نخستین 200 خط.
آنچه گذشت...
در زمانهای دور، شش خواهر راهی مأموریتی مقدس...
برای آوردن قدرت تکلم برای انسانها شدن
این زبان مشترک، ریشهی تمام...
زبانهای جهان هستش
من به شخصه...
به وارد شدن سم نظارت میکنم
آره، با کار من روی صخره...
و به لطف تلاشهای من برای جمع کردن بودجه...
پایان کارشون رو تضمین کردیم
یه چیز کوچولو که پیدا کردم
هیچی واقعاً نمیمیره
فقط همیشه میخوام بتونم...
هرجا که بودی بهت سلام کنم
میدونم چرا ریل حالش بده. نه!
- سیلا - نرو!
نباید نگران باشیم
میسلیوم اونو برده که حالشو خوب کنه
مامان؟
حتماً از همین استفاده میکنن...
که میسلیوم رو مسموم کنن
دستورات جدید
کسی از اونا مونده؟
هرستـه
متوجه شدم که اون مو طلاییه پیشتون نیست
حالش خوبه؟
باید کالیدا رو پیدا کنم
- نمیتونن منو ببینن - باید بریم. همین الان
چیزی که اصلاً نمیخوایم...
اینه که مرزیها بو ببرن که اینجاییم
این داستانا واسه برقراری نظمه
اونا لولوخورخورهان
حتماً یه جا قایم شده
مگه اینکه مرزیها برده باشنش
اونوقت از قطبنمای خون استفاده میکنیم که پیداش کنیم
هیچی نیست
این صدا به نظر بیشتر از هیچی بود
ریل بهمون گفت دست کم نگیریمشون
اگه بگیرنمون، با غل و زنجیر برمیگردوننمون به واشنگتن
وقتشه که موضع خودمونو حفظ کنیم
مبارزهی ما با مرزیها نیست
- راه دیگهای داری؟ - من شاید داشته باشم
یه چندتایی کم داری
برید. کالیدا رو پیدا کنید. ببریدشون
ما سشن رو مثل کف دست میشناسیم. میتونیم گمشون کنیم
عاشق اعتماد به نفستم، رمزهورن
نقشه سر جاش میمونه. توی غرب میاییم پیش هم
وقتی ریل برگشت چطوری پیدامون میکنید؟
شاید یه راهی برای ارتباط باهاش بلد باشم
برید!
تالی، واقعاً این باعث میشه بتونیم پرواز کنیم؟
اگه به قدر کافی سریع عمل کنه
عمل میکنه. وقتی داریم میپریم کنارم بمون
مشکلی برات پیش نمیاد
بهتون که گفتم جواب میده
حالت خوبه؟
دیگه هرگز این کارو نمیکنم
چندین بار نزدیک بوده از دستش بدم، ابیگل
پیداش میکنیم. قول میدم
داره به سمت شمال میره. سرعتشم خیلی زیاده
دارید میگید اون دختر خودشو کشت؟
تصور کنید برای کاماریا دیگه چه کارایی حاضره بکنه
بعد از این قضیه مطمئنید دیگه؟
من نرخ رشد طاعون رو ردیابی کردم...
که لحظهی دقیقی که مسموم شد رو تعیین کنم
درست قبل از مصاحبهی تلویزیونیش
سیلور، آلبان هرست رو مستقیم آورد پیش پنلوپه
بعد رئیس دفتر منم با اون دستش توی یه کاسهست؟
متأسفانه همینطوره خانم
باید راجع به اینکه چطور قراره اقدام کنیم، صحبت کنیم
میخوام سخنرانیم برای مردم رو به امشب انتقال بدی
به مطبوعات خبر بده و هر قراری که لازمه رو به یه روز دیگه موکول کن
اینطوری اقدام میکنیم
امشب میخواید به صورت عمومی با سیلور مقابله کنید؟
اعلام میکنم که لایحهاش رو وتو کردم...
و بلانتون رو تحت تحقیقات جنایی قرار میدم
با کمال احترام، خانم رئیسجمهور باید بگم که...
این چیزی نبود که مد نظر ژنرال بلودر بود
سیلور فقط یه عروسک خیمهشببازی کاماریاست
الان اگه برید سراغش، رهبر اصلیشون...
دوباره برمیگرده به درون سایهها
به پترا بگو که شرمنده
ولی من چنین خیانتی...
در حکومتم رو تحمل نمیکنم
نمیذارن بدون مبارزه بکشیدش پایین
تو هم باید تا الان دیگه فهمیده باشی...
که من از یه مبارزهی خوب خوشم میاد
باید برگردیم به فورت سیلم
آمادهسازیهایی باید انجام بشه
جهت حفظ امنیت شما، خانم رئیسجمهور
خانم رئیسجمهور، پالین مارتن از شورای گریت ریور...
اینجاست و میخواد باهاتون...
در مورد واقعهی کارخانهی شیمیایی صحبت کنه
شاید بخوای واسه این جلسه بمونی، سروان کوارترمین
بفرما
گاهی وقتا سرنوشت بهمون لبخند میزنه
- از چی حرف میزنی؟ - دوتا چهره که به صورتمون بزنیم...
میتونیم با پدر و مادرشون سوار ماشین بشیم
دیگه پای شهروندان عادی رو وسط نمیکشیم، نیکته
باید صدای ریل رو از ذهنت خارج کنی
بیا فقط سوار این اتوبوسه بشیم
حالا تو دستور میدی؟
خواهش میکنم. فقط باید به یه جای امن برم...
که بتونم سعی کنم با ریل ارتباط برقرار کنم
و اگه جواب نداد چی؟
جواب میده
دوتا بلیط به مرز میخوایم
پائولین. بیا داخل
کِلی، سلام
زبان اوجیبوات داره قوی میشه
حالا که اینجایی، سروان کوارترمین...
فرض میگیرم حمله به سشن...
توسط واحد بلودر رو...
به رئیسجمهور اطلاع دادید
مدرکی داری که کار اونا بوده؟
ویدیوی دوربین مداربستهی کارخونه یه مقدار تاریکه...
ولی معاون شما به نظر مطمئن میاومد
با بلانتون صحبت کردی
گفت هر کمکی از دستش بر بیاد...
برای اجرای عدالت در حق اونا انجام میده
این قضیه واسه اون یه مسئلهی شخصیه
منم حاضرم همین پیشنهاد رو بکنم
دسترسی نظامی به سشن بده...
منم تضمین میکنم که شخصاً...
اونا رو فورت سیلم برگردونم
کنجکاوم اول بدونم این سربازها...
خودشون چه حرفی برای گفتن دارن
حرفی که دارن بزنن، مربوط به امنیت کشوره
پائولین. ایالات متحده و سشن...
به هم کمک میکنن که پیشرفت کنن. مگه نه؟
همهی اعضای شورا باهات موافق نیستن...
ولی من موافقم
خوبه
چون اصلاً دوست ندارم ببینم چیزی...
مانع این مسئله میشه. به خصوص این قضیه
به محض اینکه بازداشت شدن باهاتون تماس میگیریم
اونا از قدرتمندترین ساحرههایی هستن که تا حالا دیدم...
با این حال خیلی مطمئنی که میگیریدشون
تو هم اگه مرزیها رو فرستاده بودی دنبالشون مثل من مطمئن بودی
حدود بیست دقیقه دیگه به مرز...
آمریکا داکوتا خواهیم رسید
شرمنده رفقا
یه دقیقه بیشتر طول نمیکشه
چطوری پیدامون کرد؟
آروم باش. هنوز پیدامون نکرده
حالتون چطوره خانما؟
صبر کن. آدیل، نمیتونیم همینطوری سرمونو بندازیم پایین، وارد شهر بشیم
زیادی کُند حرکت میکنیم. کالیدا یه لحظه هم متوقف نشده
فکر نکنم بتونیم سریعتر از این بریم
اگه مرزیها نگرفته باشنش چی؟
ممکنه کاماریا اونو گرفته باشه
- اصلاً ممکنه حتی... - اگه اونا گرفته بودنش...
اونوقت دلم به حال کاماریا میسوخت
داریم گمش میکنیم. یه استراتژی جدید لازم داریم. همین الان
میتونی ما رو ببری جایی که کالیدا قراره بره؟
نمیتونم
ولی تو چند روز جلوتر رو دیدی. مگه نه؟
فقط آیندهی خودمو دیدم
حتی اون موقع هم نمیدونستم دقیقاً چه زمانیه
خیلیخب. شاید بتونی جلوتر...
و بعد از اینکه پیداش کردیم رو ببینی
میتونیم از اونجا به عقب برگردیم
تالی، خواهش میکنم
خواهش میکنم تلاشتو بکن
داریم به سمت یه جایی میریم
- شب شلوغیه - ممکنه تله باشه
کافهی بین راهی تو ریورز
کالیدا چی؟
نه. ندیدمش
خواهش میکنم، تالی
گفتم که، خطر داره
خواهش میکنم ادامه بده
داروتو بخور، تالی کریون
یه سری کارا باید انجام بدی
چی شده؟ چی میبینی؟
میبینیش؟
ابیگل
ابیگل، شاید بهتر باشه ترمزتو بکشی
کالیدا رو دیدم
حالش خوب بود؟
آره. خوب بود. داخل کافهی بین راهی بود
کالیدا رو توی بار دیدی؟
آخه به نظر نمیاومد مشروب بخوره که
به گمونم. نمیدونم...
توی مسیر کارخانهی شیمیایی...
از یه شهر به اسم تو ریورز رد شدیم
خیلی دور نیست
آلبی
دیر کردی
خدای من
خیلی داغون شدی
عذر میخوام
خارج شدن از سشن طولانیتر از اون چیزی بود که امیدوار بودم
حتماً خیلی خسته شدی
خواهش میکنم بیا بشین
اصلاً نمیتونم تصور کنم چه سختیهایی کشیدی
قشنگ غافلگیرمون کردن
نمیدونم چطوری از برنامهمون خبر داشتن
خدای من
حالا من مثل تو دکتر نیستم...
No comments yet. Be the first to leave one.