نخستین 195 خط.
>"
.
.:
.:.
.:.:
.:.:.
.:.:.
.:.:. T
.:.:. Te
.:.:. Tel
.:.:. Tele
.:.:. Teleg
.:.:. Telegr
.:.:. Telegra
.:.:. Telegram
.:.:. Telegram.
.:.:. Telegram.m
مـتـرجـم: رویـــــــا Roya_T_K
[[ایالت واشنگتن، 20 سال پیش
به نظرم یا از رلشه یا شمعشه
تو کلبه ابزار دارم
نباید کار سختی باشه
میتونم کمک کنم؟
بابا؟
آره، آره، البته که میتونی
اونجا امنه؟ کلبه رو میگم
چطور؟
- میخوای چیزای باارزشت رو مخفی کنی؟ - نه
نگرانی یه وقت کارت های بیسبالت رو بدزدم؟
نه
دیشب صدات رو شنیدم داشتی با گوشی حرف میزدی
گفتی تو یه خونه ی امن بودی
به جای "کلبه" از این کلمه استفاده کردم
پس اونجا امن نیست؟
البته شومینه هم داره
شاید بتونیم یکم مارشملو کباب کنیم
هی، هی، هی
باید بریم
همین الان، زود باش
بابا؟
بابا چی شده؟
مهم نیست چی شده از اینجا جم نخور
پیداکردنت سخت بود
رد کن بیاد
همشون رو
بریم داخل
من اینجوری تصمیم میگیرم
اگه برنده شی زنده میمونی
...و اگه ببازی
میمیری
چه بد شد
چـــشـــم مــــــاریــــــه
چی میتونم بگم؟ میزبان همیشه برندست
!نــــــــــه
!فرارکن
بچه در رفت
...برنده
چـــشـــم مــــــاریــــــه
چـــشـــم مــــــاری بهت میگن همیشه برنده میشی
با اینکه تکنیکت یکم مبتدیه
ولی مزیت های خودش رو داره
یه مدته زیر نظر دارمت
برام عجیب نیست
،وقتی تو خیابون ها بزرگ شی یا تو ضربه فنیشون میکنی یا اونا میکنن، درسته؟
اسم من «کنتا تاکامورا«ست میخوام یکی مثل تو زیردستم داشته باشم
خصومت شخصی باهات ندارم ...ولی واسه آدم هایی مثل تو
یا هرکس دیگه ای کار نمیکنم، حالا به هردلیلی
میدونم. جای ثابتی نداری
تا وقتی دیگه کسی رو حریفات شرط نبنده مبارزه میکنی و بعد هم جات رو عوض میکنی
تا حالا که خوب بوده
میگن وقتی بچه بودی بابات رو جلو چشمت کشتن
درسته؟
میخوام بدونم کی رو دارم استخدام میکنم
بهت گفتم علاقه ای ندارم دست رو آدم اشتباهی گذاشتی
- هنوز پیشنهادم رو نشنیدی - برام مهم نیست
"قربانی نجات پیداکرده از آتیش سوزیِ ".کلبه هنوز شناسایی نشده است
افرادم وقتی رفته بودن تو اتاقت، این رو پیداکردن
انگار پلیس هیچوقت نتونست شناساییش کنه
حتی قاتل رو هم پیدانکردن
، پیشنهاد من اینه چـــشـــم مــــــاری آقای
من خوب میتونم آدم ها رو پیدا کنم
مخصوصا اون هایی که بقیه رو میکشن
بیا برام کار کن
منم بهت قول میدم اونی که این کار رو کرده پیدامیکنم
یه جای خوب بین نوچه هام برات پیدامیکنم
میتونی از اسکله شروع کنی
[ [بندر لس آنجلس، 4هفته بعد
سلام
«فیش بوی» اومد
!قایم شین! قایم شین! قایم شین
هروقت یه سوژه جدید پیداکردی بهم بگو
هی، آروم، آروم، بچن
بنداز بره، آره
فکرکنم موقع یارکشی همیشه تو رو آخر از همه انتخاب میکردن، ها؟
نه، نه، نه، ها؟
آروم باش
قصد توهین نداشت درسته؟
آره، معلومه
نمیدونم با کی سر و کار داری ولی خوب خایه میکنی
رییس
فیش بوی
چه خبره؟
رییس میخواد باهات حرف بزنه
به شخم رفتم؟
یه نفر دیگه رفته
چاقو رو ول کن
ما فقط با یه چیز کار میکنیم
نه پول. نه ترس ....یه چیز خیلی ساده
«اعـــتــمــــاد»
،ببینین، اگه اعتماد نباشه وفاداری هم در کار نیست
...و بدون وفاداری
یاکوزایی هم نیست
آقای تامی
انگار از دیدنم غافلگیر شدی
کنتا
فکرش رو نمیکردم همچین جایی باشی
و همچین دوست هایی دورت جمع کنی
پسرعموی من یکی از قوی ترین پسرهای ژاپنی اینجاست
تو هم یکی از روسیاه ترینایی
این مرد به اعتماد ما خیانت کرد
اون یه جاسوس تحت پوششه که وانمود میکرد به قبیله اش وفاداره
بیاین بهش نشون بدیم وفاداری واقعا چه شکلیه
این کار اشتباهه
هرچیزی که تو زندگیمون میخوایم یه بهایی داره
حالا کارش رو تموم کن
ناامید کننده بود
!کنتا
ممکنه؟
بجنب !باید از اینجا بریم
!بریم
حالا میتونیم بریم؟
!از این طرف
- نه، نه، نه !- کنتا
عجب پسر جوشی ای هستی
همیشه جوشی بودی
!تامی، بپر تو ماشین
هرموقع آماده بودی برو
!- د بجنب !- خیله خب، دارم سعیم رو میکنم
پلیس لس آنجلس اسلحه هاتون رو بندازین
تکون نخورین
حالت خوبه؟
آره
توپ توپم
خوبه
- زنده ای - تامی
جات امنه
داریم میریم خونه
من خونه ای ندارم
خونه تو نه
خونه من
جونم رو بهت مدیونم
تو جون من رو نجات دادی. چرا؟
من قاتل نیستم
تو چشمات نگاه کردم و شرافت رو دیدم
پس چرا واسه یاکوزا اسلحه میکشی؟
اشتباه کردم
خب، درست فهمیدی
،اگه کنتا یه بار دیگه ببینتت
کارت رو تموم میکنه
بهت گفت پسرعمو
ما باهم بزرگ شدیم
،شانس هردومون برای رهبر قبیله شدن به یه اندازه بود
ولی فقط یه نفر میتونست رهبر بشه
واسه همین کنتا سعی کرد من رو بکشه
...وقتی به خیانتش پی بردیم
تصمیم گرفتن برای زنده موندن و نموندش به من محول شد
دستور دادم تبعیدش کنن
،از اون موقع به بعد
داره سعی میکنه به هر روشی که شده قدرت رو مال خودش کنه
با طمع و خشونت
تا امروز نمیدونستم کار کنتا بوده که این اسلحه ها رو قاچاقی میاورده ژاپن
برام کمین کرده بود
الان تو هم دشمنشی
...یعنی «فیش بوی» زندگیت تو لس آنجلس
تموم شده
راه برگشتی نیست
کجا میریم؟
«تــوکـیــو»
واقعا؟
تو دقیقا چیکار میکنی؟
یکم این کار، یکم اون کار ((منظورش اینه خیلی کارا
- زنته؟ - نه
- دوست دخترته - نه
خواهرت؟
«آکیکو» رییس بخش امنیتیمونه
،برای توصیه هاش ارزش قائلیم ولی مجبور نیستیم حتما بهشون عمل کنیم
رییس قبیله به ندرت پیش میاد با آدم های غریبه ملاقات کنه
یادت نره تعظیم کنی
چـــشـــم مــــــاری
رهبر قبیله ی «آراشیکاگه»رو معرفی میکنم ســــن
مادربزرگم
مردی که جون نوه ی من رو نجات داد
،ما آراشیکاگی ها به تو مدیونیم
و این یعنی ژاپن به تو مدیونه
نگران نباشین
No comments yet. Be the first to leave one.