Motherland: Fort Salem

Motherland: Fort Salem

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 3

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Motherland Fort Salem S03E03 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Motherland Fort Salem S03E03 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Motherland Fort Salem S03E03 1080p WEB h264-GOSSIP
Motherland Fort Salem S03E03 720p WEB h264-GOSSIP
Motherland Fort Salem S03E03 WEBRip x264-ION10
ناشر thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

برچسب‌ها

web
720p
720
webrip
x264
BRip
1080
تاریخ انتشار: 2022-07-06
تعداد دانلود: 32
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫آنچه گذشت...

‫در زمان‌های دور، شش خواهر ‫راهی مأموریتی مقدس...

‫برای آوردن قدرت تکلم برای انسان‌ها شدن

‫این زبان مشترک، ریشه‌ی تمام...

‫زبان‌های جهان هستش

‫من به شخصه...

‫به وارد شدن سم نظارت می‌کنم

‫آره، با کار من روی صخره...

‫و به لطف تلاش‌های من ‫برای جمع کردن بودجه...

‫پایان کارشون رو تضمین کردیم

‫یه چیز کوچولو که پیدا کردم

‫هیچی واقعاً نمی‌میره

‫فقط همیشه می‌خوام بتونم...

‫هرجا که بودی بهت سلام کنم

‫می‌دونم چرا ریل حالش بده. نه!

‫- سیلا ‫- نرو!

‫نباید نگران باشیم

‫میسلیوم اونو برده که حالشو خوب کنه

‫مامان؟

‫حتماً از همین استفاده می‌کنن...

‫که میسلیوم رو مسموم کنن

‫دستورات جدید

‫کسی از اونا مونده؟

‫هرست‌ـه

‫متوجه شدم که اون مو طلاییه پیشتون نیست

‫حالش خوبه؟

‫باید کالیدا رو پیدا کنم

‫- نمی‌تونن منو ببینن ‫- باید بریم. همین الان

‫چیزی که اصلاً نمی‌خوایم...

‫اینه که مرزی‌ها بو ببرن که اینجاییم

‫این داستانا واسه برقراری نظمه

‫اونا لولوخورخوره‌ان

‫حتماً یه جا قایم شده

‫مگه اینکه مرزی‌ها برده باشنش

‫اونوقت از قطب‌نمای خون ‫استفاده می‌کنیم که پیداش کنیم

‫هیچی نیست

‫این صدا به نظر بیشتر از هیچی بود

‫ریل بهمون گفت دست کم نگیریمشون

‫اگه بگیرنمون، با غل و زنجیر ‫برمی‌گردوننمون به واشنگتن

‫وقتشه که موضع خودمونو حفظ کنیم

‫مبارزه‌ی ما با مرزی‌ها نیست

‫- راه دیگه‌ای داری؟ ‫- من شاید داشته باشم

‫یه چندتایی کم داری

‫برید. کالیدا رو پیدا کنید. ببریدشون

‫ما سشن رو مثل کف دست می‌شناسیم. ‫می‌تونیم گمشون کنیم

‫عاشق اعتماد به نفستم، رمزهورن

‫نقشه سر جاش می‌مونه. ‫توی غرب میاییم پیش هم

‫وقتی ریل برگشت چطوری پیدامون می‌کنید؟

‫شاید یه راهی برای ارتباط باهاش بلد باشم

‫برید!

‫تالی، واقعاً این باعث میشه ‫بتونیم پرواز کنیم؟

‫اگه به قدر کافی سریع عمل کنه

‫عمل می‌کنه. وقتی داریم می‌پریم کنارم بمون

‫مشکلی برات پیش نمیاد

‫بهتون که گفتم جواب میده

‫حالت خوبه؟

‫دیگه هرگز این کارو نمی‌کنم

‫چندین بار نزدیک بوده از دستش بدم، ابیگل

‫پیداش می‌کنیم. قول میدم

‫داره به سمت شمال میره. ‫سرعتشم خیلی زیاده

‫دارید میگید اون دختر خودشو کشت؟

‫تصور کنید برای کاماریا دیگه چه کارایی ‫حاضره بکنه

‫بعد از این قضیه مطمئنید دیگه؟

‫من نرخ رشد طاعون رو ردیابی کردم...

‫که لحظه‌ی دقیقی که مسموم شد رو ‫تعیین کنم

‫درست قبل از مصاحبه‌ی تلویزیونیش

‫سیلور، آلبان هرست رو مستقیم ‫آورد پیش پنلوپه

‫بعد رئیس دفتر منم با اون ‫دستش توی یه کاسه‌ست؟

‫متأسفانه همینطوره خانم

‫باید راجع به اینکه ‫چطور قراره اقدام کنیم، صحبت کنیم

‫می‌خوام سخنرانیم برای مردم رو ‫به امشب انتقال بدی

‫به مطبوعات خبر بده و هر قراری ‫که لازمه رو به یه روز دیگه موکول کن

‫اینطوری اقدام می‌کنیم

‫امشب می‌خواید به صورت عمومی ‫با سیلور مقابله کنید؟

‫اعلام می‌کنم که لایحه‌اش رو وتو کردم...

‫و بلانتون رو تحت تحقیقات جنایی قرار میدم

‫با کمال احترام، خانم رئیس‌جمهور ‫باید بگم که...

‫این چیزی نبود که مد نظر ‫ژنرال بلودر بود

‫سیلور فقط یه عروسک خیمه‌شب‌بازی کاماریاست

‫الان اگه برید سراغش، رهبر اصلی‌شون...

‫دوباره برمی‌گرده به درون سایه‌ها

‫به پترا بگو که شرمنده

‫ولی من چنین خیانتی...

‫در حکومتم رو تحمل نمی‌کنم

‫نمی‌ذارن بدون مبارزه بکشیدش پایین

‫تو هم باید تا الان دیگه فهمیده باشی...

‫که من از یه مبارزه‌ی خوب خوشم میاد

‫باید برگردیم به فورت سیلم

‫آماده‌سازی‌هایی باید انجام بشه

‫جهت حفظ امنیت شما، خانم رئیس‌جمهور

‫خانم رئیس‌جمهور، پالین مارتن ‫از شورای گریت ریور...

‫اینجاست و می‌خواد باهاتون...

‫در مورد واقعه‌ی کارخانه‌ی شیمیایی ‫صحبت کنه

‫شاید بخوای واسه این جلسه بمونی، ‫سروان کوارترمین

‫بفرما

‫گاهی وقتا سرنوشت بهمون لبخند می‌زنه

‫- از چی حرف می‌زنی؟ ‫- دوتا چهره که به صورتمون بزنیم...

‫می‌تونیم با پدر و مادرشون سوار ماشین بشیم

‫دیگه پای شهروندان عادی رو ‫وسط نمی‌کشیم، نیکته

‫باید صدای ریل رو از ذهنت خارج کنی

‫بیا فقط سوار این اتوبوسه بشیم

‫حالا تو دستور میدی؟

‫خواهش می‌کنم. فقط باید ‫به یه جای امن برم...

‫که بتونم سعی کنم با ریل ‫ارتباط برقرار کنم

‫و اگه جواب نداد چی؟

‫جواب میده

‫دوتا بلیط به مرز می‌خوایم

‫پائولین. بیا داخل

‫کِلی، سلام

‫زبان اوجیبوات داره قوی میشه

‫حالا که اینجایی، سروان کوارترمین...

‫فرض می‌گیرم حمله به سشن...

‫توسط واحد بلودر رو...

‫به رئیس‌جمهور اطلاع دادید

‫مدرکی داری که کار اونا بوده؟

‫ویدیوی دوربین مداربسته‌ی کارخونه ‫یه مقدار تاریکه...

‫ولی معاون شما به نظر مطمئن می‌اومد

‫با بلانتون صحبت کردی

‫گفت هر کمکی از دستش بر بیاد...

‫برای اجرای عدالت در حق اونا انجام میده

‫این قضیه واسه اون یه مسئله‌ی شخصیه

‫منم حاضرم همین پیشنهاد رو بکنم

‫دسترسی نظامی به سشن بده...

‫منم تضمین می‌کنم که شخصاً...

‫اونا رو فورت سیلم برگردونم

‫کنجکاوم اول بدونم این سربازها...

‫خودشون چه حرفی برای گفتن دارن

‫حرفی که دارن بزنن، ‫مربوط به امنیت کشوره

‫پائولین. ایالات متحده و سشن...

‫به هم کمک می‌کنن که پیشرفت کنن. مگه نه؟

‫همه‌ی اعضای شورا باهات موافق نیستن...

‫ولی من موافقم

‫خوبه

‫چون اصلاً دوست ندارم ببینم چیزی...

‫مانع این مسئله میشه. ‫به خصوص این قضیه

‫به محض اینکه بازداشت شدن ‫باهاتون تماس می‌گیریم

‫اونا از قدرتمندترین ساحره‌هایی هستن ‫که تا حالا دیدم...

‫با این حال خیلی مطمئنی که می‌گیریدشون

‫تو هم اگه مرزی‌ها رو فرستاده بودی دنبالشون ‫مثل من مطمئن بودی

‫حدود بیست دقیقه دیگه به مرز...

‫آمریکا داکوتا خواهیم رسید

‫شرمنده رفقا

‫یه دقیقه بیشتر طول نمی‌کشه

‫چطوری پیدامون کرد؟

‫آروم باش. هنوز پیدامون نکرده

‫حالتون چطوره خانما؟

‫صبر کن. آدیل، نمی‌تونیم همینطوری ‫سرمونو بندازیم پایین، وارد شهر بشیم

‫زیادی کُند حرکت می‌کنیم. ‫کالیدا یه لحظه هم متوقف نشده

‫فکر نکنم بتونیم سریع‌تر از این بریم

‫اگه مرزی‌ها نگرفته باشنش چی؟

‫ممکنه کاماریا اونو گرفته باشه

‫- اصلاً ممکنه حتی... ‫- اگه اونا گرفته بودنش...

‫اونوقت دلم به حال کاماریا می‌سوخت

‫داریم گمش می‌کنیم. یه استراتژی جدید ‫لازم داریم. همین الان

‫می‌تونی ما رو ببری ‫جایی که کالیدا قراره بره؟

‫نمی‌تونم

‫ولی تو چند روز جلوتر رو دیدی. مگه نه؟

‫فقط آینده‌ی خودمو دیدم

‫حتی اون موقع هم نمی‌دونستم ‫دقیقاً چه زمانیه

‫خیلی‌خب. شاید بتونی جلوتر...

‫و بعد از اینکه پیداش کردیم رو ببینی

‫می‌تونیم از اونجا به عقب برگردیم

‫تالی، خواهش می‌کنم

‫خواهش می‌کنم تلاشتو بکن

‫داریم به سمت یه جایی میریم

‫- شب شلوغیه ‫- ممکنه تله باشه

‫کافه‌ی بین راهی تو ریورز

‫کالیدا چی؟

‫نه. ندیدمش

‫خواهش می‌کنم، تالی

‫گفتم که، خطر داره

‫خواهش می‌کنم ادامه بده

‫داروتو بخور، تالی کریون

‫یه سری کارا باید انجام بدی

‫چی شده؟ چی می‌بینی؟

‫می‌بینیش؟

‫ابیگل

‫ابیگل، شاید بهتر باشه ترمزتو بکشی

‫کالیدا رو دیدم

‫حالش خوب بود؟

‫آره. خوب بود. داخل کافه‌ی بین راهی بود

‫کالیدا رو توی بار دیدی؟

‫آخه به نظر نمی‌اومد مشروب بخوره که

‫به گمونم. نمی‌دونم...

‫توی مسیر کارخانه‌ی شیمیایی...

‫از یه شهر به اسم تو ریورز رد شدیم

‫خیلی دور نیست

‫آلبی

‫دیر کردی

‫خدای من

‫خیلی داغون شدی

‫عذر می‌خوام

‫خارج شدن از سشن طولانی‌تر از ‫اون چیزی بود که امیدوار بودم

‫حتماً خیلی خسته شدی

‫خواهش می‌کنم بیا بشین

‫اصلاً نمی‌تونم تصور کنم ‫چه سختی‌هایی کشیدی

‫قشنگ غافلگیرمون کردن

‫نمی‌دونم چطوری از برنامه‌مون خبر داشتن

‫خدای من

‫حالا من مثل تو دکتر نیستم...

More Farsi Persian subtitles for Motherland: Fort Salem

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left