Physical

Physical

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Physical S01E04 720p WEB-DL 30nama
Physical S01E04 1080p WEB-DL 30nama
ناشر NegarFD
🔴 30nama | Negar FD 🔴

برچسب‌ها

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
720p
720
تاریخ انتشار: 2021-07-18
تعداد دانلود: 52
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫مترجم: ‫Negar FD

‫لعنتی!

‫استیورینو! سلام مرد!

‫دنی روبین هستم.

‫آره آره سلام

‫نه حالم خوبه، حالم خیلی ‫خوبه... خودت چطوری؟

‫-فقط ازش بپرس دیگه! ‫-آره نه حالش خوبه، خوبه...

‫هردوشون حالشون خوبه...

‫میدونی باید سعی کنیم همشون ‫رو دور هم جمع کنیم. ببینیم میشه...

‫چی؟

‫اوه کردی؟

‫من... منم یه سری خبرای جدید دارم...

‫-قراره انتخابات شرکت کنم. ‫-ازش پول بخواه!

‫آره، عالیه.

‫ولی میدونی... گرونم ‫هست. پس میخواستم بدونم...

‫چی؟ نه آره... آره البته. حتما.

‫خیلی‌خب، پس به بکز هم همینو بگو...

‫و بعدا صحبت میکنیم.

‫ممنون استیو، اوکی خداحافظ.

‫لعنت لعنت لعنت

‫-حالت چطوره؟ ‫-واقعا عالیم.

‫خودت سعی کن از استیو ‫آسترمن لعنتی پول درخواست کنی...

‫عوضی لوس

‫تو بکرلی برای ریدنشم محتاج جیب باباش بود

‫الان شده مدیر کل لعنتی یه برند لباس رسمی؟

‫و دارم از خستگی میمیرم. ‫دیشب نتونستم دوباره بخوابم.

‫میدونم، خیلی متاسفم عزیزم.

‫فقط... فکر کردم میتونم سریع بزنم بیرون...

‫و یه داروخانه‌ی شبانه‌روزی پیدا کنم.

‫و نمی‌خواستم بیدارت کنم.

‫خب، میتونستی یه یادداشت بزاری.

‫تو هم میتونستی اینقدر عین جنده‌ها غر نزنی.

‫یه کم بندیکت تخم‌مرغ میخوای؟

‫نه ممنون، گشنه نیستم.

‫گدایی کردن از عوضی‌های ‫پولدار معده‌م رو ناراحت میکنه.

‫بلاخره یکی از این عوضیای پولدار حاضر میشه کمک کنه.

‫مایا دوباره خوابش برده

‫پس میتونی بین تماس‌هات چکش کنی؟ ممنون.

‫آخه تو اینجا هستی...

‫صبر کن، چی؟ چی؟ کجا... کجا داری میری؟

‫باید چندتا کار انجام بدم

‫اگر غرغر کرد بهش قطره گوشش رو بده.

‫بندیکت تخم مرغ برات رو میز گذاشتم.

‫خیلی خوب به نظر میای عزیزم. به زنگ زدن ادامه بده.

‫خداحافظ

‫اوکی، کمی دیرتر از چیزی که می‌خواستی رسیدی

‫ولی یک ساعت وقت ‫داری. کاری کن به چشم بیاد.

‫سلام

‫سلام؟

‫گرتا؟

‫پشمای آدمای پولدار!

‫آره این میشه

‫هر دستگاهی که تو بازار ‫وجود داره و میتونی بخری.

‫و بعضیاشم نمیتونی بخری.

‫ارنی پارتی داره. اول از همه چیزارو میخره.

‫هرچیزی که بخواد.

‫فراموش کردی امروز ورزش میکنیم؟

‫نه نکردم. فقط نمیتونستم ‫امروز صبح پاشم و لباس بپوشم.

‫تا حالا ازون روزایی داشتی ‫که اصلا نمیتونی کاری کنی؟

‫آره داشتم.

‫و میدونی... چیزی که باعث میشه این ‫حس رو از خودم دور کنم یه ورزش سنگینه!

‫میتونم صبر کنم. میخوای ‫بری لباست رو عوض کنی؟

‫و یه آدم آشغال تنبل و لوس نباشی؟

‫فکر میکنم ارنی بهم خیانت میکنه.

‫اوه

‫-داره یه چیزی رو قایم میکنه. میدونم. ‫-اوه خیلی متاسفم.

‫تقصیر منه. انداختمش تو تله‌م...

‫با یه زن ازدواج کرد و الان... اینو داره.

‫میدونی امروز صبح چیکار کردم؟

‫قبل از همه بیدار شدم، قبل ‫از اینکه خورشید طلوع کنه.

‫میتونستم هرکاری بکنم.

‫میتونستم برم پیاده‌روی. ‫و میدونی چیکار کردم؟

‫یه بسته‌ی کامل کوکی اوتمیل ‫درست کردم و همش رو خوردم

‫دونه دونه پشت هم قبل ‫از اینکه خورشید طلوع کنه.

‫پس فکر نمیکنم ورزش ‫کردن فایده‌ای داشته باشه.

‫الان دیگه نه...

‫دقیقا میدونی چه حسی ‫داره. شرم، پاک شدن، تکرار.

‫الان دیگه نمیتونی کاری راجع بهش بکنی

‫ولی میتونی این لحظه رو تغیر بدی

‫الان اگر تکون بخوری و عرق بریزی

‫قول میدم

‫فکر کنم...

‫امروز یه آجر میزاری، فردا یه آجر دیگه...

‫و به زودی یه چیزی ساختی!

‫یه چیز محکم که فقط برای خودته.

‫آره ممنون، فقط... نمیتونم.

‫ببخشید، میرم ببینم میریام ‫یخ مرغ رو آب کرده یا نه.

‫لعنت بهش، قرار نیست دست خالی از اینجا بری.

‫فقط یه دوربینه.

‫دیدی که چقدر دستگاه داشت.

‫احتمالا اصلا متوجه نبودش نمیشه

‫عوضیای پولداری مثل اون اینقدر پول دارن

‫که از اولشم نمیدونن باید باهاش چیکار کنن.

‫-سلام! اوه! ‫-اوه!

‫خدای من

‫-ندیدمت اونجایی ‫-اوه ببخشید

‫نمیخواستم بترسونمت

‫فقط میخواستم بدونم تو و دنی...

‫پنجشنبه میاین اینجا یا نه

‫برای کلاب

‫گرتا یادش رفت دعوتت کنه؟

‫آه... فکر کنم یادش رفت.

‫آره خب زمان رانش گرنینه... ‫ (نوعی ماهی که یک روز در سال برای جفت‌گیری به سطح ساحل میان)

‫و کلاب ساحلی هر سال یه ‫مهمونی خیلی بزرگ میگیرن.

‫خیلی خوش میگذره، خیلی خودمونیه. ‫بطری‌های آبجو و ... همچین فضاییه.

‫فرصت خوبی برای صمیمی شدنه

‫که جلو همه تبلیغ ‫کمپین دنی رو بکنین...

‫آره البته... به نظر... آره حتما میایم.

‫خیلی‌خب، میبینمتون پس.

‫آهوی!

‫اوکی...

‫سوار شو برو، عوضی احمق...

‫اوه لعنتی

‫تو ون کاناپه نداری؟

‫کاناپه ندارم مرد... باید از شرش خلاص میشدم.

‫-تو کاناپه ساس لونه کرده بود. ‫-چی؟

‫-اوه لعنتی. پس قبلا یه دونه داشتی... ‫-اره خدا

‫-اره داشتم ‫-خدا این خیلی خفنه

‫یه کاناپه‌ی کامل رو اون ‫تو جا داده بودم و بعد...

‫اوه اوه

‫شیلای تکیلایی!

‫بیا اینجا یکم عشق بهم نشون بده!

‫همش حتما باید خودشو بچسبونه بهت...

‫موهات دقیقا بوی قدیمارو میده

‫بوی قسمت تناسلی خانما با آناناس

‫اه جری؟ چی؟ خدای ‫من... خیلی وقته...

‫چی باعث شده بیای اینجا؟

‫و در این گوشه قهرمان ‫سنگین فعالیت‌های مناطق خلیجی

‫و مدیر کمپین جدیدم، جری گلدمن رو میبینیم!

‫اوه مرد، دوباره کنار همیم...

‫-مثل لوبیا و پلو... ‫-مثل لزبینا و سگا...

‫میشه چند لحظه باهات صحبت کنم؟

‫-من؟ ‫-آره.

‫-اوکی آره ‫-زود برمیگردم مرغ عشقا

‫-میرم بشاشم، اوکی؟ ‫-اوکی.

‫عزیزم، قبل از اینکه شروع ‫کنی... باید بگم این شغل اصلی جریه.

‫منظورم اینه که، باعث شد استنلی ‫بکوسکی قبلا رای بیاره. میدونی؟

‫و استنلی... فکر میکرد لنین زیادی روشن فکره.

‫اینجا سن فرانسیسکو نیست و ‫اون با جامعه‌ی اینور آشنا نیست.

‫و اینجا با آدمای خیابونی خیلی خوب نیستن...

‫میشه یکم بهش اعتبار بدی؟

‫جری قراره کمکم کنه کلی کار بزرگ انجام بدم

‫و در عین حال با خودم روراست باشم.

‫فقط ای کاش قبلش با من صحبت میکردی.

‫حدس میزنم قرار نیست این ‫کارو مجانی انجام بده، درسته؟

‫تصمیم گرفتیم از پس‌اندازمون استفاده کنیم. ‫مگه برای چه کوفت دیگه‌ای کنارشون گذاشتیم؟

‫پس‌انداز تخیلیه. یه روحه.

‫نتونستم به حرفاتون گوش ندم

‫اصلا دلم نمی‌خواد از رفقام پول بگیرم

‫ولی راستش قبل از شروع به اون پول نیاز دارم.

‫-یه جورایی سیاستم تو این کار همینه. ‫-البته جر...

‫نه، کاملا بهش احترام می‌زاریم.

‫میدونین این چند وقته راجع ‫به چی خیال‌پردازی میکنم؟

‫به اینکه برگردیم به ده سال پیش و ‫تو برعکس الان خفن به نظر بیای؟

‫اون توپای فلافلی که قبلا درست میکردی

‫میتونم 12 تا ازش بخورم

‫و شاید کمی آبجو هم کنارش؟

‫جری، همه با تریش خوابیده بودن.

‫این اصلا دست‌آورد بزرگی نیست.

‫اگر همه انجامش دادن، چی باعث میشه ‫اینکه تو انجامش دادی خاص محسوب بشه؟

‫-حتی ریکی؟ ‫-جر... اون شیش بار انجامش داد.

‫سال سوم...

‫نه.

‫چرا من نتونستم انجامش بدم؟

‫خب من فکر میکردم تک تک پروفسورهام جذاب بودن...

‫نمیدونم. آره. تک تکشون.

‫نمیدونم یعنی عاشق تحصیلاتم یا سکس؟

‫-نیاز به چندتا صندلی و میز داریم... ‫-صندلی‌هارو یادم رفت.

‫داری اون بیرون زندگیتو میکنی...

‫-اوه سلام ‫-درسته مرد...

‫-بحث پولشه... ‫-داشتی تخم مرغ آبپز میکردی؟

‫اوه لعنت. آره ببخشید.

‫-رفته بودیم قبل طلوع با هم دیگه فکرای اساسی بکنیم... ‫-باید سه تا گروه تشکیل بدیم!

‫-هیس... مایا هنوز خوابه. ‫-فسیلا...خس‌خس‌کنا...

‫و گول‌زنکا!

‫خب فسیلا همون پیرمردان...

‫خس‌خس‌کنا کسایین که نگران کیفیت هوان...

‫-راستی قبل از اینکه یادم بره ‫-و گول...

‫ارنی به مهمونی رانش گرنین ‫تو کلاب ساحلیشون دعوتمون کرده.

‫گفت راه هوشمندانه‌ای برای جلب حمایت مردمه.

‫-خیلی‌خب ‫-کلاب ساحلی؟ مثل کلاب کانتری؟

‫اون محیط به تو نمیخوره دن!

‫آره ولی اگر میخوایم پول جمع کنیم...

‫خب به معلومات با ارزشت راجع به ‫کلاب‌های کانتری احترام می‌زارم شیل...

‫اصلا این دورهمی ساحلیت ‫میزاره یهودی‌ها وارد شن؟

‫-از هفت سال پیش... بله. ‫-اوه هفت سال!

‫میدونی، میتونه ایده‌ی خوبی باشه.

‫نمیدونم . شاید اگر چندتا آشنای ‫رده بالاتر پیدا کنی بهتر نیست؟

‫اوکی میفهمم.

‫تو سن دیگویی که ریگان رئیس جمهورشه باید ‫پاچه‌خواری چندتا سفید‌پوست نازنازی رو بکنی...

‫ولی یه نصیحت دارم برات: ‫سعی نکن با قوانین اونا بازی کنی.

‫برنده نمیشی.

‫و فقط منظورم تو انتخابات نیست.

‫تو وجودت، احساس میکنی ‫یه بی‌عرضه‌ی به تمام معنایی.

‫باید احترام خودت رو نگه داری

‫چون مثل صندلی زیر پاته ‫در حالی که پای چوبه‌داری.

‫چون روز که تموم میشه... ‫برادر، تمام چیزیه که داری.

‫آره

‫هیچکس حرفی از ‫کنار گذاشتن احترام نزد.

‫یه مهمونی مشروب خوریه پر از آدمای پولدار

More Farsi Persian subtitles for Physical

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left