نخستین 200 خط.
چی گفتید؟
گروهبان لی، پیت نارو...
پیدا کردید؟
واقعا پیداش کردن؟
بله الان راه میفتم
قبلا برسیش کردیم
گروهبان لی
فکر کنم تا اینجا دویدید
واقعا راست میگید؟
کسی که با دی ان ای من مطابقت داررو پیدا کردید؟
همین الان باهاش تماس گرفتیم
اونم خیلی هیجان زده به نظر میومد
یه کم صبر کنید الان میرسه
دیدی؟ خیلی خوب شد تست دی ان ایتو ثبت کردی
حتی اگرم بد باشه باز خون، خونو می کِشه
اون کجا زندگی می کنه؟
اوضاعش چطوره؟
نه، یعنی تا کی میرسه اینجا؟
یه کم صبر کنید میرسه
هروقت رسید همه چیزو راجع بهش میفهمی
بیت نامو پیدا کردن
تستارو با هم تطابق دادن
و با هم یکی بوده
همین الان باید برم
عزیزم یکم خونسردیتو حفظ کن
برو لباستو عوض کن منم باهات میام
من که خواب نمی بینم؟
خواب نیست برو لباستو عوض کن راه بیفتیم
به خاطر اینکه الان هیجان زده ای
نباید هرچی شنیدی رو باور کنی
پلیس باهام تماس گرفته چی رو باور نکنم؟
تست دی ان ایمون باهم مطابقت داشته
ولی بازم
قبلش باید خودت تست رو ببینی
حالا بعدا صحبت می کنیم
الان نمی تونم تمرکز کنم چی میگی
خدایا عزیزم
مامان کجا میری؟
بیت نارو پیدا کردن
واقعا؟
پلیس باهام تماس گرفت
مقایسه کردند...
دی ان ایم با یه دختر خانمی مطابقت داشته
واقعا خبر خوبیه مامان
تبریک می گم مامان
فکر کنم این تلفن بنرهاست
الو
احتمالا شما دنبال بونگ بیت نا می گردید
آها چیزه
اگه با شماره روی بنر تماس گرفتید...
درسته وقتی دیدمش خیلی جا خوردم
عکسی که روش بود دقیقاً شبیه عکسیه که من تو بچگیم گرفتم
شما هم همین عکس رو دارید؟
بله، من یه لنگه کفشم دارم
فکر کنم لنگه ـش پیش شما باشه
گفتی لنگه کفش؟
با کی زندگی می کردی؟
با مادربزرگم
از بچگیم با مادربزرگم زندگی می کردم
احتمالا
تست دی ان ایتو پیش پلیس ثبت کردی؟
بله، همینطوره
ولی هنوز باهام تماس نگرفتن
برای همین مستقیم با شمارتون تماس گرفتم
اگه شما که دارید باهام صحبت میکنی، مادر منی
واقعا هیجان زده ـم
می تونیم
فوراً همدیگرو ببینیم؟
اوه عزیزم
البته که می تونیم
تازه یکم پیش گروهبان لی باهام تماس گرفته بود
اون بهم گفت دختر خانومی که تست دی ان ایش باهام مطابقت داررو پیدا کردن
الان میتونی بیای ایستگاه پلیس؟
واقعا؟
پس همین نزدیکی هستی
الان خودمو می رسونم میدونم کجارو میگی
الان راه میفتم
عزیزم جریان چیه؟
فکر کنم دیگه بیت نامو پیدا کردم
نه، مطمئنم که خود بیت ناست
هرچی گفت دقیقا درست بود
به هرحال مامان مراقب باشید تستتون که ثبت شده باهم مطابقت داشته باشه
مامان چرا باهاش تو اداره پلیس قرار نذاشتی؟
اینطوری مطمئن تره
اوپا
الان این مهمه؟ اول باید همدیگرو ببینن
همین الان از اداره پلیس باهام تماس گرفتن گفتن شخصی که تستش باهام مطابقت داررو پیدا کردن
پلیس با این خانومم تماس گرفته
همون کسیه که
دی ان ایش باهام مطابقت داره
خدای من پس فوق العادست
رویات به حقیقت تبدیل شد
آقای کیم
بیا بریم
مامان بعدا میبینمت
الان راه افتاد
مراقب باش اشتباهی نکنی
برای دانلود قسمتهای بعدی به کانال زیر @KoreanAngels مراجعه نمایید KoreanAngels_official اینستاگرام
بله خانم، گروهبان لی هستم
درسته، ما منتظرتونیم
چی؟
می تونید اون ثبت دی ان ای رو از اطلاعاتتون حذف کنید
من تصمیمم رو عوض کردم
منظورتون چیه خانم؟
الان گفتید میاید اینجا
می خواستم بیام ولی
ممکنه به خاطر این موضوع شوهرم طلاقم بده
و بچه هام از شوهر دومم از زندگی گذشته ام خبر ندارن
...ولی بازم
من خوب فکرام رو کردم خانواده من
ثروتمنده و اگه از نظر مالی بینشون اختلاف بیفته اصلا خوب نیست
قبلا بهش فکر نکرده بودم
خانم راستش الان این دختر خانم اومدن اینجا
می خواید یه لحظه باهاش صحبت کنید؟
نه نیازی نیست
به هر حال که قرار نیست همو ببینیم
شنیدن صدای همدیگه فقط کارارو سخت تر می کنه
می خوام دیگه فراموشش کنم
آها راستی، به هیچ عنوان اطلاعات شخصیمو بهش ندید
اگه اینکارو کنید
به خاطر افشای مدارک شخصی ازتون شکایت می کنم
پس فعلا
خانم
چجوری می تونه یهو اینطوری نظرشو عوض کنه؟
چطور؟ احتمالا خبر بدی شده یا اتفاقی افتاده؟
من نمی دونم چطوری باید بهتون بگم
سون هوا
الان دیگه باید فهمیده باشی مادر واقعیت چه بیرحم و سنگ دله
پس دیگه بیخیالش شو
الان دیگه جو هه ران باید با چشمای گریون دخترشو بغل کرده باشه
به نظرم یکم عجیب بود
برا همین دوباره تست دی ان ایمو ثبت کردم
واقعا امیدوارم زود مادرمو پیدا کنم
البته که باید می کردی
مادری که تو رو به دنیا آورده
معلومه که کنجکاوی ببینی کیه
همش به لطف شماست مادر جون
ممنون که باهام اومدید اداره پلیس
کاری نکردم که تشکر کنی
راستی یادته چه شهری بدنیا اومدی؟
اگه بری اون شهر
شاید یه چیزایی یادت بیاد
ما خیلی جا به جا شدیم برا همین یادم نیست
آها درسته فکر کنم شنیدم مادربزرگم می گفت
اسمشو عوض کرده
اسم قدیمی مادر بزرگ هان یونگ جا بود
هان یونگ جا؟
پس اینطور
مادر بزرگ سعی داشته خودشو مخفی نگه داره تا کسی پیداتون نکنه
مادر جون برید یه کم استراحت کنید کم کم ساعت کارمون شروع میشه
باشه
حالا چیکار کنم
سون هوا،
پدربزرگ داره دنبالت میگرده
آها باشه الان میام
نارنگی هارو کجا گذاشتم؟
همه این خطراتو به جون خریدم تا بتونم اینکارو کنم
هرگز نباید کسی بو ببره
حق باتوعه
بیت نا
تو واقعا بیت نای منی
واقعا
واقعا شما مادرمی؟
گفتی اسمت چوی یون گیول بود، درسته؟
بله
بعدا فهمیدم اسم واقعیم بونگ بیت ناست
مادربزرگم قبل مرگش بهم گفت اسم اصلیم بونگ بیت ناست
خودشم اسمشو تغییر داده بود
پس
اسم واقعی مادربزرگتو
قبل اینکه تغیرش بده میدونی؟
فکر کنم گفت هان یونگ جا بوده
این
عکس مادربزرگمه
بیت نا
بیت نا
مامان
بیت نا
مامان خیلی دلم می خواست ببینمت
اوه عزیزم، بذار صورتتو ببینم
پس این شکلی هستی
پس خودتی بچه عزیزم
بچه ـمو پیدا کردم
چطوری یه مادر می تونه اینطوری باشه؟
سون هوا
ممکنه اشتباهی پیش اومده باشه؟
نه
من خودم کنارش بودم
چطوری یه مادر میتونه اون حرفارو بزنه؟
واقعا درکش برام سخته
همینو بگو اصلا فکر نمی کردم این اتفاق بیفته
اولش سعی کردم مادربزرگمو درک کنم ولی
یکمم ازش ناراحت بودم
برای اینکه منو از مادرم جدا کرده بود
فکر می کردم اگه اینکارو نمی کرد
شاید زندگیم متفاوتتر بود
اینجوری فکر می کردم
درسته تو هم انسانی و هرجور بخوای می تونی فکر کنی
ولی
حق با مادربزرگم بود
No comments yet. Be the first to leave one.