نخستین 200 خط.
l feel like l'm going crazy
l like nice songs
and l want you to listen to them too
Whenever
l sing a song
l hear a voice coming from the microphone
wishing me the best
l want you
to hear it too
Good luck!
You can't show your love
just with niceties
That won't provide comfort
Whenever l say something
out of the ordinary
in my heart
l wish you the best
l want you
to hear that line
Good luck!
Temporary Park Closure
Temporary Park Closure
Temporary Park Closure
Temporary Park Closure
Temporary Park Closure
Temporary Park Closure
Temporary Park Closure
Temporary Park Closure
Temporary Park Closure
Temporary Park Closure
Temporary Park Closure
Temporary Park Closure
Temporary Park Closure
Temporary Park Closure
Temporary Park Closure
Temporary Park Closure
Temporary Park Closure
Temporary Park Closure
Temporary Park Closure
Temporary Park Closure
Temporary Park Closure
Temporary Park Closure
Temporary Park Closure
Temporary Park Closure
چه اتفاقی داره می افته؟
.فکر کنم داریم از خط خارج می شیم
وای! بعدش چی؟
.احتمالا می افتیم
وای، وای! بعدش چی؟
!همه مون می میریم
!کاپیتان
...بچه ها
!نوزومی
!ماسامی
...اونا
فکر کنم خوب بدونی اگه سواریشون متوقف نشه چی می شه
.ماسامی اوتوکو
.وقتشُ نداری که بری سراغ ماچا گرین
.ولی مطمئن بودم که سر و کله ی ماچا پیدا می شه
!تو نمی تونی این کارُ بکنی شیگیو
با توجه به اعلامیه ی برج های دو قلو
زمان و مکان باید حداقل یک روز قبل مشخص بشه
.اوهف خیلی ببخشید
.این روزا پیغام ها خیلی راحت گم می شن
چطوری می خواید بدون یه بهترین از این قضیه قسر در برید؟
!م-مشکلی نیست! ما هنوز سلاح نهاییمونُ داریم
!دوباره ازش استفاده می کنیم
منظورت همون ربات دیروزیه؟
آره! از همین الان ترسیدین!؟
.خب، اون درست همونجاست
چ
فقط محض اطلاع
.همچنی چیزی نمی تونه ما رو بازی بده
چی؟ ولی شما دیروز داشتین شلوارتونُ خراب
!نه خیر! همه اش جزوی از نقشه بود
.بدون ماچا گرین کاری ازت برنمیاد
اگه می خوای اعضای عزیز جوخه اتُ نجات بدی
.همین الان بهمون تسلیم شو
...کاپیتان
این یعنی ما گروگانیم؟
.آ-آره فکر کنم
!پسر، من به هاسامی کمک نمی کنم، بهش صدمه می زنم
!ما رو نجات بده ماچا گرین
.باشه. اگه نمی خوای تسلیم نشو
.به جاش با من مبارزه کن
.سر درد. دل درد
...مشکلات خانوادگی. دیسک کمر
!و بعدشم یه روبات
.تو همیشه یه بهونه برای اجتناب از مبارزه با من داشتی و الان دیگه تمومه
!امروز نمی تونی قسر در بری، ماسامی اوتوکو
!یا شاید باید بگم، ماچا گرین
هان؟
چی!؟
...ن-نه، این
.تسلیم شو
من، یوکاری اوتوناشی دیروز در کوهستان هاچیکوکو .مطمئن شدم که تو همونی بودی که داخل لباس بود
.من سال ها پیش اینُ فهمیدم
.آره، منم می دونستم
.منم همینطور
آخه دیگه کی بود که ندونه؟
درسته؟
.من نمی خوام بهش اشاره کنم
.مردم می تونن هر چی که بخوان بپوشن
.این علاقه ی منه
!ن-نه، اشتباه می کنید
!من ماچا گرین نیستم
.به خاطر همین نمی تونم مبارزه کنم
چی!؟
اوه؟
پس همونجا وایسا و تماشا کن اعضای عزیز جوخه ات با اولین قطار به سمت جهنم راهی می شن
.با اون عینک الکیت
ماسامی واقعا ماچا گرینه؟
...اسماشون یه جورایی شبیهه
...نان مان دابو، نان مان دابو
!حالا چی؟ من باید همه رو نجات بدم
...ولی
چرا قبول نمی کنه؟
منم رازهایی دارم که ترجیح می دم با خودم به گور ببرم
ولی ترجیح می دم لوشون بدم تا این که بخوام .کل جوخه امُ بفرستم اون دنیا
اگه اون فقط یه آدم عادی باشه
.پس اون لباس واقعا قدرت فرا طبیعی داره
!اون ستاره ی مجموعه ی من می شه، اوتوناشی
قدرت فرا طبیعی؟
.بیخیال، اون مشخصا فقط یه لباس چسبونه
مگه این چیه؟ پاور رنجرز؟
!اون می خواد مثل یه پسر کوچولو پاور رنجرز بازی کنه! قلبم
!مردم به این می گن رولر کوستری به جهنم
!اگه می خوای جلوشُ بگیری باید سریع تصمیم بگیری، اوتوکو ماسامی
!اگه خیلی دیر بشه
!خداحافظ
!ماسامی
!ی-یوکینا، ما نمی افتیم
!ن-نمی افتیم
!وای
!آی
.اونا واقعا سازنده های افسانه ای هستن
.می دونستم باید انتظار چیُ داشته باشم ولی بازم کارشون عالی بود
.چه خام، اوتوناشی
هان؟
وای، اون چی بود؟
!من که هیچ انفجاری نخواسته بودم
اونا تاکومی شیطانی کت سیاه هستن
.کسایی که نه به خدایان، بلکه به شیاطین خدمت می کنن
این چهره ی واقعی
.رولر کوستر جهنمیه
هی، این یه خورده زیاده روی نیست؟
!نه! وایسا
!بذارید من پیاده شم
!این دیگه جالب نیست
!یه نفر سعی داره متوقفش کنه
اون سعی داره نجاتمون بده!؟
.همه ی کسایی که تو هیگاشی مورایاما هستن بد نیستن
!ما بهت باور داریم
...آی
!من ترسیدم ماسامی
!شیگیو-ساما، ما داریم قرارداد دو برجُ زیر پا می ذاریم
اگه اتفاقی برای غیر مبارزها بیفته
فکر می کنی چند نفر اونُ دنبال می کنن؟
هان؟
.خب، بیا ببینیم چطور جلوشُ می گیری
...کروکودیل
!کروکودیل
من می خوام یه قهرمان باشم
!دن، نه
مثل اونی که خیلی زود مرد
I find a thorny path and kick off my shoes
!امکان نداره
یه دنیای آروم اصلا جالب نیست
!بچه ها
!کمک
!گرفتمت
!اوه، من اعلان جنگ می کنم
!من از هر چیزی که دستم بهش برسه استفاده می کنم
درسته، جوونی یعنی این
!یکی نجاتمون بده
نمی شه روزهایی که به آرومی گذشتنُ تکرار کرد
یه شیطان در گوشه ی باشگاه بزرگ کن
...ماچا
!استاپر
من یه خورده از غذامُ بدون این که کسی متوجه بشه بهت می دم
داخل حصار سیمی بزرگ تر شو
!لطفا وایسا
درسته، جوونی یعنی این
ماسامی؟
نوزو
.پس این جوریه
.قدرت از لباست نیست
Monday morning, my hand gets bitten during morning assembly
!از خودت میاد
شیطان در گوشه ی باشگاه می خندد
یه دنیای آروم اصلا جالب نیست
!اوهف من اعلان جنگ می کنم
!ماسامی
من از هر چیزی که دستم بهش برسه استفاده می کنم
...درسته، این
من می خوام یه قهرمان باشم
...درسته، این
من می خوام یه قهرمان باشم
!کاپیتان
من می خوام یه قهرمان باشم
No comments yet. Be the first to leave one.