی کنجکاوم
من همینم که داری می بینی
این جواب سوالات نیست؟
بهت گفتم
من بلد نیستم خوب در مورد احساساتم حرف بزنم
و اطلاعات زیادی در مورد زنها ندارم
...بلد نیستم برای خانمها گل بخرم
یا بهش بگم دوستت دارم
اما یه چیزی رو بهت قول میدم
هرگز ترکت نمی کنم
مثل بچه ها حرف میزنی
منم هیچ وقتی نمیذارم تو ترکم کنی
خانم ها و آقایون
به زودی وارد فرودگاه بین المللی اینچون خواهیم شد
...لطفا به صندلی های خود برگردید
و کمربندهای خود را ببندید
ویل من اومدم یکی رو پیدا کنم
تو چی ؟ کسی نیست که بخوای ببینی؟
ده ساله نیومدی کره
نه کسی نیست
!هی وایسا
!هی جی یون
وایسا
باید برم دستشوی
خودم میرم
نمیخوام جلوی توالت خانمها منتظر بمونی
باشه برو
از دست این دختر
نیازی نیست مشکوک بشین
سخته مشکوک نشم
...به نظر نمیاد صاحب اون کیف لوکس باشی
بر اساس لباسی که پوشیدی
ببین
این خواهر کوچکم که صاحب این کیفه
و اینم منم
این کافیه؟
ببخشید که فضولی کردم
منم بودم همینکارو میکردم
این طرفه
(سوئیچ درب اتوماتیک ، باز ، بسته)
منم فضولی کردم؟
.ممنون
...ای عوضی
تا رسیدم بهت زنگ زدم
باشه
خدا حافظ
هی
هی
هی چیکار میکنی؟
پسش بده
....پاسپورت و
پولم بده
ولش کن ،دست از این کارات بردار
اگه میخوای اینکارهارو بکنی یه اتوبوس بگیر برگرد خونه
معلوم نیست دردش چیه این دختره - بی ادب -
واقعا که
...بیا اینجا ببینم - ایوای چیه -
!خدای من
دردت گرفت؟
منم قلبم درد میگیره وقتی می بینم اینطوری رفتار میکنی
اگه یه بار دیگه از خونه پول بدزدی
میدمت دست پلیس
نمیتونی فقط ده هزار دلار به من بدی؟
فقط ده هزار دلاره
فقط ده هزار دلار؟
تو میدونی چقدر طول کشیده تا ده هزار دلار جمع کنم؟
...جون کندم هزار جور کار پاره وقت کردم
تا بتونم پس انداز کنم بدهی هامون بدیم
اونوقت تو میخوای بری پاریس بگردی؟
مدرسه رو ول کردی
مثل آب پول خرج کردی گفتی میخوای مدل بشی
آخرشم خودت به دردسر میندازی
آخه کی میخوای بزرگ شی؟
لطفا با واقعیت روبرو شو و کمتر خرج کن
بخاطر کی ما به این روز افتادیم؟
همش تقصیر تو بود
اگه اون روز فرار نکرده بودی بابا نمی مرد
دیونه مردی بودی که بابا قبولش نکرد
بخاطر تو بابا مرد میدونی؟
میدونم ، میدونم بخاطر من مرد
خوب میدونم من بابارو کشتم
خوش بحالت که میدونی
همه رو خوب میدونم
...بخاطر همینم دارم سخت جون میکنم
تا با مزخرفات تو کنار بیام
پس بهتره تو هم رفتارتُ درست کنی
اگه دوباره بری رو اعصابم
واقعا میزنم خفه ات میکنم
هی خانم ترسناک
من باید ماشینم در بیارم
ما همدیگرو می شناسیم؟
تو اصلا استایل من نیستی
معذرت میخوام
واقعا نمیخوای حرف گوش بدی؟
الان بهت حالی میکنم
برو اونور عوضی
اینقدر من نزن - چرا حرف گوش نمیدی ؟ -
میخوای همینطوری ادامه بدی؟ - دردت چیه؟ -
!هی - وای کمک -
لطفا کمک کن - مواظب باش -
!گلم - بیا اینجا ببینم -
زنگ بزن به پلیس
...خانمها لطفا
خواهش میکنم - خدای من -
وای خدا ...بس کنین دیگه
لعنتی
لعنت
خدای من واقعا که
آقای جونگ این؟
برادرم می شناسی؟
.متاسفم
یهویی اسمش از دهنم در رفت
...نمی خواد احساس تاسف کنی که
اسم برادر مُردم آوردی
از کجا برادرم می شناسی؟
یه کم همو می شناختیم
یک کم؟
...پس یعنی
هیچ احساس خاصی نسبت بهش نداشتی
...و قتی میگی یه کم
پس یعنی مدت کوتاهی می شناختیش
نکنه یه چیزایی بین تو و برادرم بوده؟
نه ، همچین چیزی نبوده
وای خدا
حالا چیکار کنیم ...خراب شده
اشکالی نداره براش یک گلدون جدید میگیرم
حیف
نمیر ...من واقعا نمیخوام بمیری
.متاسفم
...من پول گلدون میدم - به جای گلدون -
باید یک مسکن درد برام بگیری
به لطف شما خواهرای پر زور کل بدنم درد میکنه
معذرت میخوام - هی خواهر دردسر ساز -
من خودم قبلا یه برادر بزرگتر داشتم
هیچکی تو دنیا مثل خواهر بزرگترت نمیشه
پس حرفشو گوش کن
تو چی میگی
معذرت میخوام
هی خواهر ترسناک
بذار یه نصیحتم بهت بکنم
تو خانواده
باید بخشنده بود
دیگه نزنش خیلی مشتت سنگینه
باشه
No comments yet. Be the first to leave one.