نخستین 200 خط.
www . AnimeSubtitle . ir | instagram.com/animesubtitle.ir | t.me/animesubtitle
کریسمس پارتی؟
اوهوم! دارم همه رو تو آزمایشگاه جمع میکنم.
اگه همه بیان میدونی چقدر بهمون خوش میگذره؟
من هم بیام؟
اشکالی نداره؟
هم فوبوکی-چان، هم کائده-سان و هم یوکی-سان. به هرحال شما دوستای کاسپلیِ من هستین.
معلومه که باید بیاین! هرچی آدم بیشتر، کیف و حالش هم بیشتر!
واسهی شما هم لباس بابانوئل درست میکنم، پس حتما باید بیاین!
واقعا؟
میگم با این همه وسایل میخوای واسهمون لباس کومیمای زمستون رو هم درست کنی؟
هوهوم... مایوشی میخواد بترکونه.
لباسهایی که دوست دارین رو درست میکنم، پس منتظرش باشین!
اوه! عروسم رو پیدا کردم! زنم میشی؟
دوباره فوبوکی-چان جوگیر شد!
تو هم لباسـه رو میپوشی دیگه؟ لباس بابانوئل رو...
هه؟ ولی تخصص مایوشی درست کردنِ لباسـه، نه پوشیدنش...
بنده اعتراض دارم!
منم با یوکی-سان موافقم! حیفه خوشگلیت هدر بره!
راس میگه.
درضمن، مطمئنم وقتی اوکابه-سان مایوشی-چان رو تو اون لباس ببینه، کف و خون قاطی کنه.
واقعا اوکارین خوشش میاد؟
اوکارین-سان کیـه؟
آها، دوستپسرِ مایوشیـه.
هه؟ نه بابا چی میگی.
رابطهی بین من و مایوشی اونطوری نیست.
باشه باشه...
شما دوتا انقدر به هم میاین که باور کردنِ حرفت خیلی سخته.
به خدا راست میگم.
چونکه...
اوکارین یکی دیگه رو دوست داره.
واقعا؟
اوهوم!
جور بودنِ مایوشی و اوکارین به خاطر اینه که از بچگی باهمدیگه دوستیم. اینطوریاست.
*
پروتکل انجیل دوطرفه X-day پروتکل
ساختمان هفتم دانشگاه توکیو دنکی
مگه بهت نگفته بودم وقتی سرِ کلاسم، به من زنگ نزن؟
ولی وقتی زنگ زدم کلاس نداشتی خب.
چی شد؟
از تو وبسایت دانشگاه زمانبندی کلاسهات رو گرفتم تا حواسم جمع باشه.
میدونستم داری میپیچونی.
الآن درگیر یه سری مشکلاتم، باشه؟
حالا این مثلا مشکلاتت چی هست؟
خب، چیزه...
اگه قراره دروغ بگی، باید از قبل بهونههات رو آماده کنی.
به هرحال، انقدر زنگ نزن تا مجبور شم جواب بدم.
به خاطر اینه که جنابعالی سر یهدونه از قولات هم نموندی.
قولهام؟
یادت نمیاد نه؟ خودت گفته بودی یه روز من رو به آزمایشگاهت میبری.
حالا گفتیم یه آزمایشگاه داریم، ولی اونجا مکانِ ولِ چرخیدنِ ما بچههاست.
ولی بازم...
منِ اصلی قبلا اونجا رفته بود، مگه نه؟
خب...
خیلی لایی میکشی، میدونستی؟
دریافت تماس: مایوری
تلفن دارم. فعلا خداحافظ.
سلام؟
اه، اوکارین؟
میدونی چی شد؟ فوبوکی-چان و بقیه گفتن میتونن به کریسمس پارتی بیان.
واقعا؟ خیلی خوبه.
بعدش چیزه...
یه عالمه وسیله واسه درستکردن لباس کاسپلی خریدم،
میخواستم بدونم وقت میکنی کمکم کنی تا خونه ببرمشون؟
باشه.
بعد دانشگاهم، میتونی یه سر بیای آزمایشگاه؟
اوهوم!
پس منتظرتم!
اوکارین گفت میادش!
عالی شد، مگه نه، میو؟
فقط میمونه سوزو-سان...
هنوز بهش نگفتی، میو؟
گفتم...
ولی نمیدونم میاد یا نه.
حالا مگه همیشه تو آزمایشگاه پلاس نیست، میو؟
چرا، اما وقتی یکی پیداش میشه، خودش رو یه جا گم و گور میکنه.
غصه نخور درست میشه، میو!
تا فریس رو داری، غمت نباشه، میو!
هه؟ پس این آکیهابارا ست؟
خیلی زشته به موبایلم نگاه کنم و راه برم.
قطع میکنم.
وایسا. اگه بذاری تو جیبت تا من جلو رو ببینم، دیگه مجبور نیستی به گوشی نگاه کنی.
اوکی.
وای!
نسخهی محدود و کامل
آه! وایسا... هیچی بی خیال.
شلوغتر از چیزیـه که فکرش رو میکردم.
ساختمون رادیو؟
آه!
ئه! داری چیکار میکنی؟!
ساختمان رادیو آکیهابارا
آه! هوی!
تعمیرگاه تلویزیونهای قدیمی CRT
آه!
اوه؟ اوکابه اومده.
سلام!
سلام، خیلی وقته ندیدمتون.
کیه؟
یه لحظه ببند.
پسر، کی فکرش رو میکرد نه؟
مثل یه دانشجوی با پدر و مادر شدی.
با همین فرمون بری، یه چی میشی.
مگه گنده لاتی چیزی بودی نمیدونستیم؟
خفه شو دیگه!
هاه؟
این آزمایشگاهه.
اینجا؟
چه کثیفه.
فقط همین؟ این بود نتیجهی زحماتِ من؟
شرمنده، بذار حرفم رو اصلاح کنم.
چقدر اینجا پرِ آشغاله!
ای بابا...
آزمایشگاهها همیشه درطول زمان شلوغپلوغ میشه ولی اینیکی دیگه نوبرشـه!
بهت گفته بودم تصوری که ازینجا داری اون چیزی نیست که واقعا میبینی.
شبیه خونه خرابهس تا یه آزمایشگاه.
بازم صد رحمت به اتاقِ ماهو-سنپای.
درمورد حریم خصوصی دیگران چیزی بهت یاد ندادن؟
میشه لطف کنی تو هم بهش یه چی بگی؟
بگو که اتاقش رو تمیز کنه.
عه نه، اگه بهش بگم، پوست سرم رو میکنه.
ولی...
ولی همیشه آرزوش رو داشتم... که با بقیه هم خونه بشم.
با قاشق چنگالهای شخصیمون و باقیِ چیزها.
اوه! اوکارین، اینجایی که!
تو-تو-رو!
داری آهنگ گوش میدی؟
دوستته؟ میخوام کهــ
خداحافظ.
عا! هیـــ
داشتی صحبت میکردی؟
مشکلی نیست.
اینهارو میگفتی؟
چقدرم زیاده.
چون که واسه کومیمای زمستون و کریسمس میخوام لباس درست کنم.
همین کریسمس پارتی؟ بقیه هم میان؟
اوهوم!
فوبوکی-چان، کائده-سان، یوکی-سان، روکا-کون و فریس-چان.
حتی یوکی-سان هم میاد؟
معلومه دیگه!
میدونی مایوشی تو چه فکریـه؟
دارو-کون و یوکی-سان خیلی به هم میان، مگه نه؟
فوبوکی-چان گفت، نهخیر! عمرا بهم بیان!
ساختمان رادیو
پیدا کردنِ این اولین ماموریت خودم و خودتـه.
چیزه... باشهماشه؟
آفرین دختر خوب.
اوه، رومی-نهسانـه که.
هوم؟ رومی-نهسان؟
اون دیگه کیه، میو؟
فریس فریسـه دیگه، میو!
اگه بری و خیلی کم سر و کلهت پیدا شه، بقیه نگرانت میشن دیگه، میو!
اگه بر اونجا، مامانمــــ
هیچی، تنهایی بیشتر به من میسازه تا با جمع بودن.
واست خوراکی آوردم، میو!
هرچی که دوست داری، توشه، میو!
تا فردا هم خراب نمیشه، پس کلی وقت داری تا توی تنهاییهات بخوری، میو!
ممنونم.
تحقیقاتِ ماشین زمانِ دارو در چه وضعیه، میو؟
داره زورش رو میزنه، ولی...
خیلی هم آسون نیست، مگه نه میو؟
میبخشی که همهش زحمتم.
مشکلی نیس میو.
فریس هیچکاری جز اجاره دادن این طبقه با طبقهی زیرش که نکرده، میو.
هیچکاری؟
به خدا، انقدر بهت بدهکارم که خبر نداری.
نمیخواد نگرانش باشی میو.
اگه این قیمتیـه که باید برای نجاتِ المنتالهای دنیا از دست بایاکها پرداخت شه، میو!
فریس همیشه پایهی کمککردنه، میو!
و-واقعا؟
من که سردر نیاوردم ولی مرسی.
نهسان، بابایی...
به خاطرِ بقیه هم که شده، باید عمو اوکارین رو سر عقل بیارم...
تا به ورودی اشتاینز گیت برسیم.
موسسهی علوم مغزی
همین بیستوچهارم؟ عید پاک کریسمس؟
چرا گزارش رو یه روز دیگه نده؟
لینتالو خودش گفت که مشکلی با اومدن به اینجا نداره.
تو خودت اونروز وقت نداری؟
نه راستش. کاری ندارم انجام بدم.
پس چرا لباس بابانوئل نپوشی و نبریش یه جای دیگه؟
تو این کشور، وقتی تو روز ۲۴م، برنامهای نداشته باشی، یعنی اینکه کسی رو نداری که دوستت داشته باشه؛ درسته؟
پس یعنی لینتالو هم کسی رو نداره کهـــ
چرا همیشه بحث به اینجا ختم میشه؟!
میشه تو و اون دختره واسهم آستین بالا نزنین؟!
چرا نه؟ من که خیلی داره خوشم میاد.
هاه؟
کنجکاویت گل نکرد تا بفهمی که چه رابطهای بینِ
آمادئوس و لینتالو شکل میگیره؟
نمیخواد نگران مسایل امنیتی باشی.
اون سیستم از بر پایهی خاطرهها کار میکنه که ذاتا خیلی امنـه.
اون چیزی نیست که فکرم رو مشغول کرده.
ها؟
میوه فروشی ارگانیک اوکابه
کسی که نگرانشم...
چی میخوای؟
همهش همین رو بلدی بگی؟
کسی که نگرانشم...
رفتارِ جایگزین. بازیافتنِ خود بعداز ازدست دادن کسی از عزیزان... رفتار جایگزین چرا روی میدهد؟ یکی از نظریات این است که
... خودِ اوکابه رینتاروـه
کیک کریسمس
No comments yet. Be the first to leave one.