نخستین 200 خط.
زنگ بزن 911
!بابا
چیکار میکنی گفتم زنگ بزن 911
اینجا پیونگچانگ دونگ 16-6 هستش
یک بیمار قلبی داریم سریع بیاین
1 2 3 4
الان باید تو جلسه باشن
بذار همو ببینن
بعد از کاری که باهامون کردن نمی تونن عروسی کنن
اگه میخواستن برن جلسه
واسه چی خواستن هی وون بره معاینه اش کنه
جی هون گفت باباش دیشب نرفته خونه
تمام شب بیرون مونده؟
رئیس هان؟
بله جی هون
چی؟
فهمیدم ، الان میام بیمارستان
چی شده؟
رئیس هان سکته کرده - چی؟ -
هی هی وایسا با هم بریم
فوری لباس عوض میکنم صبر کن بیام
حالا چیکار کنیم خواسته بود هی وون بره معاینه اش کنه
خدای من بدبخت شدیم
فکر کنم باید میرفتیم نزدیک خونه اونها
راست میگه بنده خداها کارشون زیاده
رئیس هان خودش خواست اینجا همو ببینیم
آروم باشید
معذرت میخوام
ببخشید ته این
امروز ترافیک سنگین بود
نه اشکالی نداره خوش اومدین
ما هم تازه اومدیم
حتما خیلی راه طولانی بوده
رئیس هان خودشون خواستن
چرا نمی فرمایید
درسته
رئیس هان کجان؟
امروز چا یون دونگ همراهی شون میکنه
چطور تونستی بعد از تصادف ول کنی بری؟
این یه تصادف بزن در رو بود
می خوام به پلیس زنگ بزنم
هی وون
چرا اینقدر طولش دادی شرایط بابام بحرانیه
خانم چوی
رئیس هان سکته کردند
خانم چا ، گفتی چه اتفاقی برای رئیس افتاده؟
الان رسوندیم شون بیماستان
اما دکترش خانم دکتر اوه هی وون
...15دقیقه است رسیده
و هنوز هیچ کاری نکرده
ایشون در شرایط بحرانی قرار دارن
باید سریع خودتون برسونید
چیکار میکنی...نمی بینی وضعیت بابا بحرانیه؟
متاسفم
ته این بهت زنگ میزنم
چی شده؟
فکر کنم اتفاق بدی افتاده
ما هم نباید بیایم اونجا؟
اتفاقی افتاده؟
رئیس هان سکته کرده
الان کجایی؟ - بیمارستان کره -
اوه هی وون دیر اومد بیمارستان
الان میام
رئیس هان سکته کرده
چی؟
زود باش برو
باهاتون تماس می گیرم
!یوبو - بابا -
یوبو
چی شده؟
می تونست موضوع جدی باشه
اما خدارو شکر سریع بهش رسیدگی کردیم
ازتو پرسیدم چی شده؟
به دلیل شوک ایست قلبی داشتن
بخاطر بالا رفتن تپش قلب
...به احتما قوی دچار حمله قلبی شده
تو که جلوتر چک کردیش
بهت گفتم قبل از بیرون رفتن بیای چک کنی
چرا هیچی نمیگی؟
داری میگی قبلش نرفته بودی برای معاینه بابا؟
بگو خانم چا بیاد
...مامان آروم باشید
تو بیرون باش جی هون
چیزی رو که اتفاق افتاده توضیح بده
خانم چوی
وقتی رفتی خونه ، دکتر اوه اونجا بود؟
...خب
اشکالی نداره ...میتونی بگی؟
نه نبودن
نبود؟
بهت گفتی بیای برای معاینه کردن رئیس رو نادیده گرفتی؟
...آخه
یک موقعیت اورژانسی تو بیمارستان پیش اومد
وقتی اومدی اینجا دکتر اوه تو بیمارستان بود
نه
بیمارستان نبودن
بعدا اومد
وقتی تو آمبولانس بودیم مدیر هان بهشون زنگ زد
فکر کنم شنیدم که گفت تو بیمارستان نیست
بعدش اومد اینجا
حتی بعد از رسیدن رئیس به بیمارستان
دکتر اوه 15 دقیقه بعد رسید
و به موقع دست به کار نشد
...اینطوری ممکن بود ایشون در معرض خطر قرار بگیرن
...عمه جان لطفا اول به حرف من گوش بدید - چطور جرات میکنی -
این درست نیست
اگه وقتی گفته بودم میومدی برای معاینه رئیس
این اتفاق نیفتاده بود
همچنین وقتی دیدی اون همچین وضعی داره بازم دست به کار نشدی؟
این درست نیست
...به حرف چا یون دونگ گوش ندید - ...می فهمم -
چرا اینکارو میکنی
فکر کردی با این کارها ازدواج سئو جو لغو میشه
عمه خانم - ...حالا می فهمم -
...چرا ته این اینقدر تلاش کرد
تا داماد رئیس هان بشه
سعی کرد نشون بده تو کی هستی
تو باید مسئولت کاری که امروز کردی رو به عهده بگیری
به هر قیمتی
بیرون
...عمه خانم شما نباید به حرف اون زن اعتماد کنی
نشنیدی گفتم برو بیرون؟
به گفته مدیر هان
...کسی که رئیس هان پیدا کرده و نجات داده
خانم چا یون دونگ بوده
اگه به موقع پیدا نمی شد به خطر افتاده بود
بزرگترها اینجان
....جواب این تهمت ناعادلانه تو رو
بعدا بهت میدم
بعدا میام تا جوابتو بدم
حقیقت داره در اختیار کمیته انضباطی قرارت دادن؟
واقعا عمه همچین چیزی گفت؟
آره
اون عوضی
...نکنه تو
کسی رو که میخواستی باعث نابودی کانگ ته این میشه
چا یون دونگ بوده؟
خودشه؟
آره
میخوای جیکار کنی آخه؟
اون تنها نقطه ضعف کانگ ته اینه
...برا همین اونو کنار کانگ ته این قرار دادی
من کنار اون قرارش ندادم
...خودش اومده
تا خدمت کانگ ته این برسه
واسه چی دنبال کانگ ته اینه؟
...اگه بخاطر پدرشه باید اومده باشه دنبال ما
من اینطوری مسیرشو عوض کردم
کسی که باعث شد 5 سال بیشتر تو زندان بمونه
فکر میکنه کانگ ته این بوده
نه من
پس باید دنبال کانگ ته این باشه چرا داره خون منو می کشه
در نهایت اون زنده زنده کانگ ته این می خوره
من کاری میکنم قطعا اینطوری بشه
ما رو مدیون خودت کردی
متشکرم
دفعه آخری هم خیلی به سئوجو کمک کردی
چطوری میتونم برات جبران کنم؟
وقتی رئیس از حال رفت من اونجا بودم
این شانسی بوده - نه اینطور نیست -
اون به لطف کمکهای اولیه تو زنده مونده
...من
رئیس
چرا یهویی اینجوری شده؟
...اونم وقتی قرار بوده خانواده ها
با هم ملاقات کنند ؟
اوپا تو الان رسیدی؟
چی...آره
همه دنبال نجاتش بودن
اونوقت شماها الان رسیدین ...چرا؟
...اومدین تا ببینین چه اتفاقی افتاده
نتونستیم جلسه ملاقات خانواده ها رو تموم کنیم؟
چی؟
مگه با هم آشنا نشدین؟
ای بابا - ایوای -
حالا چی میشه ...خواهر شوهر؟
قشنگ معلومه هدفتون چیه دیگه نمیخواد بیاین اینجا
در ضمن از حالا خودتون به مسائل تون برسید
خودمون به مسائلمون برسیم؟
منظورت چیه؟
از ما انتظار نداشته باشید دیگه ازتون حمایت کنیم
یونگ هی
بله ته این
نگران ما نباش
با خیال راحت برگشتند خونه؟
درسته ، رئیس هان چطوره؟
فر کنم شوک شده بوده
الان تو بیمارستان بستریه
فکر کنم ملاقات والدین رو باید به تعویق بندازیم
الان مشکل این نیست
ما مشکلی نداریم
بهشون بگو رو سلامت رئیس هان تمرکز کنند
باشه ، خداحافظ
حالش چطوره؟
خطر پشت سر گذاشته
خدارو شکر
چی باعث شده اینقدر شوک بشه؟
...نباید
بری بیمارستان دیدنش؟
باید برم؟
No comments yet. Be the first to leave one.