نخستین 200 خط.
...آنچه گذشت
برام مهم نيست که کار بديه
ازت مي خوام به اون چيزي که خودت هستي تبديلم کني
چرا اين بلارو سرم آوردي ؟
"کني"
اگه الان ازدواج کرده بوديم و "سالي" مي تونست توي عروسيمون باشه چي ؟
من واسه اين اينجام تا دست داداشم رو بگيرم
و به مهموني روزاي آخر مجردي ببرمش
ايدين" گرگينه صدات کرد"
! "اميلي"
نورا" ميدونه ؟" - اونم گرگينه ـست -
وقتي که بميري روحت مالِ منه
حالا بايد باهات چيکار کنيم ؟
چطور مي تونم جلوش شانس داشته باشم
!تو خيلي قدرتمندي
وقتي "دانا" رو ببينم بايد چيکار کنم ؟
زبان لاتين ـت چطوره ؟
... من تورو اخراج مي کنم از
!به روز سياه نشستم
خواهش مي کنم، بذار برم
!خواهش مي کنم، بذار زنده بمونم
اين جسم هيچوقت مال تو نبوده، هيچوقت
به پايان معامله رسيدم
"نوبت توئه، "سالي
!نه
!نه
سلام
سلام به خودت
نظرت چيه که امروز داريم ازدواج مي کنيم ؟
آخه کدوم پسر و دختري، توي بعد از ظهر پنجشنبه اي که اتفاقي انتخاب کردن ازدواج مي کنن ؟
همونايي که شب قبل از عروسيشون
بجاي اينکه توي سوئيت هاي جدا
توي هتل "چهار فصل" بگذرونن
ترجيح ميدن پيش همديگه بخوابن
مطمئني که باهاش مشکل نداري ؟
که مجلس سوت و کور برگذار بشه ؟
: اين چيزا لازمم بود
يه جعبه شامپاين
و بهترين دوستاي زندگيمون که پيشمونن
...هام
"جاش"
"با نبود "اميلي توي مراسم ... کسي ديگه نيست
هيچطوره نميتونم اون آدم سابق باشم
چند سال ازشون فاصله گرفتي - مي دونم -
اميلي" اومد سراغت"
يه دقه وقت مي بره
...ميدوني
تا موجوديت هيولاهاي
واقعي رو قبول کني
يه دقه براي من وقت بُرد
حالا دارم باهات ازدواج مي کنم
خودش مياد پيشت
امروز عروسي مي کنيم
تو چت شده، ها ؟ - !ها، ها، ها -
! ديوونه اي بخدا
!ديو و و نـــه
...اوه
!کار من نيست
ممنون
چرا راجع به اين رسم و رسوم ازدواج يهودي
نسبت به اينکه يکي ديگه داره
توي آشپزخونه ـم غذا درست مي کنه کمتر شوکه شدم ؟
"يه عروسي کوچولوئه، "جاش
هم داري تشريفات عروسي نگاه ميکني !و هم به سورسات چي عروسي
!از من فاصله بگير ديگه
اين رسم و رسوم هارو از کجا ياد گرفتي ؟
منظورم اينه که عقايد کسايي رو داري
که توي قرن نوزدهم به مدرسه علوم ديني مي رفتن
احساس خفني به من دست ميده
"کليساي زندگي جهاني"
بيشتر از بيست ميليون نفر رو به فروش هاي قديمي اداره مي کرد
!من سرخ کرده و ترد دوست دارم، کشيش
واسه مست کردن و اينا خيلي زود نيست ؟ يا واسه مست و پاتيل کردن و اينا ؟
!واي تو اومدي
وقتي دوستم ميگه تا بيست و چهار ساعت ديگه عروسي مي کنه
!معلومه که ميام
البته، آره! بيا وسايلت رو بذار
گشنته ؟ "ايدين" صبحونه درست کرده
بهش گفتي منو دعوت کردي ؟
خب، اينجا کسي گير نميده که بگه اينور خونه مال منه، اونور مال منه
باشه، مي خواستم وقتي که بريم آرايش کنيم اينو بهت بگم
من و "ايدين" اون شب براي اولين بارمون باهم بوديم
!چه عالي
...عالي بود، تا اينکه
!بيدار شدم و اون رفته بود
آره، فکر مي کردم از اون تجربه به اندازه کافي درس گرفتم
تا اينکه با چند تا قوطي آبجو و يکم لاس زدن همه چيز بلکل يادم رفت
بايد بهش فرصت بدي تا توضيح بده
واقعاً ؟
ايدين" آدم خوبيه" يا، ميدوني، سعي مي کنه آدم خوبي باشه
همه که مث تو خوب نيستن عزيزم
کت" اينجاست" !واسه عروسي
جاش" غذارو سوزوند، گفته باشم" !سلام
چه خوبه دوباره مي بينمت
چرا وسايلتو نبرم بالا
و هروقت که آماده شدي، تو هم بياي ؟
!سورسات چي
سالي" ؟"
...مي خواي بياي پايين
سالي" ؟"
فکر کنم وقت زيادي ندارم
!نورا" فک نکنم بتونم از پسش بربيام"
...واي خداي من، "سالي"، تو
دارم از درون تجزيه ميشم ؟ آره به شدت
!وااااي خدايا
خب، خبر خوب اينه که
ديگه طولي نميکشه تا واسه خوردن صورتت ميلي توي وجودم باشه
سالي" ، بايد به من مي گفتي که" اوضاعت چقدر وخيم ـه
!بايد به يکي مي گفتي
نورا" ، امروز روز عروسيت ـه"
و بايد گل رُز و گل صدتوماني ريخت رو سرت و کفش هاي عروسي که با لباست ست باشه صحبت کرد
نه اينکه درمورد فاسد شدن گوشت بدن يا برات قرباني شدن بخاطر جادوي خون رو گفت
تاحالا مارو ديده بودي ؟
اگه جادوي خوني درکار نبود
هيچ فداکاري توي همبستگي گرگينه ها
وجود نداشت
!من هيچوقت کفش ست با لباس عروسي نمي پوشم
!اوه، خدايا شکر
فقط به اين دليل مي خواستيم امروز ازدواج کنيم
که تو بتوني توي عروسيمون حضور داشته باشي
باشه، من شرمنده ...من
نه، اول من
امروز اومدم اينجا تا عروسي دوستام رو ببينم
نه اينکه چندتا بازي احمقانه کنم
اونم وقتي که يه لباس تنگ تنم کردم
... و تورو ناديده بگيرم و
فقط بخاطر اينکه ثابت کنم که شان دخترونم با اين چيزا از بين نميره
ولي نمي خوام وانمود کنم
اتفاقي که بينمون افتاد چيز خاصي نبود
پس فقط ... بهم بگو چرا
بهم بگو، همين الان چه احساسي داري
فقط... هرچي هست رو بريز بيرون
باشه
همه چيز بينمون خيلي سريع، جدي شد
و منم کلاً از خود بي خود شدم
از آخرين بار که با کسي
مثل تو بودم خيلي ميگذره
... آره، يه دختري که بي پرده حرف دلشو ميزنه
...و با ثبات، و باهوش
.و خاص هستي
واسه رفتن به عروسي بهترين دوستم دوست دخترم ميشي ؟
تا وقتي که ميدوني
همين چيزا باعث ميشن
رابطمون بطور غيرعادي روال تندتري به خودش بگيره با کمال ميل
قبوله - باشه -
ايدين" ؟"
ميشه يه دقه بياي تو آشپزخونه ؟
چشم
بايد چيکار کنيم ؟
عروسي چهار ساعته ...يه خونه پُر از
مهمون داريم
بايد پيش "سالي" باشيم
باهاشون خدافظي مي کنيم
و اميدوار ميشيم که آخرين مهمون هامون نباشن
کت"، "کت" چي ؟"
آره! "نورا" تو بايد دو درـش کني
ببين، به خواب فرو رفتن خون آشام ها يه چيز ديگه ـست
مي دونم چقد وقت مي بره تا "کني" از خواب بيدار شه
ولي، حرفم اينه که دوست دختر خيلي انسانم، خونه رو با
يه جنازه دوباره به حرکت در اومده که پاش دمه گوره شريک شده ؟
!نمي دونم، شايد به بختمون لگد بزنه
ببخشيدا، گفتي دوست دخترت ؟
آره منم همينو شنيدم
!نميدونم. شايد دوست دخترم باشه
واي بيخيال ! چرا الان بايد اين کارو کني ؟
من که کاري نمي کنم فقط بهت لبخند زدم
باشه، ترتيبش رو ميدم
ببين، تو قبلاً يه بار مُردي و ازش جون سالم به در بُردي، خب ؟
باورم نميشه اون جمله از دهنم در اومد
من واسه بدنم جوش نميزنم
مخصوصاً الان با اين اوصاف توي اين وضعيت داغون
معامله اي که با "دانا" کردم سر روحم بود
!دقيقاً ! براي همين بايد بجنگي
...چطوري ؟ چطوري بايد
...ايلانا" اينو بهم داد"
.جادوگري
ولي تنها جمله لاتيني که سرم ميشه
!از انجمن شاعران مُرده ـست
و وقتي که "نيک" و "استيوي" وارد اون در شدن
کي ميدونه چه بلايي سرشون اومده ؟
هربلايي که هست، هربار که بگم "جادو" از سرم دور ميشه
با اين حالي که تو داري !نمي توني جادوگر رو از بين ببري
بذار ببينمش
من دارم ميگم که
شايد من وارد اون در نميشم
فکر نمي کنم چاره ديگه اي داشته باشي
سالي" ، تو با يه فرد حرفه اي" در جادوگري معامله کردي
چون ملت قرن هاست که طعمه پيشکش هاي خوني شدن
چون اين چيزي نيست !که بتوني با کلک و فريب از زيرش در بري
دانا" هم از اين نظر خيال خودشو مطمئن کرده"
که تو وارد اون در ميشي مهم هم نيست که چي ميشه
چه تو بخواي چه نخواي
پس تنها راهي که جلو پات هست اينه که بهش خاتمه بدي
جاش" ، تو "دانا" رو ديدي"
!تو ديدي که به يه جسد زندگي داد
!اين قدرت طبيعي نيست
پس منم باهات ميام - نميتوني -
!اوه، خواهشا با من جرّ و بحث نکن
:نميتوني، چون اون در، واسه روح هاست
نيک" ، "استيوي" و تا چند ساعت هم من"
No comments yet. Be the first to leave one.