نخستین 200 خط.
تو واقعا به درد نخوری
حتی نمیتونی دکمه ی یه لباسو ببندی
-ببخشید - بیخیال
بهت ربع ساعت وقت میدم
دیر نکنی
باشه
بازم باهاش اینکارو کردم
چرا دوباره اینکارو کردی؟
بونوسوکه-سان،حالم خوب نیست
وقتی کنار رین-کونم قلبم تندتر و تندتر میزنه
جدیدا احساس عجیبی دارم
یو
تا سر حد مرگ دوسش دارم
دوسش دارم
اون خیلی بامزه اس
اگه به یو احساساتو بگی
اونوقت نیاز نیست هر روز صبح اینجوری ناراحت باشی
هی...اگه بهش میگفتم اونوقت از خیلی وقت پیش باید عشقبازی میکردیم
تو اینهمه دوسش داری ولی براش قلدری میکنی
من براش قلدری نمیکنم
اما راهی وجود نداره
وقتی چشم تو چشم میشیم، حس میکنم که ناراحتی قلبی دارم
تو فقط باید باهاش خوب باشی
عمرا،من نمیتونم همچین کار شرم آوری بکنم
خوب بودن کار شرم آوریه؟
تو که میدونی،من همیشه همین شکلی بودم
نمیتونم شخصیتمو بعدِ این همه مدت عوض کنم
شرمنده ی یو نیستی؟
هان؟
چون اون با پسر بدی مثل توئه
حواسش همش به توئه
در این صورت
اوننمیتونه عاشق شه
خوبه
این عالیه کِتا
اون قطعا نمیتونه عاشق مرد دیگه ای بشه
پس تا ابد مال من میشه
خیلی احمقی
یادم نمیاد که اینطوری تربیتت کرده باشم
مگه مامانمی؟
یکم توی این شکلی بودنت نقش دارم
خیلی رو مُخی
از اتاق من گمشو بیرون
خفه شو گربه ی سادیسمیِ ترسو
چی بهم گفتی؟ گربه سادیسمی ترسو؟ توئه احمق
کاریم نداشته باش و گمشو برو
اخ،اخ،اخ
-درد داره - نمیخوای معذرت خواهی کنی؟ - اوه ، یو یو یو
همینه
چطوره؟
بس کن
-نمیخوای تسلیم شی؟ - عمرا،عمرا
رین... کِتا...اول صبحی خیلی سروصدا میکنین
صبح بخیر یو
صبح بخیر کویومی چان
امروز خیلی بامزه ای!همینه!همینه
بیا باهم بریم مدرسه
کویومی
اگه اینکارو کنی، هیچ وقت دوست پسر گیرت نمیاد
مهم نیست اگه یو رو داشته باشم.
اگه رین شما دوتا رو ببینه اونوقت میکشتت
رین اون کسیِ که خواهد مرد...البته از حسودی
-زود باش بریم -باشه
هی رین
یو رو مجبور نکن که مثل یه خر بارکش کیفتو حمل کنه
کو...کویومی چان
نه فقط یه آدم رقت انگیزی مثل من داره به رین کون کمک میکنه
یو
دارم میرم
باشه
ترجمه و زیرنویس از بهترین تیم ترجمه فیلم و سریال های ژاپنی @JDramaWorld
ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید @JDramaWorld:تلگرام ما @jdrama_world:اینستاگرام ما
Luciel و Cacii:مترجمین
ما عاشقیم
اون چهار تا دوستای بچگی همدیگه ان؟
درضمن اونا توی یه ساختمون زندگی میکنن
و همشون خوشگلن
عالیه نه؟
اه،پسر، ایزومی رین واقعا خوشتیپه
وای خدای من چهره اش مثل آیدول هاس
من فوجی کتا کون رو میخوام
قیافه اش بامزه است و کاملا پسر ایده آل منه
ساکاشیتا کویومی خوشگله نه؟
هیچ جاش بد نیست
اما هارونا یو یه دوست دختر همه چیز تمومه اگه یه دوست دختر همه چیز تموم میخوای
حتما باید یه دختر با اسم بهاری باشه (در ژاپن بعضی والدین اسم فرزندشون رو نسبت به فصلی که متولد شدن انتخاب میکنن که اسم یو یه اسم بهاری است که به این صورت که اگه اول اسم فردی" Haru" باشد متولد بهار است.)
به نظر دختر خوبیه و خیلی بامزه اس
ببخشید ...متاسفم
ببخشید ...متاسفم
یو تو خیلی معروفی
اما مال منی
ببخشید..متاسفم
چیه؟چی شده؟
همه دارن میگن که
چرا درحالی که یه به درد نخورم ،کنار توام؟
تو به درد نخور نیستی
برعکس ،تو خیلی هم محبوبی
ببخشید..متاسفم
این تقصیر توئه
یو به خاطر تو به یه دختر بدون اعتماد به نفس تبدیل شده
کار خوبی کردم
...ببخشید
نگران نباش،هیچ کس به تو نگاه یا توجه نمیکنه
ممنون،رین-کون
بریم
هفته ی بعدی امتحان میگیرم
پس خوب با پارتنرتون تمرین کنین
چشم
سنسی(معلم)
رین-کون
هنوز تصمیم نگرفتی که واسه ی امتحان با کی زوج بشی؟
به جز تو با کی؟
رین کون
بهت اجازه نمیدم که ردش کنی
یا خدا..من افتضاحم
زوجِ امتحان ..ها؟
کی میخواد با تو زوج باشه؟
به نظر میرسه هیچ کس نمیخواد باهات زوج بشه
چی شده رین؟
من دوباره اینکارو کردم
دوباره به یو حرفای بدی زدم
به نظر میرسه داری بدتر و بدتر میشی بیا
من خیلی دوسش دارم...از خودم میترسم
ولی فقط به نظر میرسه داری براش قلدری میکنی
چرا نمیتونی باهاش صادق باشی؟
میدونی که فقط با گفتن اون حرفا بهش صدمه میزنی؟
این دلیلیه که میترسم
در این صورت اون ممکنه ازم متنفر شه
هی پسر،نونت رو بخور
یو!!
یو؟چی شده؟ جاییت درد میکنه؟
زبونتو گاز گرفتی؟
زود باش..بگو آاا
آااا
من...میخوام تغییر کنم
نمیخوام رین-کون ازم متنفر باشه
میخوان از یه به درد نخور به یه انسان تبدیل شم
تو یه انسانی!
اما رین با تو مثل یه انسان رفتار نکرده
رین تنها کسی که بهم کمک میکنه تا یه آدم درست و حسابی بشم
هی یو
همه به جز رین بدن؟
چیه اون خوبه؟
بابام همیشه میگفت
افرادی که باهام خوبن مردم بدین
هان؟
ولی رین-کون تنها کسیِ که بهم سخت گیری میکنه
اون میخواد کمکم کنه که با گربه ی ترسوی درونم مبارزه کنم.
من یو رو خیلی دوست دارم
از اون اولین باری که همو دیدیم
میدونم،ولی به این باور داری که تو تنها لایق احترام نیستی
منظورت از تنها چیز چیه؟
تو از همون اول براش قلدری میکردی نه؟
براش قلدری نمیکردم
فقط دستش مینداختم
اون خیلی بامزه بود
من
من همسایه ات شدم
اممم
بلند ...بلندتر حرف بزن بدرد نخور
ببخشید
تو واقعا براش قلدری میکردی
نمیکردم
من فقط اون کاری که پدرش خواست رو میکردم
ها؟
حق با باباش بود
متاسفم
پسرمون حرفای خیلی بدی زد
اشکالی نداره
منم به خاطر دختر خجالتیمون معذرت میخوام
باباش خیلی دوسش داره
اون گفت کسایی که باهاش خوبن ادمای بدین ونباید خودشو به ادمای بد وابسته کنه
منکاملا احساسات پدرشو درک کردم
از اونجایی که اون خیلی بامزه اس افراد زیادی ان که دنبالش میان
به خاطرهمینه که دارم اموزشش میدم
بهش گفتم که روابط اجتماعیش خوب نیست
به خاطر همین اون نمیخواد با افراد غریبه حرف بزنه
پس آموزشِت موفقیت آمیزِ هان؟
خوب داره پیش میره
اما اون خیلی دست و پا چلفتی و خجالتی شده
اگه بتونم کنارش بمونم مشکلی نیست
ولی فکر نمیکنی که این غیر ممکنه؟
جدیدا خیلی عصبی شدی
و خیلی براش قلدری میکنی
رابطه اتون تو این راه بهم میخوره
-زود باش -ببخشید
این اصلا خوب نیست
یو فکر میکنه که رین ادم خوبیه
اما میدونی که اون آدم خوبیه
رین واقعا یو رو دوست داره
یو هم اونو دوست داره
به خاطر همینه که منو عصبانی میکنه
اصلا نمیتونیم
وارد دنیای این دوتا بشیم.
به خاطر اینکه اونا دوستای صمیمی دوران بچگی همدیگهان
یعنی عشق اول؟
اره یو هنوز اعترافِ رین رو نگرفته
اون عاشقه یوِ،ولی حرفاش برعکس حسشه.
_رین خیلی شیطانه! _تو هم خیلی شلوغش میکنیا!
خیلی خوب میشد که یو فقط منو میدید و منو دوست داشت
No comments yet. Be the first to leave one.